راح روح
وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنفُسِکُمْ، أَفَلَا تُبْصِرُونَ




بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  





طرح محتوی وبلاگ جهت امور پژوهشی در منابع معتبر شیعه تنظیم شده است. کافیست کلیدواژه مورد نظر خود را در قسمت جست و جو وارد نمایید.



جستجو





موضوعات


  • همه
  • ✔آیات آرام بخش
  • ✔اسلام محمدی این است
  • ✔خاکستر بر باد رفته
  • ✔خدا خبر می دهد
  • ✔سلمان فارسی سلمان محمد
  • ✔شاعرانه ها
  • ✔شور عشق با معشوق
  • ✔مطلب ندارد
  • ✔کلام امیر






  • مطالب مرتبط


  • پایه های کفر
  • اصرار بر گناه
  • کوچک شمردن گناه
  • گناهان کبیره
  • دنیا و حریص بودن
  • خشم و غضب
  • روحی که مومن با آن تائید می شود
  • مومن و فلسفه بلا
  • پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
  • حسد
  • عصبیت
  • ویژگی های مومنان
  • رابطه تشیّع و صبر
  • مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
  • مجموعه روایات درباره صفات مومن
  • مجموعه روایات درباره تقیه
  • حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
  • ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
  • مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
  • ثواب لباس پوشاندن به مومن
  • مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
  • مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
  • مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
  • مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
  • رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
  • مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
  • مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
  • مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
  • مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
  • احترام به سالخوردگان
  • مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
  • مجموعه روایات درباره پدر و مادر
  • مجموعه روایات درباره صله رحم
  • مجموعه روایات درباره بی نیازی از مردم
  • مجموعه روایات باب انصاف و عدالت
  • مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
  • مجموعه روایات درباره قناعت
  • راه تجارت پر سود
  • مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
  • مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
  • مجموعه روایات درباه باب تواضع
  • مجموعه روایات درباره نرمی و ملاطفت
  • مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
  • مجموعه روایات درباره ارزش سکوت و نگهداری زبان
  • مجموعه روایات درباره حلم و خویشتن داری
  • مجموعه روایات درباره فروخوردن خشم (کظم غیظ)
  • مجموعه روایات درباره عفو وگذشت
  • مجموعه روایات درباره حیا
  • مجموعه روایات درباره راستگوئی و اداء امانت
  • مجموعه روایات درباره خوش روئی



  • عکس های اخیر


    پایه های کفر
    اصرار بر گناه
    کوچک شمردن گناه
    گناهان کبیره
    دنیا و حریص بودن
    آثار گناه
    آثار گناه
    خشم و غضب
    روحی که مومن با آن تائید می شود
    فضیلت فقر در میان مسلمین
    مومن و فلسفه بلا
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
    حسد
    عصبیت
    کبر
    عجب
    ویژگی های مومنان
    رابطه تشیّع و صبر
    رابطه تشیّع و صبر
    مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
    مجموعه روایات درباره صفات مومن
    مجموعه روایات درباره تقیه
    اهمیت سالم ماندن دین از آفت ها
    حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
    ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
    ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
    ثواب لباس پوشاندن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
    مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
    مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
    رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
    مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
    مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
    مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
    مجموعه روایات درباره پدر و مادر
    مجموعه روایات درباره صله رحم
    مجموعه روایات درباره بی نیازی از مردم
    مجموعه روایات باب انصاف و عدالت
    مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
    مجموعه روایات درباره قناعت
    راه تجارت پر سود
    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
    مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
    مجموعه روایات درباه باب تواضع
    مجموعه روایات درباره نرمی و ملاطفت
    مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
     
      دنیا و حریص بودن ...
    دنیا و حریص بودن

    مجموعه روایات در باب دنیا و حریص بودن

     

    روایت اول)

    امام صادق (ع) فرمود: ریش هر خطاکاری دوستی دنیا است.

    حماد بن بشیر گوید: شنیدم از حضرت صادق علیه السلام که می فرمود: دو گرگ درنده و خون خوار که به گله بی شبانی برسند یکی از آن دو در جلو گله بایستد و دیگری در آخر آنها، بیشتر از دوستی دنیا و شرف برای دین مسلمان نیست.

    شرح: مقصود از «دوستی شرف» در روایت همان «اعیان منشی و تکبری» است که از این ناحیه پیدا شود و مانعی در مقابل پذیرفتن حق و دعوت پیغمبران گردد.

     

    روایت دوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: شیطان پسر آدم را در هرچیز می چرخاند. همین که او را خسته کرد در کنار مال کمین می کند و چون بدان جا رسد گریبانش را می گیرد.

     

    روایت سوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: هر که با تسلیت و دل جوئی خداوند تسلّی نجوید نفسش از حسرت های پی در پی بند آید و هر که چشم به دنبال آنچه در دست مردمان دیگر است اندازد، اندوهش فراوان گردد و سوز دلش درمان نپذیرد و هرکه جز در خوردن و آشامیدن یا جامه پوشیدن برای خدای عزّوجلّ در خودش نعمتی نبیند به طور تحقیق کردارش کم و کوتاه و عذابش نزدیک است.

     

    روایت چهارم)

    امام صادق علیه السلام از امام باقر علیه السلام فرمودند: شخص حریص بر دنیا مانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر ابریشم بر خود می پیچد راه بیرون شدنش دورتر و بسته تر می گردد تا اینکه از غم و اندوه بمیرد.

     

    روایت پنجم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: دل های خود را با آنچه از دست رفته نبندید که افکارتان را از آمادگی برای آنچه نیامده باز دارید.

     

    روایت ششم)

    زهری گوید: از حضرت علی بن الحسین علیه السلام پرسیدند: بهترین کردارها در نزد خداوند چیست؟

    فرمود: کرداری پس از شناختن خدای عزّوجلّ و شناختن پیغمبرش صلی الله علیه و آله بهتر از بغض دنیا نیست؛ زیرا که برای آن شعبه های بسیاری است و برای گناهان نیز شعبه هایی است:

    پس اول چیزی که به وسیله آن نافرمانی خداوند شد«کبر» بود و آن گناه شیطان بود آن هنگام که سر باز زد و تکبر ورزید و از کافران شد.

    سپس «حرص» است و آن گناه آدم و حوا علیهما السلام بود. آن هنگام که خداوند عزّوجلّ به آن دو فرمود:«کلا من حیث شئتما و لا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین» و آن دو دنبال چیزی رفتند که بدان نیزی نداشتند و این خوی در نژادشان تا روز رساخیز درآمد. به همین دلیل است که بیشتر آنچه ادمیزاد به جست و جوی آن است چیزهائی است که بدان نیاز ندارد.

    سپس«حسد» است و آن گناه فرزند آدم است آن هنگام که به برادرش حسد ورزید و او را کشت.

    و از این منشعب می شود: دوستی دنیا، دوستی زنان، دوستی ریاست، روستی راحتی، دوستی سخنوری و گفتار، دوستی برتری بر دیگران، دوستی ثروت. اینها هفت خصلت است که همه آنها در دوستی دنیا گرد آمده و پیمبران و دانشمندان پس از شناختن آن گفته اند: دوستی دنیا اصل هر گناهی است.

    دنیا دو قسم است: دنیای بلاغ(یعنی به مقدار ضرورت زندگی یا به معنای وسیله رسیدن به آخرت) و دنیای ملعون.

     

    روایت هفتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: در مناجات حضرت موسی(علیه السلام) آمده است: ای موسی! دنیا خانه کیفراست. من آدم را برای خطائی که از او سر زد در آن کیفر دادم و دنیا را ملعونه قرار دادم. آنچه در آن است ملعون است مگر آنچه برای من باشد.

    ای موسی! بندگان شایسته من به اندازه دانششان در دنیا زهد ورزیدند و دیگران به اندازه نادانیشان بدان رغبت کردند و کسی نیست که آن را بزرگ شمارد و چشمش در آن روش گردد  هیچ کس آن را زبون و پست نشمرد جز آن که بدان بهره مند شود.

     

    روایت هشتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: عیسی بن مریم به قریه ای گذشت که اهل آن و پرنده ها و جانداران یک جا مرده بودند.

    فرمود: همانا اینها به خشم و عذاب هلاک شده اند و اگر به مرگ خود به تدریج مرده بودند هر آینه یکدیگر را به خاک سپرده بودند.

    حواریون عرض کردند: یا روح الله! از خدا بخواه اینان را برای ما زنده کند تا به ما بگویند کردارشان چه بوده تا ما از آن دوری کنیم.

    حضرت عیسی علیه السلام از پروردگار خود خواست. پس بدو ندا شد: آنان را صدا بزن.

    حضرت عیسی علیه السلام شب هنگام بر تپه ای برآمد و فرمود: وای بر شما! کردار شما چه بود؟

    در پاسخ عرض کرد: پرستش طاغوت، دوستی دنیا، به همراه ترس اندک(از خدا)، آرزوی دور و دراز، غفلت در سرگرمی و بازی.

    حضرت عیسی علیه السلام فرمود: دوستی شما به دنیا چگونه بود؟

    عرض کرد: مانند دوستی کودک به مادرش. هرگاه به ما روی می آورد شاد و خرسند می شدیم و چون از ما روی برمی گرداند گریان وغمگین می شدیم.

    فرمود: پرستش شما از طاغوت چگونه بود؟

    عرض کرد: گنهکاران را فرمانبری داشتیم.

    فرمود: سرانجام کار شما به کجا کشید؟

    عرض کرد: شبی به خوشی به سر بردیم و بامدادان در هاویه افتادیم.

    فرمود: هاویه چیست؟

    عرض کرد: سجین است.

    فرمود: سجین چیست؟

    عرض کرد: کوه هائی از آتش گداخته است که تا در روز قیامت بر ما فروزان است.

    فرمود: پس چه گفتید و به شما چه گفتند؟

    عرض کرد: گفتیم ما را به دنیا برگردانید تا در آن زهد ورزیم. به ما گفته شد: دروغ می گوئید.

    فرمود: وای بر تو! چه شد که جز تو دیگری از این جماعت با من سخن نگفت؟

    عرض کرد: یا روح الله! همه آنها به دهنه و لگام اتشین مهار شده اند و به دست فرشتگان سخت و و تند گرفتارند و من در میان آنها به سر می بردم ولی از آنها نبودم تا ان هنگام که عذاب خدا آمد مرا هم با ایشان دربرگرفت. پس من به تار مویی بر لبه دوزخ اویزانم و نمی دانم که آیا در ان به رو افتم و یا از آن رهائی یابم.

    پس حضرت عیسی علیه السلام به سوی حواریین رو کرد و فرمود: ای دوستان خدا! خوردن نانی خشک با نمکی زبر و خوابیدن بر مزبله ها خیر بسیاری است در صورتی که دنیا و آخرت در عافیت باشد.

     

    روایت نهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند دری از دنیا بر بنده نگشاید جز اینکه به مانند آن دری از حرص بر او بگشاید.

     

    روایت دهم)

    از امام صادق علیه السلام حدیث شده که حضرت عیسی علیه السلام فرمود: ای مردم! شما برای دنیا کار می کنید در صورتی که بدون کار روزی به شما داده شود و برای آخرت کار نمی کنید در حالی که در آخرت جز در برابر کردار به شما روزی داده نشود.

    وای بر شما! علمای بدکردار! مزد را بگیرید و کار را ضایع نسازید. نزدیک است که صاحب کار کارش را بپذیرد و نزدیک است کارکنان از تنگنای دنیا به تاریکی گور روند. چگونه دانشمند است کسی که در راه آخرت است و رو به دنیا دارد و آنچه به او زیان رساند محبوبتر است نزدش از آنچه به او سود رساند.

     

    روایت یازدهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: دورترین حالی که بنده از خدای عزوجل دارد این است که اندوهی جز برای شکم و فرج نداشته باشد.

    و نیز فرمودند: هر که بامداد کند و روز را به شب رساند و بزرگترین اندوهش دنیا باشد خدای تعالی فقر و پریشانی را جلوی چشمش نهد و کارش را پریشان سازد و به جز بدانچه خداوند روزی او کرده نرسد و هرکه بامداد کند و شام کند و بزرگترین اندوهش آخرت باشد خداوند توانگری و بی نیازی در دلش نهد و کارش را منظم کند.

    .

    اصول کافی، ج4

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد
    [یکشنبه 1404-08-18] [ 07:13:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مومن و فلسفه بلا ...
    مومن و فلسفه بلا

    مومن و فلسفه بلا

     

    روایت اول)

    عبدالرحمن بن حجاج گوید: خدمت امام صادق علیه السلام سخن از بلا و آنچه خدای عزّوجلّ مومن را به ان مخصوص می دارد به میان آمد. حضرت فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند: در دنیا بلای کدام کس سخت تر است؟

    فرمود: پیغمبران سپس هر که به آنها شبیه تر است به ترتیب و بعد از آن مومن به اندازه ایمان و نیکی کردراش گرفتار شود. پس هر که ایمانش درست و کردارش نیکو باشد گرفتاریش سخت است و هر که ایمانش سست و عملش ضعیف باشد گرفتاریش اندک است.

     

    روایت دوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: اجر بزرگ با بلای بزرگ است و خدا هیچ قومی را دوست نداشته جزء آنکه گرفتارشان ساخته است.

     

    روایت سوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: خدا ی عزّوجلّ را در روی زمین بندگانی است خالص. هیچ  تحفه ایی بر زمین نازل نکند جزء آنکه از سوی آنها به دیگران رسد و هیچ بلائی فرونیاورد جزء آنکه بهره آنها گرداند.

     

    روایت چهارم)

    امام باقر علیه السلام فرمود: هرگاه خدای تبارک و تعالی بنده‌ایی را دوست دارد او را در بلا غوطه ور سازد و باران بلا را بر سر او ریزد و چون بدرگاه خدا دعا کند فرماید: «لبیک بنده من! اگر خواسته تو را به زودی دهم توانایم ولی اگر برایت ذخیره کنم برای تو بهتر است.

     

    روایت پنجم)

    امام باقر علیه السلام فرمود: مومن در دنیا به اندازه دینش مبتلا شود.(یا فرمود برحسب دینش)

     

    روایت ششم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: بر مومن چهل شب نگذرد جزآنکه پیش آمدی برایش شود که غمگینش سازد تا  موجب تذکرش گردد.

     

    روایت هفتم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی به اصحابش فرمود: ملعون است هر مالی که زکاتش داده نشود. ملعون است هر بدنی که زکاتش داده نشود اگرچه هر چهل روز یکبار باشد.. اصحاب عرض کردند: یا رسول الله! زکات مال را می دانیم. زکات بدن چه باشد؟

    فرمود؟ این است که آفت و آسیبی بیند.

    در اینجا رنگ از رخسار شنوندگان دگرگون شد. چون این دگرگونی را دیدند فرمود: دانستید مقصودم چه بود؟

    گفند: نه یا رسول الله!

    فرمود: آری! گاهی ممکن است به تن انسان خراشی رسد و پایش به سنگی برخورد بلغزد سربخورد بیمار شود خاری به تنش وارد شودو مانند اینها تا آنجا که در حدیث خود پریدن چشم را هم یادآور شد.

     

    روایت هشتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: در بهشت مقامی است که هیچ بنده ایی به آن نرسد جزء با بلائی که(در دنیا) به بدنش رسد.

     

    روایت نهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: همانا خدای عزّوجلّ مومن را با بلا دل جوئی می‌کند چنانکه مرد با هدیه‌ای که از سفر برای خانواده اش می برد  از آنها دل جوئی می کند و خدا مومن را از دنبا پرهیز می‌دهد چنانکه پزشک بیمار را پرهیز می‌دهد.

     

    روایت دهم)

    محمد بن بهلول عبدی گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: خدا مومن را از بلاهای تکان دهنده دنیا ایمن نساخته ولی او را از کوردلی دنیا(که حق را تشخیص ندهد) و شقاوت آخرت ایمن ساخته است.

    امام صادق علیه السلام فرمود: خدای عزّوجلّ مومن را به هر بلائی مبتلا کند و به هر مرگی بمیراند ولی به رفتن عقلش مبتلا نکند. مگر ایوب را نمی بینی که خدا چگونه شیطان را بر مال و فرزند و همسر او و هرچه داشت مسلط کرد ولی بر عقلش مسلط نکرد تا با آن خدا را بیگانگی بپرستد.

     

    روایت یازدهم)

    علی بن الحسین علیهما السلام می فرمود: من برای مرد نمی پسندم که در دنیا عافیت داشته باشد و هیچ مصیبتی به او نرسد.

     

    روایت دوازدهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: پیغمبر صلی الله علیه و آله را برای طعام دعوت کردند. چون به منزل میزبان درآمد مرغی را دید که روی دیوار تخم می گذاشت سپس تخم مرغ افتاد و روی میخی قرار گرفت نه به زمین افتاد و نه بشکست. پیغمبر صلی الله علیه و آله از آن منظره درشگفت شد. مرد عرض کرد: ار این تخم مرغ تعجب می کنی؟ سوگند به آنکه تو را به حق مبعوث ساخته که من هرگز بلائی ندیده ام.

    رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست و غذای او را نخورد و فرمود: کسی که بلادی نبیند خدا به نیازی ندارد.(لطف و توجهی ندارد.)

     

    روایت سیزدهم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدا به کسی که از مال و بدنش برای او بهره ئی نیست نیازی ندارد.(کسی که زیان مالی و بدنی نبیند خدا به او توجهی ندارد.)

     

     روایت چهاردهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: برای بنده نزد خدا مقامی است که به آن نرسد جز به وسیله یکی از دو امر: رفتن مالش یا رسیدن بلائی به تنش.

     

    روایت پانزدهم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: حکایت مومن حکایت ساقه گیاهی است که باد او را به این سو و آن سو کج می کند . مومن را هم  دردها و بیماری‌ها کج می کند و حکایت منافق حکایت عصای آهنین راستی است که آسیبی به آن نرسد تا مرگش فرا رسد و او را بشکند.

    . یاد دادن دعا رفع بیماری و ضرر امام صادق علیه السلام به یونس بن عمار :

    چون ثلث آخر شب قرا رسید در آغاز آن وضو بگیر و به نمازی که می خوانی(نماز شب) برخیز و چون در سجده دوم دو رکعت اول باشی در حال سجده بگو:« یا علی یا عظیم یا رحمن و یا رحیم یا سامع الدعوات یا معطی الخیرات صل علی محمد و آل محمد  و اعطنی من خیر الدنیا و الآخره ما انت اهله و اصرف عنی من شر الدنیا و الآخره ما انت اهله و اذهب عنی بهذا الوجع».

    و در دعا اصرار و پافشاری کن. یونس گوید: به کوفه نرسیده بودم که خدا همه آنها از من دور کرد.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [چهارشنبه 1404-08-07] [ 08:34:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مجموعه روایات درباره قناعت ...
    مجموعه روایات درباره قناعت

    مجموعه روایات درباره قناعت

     

    روایت اول)

    عمر و بن هلال گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: مبادا به بالا دست خود چشم بدوزی که در این باره خدای عزّوجلّ به پیغمبرش صلی الله علیه و آله فرمود بس است:«ولاتعجبک اموالهم و لا اولادهم» و فرمود:«لا تمدن عینیک الی ما متعنا به ازواجا منهم زهره الحیاه الدنیا» و اگر درباره این موضوع شک و تردیدی یافتی زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله را به یادآور که خوراکش جو و حلوایش خرما و آتش گیره اش شاخ درخت خرما بود اگر پیدا می کرد.

     

    روایت دوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: در تورات نوشته شده است: آدمی‌زاد! هرگونه خواهی، باش چنانکه جزا ببینی همان گونه که بوده ایی. هرکه به روزی اندک خدا راضی شود خدا عمل اندک او را بپذیرد و هرکه به حلال اندک خشنود باشد هزینه اش سبک شود و کسبش پاکیزه گردد  و از مرز بدکاری بیرون رود.

     

    روایت سوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: مردی از اصحاب پیغمبر صلی الله علیه و آله زندگی اش سخت شد همسرش گفت: کاش خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله می رفتی و از او چیزی می خواستی.

    مرد خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله آمد و چون حضرت او را دید فرمود: هرکه از ما سوال کند به او عطا کنیم و هرکه بی نیازی جوید خدایش بی نیاز کند.

    مرد گفت: مقصودش جز من نیست. پس به سوی همسرش آمد و به او خبر داد.

    زن گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله هم بشر است. او را آگاه ساز.

    مرد خدمتش آمد و چون حضرت او را دید فرمود: هرکه از ما سوال کند به او عطا کنیم و هر که بی نیازی جوید خدایش بی نیاز کند.

    و تا سه بار آن مرد چنین کرد.

    سپس برفت و کلنگی عاریه کرد و به جانب کوهستان شده بالای کوه رفت و قدری هیزم برید و بیاورد و به نیم چارک آرد فروخت و آن را به خانه برد و بخورد. فردا هم رفت و هیزم بیشتری آورد و فروخت و همواره کار می کرد و اندوخته می نمود تا خودش کلنگی خرید. باز هم اندوخته کرد تا دو شتر و غلامی خرید و ثروتمند و بی نیاز شد.

    آنگاه خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله آمد و گزارش داد که چگونه برای سوال آمد و چه از پیغمبر صلی اله علیه و آله شنید.

    پیفمبر صلی الله علیه و آله فرمود: من که به تو گفتم هر که ازما سوال کند به او عطا کنیم و هر که بی نیازی جوید خدایش بی نیاز کند.

     

    روایت چهارم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که خواهد بی نیازترین مردم باشد باید به آنچه در دست خداست اعتمادش بیشتر از آنچه در دست دیگران است بوده باشد.

     

    روایت پنجم)

    مردی به امام صادق علیه السلام شکایت کرد که طلب روزی می کند و بدست می آورد  ولی قانع نمی شود نفسش با او برای بیشتر نزاع می کند.عرض کرد: به من چیزی بیاموز که از آن منتفع شوم.

    امام فرمود: اگر اندازه کفایت بی نیازت کند کمتر چیز دنیا (خوراک سیر کننده و جامه ساتر) بی نیازت کند و اگر اندزه کفایت بی نیازت نکد هر چه در دنیا هست بی نیازت نکند.

     

    روایت ششم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدای عزّوجلّ فرماید: رشک آورترین دوستانم نزد من مرد سبک حال است است که:

    - بهره ایی از نماز دارد.

    -عبادت پرودگارش را در نهان و باطن نیکو انجام دهد.

    - در میان مردم گمنام باشد.

    - روزیش به قدر کفاف قرار داده و بر آن صبر نموده.

    - مرگش زود برسد.

    -میراثش اندک و گریه کنندگانش اندک باشند.

     

    روایت هفتم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خوشا حال آنکه مسلمان باشد و زندگی اش بقدر کفاف.

     

    روایت هشتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: آنچه کم باشد و کفایت کند بهتر است از زیادی که دل را مشغول دارد. بارخدایا به محمد و آل محمد بقدر کفا روزی کن.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [دوشنبه 1402-04-19] [ 06:21:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      مجموعه روایات درباره زهد در دنیا ...
    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا

    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا

     

    روایت اول)

    امام صادق علیه السلام فرود: کسی که به دنیا زاهد و بی رغبت باشد:

    خدا حکمت را در قلبش برجا دارد و زبانش را به آن گویا سازد.

    او را به عیب های دنیا و درد و دوایش بینا گرداند.

    او را از دنیا سالم بیرون کند و به بهشت دارالسلام درآورد.

     

    روایت دوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: همه خیر در خانه ای نهاده شده و کلیدش را زهد و بی رغبتی به دنیا قرار داده اند.

     

    روایت سوم)

     امیر المومنین علیه السلام فرمود: اخلاقی که بیشتر انسان را کمک به دین می کند زهد نسبت به دنیا است.

     

    روایت سوم)

    مردی از علی بن الحسین علیه السلام درباره زهد پرسید.

    ایشان فرمود: زهد ده چیز است. بالاترین درجه زهد پست ترین درجه ورع و بالاترین درجه ورع پست ترین درجه یقین و بالاترین درجه یقین پست ترین درجه رضا است. همانا تمام زهد در یک آیه از کتاب خدای عزّوجلّ است:«لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم.»

     

    روایت چهارم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: هر دلی که شکی یا شرکی داشته باشد ساقط و بی ارزش است و آنها(پیغمبر و اولیاءخدا) زهد نسبت به دنیا را خواستند تا دلشان برای آخرت فارغ باشد.

     

    روایت پنجم)

    امیر المومنین علیه السلام فرمود: علامت مشتاق به ثواب آخرت بی رغبتی نسبت به شکوفه دنیای نقد است. همانا بی رغبتی زاهد نسبت به دنیا از آنچه خدای عزوجل برایش از دنیا قسمت کرده کاهش ندهد اگرچه زهد کند و حرص شخص حریص بر شکوفه  دنیای نقد برایش افزونی نیاورد اگرچه حرص زند. پس مغبون کسی است که از بهره آخرت خود محروم ماند.

     

    روایت ششم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله را جز گرسنگی و خوف چیزی از دنیا مسرور نمی ساخت و خوشش نمی آورد.

     

    روایت هفتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: روزی پیغمبر صلی الله علیه و آله اندوهگین بیرون رفت فرشته ای که کلیدهای خزانه های زمین دستش بود نزد او آمد و گفت: ای محمد! اینها کلیدهای خزانه های زمین است. پروردگارت به تو می گوید: باز کن و هرچه خواهی از زمین برگیر. بدون آنکه چیزی از مقامت نزد من کاسته شود.

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دنیا خانه کسی است که خانه ندارد و آنکه عقل ندارد برای دنیا جمع می کند.

    فرشته گفت: سوگند به آنکه تو را به حق مبعوث ساخته من این سخن را از فرشته ایی در آسمان چهارم شنیدم زمانی که کلیدها را به من دادند.

     

    روایت هشتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: چون خدا خیر بنده ایی را خواهد او را نسبت به دنیا بی رغبت و نسبت به دین دانشمند کند و به عیوب دنیا بینایش سازد و به هر که این خصلتها داده شود خیر دنیا و آخرت داده شده.

    و فرمود: هیچ کس حق را در راهی بهتر از زهد دنیا نجسته است و آن ضد مطلوب دشمنان حق است.

    عرض کردم: قربانت، آنها از چه را می جویند؟

    فرمود: از رغبت به دنیا، آیا شخص پرصبر و کریمی نیست؟ همانا دنیا چند روز اندک است. همانا حرام است بر شما که مزه ایمان چشید جز آنکه نسبت به دنیا بی رغبت شوید.

     

    روایت نهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: چون مومن از دنیا کنار کشد رفعت یابد و شیرینی محبت خدا را دریابد و نزد اهل دنیا دیوانه نماید در صورتی که شیرینی محبت خدا با آنها آمیخته شده که به چیز دیگر مشغول نشوند. زمانی که دل صفا پیدا کند زمین برایش تنگ شود تا آنجا که پرواز کند.

     

    روایت دهم)

    علی بن الحسین علیهما السلام پرسیدند: کدام عمل نزد خدای عزوجل بهتر است؟

    فرمود: هیچ عملی بعد از معرفت خدای عزو جل و رسولش بهتر از بغض دنیا نیست و برای آن شعبه های بسیاری است و برای گناهان شعبه های بسیاری است:

    نخستین نافرمانی که خدا را نمودند تکبر بود و آن نافرمانی شیطان بود زمانی که سرپیچی و گردن فرازی کرد و از کافران گشت.

    و دیگر حرص است که نافرمانی آدم و حوا بود زمانی که خدای عز وجل به انها فرمود:«کلا من حیث شئتما و لا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین.» پس آدم و حوا چیزی را گرفتند که بدان احتیاج نداشتند و این خصلت تا روز قیامت در ذریه آنها رخنه کرد. از این رو بیشتر آنچه را آدمیزد می طلبد بدان احتیاج ندارد.

    و دیگر حسد است که نافرمانی پسر آدم (قابیل) بود زمانی که به برادرش (هابیل) حسد برد و او را کشت و از این نافرمانی ها دوستی زنان و دوستی ریاست و دوستی استراحت و دوستی سخن گفتن و دوستی سروری و ثروت منشعب گشت و اینها هفت خصلت است که همگی در دوستی دنیا گرد آمده اند. از این رو پیغمبران و دانشمندان بعد از شناختن این مطلب گفتند: دوستی دنیا سرِّ هر خطا و گناه است و دنیا دو گونه است: دنیای رساننده(دنیایی که انسان را به طاعت و قرب خدا می رساند.) و دنیای ملعون.

     

    روایت یازدهم)

    ابوعبیده حذاء گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: حدیثی به من بفرمایید که از آن سود برم.

    فرمود: ای اباعبیده بسیار یاد مرگ کن؛ زیرا شخصی از مرگ بسیار یاد نکند جز آنکه به دنیا بی رغبت شود.

     

    روایت دوازدهم)

    جابر گوید: خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم. حضرت فرمود: ای جابر! به خدا که من غمگین و دل گرفته ام.

    عرض کردم: قربانت، گرفتاری و غم دل شما چیست؟

    فرمود: ای جابر! همانا ناخالص و صافی دین خدا به دل هر که در آید دلش از غیر او بگردد. به جان خودم که بسا شخصی که به چیزی حریص است و چون به دستش آید به سبب آن بدبخت شود و بسا شخصی که چیزی را ناخوش دارد و چون به ان رسد مایه سعادتش گردد. این است که خدای عزّوجلّ فرماید:«و لیمحصّ الله الذین آمنوا و یمحق الکافرین».

     

    روایت سیزدهم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مرا با دنیا چکار؟ حکایت من و دنیا حکایت سواری است که در روز گرمی درختی برای ش بپا شده و او در زیر آن درخت خواب قیلوله نموده سپس کوچ کرده و درخت را واگذاشته است.

     

    روایت چهادهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: درآنچه لقمان پسرش را موعظه کرد این بود که:

    پسر جان! مردم پیش از تو برای فرزندان خود اموالی گردآورند ولی نه آن اموال گرد آمده باقی ماند و نه اولادی که برای آنها گردآورند.

    و همانا تو بنده مزدوری باشی که به کاری دستورت داده اند و اجرتی برایش وعده داده اند پس کارت را تمام کن و اجرتت را تمام بگیر.

    در این دنیا مانند گوسفندی مباش که درمیان زراعت سبزی افتاده و بخورد تا فربه شود و مرگش هنگام فربهی اش باشد.

    بلکه دنیا را مانند پل روی نهری دان که بر آن میگذری و آن را وا میگذاری و تا پایان روزگار به سویش بر نمیگردی خرابش کن و آبادش مساز که مامور به ساختنش نیستی.

    و بدان که چون فردای قیامت در برابر خدای عزوجل بایستی از چهارچیز پرسش شوی:

    1-جوانیت را ردچه راه پیر کردی؟

    2-عمرت را در چه راه بسر بردی؟

    3- مالت را از چه راه بدست آوردی؟

    4-در چه راه خرج کردی؟

    پس آماده این مقام باش و پاسخش را تهیه کن .

    بر آنچه از دنیا از دستت رفت افسوس مخور زیرا اندک دنیا را دوام و بقائی نیست و بسایرش از بلا ایمن نباشد پس آماده و برحذر باش و در کار خود کوشش کن و پرده (غفلت) از چهره(دل) بردار و متوجه احسان پروردگارت باش و در دلت توبه را تازه دار و در زمان فراغت بشتاب پیش از آنکه آهنگ تو شود و مرگت فرا رسد و میان تو و خواسته هایت پرده افتد.

     

    روایت پانزدهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: از مناجاتهای خدای عزوجل با موسی علیه السلام این بود که؛

    ای موسی به دنیا تکیه مکن مانند تکیه کردن ستمگران و تکیه کردن کسی که ان را پدر و مادر خود دانسته.

    ای موسی! اگر تو را به خودت واگذارم که به آن بنگری محبت و رونق دنیا بر تو چیره شود.

    ای موسی! در کار خیر با اهلش مسابقه گذار و بر آنها پیشی گیر؛ زیرا کار خیر ماند اسمش است و انچه از دنیا را که بدان احتیاج نداری رها کن.

    و به فریب خورندگان به دنیا و به خود واگذاشتگان منگر.

    بدانکه آغاز هر فتنه ایی محبت دنیاست.

    به مال زیاد هیچ کس غبطه مبر؛ زیرا مال بسیار مایه گناه بسیار است نظر به حقوق واجبه.

    به حال کسی که مردم از او خشنودند غبطه مبر تا بدانی خدا هم از او خشنود است.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    به حال مخلوقی که مردم از او اطاعت کنند غبطه مبر؛زیرا اطاعت و پیروی ناحق مردم از او باعث هلاکت او و پیروانش باشد.  

     

    روایت شانزدهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: امیر المومنین علیه السلام به یکی از اصحابش به عنوان موعظه نوشت:

    تو را و خودم را به تقوی کسی سفارش می کنم که نافرمانیش روا نیست

    امید و بی نیازی جز به او و از او نباشد

    هرکه از خدا پروا کرد عزیز و قوی شد و سیراب گشت

    عقلش از اهل دنیا بالا گرفت

    تنها پیکرش همراه اهل دنیاست ولی دل و خردش نگران آخرت است

    آنچه را از محبت دنیا چشمش دیده پرتو دلش خاموش نموده

    حرامش را پلید دانسته و از شبهاتش دوری گزیده

    به خدا! که به حلال خالص دنیا هم توجه ننموده جز به مقداری که ناچار از آن است مانند پاره نانی که به پیکرش نیرو دهد و جامه ای که عورتش را بپوشاند آن هم از درشترین خوراک و ناهموارترین لباسی که بدستش آید و نسبت به آنچه ناچار هم میباشد اطمینان و امیدی ندارد و اطمینان و امیدش به آفریننده همه چیز است.

    تلاش و کوشش کند و تنش را به زحمت اندازد تا استخوان هایش نمودار شود و دیدگانش به گودی رود

    خدا در عوش نیری بدنی و توانائی عقلی اش دهد

    آنچه در آخرت برایش اندوخته بیشتر است.

    دنیا را رها کن که محبت دنیا کور و کر و لال و زبون کند

    در انچه از عمرت باقی مانده جبران گذشته نما و فردا و پس فردا مگو؛ زیرا پیشینیانت که هلاک شدند به خاطر پایداری بر آرزوها و امروز و فردا کردن بود تا آنکه ناگهان فرمان خدا به سویشان آمد و آنها غافل بودند. سپس بر روی تابوت به سوی گورهای تنگ و تاریک خود رهسپار گشته و فرزندان و اهل بیتش او را رها کردند.

     پس با دلی متوجه و از همه بریده و ترک دنیا نموده با تصمیمی که شکست ندارد   به سوی خدا رو.

    خدا من وتو را بر اطاعتش یاری کند و به موجبات رضایتش موفق دارد.

     

    روایت هفدهم)

    امام رضا علیه السلام می فرمود:عیسی بن مریم صلوات الله علیه به حواریین گفت: ای بنی اسرائیل! بر آنچه از دنیا از دست شما رفت افسوس مخورید چنانکه اهل دنیا چون به  دنیای خود رسند بر دین از دست داده خود افسوس نخورند.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [شنبه 1402-04-17] [ 08:50:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت