?دنیا
خانه ای است که بلاها آن را احاطه کرده، و به خیانت معروف گشته.
احوالش دوام نمی یابد و ساکنانش سالم نمی مانند.
حالاتی است گوناگون و نوبت هایی است که هر روز به کسی می رسد.
زندگی در آن نکوهیده و امن آسودگی در آن به دست نیاید.
.
.
خطبه 226
نهج البلاغه
.
.
پرودگارا!
آبرویم را به توانگری حفظ فرما
و شخصیتم را به تنگدستی مشکن که دست نیاز به سوی کسانی که خواهان روزی تو هستند بگشایم یا از مردم بد کردار مهربانی جویم یا به ستایش کسی که به من چیزی بخشیده دچار گردم یا به بد گویی از کسی که محرومم کرده گرفتار شوم.
در پس همه اینها امر بخشیدن و محروم کردن به دست توست.
.
.
خطبه 225
نهج البلاغه
.
.
?به خدا سوگند
اگر شب را تا صبح بر روی خار سعدان بیدار بمانم و با غل و زنجیر روی زمین کشیده شوم دوست تر دارم از اینکه روز قیامت خدا و پیامبرش را در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم نموده و چیزی از اموال بی ارزش دنیا را غصب کرده باشم.
چگونه برای نفسی که به سرعت به سوی فرسودگی و کهنگی پیش می رود و مدت زمانی بلند زیر خاک خواهد ماند به کسی ستم کنم؟
.
.
خطبه 224
نهج البلاغه
.
.