راح روح
وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنفُسِکُمْ، أَفَلَا تُبْصِرُونَ




فروردین 1400
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      





طرح محتوی وبلاگ جهت امور پژوهشی در منابع معتبر شیعه تنظیم شده است. کافیست کلیدواژه مورد نظر خود را در قسمت جست و جو وارد نمایید.



جستجو





موضوعات


  • همه
  • ✔آیات آرام بخش
  • ✔اسلام محمدی این است
  • ✔خاکستر بر باد رفته
  • ✔خدا خبر می دهد
  • ✔سلمان فارسی سلمان محمد
  • ✔شاعرانه ها
  • ✔شور عشق با معشوق
  • ✔مطلب ندارد
  • ✔کلام امیر









  • عکس های اخیر


    پایه های کفر
    اصرار بر گناه
    کوچک شمردن گناه
    گناهان کبیره
    دنیا و حریص بودن
    آثار گناه
    آثار گناه
    خشم و غضب
    روحی که مومن با آن تائید می شود
    فضیلت فقر در میان مسلمین
    مومن و فلسفه بلا
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
    حسد
    عصبیت
    کبر
    عجب
    ویژگی های مومنان
    رابطه تشیّع و صبر
    رابطه تشیّع و صبر
    مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
    مجموعه روایات درباره صفات مومن
    مجموعه روایات درباره تقیه
    اهمیت سالم ماندن دین از آفت ها
    حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
    ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
    ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
    ثواب لباس پوشاندن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
    مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
    مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
    رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
    مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
    مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
    مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
    مجموعه روایات درباره پدر و مادر
    مجموعه روایات درباره صله رحم
    مجموعه روایات درباره بی نیازی از مردم
    مجموعه روایات باب انصاف و عدالت
    مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
    مجموعه روایات درباره قناعت
    راه تجارت پر سود
    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
    مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
    مجموعه روایات درباه باب تواضع
    مجموعه روایات درباره نرمی و ملاطفت
    مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
     
      تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای چهل و نهم) ...
    تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای چهل و نهم)

     


    خدايا!

    تو مرا راه نمودي و من بيهودگي را پيشه ساختم؛

    پندم دادي و من سنگدلي ورزيدم؛

    عطاياي نيك دادي و من نافرماني كردم.

    آن گاه چون آنچه مرا از آن باز داشته بودي، به من شناساندي و من بدان آگاه شدم،

    آمرزش طلبيدم و تو مرا بخشودي.

    سپس دوباره خود را به گناه آلودم تو پرده پوشي كردي.

    پس حمد و ستايش تو را سزد اي معبود من.


    خود را به درّه‌هاي نيستي درافكندم،

    و به كوره راه‌هاي نابودي درآمدم،

    و در آن ميان، خود را با تندباهاي خشم تو روبرو كردم،

    و با شعله‌هاي عذابت مواجه گرديديم.


    با اين همه، تنها دستاويز من براي رسيدن به تو، يگانه دانستنِ توست،

    و تنها وسيله‌ي من اين است كه هرگز چيزي را در خدايي با تو شريك ندانسته‌ام،

    و با وجود تو، معبود ديگري نگرفته‌ام،

    و اينك خود به سويت آمده‌ام، كه تو گريزگاه بدكاراني،

    و پناهگاه آن كس كه بهره‌ي خود را تباه كرده و به تو پناه آورده است.

     

     

    نيايش آن حضرت براي دفع حيله‌ي دشمنان


    چه بسا دشمني كه شمشير دشمني‌اش را بر من آخت،

    و لبه ي خنجرش را براي كشتن من تيز و برّان ساخت،

    و دم برنده‌ي آن را به قصد جان من پرداخت،

    و زهرهاي كُشنده را با آبِ خوردن من درهم آميخت،

    و تيرهاي بي‌خطاي خود را به سوي من نشانه رفت،

    و چشمان مراقبش يك لحظه از من غافل نگرديد و در خواب نشد،

    و در دل آورد كه مرا گزندي رسانَد و تلخاب دشمني‌اش را به كام من ريزد.


    و تو اي معبود من!

    ديدي كه من از برداشتن بار سنگين رنج‌ها ناتوانم،

    و از انتقام آن كه قصدش جنگيدن با من است درمانده‌م،

    و در ميان دشمنانِ بسيار خود تنهايم؛

    همانان كه در كمين‌اند تا مرا آن گونه آسيبي رسانند كه هرگز بدان نينديشيده‌ام.


    سپس، پيش از آن كه بخواهم، تو ياري‌ام كردی

    و به قصد خود پشت مرا محكم ساختي.

    برّاني شمشيرش را بي‌اثر كردي،

    و او را با آن همه يارانِ بي‌شمارَش تنها گذاشتي،

    و مرا بر او پيروز نمودي،

    و تيرهايي را كه به قصد جان من رها كرده بود،

    به سوي خودش بازگرداندي،

    و بي‌آن كه باد خشمش را فرو نشانَد و سوز كينه‌اش را تسكين دهد، او را به عقب راندي،

    و در آن حال كه ياران و سپاهيانش به وعده‌ي خود وفا نكردند، سرانگشت خود را با دندان گَزيد

    و پشت به ميدان جنگ كرد و گريخت.


    و چه بسا ستمكاراني كه با فريب و نيرنگ خود بر من دست گشود،

    و دام‌هاي خويش بر سَرِ راه من بگسترد،

    و به جستجوي من همّت گماشت،

    و همچون درّنده‌اي كه در كمين صيد گريخته‌ي خود نشسته، در كمين من بنشست؛

    در انتظار فرصتي كه شكار خود را به چنگ آورَد.

    و در حالي كه با چاپلوسي به من روي خوش نشان مي‌داد، مرا با نگاهي كينه‌توزانه مي‌نگريست.


    آن گاه كه تو، اي معبود من !ـ كه نامت بلند و فرخنده باد ـ

    فسادِ باطن و زشتيِ نهانش را ديدي،

    او را با سر در همان گودالي افكندي كه براي به دام انداختن من فراهم كرده بود،

    و در آن سرنگونش ساختي،

    تا اين كه پس از آن همه سركشي، با ذلّت و خواري به همان دامي درافتاد كه مي‌انديشيد مرا گرفتار آن سازد.

    و اگر نبود رحمت تو، نزديك بود كه هر چه بر سَرِ او آمد، بر سَرِ من نيز بيايد.


    و چه بسا حسودي كه آسايش من سبب شد غصه راه گلويش را ببندد

    و خشم چون استخواني حلقومش را بخراشد،

    پس به زبان تيز خود مرا آزرد،

    و با تهمت عيب و نقص خود را بر من نهاد،

    و آبروي مرا آماج تيرهاي كينه‌ي خود ساخت،

    و خصلت‌هاي زشتي را كه خود يكدم از آنها جدا نبودم، بر من بست،

    و با مكر خود مرا به خشم آورد، و با نيرنگ خود قصد جانم كرد.


    پس اي معبود من!

    تو را ندا دادم، در حالي كه از تو مي‌خواستم به فريادم رسي،

    و مطمئن بودم كه به زودي مرا پاسخ مي‌دهي،

    و مي‌دانستم كه هر كس در سايه‌ي لطف و حمايتت پناه گيرد، ستم ديده نشود،

    و هر كه خود را به سنگر انتقامت رسانَد، بيم و هراسش نباشد.

    پس تو مرا به قدرت خود، از بي‌رحميِ او پناه دادي.

     


    و چه بسا ابرهاي بلا را كه از فراز سرم پراكندي،

    و چه بسا ابرهاي پُر نعمت را كه بر من باراندي،

    و جويبارهاي رحمت را كه براي من جاري كردي،

    و جامه‌هاي تن درستي را كه بر تنِ من پوشاندي.

    چه بسا چشم‌هاي حوادث كه مرا مي‌پاييد و تو كورشان كردي،

    و چه بسا پرده‌هاي تاريكِ غم كه آنها را كنار زدي.


    چه بسا گمانِ نيكو كه در حقّ من به واقعيت رسانيدي.

    چه بسا تهي‌دستيِ مرا كه با توانگري جبران كردي.

    چه بسا كه در سختي‌ها از پا فتادم و تو مرا بر سَرِ پا آوردي.

    چه بسا بيچارگي‌اي كه تو يكباره آن را دگرگون كردي.


    اينها همه انعام و احسان تو بود،

    و من همچنان در نافرماني تو سخت مي‌كوشيدم،

    ولي بدكرداري من مانع نشد كه احسان خود را در حق من به كمال رساني،

    و نيك رفتاري تو با من سبب نگرديد كه از كارهايي كه موجب خشم توست، بپرهيزم.

    آري، تو درباره‌ي آنچه مي‌كني بازخواست نشوي.


    به خدا سوگند كه چون چيزي از تو خواستند، بخشيدي،

    و بي آن كه بخواهند، نيز عطا كردي،

    وچون فضل تو را طلب كردند، بخل نورزيدي.

     

    اي مولاي من!

    تو از هر چه اِبا كني، احسان و نعمت بخشيدن و نيكي انعام را دريغ نخواهي كرد،

    و من از هر چه دوري كنم، از انجام دادن محرّمات و پا فراتر نهادن از حدود احكامت

    و غفلت نمودن از بيم‌دادن‌هايت خود را نگاه نخواهم داشت.

    پس حمد و ستايش تو را سزد اي معبود من، اي مقتدري كه شكست ناپذيري، و اي مهلت دهنده‌اي كه شتاب نمي‌ورزي.


    اين جايگاه كسي است كه به نعمت‌هاي بسيار تو معترف است،

    ولي آنها را با كوتاهي در سپاسگزاري تو، پاسخ گفته

    و اينك عليه خود گواهي مي‌دهد كه احكام و حدودت را تباه كرده است.


    خدايا!

    من با تمسّك به مقام بلند محمد و راه روشن علي به تو تقرّب مي‌جويم،

    و به واسطه‌ي آن دو به تو روي مي‌آوم،

    بدان اميد كه مرا از گزند بدي‌هايي كه خود مي‌داني پناه دهي،

    كه اين كار با وجود توانگري‌ات تو را به سختي نيندازد،

    و پيش قدرتت مشكل ننمايد، كه تو بر هر كار توانايي.


    پس اي معبود من!

    رحمت و دوام توفيق خود را به من ارزاني كن

    تا آن را نردباني سازم براي بالا رفتن به سوي خشنودي تو

    و ايمن شدن از عقوبت تو، اي مهربان‌ترينِ مهربانان.

     .

    دعای چهل و نهم صحیفه سجادیه

    موضوعات: ✔مطلب ندارد
    [جمعه 1400-01-20] [ 11:49:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای چهل و هشتم) ...
    تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای چهل و هشتم)

    نيايش آن حضرت در روز عيد قربان و جمعه

     

    خدايا!

    امروز روزي مبارك و فرخنده است

    و مسلمانان در هر گوشه و كنار زمين، گرد هم آمده‌اند؛

    گروهي به نياز خواهي از تو،

    عدّه‌اي در طلب نعمت‌هايت،

    جمعي اميدوار،

    و دسته‌اي با ترس و لرز،

    و تو نيازهاي ايشان را مي‌بيني.

    حال از تو مي‌خواهم كه به لطف و كرم خود، و به آسان بودن خواهش من نزد تو، بر محمد و خاندانش درود فرستي.


    خدايا!

    اي پرودرگار ما، از آنجا كه فرمانرواييِ هستي از آنِ تو، و حمد و ستايش براي توست، و جز تو هيچ خدايي نيست،

    و تويي آن خداوند بردبارِ بزرگوارِ مهربانِ بخشنده‌ي نعمت و صاحب شكوه و بزرگي و پديد آورنده‌ي آسمان‌ها و زمين،

    از تو مي‌خواهم كه هرگاه ميان بندگانِ مؤمن خود نيكي و تن درستي و بركت و هدايت و توفيقِ بندگي را تقسيم كني،

    يا به كار خيري بر آنان منّت نهي و به وسيله‌ي آن به سوي خود هدايت‌شان فرمايي،

    يا آنان را نزد خود والا مرتبه گرداني،

    و يا از خوبي‌هاي دنيا و آخرت چيزي به آنان عطا كني،

    نصيب و بهره‌ي من از اين بخشش‌ها را بيفزايي.


    خدايا!

    از آن جا كه فرمانروايي هستي از آنِ تو، و حمد و ستايش براي توست، و جز تو هيچ خدايي نيست،

    از تو مي‌خواهم كه بر محمد ـ كه بنده و فرستاده و حبيب و برگزيده‌ي تو از ميان آفريدگان است ـ

    و خاندان محمد ـ كه نيكان و پاكان و خيرخواهان‌اند ـ درود فرستي؛

    درودي كه تنها خود شمارش آن تواني كرد.

    و ما را در دعاهاي شايسته‌ي بندگان مؤمنت كه در اين روز تو را مي‌خوانند، شريك گرداني،

    اي پروردگار هستي‌ها! و ما و ايشان را بيامرزي، كه تو بر هر كار توانايي.

     

    خدايا!

    من با نياز خود به سوي تو آمده‌ام،

    و بارِ فقر و احتياج و تهي دستيِ خود را بر درگاه تو فرود آورده‌ام،

    در حالی كه اطمينان من به آمرزش و رحمت تو بيش از اطمينانم به كارهايي است كه انجام داده‌ام؛

    زيرا عرصه‌ي آمرزش و رحمت تو بسي پهناورتر از محدوده‌ي گناهان من است.

    پس بر محمد و خاندان محمد درود فرست و خودت هر نياز مرا برآورده ساز،

    كه تو بر اين كار قدرت داري، و اين بر تو آسان است،

    و من فقير درگاه تواَم و تو از من بي‌نيازي؛

    زيرا به هر خيري كه رسيده‌ام، به لطف تو بوده است،

    و جز تو كسي بدي‌ها را از من دور نكرده است،

    و من در كارِ اين جهان و آن جهانِ خود، به غير تو اميد ندارم.


    خدايا!

    كساني آماده و مهيّا شده‌اند كه به اميد عطاها و بخشش‌هاي مخلوقِ تو

    و رسيدن به صله‌ها و جايزه‌هايش، آهنگِ رفتن به سوي او كنند،

    اما من، اي خداي نعمت دهنده، امروز خود را مهيّا و آماده كرده‌ام كه به اميد آمرزش و احسان تو ساز و برگ سفر بربندم

    و در طلب عطايا و جايزه‌هايت به سوي تو آيم.


    خدايا!

    بر محمد و خاندانش درود فرست و امروز آن اميد مرا به نااميدي بدل مكن،

    اي آن كه اصرارِ خواهندگان تو را به زحمت نيندازد و عطايت از تو هيچ نكاهد.

    من نه به دلگرميِ كار شايسته‌ي خود به سوي تو آمده‌ام،

    و نه به اميد شفاعت هيچ آفريده‌اي، مگر شفاعت محمد و اهل‌بيت او، كه سلام تو بر او و آنان باد.

     

    توبه 


    به درگاهت آمده‌ام، با اقرار به گناه خود و ستمي كه بر خود روا داشته‌ام.

    آمده‌ام در حالي كه اميدم به آمرزش بزرگ توست كه با آن از خطاكاران درگذشته‌اي،

    و سرگرمي دراز مدت ايشان به گناه بزرگ، مانع نمي‌شود كه تو همچنان مِهر و مغفرت خود را نصيب آنان فرمايي.


    اي آن كه دامنه‌ي رحمتت بسي گسترده، و مجال عفو و بخششت بسيار است.

    اي خداي بزرگ، اي خداي بزرگ، اي خداي كريم، اي خداي كريم،

    بر محمد و خاندان محمد درود فرست و باز هم رحمت خود را به من كرامت كن،

    و به فضل خود مرا بنواز، و با آمرزش خود مرا احاطه نما.

     

    اهل البیت (علیهم السلام)


    خدايا!

    اين جايگاه براي جانشينان و برگزيدگان تو، و مكان امانتداران توست

    در آن درجات متعالي كه مخصوص ايشان گردانيده‌اي،

    ولي ديگران به ناحق آن را ربوده‌اند؛ و اين، تقدير تو بوده است.

    فرمان تو چيرگي ناپذير است،

    و از تدبير ناگزير تو، هر گونه و هر جا كه اراده كني، گريزي نيست.

    از آنجا كه تو به مقتضاي حكمت خود از همه داناتري، درباره‌ي آفرينش و اراده‌ي خود متهم نيستي؛

    تا اين كه برگزيدگان و جانشينانت شكست خوردند و حقّ‌شان از دست برفت،

    و اينك مي‌نگرند كه فرمان تو دگرگون شده، و كتابت به گوشه‌اي افتاده،

    و واجبات تو از سمت و سويي كه خود مقرّر فرموده‌اي منحرف گرديده،

    و سنت‌هاي پيامبرت در حال خود رها شده است.


    خدايا!

    دشمنان ايشان، از پيشينيان و پسينيان، را لعنت فرست،

    و كساني را كه به كارهاي آنان راضي بوده‌اند، و نيز ياران و پيروان‌شان را لعنت كن.


    خدايا!

    بر محمد و خاندانش درود فرست، كه تو ستوده خصال و بزرگواري؛

    همچون درودها و بركات و سلام‌هايت كه بر بندگان برگزيده‌ي خود، ابراهيم و خاندان ابراهيم، فرستاده‌اي.

    و در گشايش و آسايش و ياري كردن و قدرت بخشيدن و حمايت ايشان تعجيل فرما.


    خدايا!

    مرا از كساني قرار ده كه تو را يگانه مي‌دانند، و حق را پذيرفته‌اند، و فرستاده‌ات را تصديق كرده‌اند.

    و پيشواياني را كه طاعت آنان را لازم گردانده‌اي

    و برنامه‌ي توحيد و ايمان به تو به وسيله و به دست ايشان اجرا مي‌شود، از جان و دل پذيرا شده‌اند.

    چنين باد اي پروردگار هستي‌ها.


    خدايا!

    خشم تو را جز بردباري‌ات فرو نمي‌نشاند،

    و شدت خشمت را جز بخشش تو مانع نمي‌شود،

    و در برابر عذاب تو جز رحمتت پناهگاهي نيست،

    و جز زاري در پيشگاه تو، چيزي مرا از عقابت نجات نمي‌بخشد.

    پس بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

     

    و اي معبود من!

    تنها با قدرت خود، كه با آن بندگانِ بي‌جان خود را زنده مي‌كني و سرزمين‌هاي مرده را حيات مي‌بخشي، در كار ما گشايشي حاصل كن.


    اي معبود من!

    مرا به اندوه و غم نميران تا اين كه خواهشم را برآوري

    و اجابت دعايم را به من بنمايي

    و طعم تن درستي را تا زنده‌ام به من بچشاني.

    مرا دشمن شاد مگردان،

    و او را بر گردن من سوار مكن، و بر من چيره‌اش مساز.


    معبود من!

    اگر تو مرا بلند مرتبه گرداني، چه كسي خوار و ذليلم تواند كرد؟

    اگر تو مرا حقير سازي، كيست كه سربلندم نمايد؟

    اگر تو مرا گرامي بداري، چه كسي حقير و ناچيزم تواند شمرد؟

    اگر تو مرا به حقارت درافكني، ديگر چه كسي گرامي‌ام تواند داشت؟

    اگر تو مرا عذاب كني، كيست كه بر من رحمت آورَد؟

    و اگر هلاكم سازي، چه كسي مي‌تواند به اعتراض در برابرت بايستد يا از كارِ تو پرسش نمايد؟

    نيك دانسته‌ام كه حكم تو را ستمي در پي نيست،

    و تو در انتقام گرفتن شتاب نمي‌ورزي؛

    زيرا كسي شتاب مي‌كند كه مي‌ترسد چيزي را از دست بدهد،

    و كسي محتاج ستم است كه ناتوان باشد؛

    حال آن كه تو ـ اي معبود من ـ از اين چگونگي‌ها، برتري و والاتر.


    خدايا!

    بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا هدف تيرهاي بلا، و در برابر طوفانِ خشم خود قرار مده.

    مهلتم ده و اندوهم را ببَر.

    دستم را بگيرو از لغزش نگاه دار

    و با بلاهاي پي در پي ميازماي،

    كه تو ناتواني و بيچارگي و زاريِ مرا به درگاه خود مي‌بيني.


    خدايا!

    من امروز از خشم تو به خودت پناه مي‌آورم.

    پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا در پناه خود گير.

    از شدت خشمت از تو امان مي‌طلبم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا در امان دار.

    از تو مي‌خواهم كه مرا از عذاب خود ايمني بخشي. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا ايمن گردان.

    از تو هدايت مي‌جويم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا به راه راست ببَر.
    از تو مي‌خواهم كه ياري‌ام كني. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا مدد فرما.
    از تو رحمت و بخشش مي‌طلبم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و بر من رحمت آور.
    از تو مي‌خواهم كه مرا كفايت كني. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و خود مرا كفايت كن.
    رزق و روزيِ خود را از تو مي‌خواهم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و روزي‌ام را برسان.
    از تو ياري و كمك مي‌خواهم. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا ياري ده.
    از تو مي‌خواهم كه گناهان پيشين مرا بيامرزي. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا بيامرز.
    از تو مي‌خواهم كه مرا از گناه نگه داري. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا نگاه دار،

    كه اگر تو بخواهي، من هرگز به كاري كه ناپسند تو باشد، باز نخواهم گشت.


    اي پروردگار من! اي پرودرگار من! اي مهربان! اي بخشنده! اي صاحب بزرگي و احسانِ تمام!

    بر محمد و خاندانش درود فرست

    و همه‌ي آنچه را از تو خواسته‌ام و طلب كرده‌ام و با آن به تو روي آورده‌ام، به من ارزاني كن.

    آن را براي من بخواه و مقدّر نماي،

    و به مقتضاي آن فرمان بِران و آن را روا بدار.

    و در آن خواسته‌ها كه بر مي‌آوري، خير ما قرار ده،

    و آن را براي من پُر بركت ساز،

    و با آن بر من تفضّل فرما.

    و با آنچه به من عطا مي‌كني، نيك بختم گردان،

    و از فضل خود و نيكي‌هاي گسترده كه نزد توست بر من بيفزا،

    كه تو توانگر و بخشنده‌اي،

    و آن را به نيكي و نعمت‌هاي آخرت پيوند بزن،

    اي مهربان‌ترينِ مهربانان.

    .

    دعای چهل و هشتم

    صحیفه سجادیه

    .

    موسسه فرهنگی موعود

     

    ادامه »

    موضوعات: ◀تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه, ◀توبه, ✔مطلب ندارد, جایگاه اهل بیت علیهم السلام
     [ 11:37:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت