گناهان کبیره

مجموعه روایات در باب گناهان کبیره

 

روایت اول)

 امام صادق علیه السلام درباره قول خداوند متعال « ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه نکفر عنکم سیئاتکم و ندخلکم مدخلا کریما» فرمود: گناهان کبیره آنهائی هستند که خداوند متعال دوزخ را برای آنها واجب ساخته است.

 

روایت دوم)

محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: کبائر هفت گناه است: 1.کشتن مومن به عمد 2.متهم ساختن زن پاکدامن 3.فرار از جهاد 4.تعرب بعد از هجرت 5.خوردن مال یتیم به ناحق 6.خوردن ربا بعد از دانستن آن 7.هر چه خدا دوزخ را بر آن واجب کرده است.

شرح: تعرب بعد از هجرت در صدر اسلام نسبت به کسانی بوده که از مکه و آبادی های دیگر کفرنشین به مدینه و مرکز اسلام هجرت نموده بودند برگشتن آنها به بلاد کفر تعرب بعد ازهجرت می گفتند و به منزله ارتداد تلقی می‌شد. ولی در اعصار ائمه علیهم السلام و دوران غیبت تعرب این است که مسلمانی در بلاد کفر بوده و در آنجا اظهار اسلام و تعلم احکام، ممنوع و معذور باشد ، اقامت او در آنجا از گناهان کبیره است. به عبارتی مسلمان راضی باشد که در بلاد کفر و جایی که دست رسی به احکام اسلام ندارد توطن کند با وجود آن که رفتن به دیار اسلام برایش ممکن باشد. پس چنین شخصی با مشرک فرق ندارد. برخی از علما تعرب را تعمیم داده و حتی شامل کسی دانسته اند که مشغول تحصیل علمی شود و سپس ترک آن کند.

 

روایت سوم)

نعمان رازی گویدشنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: هر که زنا کند از ایمان خارج شود و هر که می بنوشد از ایمان خارج شود و هرکه یک روز از ماه رمضان را عمدا افطار کند از ایمان خارج شود.

 

روایت چهارم)

محمد بن عبده گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: زناکار در حال زنا مومن نیست؟

فرمود: نه، زمانی که روی شکم آن زن است ایمان از او سلب شود و چون برخاست برگردد و باز اگر به زنا برگشت سلب شود.

عرض کردم: اول که آهنگ برگشتن به زنا دارد(پس چرا ایمانش بر می گردد و مومن گفته می شود؟)

فرمود: چه بسیار کسان که آهنگ برگشتن دارند ولی هرگز بر نمی گردد.

 

روایت پنجم)

امام صادق علیه السلام راجع به قول خداوند متعال:«الذین یجتنبون کبائر الإثم و الفواحش الا اللمم» فرمود: زشتکاری ها زنا و سرقت است و گناه خرد این است که کسی آهنگ گناه کند و سپس از خدا آمرزش خواهد.

عرضکردم: میان گمراهی و کفر منزلی است؟

فرمود: دست آویزهای ایمان بسیار است.

شرح: بنا به قولی کبائر گناهانی است که مرتکبش را به دوزخ می برد و فواحش گناهانی است که حد دارد مانند زنا و شرب خمر و سرقت و لمم گناهان صغیره است مانند نگاه کردن و بوسیدن حرام. و امام سوال و جواب آخر روایت ظاهرا مقصود سائل این است که آیا هر گمراهی کافر است یا ممکن است گمراهی باشد که کافر نباشد. امام علیه السلام در مقام جواب دومی را انتخاب کرده و می فرماید: دست آوزیهای ایمان بسیار است: برخی از آنها مانند شهادتین است که اگر کسی ترک کند کافر است و بعضی واجبات و محرماتی است با درجات مختلف و ترک بعضی از واجبات و اتیان برخی از محرمات تنها موجب ظلالت می شود نه کفر و خلاصه آنکه میان ایمان کامل و کفر مطلق ضلالت است و آن درجات بسیاری دارد.

 

روایت ششم)

عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السلام راجع به کبائر پرسیدم.

فرمود: آنها در کتاب علی علیه السلام هفت است: 1.کفر به خدا 2.آدم کشی 3.نافرمانی پدر و مادر 4. خوردن ربا بعد از دانستن 5.خوردن مال یتیم 6. فرار از جهاد 7. تعرب بعد از هجرت. عرض کردم: اینها بزرگترین گناهان است؟

فرمود: آری. عرض کردم: گناه خوردن یک درهم از مال یتیم به ناحق بزرگتر است یا ترک نماز؟ فرمود: ترک نماز عرض کردم : شما که ترک نماز را از کبائر نشمردی؟ فرمود: نخستین چیزی که به و گفتم چه بود؟

عرض کردم: کفر؟

فرمود: تارک نماز کافر است (یعنی بدون علت و عذر.)

 

روایت هفتم)

امام صادق علیه السلام فرمود: گناهان کبیره: نومیدی از رحمت خداست (در دنیا) و یاس از مرحمت او (در آخرت) و ایمنی از مکر خدا(یعنی از عذاب او) و قتل نفسی که خدا حرام کرده و نافرمانی پدر و مادر و خوردن مال یتیم به ناحق و خوردن ربا بعد از دانستن و تعرب بعد از هجرت و متهم ساختن زن پاکدامن و فرار از جهاد.

به امام عرض شد: بفرمائید کسی که مرتکب کبیره شده و بی توبه بمیرد از ایمان خارج است؟ و عذاب او مانند مشرکین باشد یا پایان می پذیرد؟

فرمود: اگر معتقد شود که ان گناه حلال است از اسلام بیرون رود و به عذاب سخت معذب شود ولی اگر اعتراف کند که گناه کبیره کرده و بر او حرام است و در ارتکابش عذاب می شود و حلالا نیست، عذاب می شود ولی عذابش از اولی سبک نر است و آن گاه از ایمان بیرونش می برد ولی از اسلام خارجش نمی کند.

 

روایت هشتم)

زبیر کناسی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که چون پدرش او را بخواند لعنتش کند و کسی که چون پسرش اجابت کند او را به ناحق بزند.

شرح: گویا این روایت اشاره به عقوق والدین دارد و کبیره بودن گناه شامل هر دو طرف پدر و پسر می شود.

 

روایت نهم)

 اسحاق بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: در گناهان کبیره هم استثنا هست که خدا برای هر که خواهد بیامرزد؟

فرمود: آری.

 

روایت دهم)

امام صادق علیه السلام راجع به آیه« و من یوتی الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا» فرمود: مقصود معرفت امام و دوری از گناهان کبیره ای است که خدا برای آنها دوزخ را واجب فرموده است.

 

روایت یازدهم)

 اصبغ بن نباته گوید: مردی خدمت امیر المومنین صلوات الله علیه آمد و عرض کرد: یا امیر المومنین! برخی از مردم عقیده دارند که بنده تا ایمان دارد زنا نکند و سرقت ننماید و شراب ننوشد و ربا نخورد و خون محترم را نریزد این عقیده بر من گران آمده و از آن دلتنگ شده ام؛ زیرا چنان بنده ایی هم نماز مرا می خواند و مثل من دعا می کند. او از من زن می گیرد و من از او زن می گیرم و سپس از یکدیگر ارث می بریم با وجود این برای گناه کوچکی که بدان آلوده شده از ایمان خارج می شود؟

امیر المومنین صلوات الله علیه فرمود: راست گوئی. من هم از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود و دلیلش هم کتاب خداست که خدای عزّوجلّ مردم را سه طبقه آفرید و سه درجه جایگزینشان فرمود و این همان قول خدای عزّوجلّ است در قرآن:1- اصحاب میمنه 2-اصحاب مشمئه 3-سابقون.

اما آنچه درباره سابقون فرموده است که آنها پیغمبرانی هستند مرسل و غیرمرسل که خدا در آنها پنج روح قرار داده: 1.روح القدس 2.روح الایمان 3.روح القوه 4.روح الشهوه 5.روح البدن. به وسیله روح القدس بعثت آنها به پیغمبری مرسل و غیر مرسل انجام شد و نیز به وسیله آن همه چیز را دانستند و با روح ایمان خدا را عبادت کردند و چیزی را شریک او نساختند و با روح قوت با دشمن خود جنگیدند و به امر معاش خود پرداختند و با روح شهوت از طعام لذیذ و نزدیکی حلال با زنان جوان برخوردار گشتند و با روح بدن جنبیدند و راه رفتند این دست آمرزیده اند و از گناهان (ترک اولای آنها) چشم پوشی شده است.

سپس فرمود: خدای عزّوجلّ فرماید:«تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض منهم من کلم الله و رفع بعضهم درجات و آتینا عیسی ابن مریم البینات و ایدناه بروح القدس». سپس درباره جماعت آنها فرمود:«و ایدهم بروح منه»یعنی با آن روح ارجمندشان داشت و بر دیگرانشان برتری داد. این دسته نیز آمرزیده اند و از گناهانشان چشم پوشی شده است.

سپس اصحاب میمنه را یاد فرموده و آنها همان مومنین حقیقی هستند که خدا در آنها چهار روح نهاده: روح ایمان، روح قوت، روح شهوت و روح بدن. بنده همواره درصدد تکمیل این ارواح است و حالاتی برایش پیش آید.

آن مرد گفت: یا امیرالمومنین! آن حالات چیست؟ فرمود: اما نخستینش چنان است که خدای عزّوجلّ فرمادید:« و منکم من یرد الی ارذل العمر لکیلا یعلم بعد علم شیئا». این کسی است که همه ارواحش کاسته شده ولی از دین خدا بیرون نرفته؛ زیرا خدای پرورش دهنده او به پست ترین دوران عمرش رسانیده است این چنین کسی وقت نمار را نفهمد و عبادت شب و روز را نتواند و نیز نتواند با مردم در صف(نماز) ایستد. این است کاهش روح ایمان و زیانی هم به صاحبش ندارد. برخی از آنها روح قوتش کاهش یابد که نتواند با دشمن بجنگد و نه طلب معاش تواند کرد. و برخی دیگر روح شهوتش کاسته شود که اگر زیباترین دختران آدم بر او بگذرد به او رغبت نکند و به سویش برنخیزد و تنها روح بدن باقی ماند که به وسیله آن بجنبد و راه رود تا ملک الموت بر سرش آید. پس این حالت خوب است؛ زیرا خدای عزّوجلّ با او چنین کرده و همچنین در دوران نیرومندی و جوانی حالاتی برایش پیش آید، قصد گناه می کند و روح قوت هم تحریکش می نماید و روح شهوت جلوه می دهد و روح بدن او را می کشاند تا به آن گناهش می رساند و چون بدان رسید ایمان از او گم شود و کناره گیرد و به سویش برنگردد تا توبه کند و چون توبه کرد خدا به او توجه فرماید و اگر گناه را تکرار کرد خدا او را به آتش دوزخ برد.

 اما اصحاب مشئمه، یهود و نصارا هستند که خدای عزّوجلّ می فرماید:«الذین آتیناهم الکتاب یعرفونه کما یعرفون ابناءهم» یعنی محمد(نبوت) و ولایت(اوصیاء) را در تورات و انجیل می شناسند چنانکه پسران خود را در خانه های خویش میشناسد«و ان فریقا منهم لیکتمون الحق و هم یعلمون» «الحق من ربک فلاتکونن من الممترین» و چون اینها آنچه را شناختند انکار کردند خدا به این بلا گرفتارشان کرد و روح ایمان را از آنها بگرفت و تنها سه روح را در پیکرشان جای داد: روح قوت و روح شهوت و روح بدن. سپس آنها را با چارپایان مربوط ساخت:«ان هم الا کالانعام» زیرا چارپا هم باروح قوت بار کشد و با روح شهوت علف خورد و با روح بدن راه رود . آنگاه سائل به امام عرض کرد: یا امیر المومنین دلم را زنده کردی به اذن خداوند.

 

روایت دوازدهم)

12-اسحاق بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: در گناهان کبیره هم استثنا می باشد که خدا برای هر که خواهد بیامرزد؟ فرمود: آری.

 

روایت سیزدهم)

13-امام صادق علیه السلام راجع به آیه«و من یوت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا» فرمود: مقصود(از حکمت) معرفت امام و دوری ار گناهان کبیره‌ای است که خدا برای آنها دوزخ را واجب فرموده است.

.

اصول کافی، ج3

ترجمه مصطفوی

.

موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
[سه شنبه 1404-08-20] [ 11:51:00 ب.ظ ]