راح روح
وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنفُسِکُمْ، أَفَلَا تُبْصِرُونَ




خرداد 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31





طرح محتوی وبلاگ جهت امور پژوهشی در منابع معتبر شیعه تنظیم شده است. کافیست کلیدواژه مورد نظر خود را در قسمت جست و جو وارد نمایید.



جستجو





موضوعات


  • همه
  • ✔آیات آرام بخش
  • ✔اسلام محمدی این است
  • ✔خاکستر بر باد رفته
  • ✔خدا خبر می دهد
  • ✔سلمان فارسی سلمان محمد
  • ✔شاعرانه ها
  • ✔شور عشق با معشوق
  • ✔مطلب ندارد
  • ✔کلام امیر






  • مطالب مرتبط


  • سه خصلتی که مانع خیانت می شود
  • مبنای اعمال از منظر امیر المومنین
  • احتياط در فرستادن پيك‏ها و نامه‏ ها
  • وفاداری با خیانتکاران
  • نحوه برخورد امام علی با معاویه
  • افشای ماهیت معاویه و نحوه بیعت گرفتن با امام
  • استدلال امام علی به معاویه (لعنه الله علیه) در جهت مشروعیت خلافت خویش
  • حاکمان و استفاده ناروا از بیت المال
  • علت کشته شدن عثمان
  • رفتار عثمان با امام علی از زبان امام علی
  • احتياط در مصرف بيت المال
  • علی از زبان علی (خودسازی امام علی)
  • افشاء ادّعاهاى دروغين طلحه درباره عثمان
  • واقع بينى در برخورد با فتنه جویان
  • نحوه نصیحت امام علی به عثمان
  • ماجرای خلافت از زبان حضرت علی
  • نفرین از زبان حضرت علی
  • وصف پیامبر از زبان حضرت علی
  • علی از زبان علی
  • علی از زبان علی بعد از مرگ عثمان
  • هشدار به غاصبان بنی امیه
  • خبر غيبى از حكومت چهار فرمانرواى فاسد، از پسران مروان
  • پیامبر از زبان حضرت علی
  • زخم دل علی از اهل عراق
  • نفرین حضرت علی
  • پیش بینی حضرت علی
  • علت شروع جنگ صفین
  • آمادگی رزمی
  • خبر از آینده کوفه
  • امام علی چرا با معاویه جنگید؟
  • ضرورت حکومت
  • علی از زبان علی
  • موقعیت مومنان و کافران در برخورد با شبهات
  • تلاش برای هدایت دشمنان
  • علل شکست در جهاد
  • علت سستی در جهاد
  • علی از زبان علی
  • علت کشته شدن عثمان از زبان امام علی
  • علل شکست در جنگ
  • نحوه عمل کردن در دنیا و آخرت گرایی
  • ملامت کوفیان در جهاد نکردن
  • فرهنگ جاهلیت از زبان حضرت علی
  • رنج حضرت علی از خستگی یاران در حرکت
  • برخورد حضرت علی با مخالفان حق
  • ماهیت اصحاب جمل
  • راه رستگاری، سبکبار شوید
  • بیت المال
  • نقش عوامل محیطی در تکامل انسان
  • روانشناسى اجتماعى مردم بصره
  • شركت آيندگان در پاداش گذشتگان



  • عکس های اخیر


    پایه های کفر
    اصرار بر گناه
    کوچک شمردن گناه
    گناهان کبیره
    دنیا و حریص بودن
    آثار گناه
    آثار گناه
    خشم و غضب
    روحی که مومن با آن تائید می شود
    فضیلت فقر در میان مسلمین
    مومن و فلسفه بلا
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
    حسد
    عصبیت
    کبر
    عجب
    ویژگی های مومنان
    رابطه تشیّع و صبر
    رابطه تشیّع و صبر
    مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
    مجموعه روایات درباره صفات مومن
    مجموعه روایات درباره تقیه
    اهمیت سالم ماندن دین از آفت ها
    حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
    ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
    ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
    ثواب لباس پوشاندن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
    مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
    مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
    رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
    مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
    مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
    مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
    مجموعه روایات درباره پدر و مادر
    مجموعه روایات درباره صله رحم
    مجموعه روایات درباره بی نیازی از مردم
    مجموعه روایات باب انصاف و عدالت
    مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
    مجموعه روایات درباره قناعت
    راه تجارت پر سود
    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
    مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
    مجموعه روایات درباه باب تواضع
    مجموعه روایات درباره نرمی و ملاطفت
    مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
     
      عکس های منتخب از شهید چمران ...
    عکس های منتخب از شهید چمران
    عکس های منتخب از شهید چمران
    عکس های منتخب از شهید چمران
    عکس های منتخب از شهید چمران
    عکس های منتخب از شهید چمران
    عکس های منتخب از شهید چمران
    موضوعات: ✔خاکستر بر باد رفته, ◀ شهید چمران, ◀ عکس هایی از شهید چمران
    [جمعه 1398-03-31] [ 03:00:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      داستان چمران ...
    داستان چمران

    ?? روایت رهبر انقلاب از مجاهدی که در همه جا یک خط را تعقیب می‌کرد

    ?داستان چمران

    خرداد ۱۳۶۰، پایان مجاهدت‌های دکتر مصطفی چمران با شهادت در منطقه‌ی دهلاویه‌ی خوزستان رقم می‌خورد. جهاد او در خوزستان، دنباله‌ی جهاد در کردستان و جهاد دیگری در لبنان بود. راهی که با ترک سطوح بالای تحصیلی در آمریکا و جدایی از خانواده انتخاب شده بود. اما چه انگیزه‌ها و ویژگی‌هایی باعث انتخاب این مسیر در زندگی او شده بود؟ پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در این متن، نظر رهبر انقلاب در مورد انگیزه‌ها و ویژگی‌های شهید مصطفی چمران را بررسی می‌کند.

    ?
    شهید چمران یک دانشمند بود؛ یک فرد برجسته و بسیار خوش‌استعداد بود. در آن دانشگاهی که در کشور ایالات متحده‌ی آمریکا مشغول درسهای سطوح عالی بوده ایشان یکی از دو نفرِ برترینِ آن دانشگاه و آن بخش و آن رشته محسوب میشده. یک دانشمند تمام‌عیار بود. [۴]

    ?
    سطح ایمان عاشقانه‌ی این دانشمند آنچنان بود که نام و نان و مقام و عنوان و آینده‌ی دنیائىِ به ظاهر عاقلانه را رها کرد و رفت در کنار جناب امام موسای صدر در لبنان و مشغول فعالیتهای جهادی شد؛ آن هم در برهه‌ای که لبنان یکی از تلخترین و خطرناکترین دورانهای حیات خودش را میگذرانید. ما اینجا در سال ۵۷ میشنیدیم خبرهای لبنان را. خیابانهای بیروت سنگربندی شده بود، تحریک صهیونیستها بود، یک عده هم از داخل لبنان کمک میکردند، یک وضعیت عجیب و گریه‌آوری در آنجا حاکم بود.

    رفت آنجا و تفنگ دستش گرفت. بعد معلوم شد که نگاه سیاسی و فهم سیاسی و آن چراغ مه‌شکنِ دوران فتنه را هم دارد. فتنه مثل یک مه غلیظ، فضا را نامشخص میکند؛ چراغ مه‌شکن لازم است که همان بصیرت است. آنجا جنگید؛ بعد که انقلاب پیروز شد، خودش را رساند اینجا. از اول انقلاب هم در عرصه‌های حساس حضور داشت. [۴]

    ?
    رفت کردستان و در جنگهایی که در آنجا بود حضور فعال داشت؛ انسان باانصافی بود. لابد قضیه‌ی پاوه را شماها میدانید که در پاوه بر روی بلندیها، بعد از چند روز جنگیدن، مرحوم چمران با چند نفرِ معدودِ همراهش، محاصره شده بودند؛

    ضد انقلاب اینها را از اطراف محاصره کرده بود و نزدیک بود به اینها برسند که امام اینجا از قضیه مطلع شدند، و یک پیام رادیوئی از امام پخش شد که همه بروند طرف پاوه؛ بعد از قضیه‌ی پاوه که مرحوم شهید چمران آمده بود تهران، توی جلسه‌ای که ما بودیم به نخست‌وزیرِ وقت گزارش میداد که بین اینها هم از قدیم یک رابطه‌ی عاطفی‌ای وجود داشت. مرحوم چمران توی آن جلسه اینجوری گفت: حضور امام و تصمیم امام و پیام امام آنقدر مؤثر بود که به صورت برق‌آسا و به مجرد اینکه پیام امام رسید، کأنه برای ما همه‌ی آن فشارها به پایان رسید؛ ضد انقلاب روحیه‌ی خودش را از دست داد و ما نشاط پیدا کردیم و حمله کردیم و حلقه‌ی محاصره را شکستیم و توانستیم بیاییم بیرون.

    آنجا نخست‌وزیر وقت خشمگین شد و به مرحوم چمران توپید که ما این همه کار کردیم، این همه تلاش کردیم، تو چرا همه‌ی این را به امام مستند میکنی!؟ یعنی هیچ ملاحظه نمیکرد؛ منصف بود. بااینکه میدانست که این حرف گله‌مندی ایجاد خواهد کرد، اما گفت. [۴]

    ?

    اگر انسان اسم افرادی را بیاورد که در شورای عالی دفاع آن روز عضو بودند، شما برادرانْ امروز تعجّب می کنید … می دیدیم لایحه ای آورده اند، مصوّبه ای را می‌خواهند از شورای عالی دفاع بگذرانند که بر اساس آن، اسم مستشاری سابق امریکا در ایران فلان اسم شود.

    چند اسم پیشنهاد کردند که شورای عالی دفاع ایران رسماً تصویب کند که اسم مستشاری این است. یعنی در حقیقت، وجود مستشاری را امضا کنند. ما آن جا فهمیدیم که مستشارها هنوز در ایرانند.
    گفتیم: «این آقایان این جا چه می کنند؟ اوّل اصل وجودشان را ثابت کنید تا بعد به اسمشان برسیم!» مرحوم چمرانِ عزیز هم در آن جلسه بود. او هم کمک کرد و تصویب کردیم که اینها باید هر چه زودتر از ایران بروند. [۳]

    ?

    بعد [از قضیه کردستان] آمد تهران و وزیر دفاع شد؛ بعد که جنگ شروع شد، وزارت و بقیه‌ی مناصب دولتی و مقامات را کنار گذاشت و آمد اهواز، جنگید و ایستاد [۴]

    ?

    حضور برای او یک امر دائمی بود. ما از اینجا با هم رفتیم اهواز؛ اولِ رفتن ما به جبهه، به اتفاق رفتیم. توی تاریکی شب وارد اهواز شدیم. همه جا خاموش بود. دشمن در حدود یازده دوازده کیلومتری شهر اهواز مستقر بود. ایشان شصت هفتاد نفر هم همراه داشت که با خودش از تهران جمع کرده بود و آورده بود؛ اما من تنها بودم؛ همه با یک هواپیمای سی - ۱۳۰ رفته بودیم آنجا.

    به مجردی که رسیدیم و یک گزارش نظامی کوتاهی به ما دادند، ایشان گفت که همه آماده بشوید، لباس بپوشید تا برویم جبهه. ساعت شاید حدود نه و ده شب بود. همان جا بدون فوت وقت، برای کسانی که همراه ایشان بودند و لباس نظامی نداشتند، لباس سربازی آوردند و همان جا کوت کردند؛ همه پوشیدند و رفتند.

    البته من به ایشان گفتم که من هم میشود بیایم؟ چون فکر نمیکردم بتوانم توی عرصه‌ی نبرد نظامی شرکت کنم. ایشان تشویق کرد و گفت بله، بله، شما هم میشود بیائید. که من هم همان جا لباسم را کندم و یک لباس نظامی پوشیدم و با اینها رفتیم.
    یعنی از همان ساعت اول شروع کرد؛ هیچ نمیگذاشت وقت فوت بشود. ببینید، حضور این است. [۴]

    ?

    تربیت و آموزشهای جنگ را مرحوم چمران درست کرد. جاهایی را معیّن کرد برای تمرین. خود ایشان، انصافاً به کارهای چریکی وارد بود. در قضایای قبل از انقلاب، در فلسطین و مصر تمرین دیده بود. به‌خلاف ما که هیچ سابقه نداشتیم، ایشان سابقه‌ی نظامىِ حسابی داشت و از لحاظ جسمانی هم، از من قویتر و کار کشته‌تر و زبده‌تر بود. لذا، وقتی صحبت شد که «کی فرمانده‌ی این عملیات باشد؟» بیتردید، همه نظر دادیم که مرحوم چمران، فرمانده‌ی این تشکیلات شود. [۲]

    ?

    در روز فتح سوسنگرد تلاش زیادی شد برای اینکه نیروهای ما - نیروهای ارتش، که آن وقت در اختیار بعضی دیگر بودند - بیایند و این حمله را سازماندهی کنند و قبول کنند که وارد این حمله بشوند.

    شبی که قرار بود فردای آن، این حمله از اهواز به سمت سوسنگرد انجام بگیرد، ساعت حدود یک بعد از نصف شب بود که خبر آوردند یکی از یگانهائی که قرار بوده توی این حمله سهیم باشد را خارج کرده‌اند. خب، این معنایش این بود که حمله یا انجام نگیرد یا بکلی ناموفق بشود. بنده یک یادداشتی نوشتم به فرمانده‌ی لشکری که در اهواز بود و مرحوم چمران هم زیرش نوشت و تا ساعت یک و خرده‌ای بعد از نصف شب ما با هم بودیم و تلاش میشد که این حمله، فردا حتماً انجام بگیرد.
    صبح زود نیروهای نظامی که حرکت کردند، ما هم با چند نفری که همراه من بودند، دنبال اینها حرکت کردیم. وقتی به منطقه رسیدیم، من پرسیدم چمران کجاست؟ گفتند: چمران صبح زود آمده و جلو است.

    یعنی قبل از آنی که نیروهای نظامىِ منظم و مدون حرکت بکنند و راه بیفتند، چمران جلوتر حرکت کرده بود و با مجموعه‌ی خودش چندین کیلومتر جلو رفته بودند. بعد هم الحمدلله این کار بزرگ انجام گرفت، و چمران هم مجروح شد.
    دنیا و مقام برایش مهم نبود؛ نان و نام برایش مهم نبود؛ به نام کی تمام بشود، برایش اهمیتی نداشت. باانصاف بود، بی‌رودربایستی بود، شجاع بود، سرسخت بود. در عین لطافت و رقت و نازکمزاجی شاعرانه و عارفانه، در مقام جنگ یک سرباز سختکوش بود. [۴]

    ?

    شلیک آر. پی. جی را که نیروهای ما بلد نبودند، به آنها تعلیم میداد؛ چون آر. پی. جی جزو سلاحهای سازمانی ما نبود؛ نه داشتیم، نه بلد بودیم. او در لبنان یاد گرفته بود و به همان لهجه‌ی عربی آر. بی. جی هم میگفت؛ تعلیم میداد که اینجوری آر. پی. جی را بایستی شلیک کنید. حالا ببینید دانشمند فیزیک پلاسماىِ در درجه‌ی عالی، در کنار شخصیت یک گروهبانِ تعلیم دهنده‌ی عملیات نظامی، آن هم با آن احساسات رقیق، آن هم با آن ایمان قوی و با آن سرسختی، چه ترکیبی میشود.

    در وجود یک چنین آدمی، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است؛ تضاد بین ایمان و علم خنده‌آور است. این تضادهای قلابی و تضادهای دروغین اینها دیگر در وجود یک همچنین آدمی بیمعنا است. هم علم هست، هم ایمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل…

    اینجور هم نبود که یک آدم خشکی باشد که لذات زندگی را نفهمد؛ بعکس، بسیار لطیف بود، خوش‌ذوق بود، عکاس درجه‌ی یک بود هنرمند بود. دل باصفائی داشت؛ عرفان نظری نخوانده بود؛ شاید در هیچ مسلک توحیدی و سلوک عملی هم پیش کسی آموزش ندیده بود، اما دل، دل خداجو بود؛ دل باصفا، خداجو، اهل مناجات، اهل معنا. [۴]

    ?
    شهید چمران شب تا ساعت یک بعد از نصف شب و بیشتر دنبال کار است، صبح زود جلوتر از همه توی جبهه است و هرجا لازم هست، حضور دارد. این حضور دائم و بهنگام در هر نقطه‌ای که لازم است را باید تمرین کنیم. [۴] چمران یک نخبه‌ى علمى درجه‌ى یک بود امّا احساس کرد نیاز است که بیاید در این میدان کار کند؛ از همان استعداد، از همان توانایى، از همان همّت استفاده کرد وارد این میدان شد و کارهاى کارستانى انجام داد. [۵]

    ?

    سردار رشید اسلام، مالک اشتر زمان، چمران عزیز، مرد عمل و جهاد و شهادت، سرباز فداکار اسلام و انسانی در خط حاکمیت قرآن بود. جهاد او در خوزستان دنباله‌ی جهادش در کردستان و دنباله‌ی جهاد بزرگش در لبنان بود. در همه جا یک هدف و یک خط را تعقیب میکرد. [۱]

    ?
    مرحوم شهید چمران حقاً یک نمونه و مظهری بود از آن چیزی که انسان دوست میدارد تربیت جوانان ما و دانشگاهیان ما به آن سمت حرکت بکند… در دانشگاه پرورش انسانِ در تراز شهید چمران لازم است؛ [۴]

    ۱. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران ۱۳۶۰/۰۴/۰۵
    ۲. مصاحبه با تهیه‌کنندگان مجموعه روایت فتح ۱۳۷۲/۰۶/۱۱
    ۳. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای ارتش جمهوری اسلامی ایران ۱۳۷۴/۰۱/۳۰
    ۴. بیانات در دیدار اعضای بسیجی هیأت علمی دانشگاه‌ها ۱۳۸۹/۰۴/۰۲
    .
    .
    .
    پایگاه رسانه ای رهبر معظم انقلاب
    .
    .

    موضوعات: ✔خاکستر بر باد رفته, ◀ شهید چمران, ◀ شهید چمران از منظر رهبر انقلاب
     [ 02:27:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      مرد رویاها ...
    مرد رویاها

    ?? مرد رویاها

    شهید #مصطفی_چمران ، از جمله افرادی در زمانه ماست که به دلیل نوع حضورش در سال‌های دفاع مقدس و نیز اطلاعاتی مختصر از حضورش در لبنان #ناشناخته شده است؛ اما #سید_مهدی_شجاعی در تازه‌ترین اثر خود به سراغ #نیمه_پنهان زندگی چمران رفته است. «مرد رؤیاها» داستانی است از زندگی شهید چمران در #آمریکا و #لبنان و #مصر که تا پیش از این کمتر درباره آن صحبتی به میان آمده است.

    #مرد_رویاها با روایت پرکشش و کمتر شنیده شده از آشنایی شهید چمران با همسرش در آمریکا آغاز می‌شود و روایت جذاب و در عین حال عفیف از ابراز علاقه همسر چمران به وی را به تصویر می‌کشد. داستان اما در ادامه به ماجرای اعتراض شهید چمران و برخی از هم‌فکرانش در آمریکا به جنایات ساواک و زندان‌های رژیم پهلوی در #سازمان_ملل باز می‌گردد. تحصن چمران در #معبد ……

    بخش دوم داستان نیز به ماجرای حضور چمران در مصر و نیز آشنایی با امام موسی صدر و مهیا شدن حضور چمران در لبنان اختصاص دارد.

    ♨️ چمرانی که در این کتاب میبینید، با همه چمران های دیگر فرق میکند.
    .
    .
    .

    موضوعات: ✔خاکستر بر باد رفته, ◀ معرفی کتاب ویژه شهید چمران
     [ 02:16:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      سالروز شهادت دکتر چمران ...
    سالروز شهادت دکتر چمران

    ? #پوستر | چ

    ?سی‌و‌یکم خرداد‌ماه سالروز شهادت دکتر‌چمران و روز بسیج‌اساتید
    .
    .

    موضوعات: ✔آیات آرام بخش, ✔خاکستر بر باد رفته, ◀ شهید چمران, ◀ سالروز شهادت
     [ 07:55:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      شهید چمران و پدر و مادر ...
    شهید چمران و پدر و مادر

    .
    .
    ?? ارزش احترام به پدر و مادر از منظر شهید چمران
    .
    .
    .

    موضوعات: ✔آیات آرام بخش, ✔خاکستر بر باد رفته, ◀ شهید چمران, ◀ سیره تربیتی شهید چمران
     [ 07:38:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      نامه41 نهج البلاغه، نکوهش کارگزار ...
    نامه41 نهج البلاغه، نکوهش کارگزار

    ?نامه به يكى از فرمانداران كه در سال 38 هجرى طبق نقل خوئى يا 40 هجرى به نقل طبرى نوشته شده

    ?? علل نكوهش يك كارگزار خيانتكار

    پس از ياد خدا و درود!
    همانا من تو را در امانت خود شركت دادم، و همراز خود گرفتم، و هيچ يك از افراد خاندانم براى يارى و مدد كارى، و امانت دارى، چون تو مورد اعتمادم نبود.

    آن هنگام كه ديدى روزگار بر پسر عمويت سخت گرفته، و دشمن به او هجوم آورده، و امانت مسلمانان تباه گرديده، و امّت اختيار از دست داده، و پراكنده شدند، پيمان خود را با پسر عمويت دگرگون ساختى، و همراه با ديگرانى كه از او جدا شدند فاصله گرفتى، تو هماهنگ با ديگران دست از يارى ‏اش كشيدى، و با ديگر خيانت كنندگان خيانت كردى.

    نه پسر عمويت را يارى كردى، و نه امانت‏ها را رساندى. گويا تو در راه خدا جهاد نكردى و برهان روشنى از پروردگارت ندارى، و گويا براى تجاوز به دنياى اين مردم نيرنگ مى ‏زدى،

    و هدف تو آن بود كه آنها را بفريبى و غنائم و ثروت‏هاى آنان را در اختيار گيرى، پس آنگاه كه فرصت خيانت يافتى شتابان حمله‏ور شدى، و با تمام توان اموال بيت المال را كه سهم بيوه زنان و يتيمان بود، چونان گرگ گرسنه‏ اى كه گوسفند زخمى يا استخوان شكسته‏ اى را مى‏ ربايد، به يغما بردى، و آنها را به سوى حجاز با خاطرى آسوده، روانه كردى، بى آن كه در اين كار احساس گناهى داشته باشى.

    ? نكوهش از سوء استفاده در بيت المال

    دشمنت بى پدر باد!
    گويا ميراث پدر و مادرت را به خانه می‏برى سبحان اللّه‏!

    آيا به معاد ايمان ندارى و از حسابرسى دقيق قيامت نمى ‏ترسى اى كسى كه در نزد ما از خردمندان بشمار مى ‏آمدى،

    چگونه نوشيدن و خوردن را بر خود گوارا كردى در حالى كه مى‏ دانى حرام مى ‏خورى و حرام مى‏ نوشى؟
    چگونه با اموال يتيمان و مستمندان و مؤمنان و مجاهدان راه خدا، كنيزان مى‏ خرى و با زنان ازدواج مى كنى كه خدا اين اموال را به آنان وا گذاشته، و اين شهرها را به دست ايشان امن فرموده است ؟

    ?برخورد قاطع با خيانتكار

    پس از خدا بترس،
    و اموال آنان را باز گردان، و اگر چنين نكنى و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست يابم، تو را كيفر خواهم كرد، كه نزد خدا عذر خواه من باشد، و با شمشيرى تو را مى ‏زنم كه به هر كس زدم وارد دوزخ گرديد.

    سوگند به خدا!
    اگر حسن و حسين چنان مى ‏كردند كه تو انجام دادى، از من روى خوش نمى ‏ديدند و به آرزو نمى‏ رسيدند تا آن كه حق را از آنان باز پس ستانم، و باطلى را كه به دستم پديد آمده نابود سازم.

    به پروردگار جهانيان سوگند!

    اگر آنچه كه تو از اموال مسلمانان به نا حق بردى، بر من حلال بود، خشنود نبودم كه آن را ميراث باز ماندگانم قرار دهم، پس دست نگهدار و انديشه نما، فكر كن كه به پايان زندگى رسيده ‏اى، و در زير خاك‏ها پنهان شده، و اعمال تو را بر تو عرضه داشتند، آنجا كه ستمكار با حسرت فرياد مى‏ زند، و تباه كننده عمر و فرصت‏ها، آرزوى بازگشت دارد امّا «راه فرار و چاره مسدود است».
    .
    .
    نامه 41
    نهج البلاغه
    .
    .

    موضوعات: ✔کلام امیر, ◀نامه ها, ◀ بیت المال در نهج البلاغه
     [ 06:47:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      حساب کشیدن از کارگزار ...
    حساب کشیدن از کارگزار

    ?نکوهش یک کارگزار

    اما بعد!

    از تو خبری به من رسید. اگر چنان کرده باشی پرودگارت را به خشم آورده، و امام خویش را نافرمانی کرده و در امانت خیانت نمو ده ای.

    باخبر شدم که زمین را از محصول خالی کرده ای و هرچه زیر پایت بود برگرفته ای
    و بیت المالی را که در اختیار داشتی خورده ای.
    حسابت را نزد من فرست و بدان که حساب کشیدن خدا از حساب کشیدن مردم سختتر است.
    والسلام
    .
    .
    نامه 40
    نهج البلاغه
    .
    .

    موضوعات: ✔کلام امیر, ◀نامه ها, ◀ بیت المال در نهج البلاغه
     [ 06:37:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      افشای بردگی عمر و عاص ...
    افشای بردگی عمر و عاص

    ?نامه ای به عمر و عاص در سال 39 هجری پس از نبرد صفین

    ??افشای بردگی عمر و عاص

    تو دین خود را پیرو دنیای کسی ساخته ای که گمراهیش آشکار و پرده ی حیایش دریده است.
    در مجلس خود، بزرگواران را ناسزا می گوید و هنگام معاشرت بردباران را سفیه می شمارد.

    تو به دنبال او رفتی و بخشش او را خواستی، چونان سگی که در پی شیر رود و به چنگال او چشم بدوزد و انتظار کشد تا پس مانده ی شکارش را به سمت او اندازد.

    پس دنیا و آخرتت را به باد دادی، در حالی که اگر به حق روی می آوردی آنچه را خواسته بودی، می یافتی.

    اگر خداوند بر تو و پسر ابوسفیان چیره ام سازد سزای کارهایتان را بدهم،
    و اگر مرا ناتوان ساختید و خود برقرار ماندید، عذاب خدا که پیش رو دارید برای شما بدتر است.

    والسلام
    .
    .
    نامه 39
    نهج البلاغه
    .
    .

    موضوعات: ✔کلام امیر, ◀ معاویه(لعنه الله علیه) و ویژگی حکومت ظالمانه در نهج البلاغه, ◀عمر و عاص در نهج البلاغه
     [ 06:16:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      معاویه و عثمان ...
    معاویه و عثمان

    ?افشای ادعای دروغین معاویه

    سبحان الله!
    چه سخت گرفتار هواهای بدعت آمیز و سرگردانی ناشی از پیروی شیطان شده ای!
    و همراه با آن، حقایق را ضایع می کنی
    و پیمانهایی را که خواسته خداوند و حجت بر بندگانش است، کنار می نهی.
    اما…پرگویی تو درباره عثمان و قاتلان او..
    تا وقتی یاری عثمان به سود تو بود به یاری او برخاستی
    و وقتب او نیاز به یاری داشت، او را تنها گذاردی.
    .
    .
    والسلام
    .
    .نامه 37
    نهج البلاغه
    .
    .

    موضوعات: ✔کلام امیر, ◀ معاویه(لعنه الله علیه) و ویژگی حکومت ظالمانه در نهج البلاغه
     [ 06:11:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت