راح روح
وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنفُسِکُمْ، أَفَلَا تُبْصِرُونَ




بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  





طرح محتوی وبلاگ جهت امور پژوهشی در منابع معتبر شیعه تنظیم شده است. کافیست کلیدواژه مورد نظر خود را در قسمت جست و جو وارد نمایید.



جستجو





موضوعات


  • همه
  • ✔آیات آرام بخش
  • ✔اسلام محمدی این است
  • ✔خاکستر بر باد رفته
  • ✔خدا خبر می دهد
  • ✔سلمان فارسی سلمان محمد
  • ✔شاعرانه ها
  • ✔شور عشق با معشوق
  • ✔مطلب ندارد
  • ✔کلام امیر






  • مطالب مرتبط


  • پایه های کفر
  • اصرار بر گناه
  • کوچک شمردن گناه
  • گناهان کبیره
  • دنیا و حریص بودن
  • آثار گناه
  • خشم و غضب
  • روحی که مومن با آن تائید می شود
  • مومن و فلسفه بلا
  • پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
  • حسد
  • عصبیت
  • عجب
  • ویژگی های مومنان
  • رابطه تشیّع و صبر
  • مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
  • مجموعه روایات درباره صفات مومن
  • مجموعه روایات درباره تقیه
  • حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
  • ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
  • ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
  • ثواب لباس پوشاندن به مومن
  • مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
  • مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
  • مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
  • مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
  • رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
  • مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
  • مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
  • مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
  • مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
  • احترام به سالخوردگان
  • مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
  • مجموعه روایات درباره پدر و مادر
  • مجموعه روایات درباره صله رحم
  • مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
  • مجموعه روایات درباره قناعت
  • راه تجارت پر سود
  • مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
  • مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
  • مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
  • مجموعه روایات درباره حیا
  • تفاوت ایمان و کفر
  • حقیقت ایمان
  • حقیقت فطرت



  • عکس های اخیر


    پایه های کفر
    اصرار بر گناه
    کوچک شمردن گناه
    گناهان کبیره
    دنیا و حریص بودن
    آثار گناه
    آثار گناه
    خشم و غضب
    روحی که مومن با آن تائید می شود
    فضیلت فقر در میان مسلمین
    مومن و فلسفه بلا
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
    حسد
    عصبیت
    کبر
    عجب
    ویژگی های مومنان
    رابطه تشیّع و صبر
    رابطه تشیّع و صبر
    مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
    مجموعه روایات درباره صفات مومن
    مجموعه روایات درباره تقیه
    اهمیت سالم ماندن دین از آفت ها
    حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
    ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
    ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
    ثواب لباس پوشاندن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
    مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
    مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
    رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
    مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
    مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
    مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
    مجموعه روایات درباره پدر و مادر
    مجموعه روایات درباره صله رحم
    مجموعه روایات درباره بی نیازی از مردم
    مجموعه روایات باب انصاف و عدالت
    مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
    مجموعه روایات درباره قناعت
    راه تجارت پر سود
    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
    مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
    مجموعه روایات درباه باب تواضع
    مجموعه روایات درباره نرمی و ملاطفت
    مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
     
      روحی که مومن با آن تائید می شود ...
    روحی که مومن با آن تائید می شود

    روحی که مومن با آن تائید می شود

     

    روایت اول)

    امام صادق علیه السلام فرمود: مومنی نیست جزء آنکه قلبش از درون دو گوش دارد:۱. گوشی که وسواس خنّاس در آن دمد ۲. گوشی که فرشته در آن دمد. خدا مومن را به سبب فرشته تقویت کند و همین است گفتار خدای تعالی:«نحن نویّد الروح بالطاعه لله و العمل له.»22/58

     

    روایت دوم)

    ابوخدیجه گوید: خدمت حضرت ابوالحسن علیه السلام رسیدم: به من فرمود: خدای تبارک و تعالی مومن را به وسیله روحی از جانب خود تایید کند و هر زمان که مومن نیکی کند و تقوی پیش گیرد آن روح نزد او حاضر است و هرگاه گناه کند و تجاوز نماید آن روح در آن زمان غائب شود. پس آن روح با مومن است و در زمان احسان و نیکی او از شادی به جنبش آید و هنگام بدرفتاری اش در زمین فرو رود.

    بندگان خدا! نعمت های خدا را به وسیله اصلاح نفس خویش مراقبت کنید تا یقین شما بیفزاید و سودی نفیس و گران بها برید. خدا رحمت کند بنده ای را که تصمیم خیری گیرد و انجام دهد یا تصمیم شری گیرد و از آن باز ایستد.

    سپس فرمود: ما(اهل بیت علیهم السلام) آن روح را به وسیله اطاعت خدا و عمل برای او تأیید می کنیم.

    .

    اصول کافی، ج۳

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [جمعه 1404-08-09] [ 08:03:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مومن و فلسفه بلا ...
    مومن و فلسفه بلا

    مومن و فلسفه بلا

     

    روایت اول)

    عبدالرحمن بن حجاج گوید: خدمت امام صادق علیه السلام سخن از بلا و آنچه خدای عزّوجلّ مومن را به ان مخصوص می دارد به میان آمد. حضرت فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند: در دنیا بلای کدام کس سخت تر است؟

    فرمود: پیغمبران سپس هر که به آنها شبیه تر است به ترتیب و بعد از آن مومن به اندازه ایمان و نیکی کردراش گرفتار شود. پس هر که ایمانش درست و کردارش نیکو باشد گرفتاریش سخت است و هر که ایمانش سست و عملش ضعیف باشد گرفتاریش اندک است.

     

    روایت دوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: اجر بزرگ با بلای بزرگ است و خدا هیچ قومی را دوست نداشته جزء آنکه گرفتارشان ساخته است.

     

    روایت سوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: خدا ی عزّوجلّ را در روی زمین بندگانی است خالص. هیچ  تحفه ایی بر زمین نازل نکند جزء آنکه از سوی آنها به دیگران رسد و هیچ بلائی فرونیاورد جزء آنکه بهره آنها گرداند.

     

    روایت چهارم)

    امام باقر علیه السلام فرمود: هرگاه خدای تبارک و تعالی بنده‌ایی را دوست دارد او را در بلا غوطه ور سازد و باران بلا را بر سر او ریزد و چون بدرگاه خدا دعا کند فرماید: «لبیک بنده من! اگر خواسته تو را به زودی دهم توانایم ولی اگر برایت ذخیره کنم برای تو بهتر است.

     

    روایت پنجم)

    امام باقر علیه السلام فرمود: مومن در دنیا به اندازه دینش مبتلا شود.(یا فرمود برحسب دینش)

     

    روایت ششم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: بر مومن چهل شب نگذرد جزآنکه پیش آمدی برایش شود که غمگینش سازد تا  موجب تذکرش گردد.

     

    روایت هفتم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی به اصحابش فرمود: ملعون است هر مالی که زکاتش داده نشود. ملعون است هر بدنی که زکاتش داده نشود اگرچه هر چهل روز یکبار باشد.. اصحاب عرض کردند: یا رسول الله! زکات مال را می دانیم. زکات بدن چه باشد؟

    فرمود؟ این است که آفت و آسیبی بیند.

    در اینجا رنگ از رخسار شنوندگان دگرگون شد. چون این دگرگونی را دیدند فرمود: دانستید مقصودم چه بود؟

    گفند: نه یا رسول الله!

    فرمود: آری! گاهی ممکن است به تن انسان خراشی رسد و پایش به سنگی برخورد بلغزد سربخورد بیمار شود خاری به تنش وارد شودو مانند اینها تا آنجا که در حدیث خود پریدن چشم را هم یادآور شد.

     

    روایت هشتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: در بهشت مقامی است که هیچ بنده ایی به آن نرسد جزء با بلائی که(در دنیا) به بدنش رسد.

     

    روایت نهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: همانا خدای عزّوجلّ مومن را با بلا دل جوئی می‌کند چنانکه مرد با هدیه‌ای که از سفر برای خانواده اش می برد  از آنها دل جوئی می کند و خدا مومن را از دنبا پرهیز می‌دهد چنانکه پزشک بیمار را پرهیز می‌دهد.

     

    روایت دهم)

    محمد بن بهلول عبدی گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: خدا مومن را از بلاهای تکان دهنده دنیا ایمن نساخته ولی او را از کوردلی دنیا(که حق را تشخیص ندهد) و شقاوت آخرت ایمن ساخته است.

    امام صادق علیه السلام فرمود: خدای عزّوجلّ مومن را به هر بلائی مبتلا کند و به هر مرگی بمیراند ولی به رفتن عقلش مبتلا نکند. مگر ایوب را نمی بینی که خدا چگونه شیطان را بر مال و فرزند و همسر او و هرچه داشت مسلط کرد ولی بر عقلش مسلط نکرد تا با آن خدا را بیگانگی بپرستد.

     

    روایت یازدهم)

    علی بن الحسین علیهما السلام می فرمود: من برای مرد نمی پسندم که در دنیا عافیت داشته باشد و هیچ مصیبتی به او نرسد.

     

    روایت دوازدهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: پیغمبر صلی الله علیه و آله را برای طعام دعوت کردند. چون به منزل میزبان درآمد مرغی را دید که روی دیوار تخم می گذاشت سپس تخم مرغ افتاد و روی میخی قرار گرفت نه به زمین افتاد و نه بشکست. پیغمبر صلی الله علیه و آله از آن منظره درشگفت شد. مرد عرض کرد: ار این تخم مرغ تعجب می کنی؟ سوگند به آنکه تو را به حق مبعوث ساخته که من هرگز بلائی ندیده ام.

    رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست و غذای او را نخورد و فرمود: کسی که بلادی نبیند خدا به نیازی ندارد.(لطف و توجهی ندارد.)

     

    روایت سیزدهم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدا به کسی که از مال و بدنش برای او بهره ئی نیست نیازی ندارد.(کسی که زیان مالی و بدنی نبیند خدا به او توجهی ندارد.)

     

     روایت چهاردهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: برای بنده نزد خدا مقامی است که به آن نرسد جز به وسیله یکی از دو امر: رفتن مالش یا رسیدن بلائی به تنش.

     

    روایت پانزدهم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: حکایت مومن حکایت ساقه گیاهی است که باد او را به این سو و آن سو کج می کند . مومن را هم  دردها و بیماری‌ها کج می کند و حکایت منافق حکایت عصای آهنین راستی است که آسیبی به آن نرسد تا مرگش فرا رسد و او را بشکند.

    . یاد دادن دعا رفع بیماری و ضرر امام صادق علیه السلام به یونس بن عمار :

    چون ثلث آخر شب قرا رسید در آغاز آن وضو بگیر و به نمازی که می خوانی(نماز شب) برخیز و چون در سجده دوم دو رکعت اول باشی در حال سجده بگو:« یا علی یا عظیم یا رحمن و یا رحیم یا سامع الدعوات یا معطی الخیرات صل علی محمد و آل محمد  و اعطنی من خیر الدنیا و الآخره ما انت اهله و اصرف عنی من شر الدنیا و الآخره ما انت اهله و اذهب عنی بهذا الوجع».

    و در دعا اصرار و پافشاری کن. یونس گوید: به کوفه نرسیده بودم که خدا همه آنها از من دور کرد.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [چهارشنبه 1404-08-07] [ 08:34:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری ...
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری

    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری

     

    روایت اول)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدا از مومن برای چهار بلا پیمان گرفته است که آسان‌ترین آنها بر مومن این است که مومنی هم عقیده او باشد و بر او حسد ورزد یا منافقی که از او دنبال گیری کند(تا نقطه ضعفی بدست آورد.) یا شیطانی که او را گمراه کند یا کافری که جنگ با او را خواهد، پس با این گرفتاری‌ها مومن چه اندازه عمر کند.

     

    روایت دوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: مومن نتواند خود را از یکی از سه چیز برهاند و گاهی هر سه بر او گرد آیند: با دشمنی کسی که در خانه دربست با اوست و آزارش رساند یا همسایه آزارش دهد یا کسی که در میان راهی که به سوی کارش می رود او را آزار می دهد و اگر مومنی بر سر کوهی باشد خدای عزّوجلّ شیطانی را برانگیزد که او را اذیت کند و خدا از ایمانش برای او مونسی قرار دهد که از وحشت به کسی پناه نبرد.

     

    روایت سوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: همانا خدای عزوجل دوستش را در دنیا هدف تیر دشمنش قرار داده است.

     

    روایت چهارم)

    داوود بن ابی یزید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: مومن مورد ناسپاسی قرار می‌گیرد.

    و در روایت دیگر است؛ زیرا کار نیک او به سوی خدا بالا می رود و در میان مردم پخش نمی شود و کافر سپاس گزاری می شود.

     

    روایت پنجم)

    امام باقرعلیه السلام می فرمودند: هرگاه مومن بمیرد به شماره ربیعه و مضر(دو قبیله بزرگ عرب) شیاطین بر همسایگانش راه یابند و اینها به گمراهی او مشغول بودند.

     

    روایت ششم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: نبوده و نخواهد بود و نباشد مومنی جز آنکه او را همسایه ئی باشد که آزارش رساند و اگر مومنی در یکی از جزیره‌های دریا باشد خدا کسی را برای برانگیزد که آزارش دهد.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [سه شنبه 1404-08-06] [ 07:40:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      ویژگی های مومنان ...
    ویژگی های مومنان

    آرامش یافتن مومن به مومن

     

    امام صادق علیه السلام فرمود: مومن به سوی مومن آرامش می گیرد چنانکه تشنه با آب سرد آرامش می گیرد .

     

    دفع بلا با وجود مومن

     

    روایت اول)

     

    امام باقر علیه السلام فرمود: همانا خدا به واسطه یک مومن نابودی را از یک قریه برمیدارد.

    و فرمودند: به قریه ای که هفت مومن در آن باشد، عذاب نرسد.

     

    روایت دوم)

    به امام جعقر صادق علیه السلام عرض شد: هرگاه عذاب بر مردمی فرود آید مومنین را هم فراگیرد؟

    فرمود: آری! ولی سپس خلاصی یابد.

     

    انواع مومنین

     

    روایت اول)

    امام صادق علیه السلام می فرمود: مومن بر دو گونه است:

    الف: مومنی که به شروطی که خدا با او نموده وفا کرده است و او همراه پیغمبران و صدیقان و شهیدان و شایسته‌گان است و اینها چه رفقاء خوبی باشند و این مومنی است که شفاعت کند نه آنکه شفاعت شود و او از کسانی است که هراسهای دنیا و آخرت به اونرسد.

    ب. مومنی که گامی او را لغزانیده. او مانند ساقه نازکی گیاه است که باد به هر جهتش کج کند کج شود و او از کسانی که هراسهای دنیا و آخرت به او رسد و برایش شفاعت شود و عاقبتش به خیر است.

     .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه و شرح مصطفوی

    .

     

    موضوعات: ✔مطلب ندارد
    [سه شنبه 1404-07-29] [ 08:07:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      رابطه تشیّع و صبر ...
    رابطه تشیّع و صبر

     

    رابطه تشیّع و صبر 

     

    روایت اول)

    عبدالواحد بن مختار گوید: امام باقر(ع) فرمود: ای عبدالواحد! مردی که دارای این عقیده(مذهب تشیّع) باشد هر چه مردم درباره او گویند زیانی به او نرساند. اگرچه بگویند دیوانه است و اگر بر سر کوهی هم باشد خدا را عبادت کند تا مرگش برسد.

     

    روایت دوم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدای تبارک و تعالی فرماید: اگر در روی زمین جز یک مومن نباشد، با او از همه مخلوقم بی نیازی جوی و از ایمانش همدمی برای او سازم که به هیچ کس محتاج نباشد.

     

    روایت سوم)

    امام باقر علیه السلام فرمود: کسی را که خدا به این امر (تشیّع) آشنا کرد چه باک داد از اینکه بر سر کوهی باشد و از گیاه زمین بخورد تا بمیرد.

     

    روایت چهارم)

    کلیب بن معاویه گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: برای مومن سزاوار نیست که از ترس وحشت با برادر و غیر برادرش مأنوس شود. مومن از نظر دینش عزیز است.(یعنی عزت و شرافت دینش از هر همدمی برای او بهتر و بالاتر است.)

     

    روایت پنجم)

    فضیل بن یسار گوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم در مرضی که جز سرش باقی نمانده بود(در لغت عرب در مورد لاغری زیاد گفته می‌شود.) فرمود:«ای فضیل! من بسیار می‌گویم کسی را که خدا به این امر (تشیع) آشنا کرد اگر بر سر کوهی باشد تا مرگش برسد، زیانی نیست.

     ای فضیل بن یسار! مردم راه راست و چپ پیش گرفتند و ما و شیعیان ما به صراط مستقیم هدایت شدیم.

    ای فضیل بن یسار! اگر میان مشرق و مغرب از آن مومن باشد خیر اوست و اگر اعضائش را تکه تکه کنند، خیر اوست.

    ای فضیل بن یسار! خدا نسبت به مومن جزء خیر انجام ندهد.

    ای فضیل بن یسار! کسی که هدف و همتش یک چیز(رضای خدا) باشد، خدا هدفش را کارگزاری کند و کسی که همتش به همه سو متوجه باشد خدا باک ندارد که در چه دره‌ای هلاک شود.(یعنی خدا هدایت و توفیقش را از او برگیرد و او را به خود و هوی نفسش واگذارد تا در راه یکی از ادیان جان سپارد.)

     .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه و شرح مصطفوی

    .

    ادامه »

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [یکشنبه 1404-07-27] [ 07:35:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مجموعه روایات درباره صفات مومن ...
    مجموعه روایات درباره صفات مومن

     
    مجموعه روایات درباره صفات مومن

     

    روایت اول)

    امام صادق علیه السلام فرمود: مومن را سزاوار است که دارای هشت صفت باشد:

    1-    در گرفتاری های سخت باوقار و سنگین باشد.

    2-    هنگام بلا شکیبا باشد.

    3-    در نعمت و آسایش سپاس گزار باشد.

    4-    به آنچه خدا روزی اش کرده قانع باشد.

    5-    به دشمنان ستم نکند.

    6-    به خاطر دوستان مرتکب گناه نشود.

    7-    تنش از او در زحمت باشد.

    8-    مردم از او در آسایش باشند.

    همانا دانش دوست مومن است وخویشتن داری وزیر او و شکیبایی سرلشکرش و رفق برادر و لین پدرش.

     

    روایت دوم)

    علی بن الحسین علیهما السلام فرمود:

    مومن سکوت می کند تا سالم ماند.

    سخن می گوید تا سود برد.

    راز خود را به دوستانش نمی گوید.

    گواهی به حق را از بیگانگان دریغ ندارد.

    هیچ کار خیری را از روی ریا انجام ندهد و از روی شرم و حیا ترک ننماید.

    اگر او را بستایند از گفته آنها هراس کند و از آنچه ستایندگان ندانند از خدا آمرزش خواهد.

    سخن کسی که او را نشناخته فریبش ندهد.

    از شمردن گناهی که مرتکب شده بترسد.

     

    روایت سوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود:

     مومن در امر دین نیرومند است.

    با وجود نرمی دوراندیش است.

    ایمانش با یقین است.

    برای تحصیل فقه حریص و در هدایت جوئی بانشاط و با وجود ثبات و پایداری نیکوکار است.

    خویشتن داری اش با علم است.

    با ملایمت زیرکی دارد.

    سخاوتش در راه حق است.

    در زمان توانگری اقتصاد را از دست ندهد.

    در زمان ناداری خوش ظاهر و با آرایش است.

    در زمان قدرت گذشت دارد.

    با وجود خیرخواهی مردم اطاعت خدا کند.

    در حال شهوت باز ایستد.

    در زمان رغبت پرهیزگاری کند.

    در امر جهاد حریص است.

    در گرفتاری نماز خواند.

    در سختی شکیبا باشد.

    در پیش آمدهای سنگین باوقار است.

    در ناگواری ها بردبار و در آسایش و نعمت سپاس گزار.

    پشت سر مردم بد نگوید.

    تکبر نورزد.

    قطع رحم ننماید.

    نه سست است و نه خشن و سنگدل.

    دیده اش بر او پیشی نگیرد.

    شکمش او را رسوا نکند.

     شهوتش بر او چیره نشود.

    بر مردم حسد نبرد.

    سرزنشش کنند و او سرزنش نکند.

    اسراف نورزد.

    مظلوم را یاری کند.

    بر مستمند ترحم نماید.

    خودش از خویش در رنج است.

    مردم از او در آسایش هستند.

    در عزت دنیا رغبت نکند و از ذلتش بی تابی ننماید.

    مردم مهمی دارند که به آن رو آورده  و او را مهمی است که گرفتار کرده (مردم به فکر دنیا و او مشغول آخرت است.)

    در قضاوتش نقصی دیده نشود  و در رای اش سستی نباشد.

    در دینش تباهی و گمشده نیست.

    مشورت کننده را رهبری کند.

    کمک کننده را  کمک نماید.

    از هرزه گویی و نادانی بگریزد.

     

    روایت چهارم)

    امیر المومنین علیه السلام به انجمنی از مردم قریش گذشت که جامه های سفید پوشیده بودند و رنگ صافی داشتند و بسیار می خندیدند و به هر که از آنجا می گذشت با انگشت اشاره می کردند. سپس به گروه اوس و خزرج گذشت و آنها را دید با پیکر فرسوده و گردن باریک و رنگ زرد که با فروتنی سخن می گفتند.

    حضرت علی علیه السلام از این دو گروه در شگفت شد و خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: پدر و مادرم به قربانت! من از گروه فلان گذشتم و به مجلس اوس و خزرج رفتم. سپس عرض کرد: همه آنها مومن هستند. ای رسول خدا! صفت مومن را برایم بازگو.

    رسول خدا صلی الله علیه و آله اندکی سر به زیر انداخت و سپس سر بلند کرد و فرمود: بیست خصلت در مومن است که اگر نداشته باشد ایمانش کامل نیست. از اخلاق مومنان است که:

    1-    در نماز جماعت حاضرند.

    2-    در پرداخت زکات شتابان.

    3-    مستمندان را اطعام کنند.

    4-    بر سر یتیم دست نوازش کشند.

    5-    لباسهای خود را پاکیزه دارند.

    6-    بند زیر جامه را به کمر بندند.

    7-    اگر خبر دهند دروغ نگویند.

    8-    اگر وعده کنند خلف ننمایند.

    9-    چون امانت گیرند خیانت نکنند

    10-                    چون سخن گویند راست گویند.

    11-                    در شب عابدند.

    12-                    در روز شیر دلیرند.

    13-                    روزها روزه دارند.

    14-                    در شب ها به پا خیزند.

    15-                    همسایه را نیازارند.

    16-                    همسایه از آنها آزار نبیند.

    17-                    بر زمین با آرامش گام بردارند.

    18-                    به خانه های بیوه زنان رهسپارند.

    19-                    تشییع جنازه کنند.

    20-                    خدا ما و شما را از جمله متقین قرار دهد.

     

    روایت پنجم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: هر که ازنیکی خود شادمان و از بدی خویش بدحال گردد او مومن است.

     

    روایت ششم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: از مردم پست دوری کن. همانا شیعه علی کسی است که عفت شکم و فرج داشته باشد. سخت بکوشد و جهاد کند و برای خالقش عمل کند و به ثواب او امیدوار باشد و از عقابش بترسد. اگر این گونه مردم را دیدی آنها شیعه جعفرند.

     

    روایت هفتم)

    امام صادق علیه السلم فرمود: شیعیان علی لاغر شکم و خشک لب بودند و اهل مهر و دانش و بردباری که به عبادت معروف بودند پس با وجود دوستی و ولایتی که دارید  با پرهیزگاری و کوشش کمک کنید.

     

    روایت هشتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: همانا مومن کسی است که چون خشم کند از حق نگذرد و چون راضی و خشنود گردد در باطل قدم ننهد و چون قدرت یابد بیشتر از حق خود نگیرد.

     

    روایت نهم)

    سلیمان بن خالد گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: ای سلیمان! میدانی مسلمان کیست؟

    عرض کردم: قربانت! شما بهتر میدانی.

    فرمود: مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دست او سالم باشند. سپس فرمود: میدانی مومن کیست؟

    عرض کردم: شما داناترید.

    فرمود: مومن کسی است که مسلمانها او را بر مال و جان خود امین سازند و بر مسلمان حرام است که نسبت به مسلمان دیگر ستم کند یا او را واگذارد یا او را براند.

     

    روایت دهم)

    امام علیه السلام فرمودند: مومنان باوقار و آرامش اند مانند شتر نری که مهار در بینی دارد چون او را بکشند به راه افتد و اگر بر صخره ایی بخوابانند بخوابد.   

     

    روایت دروازدهم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مومن مانند درختی است که برگش در زمستان و تابستان نریزد.

    گفتند: یا رسول الله! آن چه درخت است؟

    فرمود: درخت خرما

    شرح: تشبیه مومن به درخت خرما از نظر منافع بسیار و سایه پیوسته و لذت میوه ان است.

     

    روایت سیزدهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: مومن کسی است که که کسبش حلال و اخلاقش نیکو و باطنش سالم باشد و زیادی مالش را انفاق کند و زیادی سخنش را نگهدارد و مردم از شرش محفوظ باشند و از خود به انها انصاف دهد.

     

    روایت چهاردهم)

    مفضل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: اگر خواهی اصحاب مرا بشناسی بنگر به کسی که پرهیزگاریش بسیار باشد و از خالق خود بترسد و به ثواب او امیدوار باشد. هرگاه این مردم را دیدی اینها اصحاب منند.

     

    روایت پانزدهم)

    امیر المومنین علیه السلام فرمود: شیعیان ما کسانی باشند که برای ولایت ما به یکدیگر بخشش کنند و در راه دوستی مابا یکدیگر دوستی نمایند و برای زنده کردن امر ما به دیدار یکدیگر روند. اگر خشم کنند ستم نکنند و اگر راضی باشند اسراف نورزند. برکت همسایگانند و با معاشرین خود سلم و صفا دارند.

     

    روایت شانزدهم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که خدا را نشناخت و بزرگ داشت زبانش را بیهوده نگهدارد و شکمش را از خوراک زائد بر احتیاج باز دارد و نفس خود را با روزه و قیام ریاضت دهد.

    اصحاب گفتند: یا رسول الله! پدران و مادران ما به فدایت اینها اولیاء خدایند؟

    فرمود: اولیاء خدا خاموشی گزیدند و خاموشی انها ذکر بود و نگریستندو نگاهشان عبرت بود و سخن گفتند و سخنشان حکمت بود. درمیان مردم راه رفتند و راه رفتنشان برکت بود. اگر نبود که اجل و مرگشان نوشته شده بود از ترس عذاب و شوق ثواب روح آنها در پیکرشان قرار نمی گرفت.

     

    روایت هفدهم)

    حسن بن علی صلوات الله علیهما برای مردم سخنرانی کرد و فرمود: ای مردم به شما خبر دهم از حال برادری که داشتم در نظرم از همه مردم بزرگتر بود و بالاترین چیزی که او را در نظرم بزرگ کرده بود پستی و حقارت دنیا در نظر او بود.

    او از تسلط شکم خارج شده بود.

    چیزی را که نداشت نمی خواست و چون پیدا می کرد زیاده روی نمی کرد.

    از تسلط فرج خود هم خارج شده بود از این رو عقل و رأیش سبکی نمی کرد.

    نادانی بر او تسلطی نداشت از این رو دست خویش جز به جانب شخص با اطمینان و برای سود دراز نمی کرد.

    پراشتها و ناراضی و ملول نبود.

    بیشتر عمرش خاموش بود و چون سخن می گفت بر گویندگان غلبه می کرد.

    وارد جدال و ستیزه نمی شد و در دعوا شرکت نمی کرد.

    دلیل نمی آورد تا قاضی را بیابد.

    از برادرانش غلفت نمی کرد و چیزی را بدون آنها به خود اختصاص نمی داد.

    لاغر بود و مردم ناتوانش میشمردند ولی چون پای مردی به میان می آمد شیر جهنده بود.

    کسی را به کرداری که عذر خواهی از آن ممکن است سرزنش نمی کرد تا عذر خواهی حاصل شود.

    آنچه را می گفت خودش انجام می داد و آنچه را هم نمی گفت خودش انجام می داد.

    چون دو کار برایش پیش می آمد که نمی دانست کدامیک آنها بهتر است هر یک را که به هوای نفس نزدیکتر می دید مخالفت می کرد.

    بیماری و دردش را جز به کسی که امید بهبودی از او داشت اظهار نمی نمود.

     و جز با کسی که امید خیرخواهی داشت  مشورت نمی کرد.

    دلتنگ نمی شد.

    ناراضی نبود.

    شکایت نمی کرد.

    پرخواهش نبود.

    انتقام نمی جست.

    از مکر دشمن غافل نبود.

    برشما باد که همه این اخلاق شریفه را بدست آورید اگر می توانید و اگر نمی توانید بدست آوردن اندک از ترک کردن بسیار بهتر است.

     

    روایت هجدهم)

    مهزم اسدی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: شیعه ما کسی است که صدایش از گوشش تجاوز نکند و دشمنی اش از بدنش (تنها بدن خود را به رنج اندازد نه دیگران) و ما را آشکارا نستاید و با عیب جوی ما همنشینی نکند و با دشمن ما ستیزه نکند.  اگر مومنی را بیند احترام کند و اگر به جاهلی برخورد از او دوری کند.

    عرض کردم: پس تکلیف من با این شیعه نماها چیست؟

    فرمود: در میان آنها جدا شدن و تبدیل و امتحان واقع شود. قحطی برایشان پیش آید که نابود شوند و بیماری وبائی که انها را بکشد و اختلافی که متفرقشان سازد. شیعه ما کسی است که چون سگ عو عو نکند و مانند کلاغ طمع نورزد و اگر هم از گرسنگی بمیرد از دشمن ما چیزی نخواهد.

    عرض کردم: قربانت! اینها را در کجا بجویم؟

    فرمود: در اطراف زمین. اینها زندگی سبکی دارندو آواره به سر می برند. اگر حاضر باشند کسی آنها را نشناسد و اگر غائی باشند کسی از آنها جویا نشود. از مرگ باکی ندارند و در گورستان از هم دیدن کنند. اگر حاجت مندی به آنها پناهنده شود برای او دلسوزی کنند. دلشان از هم جدا نیستاگرچه خانه هاشان از هم دور باشد.

    سپس فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من شهرم و علی باب آن. دروغ گوید هر که گمان کند از غیر در به شهر درآمده و نیز دروغ گوید هر که گمان کند مرا دوست داشته و علی صلوات الله علیه را دشمن دارد.

     

    روایت نوزدهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: هر که با مردم معامله کند و ستم ننماید و به آنها خبر دهد و دروغ نگوید و وعده شان دهد و خلف وعده نکند. از کسانی است که غیبتش حرام است و مردانگی اش تمام  گشته و دادگریش ظاهر شده و برادری اش واجب گردیده است.

     

    روایت بیستم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: سه خصلت است که هرکس داشته باشد به تمام خصال ایمان رسیده است:

    1-    چون راضی و خوشحال باشد رضایتش او را به باطلی درنیاورد.

    2-    چون خشم کند خشمش او را از حق خارج نسازد.

    3-    چون قدرت یابد به آنچه از آن او نیست دست دراز نکند..

     

    روایت بیست و یکم)

    امیرالمومنین علیه السلام فرمود: برای اهل دین  علاماتی است که بدان شناخته شوند: راستگویی و اداءامانت و وفای به عهد و صله رحم و ترحم بر ضعیفان و کم دنبال گیری از زنان و بذل نیکی و حسن خلق و گشاده خلقی و پیروی از دانش و آنچه به خدای عزّوجلّ نزدیک سازد. طوبی از آن اینهاست و چه سرانجام خوبی دارند. و طوبی درختی است در بهشت که ریشه اش در خانه پیغمبر ما محمد صلی الله علیه و آله است و مومنی نیست جز انکه شاخه ایی از آن درخت در خانه اوست. در دلش اشتهای هرچه پیدا شود آن درخت برایش بیاورد. واگر سواری با جدیت صد سال در سایه آن را پیماید از آن نگذرد و اگر از پائینش کلاغی پرواز کند به بالایش نرسد جز آنکه به علت پیری به زیر افتد. دراین نعمت رغبت کنید. همانا مومن به کار خود مشغول است و مردم از او در آسایش هستند چون شب بر او پرده افکند رخسارش را بگستراند و با اعضا شریف بدنش برای خدای عزّ.جلّ سجده کند و با خدایی که او را آفریده درباره آزادی اش مناجات کند. هان اینگونه باشید. 

     

    روایت بیست و دوم)

    امام باقر علیه السلام فرمود: از پیغمبر صلی الله علیه و آله پرسیدند: بهترین بندگان چه کسانی هستند؟

    فرمود: کسانی که چون نیکی کنند شادگردند و چون بدی کنند آمرزش خواهند و چون به آنها عطا شود شکر کنند و چون گرفتار شوند صبر کنند و چون خشم گیرند چشم پوشی نمایند.

     

    روایت بیست و سوم)

    امام باقر علیه لسلام فرمود: پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین شما خردمنداند.

    عرض شد: یا رسول الله! خردمندان چه کسانی هستند؟

    فرمود: دارندگان اخلاق نیکو، بردبار متین، صله ارحام و نیکوکاران نسبت به مادران و پدران و احوال پرسان از فقرا و همسایگان و یتیمان. آنها که طعام خورانندو سلام را ر جهان آشکار کنند و زمانی که مردم در خوابند نماز گزارند.

     

    روایت بیست و چهارم)

    عمران حلی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: چه صفاتی برای مرد پسندیده تر است؟

    فرمود: وقار بدون هیبت و بخشش بدون عوض و اشتغال به غیر مال دنیا.

     

    روایت بیست و پنجم)

    علی بن الحسین علیهما السلام می فرمود: همانا شناسایی به کمال دین مسلمان، ترک کردن سخنی است که به او مربوط نیست و کمی مجادله و خویشتن داری و صبر و حسن خلق.

     

    روایت بیست و ششم)

    پیغمبر صلی اله علیه و آله فرمود: شبیه ترین شما را به من، به شما خبر دهم؟

    گفتند: چرا یا رسول الله.

    فرمود: نیکوخلقترین شما، نرم جانبترین شما، نیکو کارترین شما نسبت به خویشانش، دوستدارترین شما برادران دینی اش را و صابرترین شما بر حق و خشم فروبرنده ترین شما و خوش گذشترین شما، انصاف دهنده ترین شما از خود در حال رضا و خشم.

     

    روایت بیست وهفتم)

    علی بن الحسین علیهما السلام فرمود: از جمله اخلاق مومن انفاق است به قدر تنگدستی و توسعه دادن به قدر توسعه و انصاف دادن به مردم و پیشی گرفتن به سلام آنها.

     

    روایت بیست و هشتم)

    امام باقر علیه السلام فرمود: مومن از کوه محکمتر است زیرا از کوه چیزی  برگرفته شود ولی از دین مومن چیزی برگرفته نشود.

     

    روایت بیست و نهم)

    امام  صادق علیه السلام فرمود: مومن یاری کردنش نیکو وخرجش سبک است  زندگی اش را خوب اداره می کند از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.

     

    روایت سی ام)

    امام رضا علیه السلام فرمود« مومن مومن حقیقی نباشد مگر زمانی که سه خصلت و روش در او بوده باشدِ؛ روشی از پروردگارش و روشی از پیغمبرش و روشی از ولی وامامش.

     اما روش پروردگارش نگهداری راز خود است خدای عزوجل فرماید:«عالم الغیب فلایظهر علی غیبه احد الا من ارتضی من رسول»

    و اما روش پیغمبر خوش رفتاری با مردم است زیرا خداوند عزوجل پیغمبرش صلی الله علیه و آله را به خوش رفتاری با مردم دستور داده  و فرموده است:«خذ العفو و أمر بالعرف»

     و اما روش امامش صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشان احوالی است.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    موضوعات: ◀احادیث برگزیده اصول کافی, ✔مطلب ندارد, جلد3
    [سه شنبه 1402-05-31] [ 12:25:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت