مجموعه روایات در باب دنیا و حریص بودن
روایت اول)
امام صادق (ع) فرمود: ریش هر خطاکاری دوستی دنیا است.
حماد بن بشیر گوید: شنیدم از حضرت صادق علیه السلام که می فرمود: دو گرگ درنده و خون خوار که به گله بی شبانی برسند یکی از آن دو در جلو گله بایستد و دیگری در آخر آنها، بیشتر از دوستی دنیا و شرف برای دین مسلمان نیست.
شرح: مقصود از «دوستی شرف» در روایت همان «اعیان منشی و تکبری» است که از این ناحیه پیدا شود و مانعی در مقابل پذیرفتن حق و دعوت پیغمبران گردد.
روایت دوم)
امام صادق علیه السلام فرمود: شیطان پسر آدم را در هرچیز می چرخاند. همین که او را خسته کرد در کنار مال کمین می کند و چون بدان جا رسد گریبانش را می گیرد.
روایت سوم)
امام صادق علیه السلام فرمود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: هر که با تسلیت و دل جوئی خداوند تسلّی نجوید نفسش از حسرت های پی در پی بند آید و هر که چشم به دنبال آنچه در دست مردمان دیگر است اندازد، اندوهش فراوان گردد و سوز دلش درمان نپذیرد و هرکه جز در خوردن و آشامیدن یا جامه پوشیدن برای خدای عزّوجلّ در خودش نعمتی نبیند به طور تحقیق کردارش کم و کوتاه و عذابش نزدیک است.
روایت چهارم)
امام صادق علیه السلام از امام باقر علیه السلام فرمودند: شخص حریص بر دنیا مانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر ابریشم بر خود می پیچد راه بیرون شدنش دورتر و بسته تر می گردد تا اینکه از غم و اندوه بمیرد.
روایت پنجم)
امام صادق علیه السلام فرمود: دل های خود را با آنچه از دست رفته نبندید که افکارتان را از آمادگی برای آنچه نیامده باز دارید.
روایت ششم)
زهری گوید: از حضرت علی بن الحسین علیه السلام پرسیدند: بهترین کردارها در نزد خداوند چیست؟
فرمود: کرداری پس از شناختن خدای عزّوجلّ و شناختن پیغمبرش صلی الله علیه و آله بهتر از بغض دنیا نیست؛ زیرا که برای آن شعبه های بسیاری است و برای گناهان نیز شعبه هایی است:
پس اول چیزی که به وسیله آن نافرمانی خداوند شد«کبر» بود و آن گناه شیطان بود آن هنگام که سر باز زد و تکبر ورزید و از کافران شد.
سپس «حرص» است و آن گناه آدم و حوا علیهما السلام بود. آن هنگام که خداوند عزّوجلّ به آن دو فرمود:«کلا من حیث شئتما و لا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین» و آن دو دنبال چیزی رفتند که بدان نیزی نداشتند و این خوی در نژادشان تا روز رساخیز درآمد. به همین دلیل است که بیشتر آنچه ادمیزاد به جست و جوی آن است چیزهائی است که بدان نیاز ندارد.
سپس«حسد» است و آن گناه فرزند آدم است آن هنگام که به برادرش حسد ورزید و او را کشت.
و از این منشعب می شود: دوستی دنیا، دوستی زنان، دوستی ریاست، روستی راحتی، دوستی سخنوری و گفتار، دوستی برتری بر دیگران، دوستی ثروت. اینها هفت خصلت است که همه آنها در دوستی دنیا گرد آمده و پیمبران و دانشمندان پس از شناختن آن گفته اند: دوستی دنیا اصل هر گناهی است.
دنیا دو قسم است: دنیای بلاغ(یعنی به مقدار ضرورت زندگی یا به معنای وسیله رسیدن به آخرت) و دنیای ملعون.
روایت هفتم)
امام صادق علیه السلام فرمود: در مناجات حضرت موسی(علیه السلام) آمده است: ای موسی! دنیا خانه کیفراست. من آدم را برای خطائی که از او سر زد در آن کیفر دادم و دنیا را ملعونه قرار دادم. آنچه در آن است ملعون است مگر آنچه برای من باشد.
ای موسی! بندگان شایسته من به اندازه دانششان در دنیا زهد ورزیدند و دیگران به اندازه نادانیشان بدان رغبت کردند و کسی نیست که آن را بزرگ شمارد و چشمش در آن روش گردد هیچ کس آن را زبون و پست نشمرد جز آن که بدان بهره مند شود.
روایت هشتم)
امام صادق علیه السلام فرمود: عیسی بن مریم به قریه ای گذشت که اهل آن و پرنده ها و جانداران یک جا مرده بودند.
فرمود: همانا اینها به خشم و عذاب هلاک شده اند و اگر به مرگ خود به تدریج مرده بودند هر آینه یکدیگر را به خاک سپرده بودند.
حواریون عرض کردند: یا روح الله! از خدا بخواه اینان را برای ما زنده کند تا به ما بگویند کردارشان چه بوده تا ما از آن دوری کنیم.
حضرت عیسی علیه السلام از پروردگار خود خواست. پس بدو ندا شد: آنان را صدا بزن.
حضرت عیسی علیه السلام شب هنگام بر تپه ای برآمد و فرمود: وای بر شما! کردار شما چه بود؟
در پاسخ عرض کرد: پرستش طاغوت، دوستی دنیا، به همراه ترس اندک(از خدا)، آرزوی دور و دراز، غفلت در سرگرمی و بازی.
حضرت عیسی علیه السلام فرمود: دوستی شما به دنیا چگونه بود؟
عرض کرد: مانند دوستی کودک به مادرش. هرگاه به ما روی می آورد شاد و خرسند می شدیم و چون از ما روی برمی گرداند گریان وغمگین می شدیم.
فرمود: پرستش شما از طاغوت چگونه بود؟
عرض کرد: گنهکاران را فرمانبری داشتیم.
فرمود: سرانجام کار شما به کجا کشید؟
عرض کرد: شبی به خوشی به سر بردیم و بامدادان در هاویه افتادیم.
فرمود: هاویه چیست؟
عرض کرد: سجین است.
فرمود: سجین چیست؟
عرض کرد: کوه هائی از آتش گداخته است که تا در روز قیامت بر ما فروزان است.
فرمود: پس چه گفتید و به شما چه گفتند؟
عرض کرد: گفتیم ما را به دنیا برگردانید تا در آن زهد ورزیم. به ما گفته شد: دروغ می گوئید.
فرمود: وای بر تو! چه شد که جز تو دیگری از این جماعت با من سخن نگفت؟
عرض کرد: یا روح الله! همه آنها به دهنه و لگام اتشین مهار شده اند و به دست فرشتگان سخت و و تند گرفتارند و من در میان آنها به سر می بردم ولی از آنها نبودم تا ان هنگام که عذاب خدا آمد مرا هم با ایشان دربرگرفت. پس من به تار مویی بر لبه دوزخ اویزانم و نمی دانم که آیا در ان به رو افتم و یا از آن رهائی یابم.
پس حضرت عیسی علیه السلام به سوی حواریین رو کرد و فرمود: ای دوستان خدا! خوردن نانی خشک با نمکی زبر و خوابیدن بر مزبله ها خیر بسیاری است در صورتی که دنیا و آخرت در عافیت باشد.
روایت نهم)
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند دری از دنیا بر بنده نگشاید جز اینکه به مانند آن دری از حرص بر او بگشاید.
روایت دهم)
از امام صادق علیه السلام حدیث شده که حضرت عیسی علیه السلام فرمود: ای مردم! شما برای دنیا کار می کنید در صورتی که بدون کار روزی به شما داده شود و برای آخرت کار نمی کنید در حالی که در آخرت جز در برابر کردار به شما روزی داده نشود.
وای بر شما! علمای بدکردار! مزد را بگیرید و کار را ضایع نسازید. نزدیک است که صاحب کار کارش را بپذیرد و نزدیک است کارکنان از تنگنای دنیا به تاریکی گور روند. چگونه دانشمند است کسی که در راه آخرت است و رو به دنیا دارد و آنچه به او زیان رساند محبوبتر است نزدش از آنچه به او سود رساند.
روایت یازدهم)
امام صادق علیه السلام فرمود: دورترین حالی که بنده از خدای عزوجل دارد این است که اندوهی جز برای شکم و فرج نداشته باشد.
و نیز فرمودند: هر که بامداد کند و روز را به شب رساند و بزرگترین اندوهش دنیا باشد خدای تعالی فقر و پریشانی را جلوی چشمش نهد و کارش را پریشان سازد و به جز بدانچه خداوند روزی او کرده نرسد و هرکه بامداد کند و شام کند و بزرگترین اندوهش آخرت باشد خداوند توانگری و بی نیازی در دلش نهد و کارش را منظم کند.
.
اصول کافی، ج4
ترجمه مصطفوی
.