راح روح
وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنفُسِکُمْ، أَفَلَا تُبْصِرُونَ




خرداد 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31





طرح محتوی وبلاگ جهت امور پژوهشی در منابع معتبر شیعه تنظیم شده است. کافیست کلیدواژه مورد نظر خود را در قسمت جست و جو وارد نمایید.



جستجو





موضوعات


  • همه
  • ✔آیات آرام بخش
  • ✔اسلام محمدی این است
  • ✔خاکستر بر باد رفته
  • ✔خدا خبر می دهد
  • ✔سلمان فارسی سلمان محمد
  • ✔شاعرانه ها
  • ✔شور عشق با معشوق
  • ✔مطلب ندارد
  • ✔کلام امیر






  • مطالب مرتبط


  • تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای چهل و چهارم)
  • وصف مالک اشتر از زبان امام علی
  • احتياط در فرستادن پيك‏ها و نامه‏ ها
  • نحوه برخورد امام علی با معاویه
  • عرضه ولایت مداری و دوستی به ائمه
  • پیامبر از زبان حضرت علی
  • زخم دل علی از اهل عراق
  • نفرین حضرت علی
  • آمادگی رزمی
  • خبر از آینده کوفه
  • نص بر امامت امام زمان (عج)
  • ضرورت حکومت
  • علی از زبان علی
  • موقعیت مومنان و کافران در برخورد با شبهات
  • تلاش برای هدایت دشمنان
  • علل شکست در جهاد
  • علت سستی در جهاد
  • علی از زبان علی
  • علت کشته شدن عثمان از زبان امام علی
  • علل شکست در جنگ
  • نحوه عمل کردن در دنیا و آخرت گرایی
  • ملامت کوفیان در جهاد نکردن
  • فرهنگ جاهلیت از زبان حضرت علی
  • برخورد حضرت علی با مخالفان حق
  • ماهیت اصحاب جمل
  • راه رستگاری، سبکبار شوید
  • بیت المال
  • نقش عوامل محیطی در تکامل انسان
  • روانشناسى اجتماعى مردم بصره
  • شركت آيندگان در پاداش گذشتگان
  • نحوه مقابله با سپاه دشمن
  • شیطان و اصحاب جمل
  • طلحه و زبیر از زبان حضرت علی
  • پیمان شکنی زبیر
  • تخم ریزی شیطان در دلها
  • علی از زبان علی
  • نحوه هدایت اهل بیت
  • ماجرای خلافت از زبان حضرت علی
  • گنجی که ارزش ذخیره شدن دارد
  • فلسفه حج، کعبه
  • قرآن و احکام اسلامی
  • نبوت در نهج البلاغه
  • مراحل خلقت حضرت آدم
  • علت نابودی ملت ها
  • علل سقوط جامعه
  • نحوه مناظره با دشمن مسلمان
  • رفتار حاکم با مردم
  • توصیه های حضرت علی در نحوه برگزاری مراسم حج
  • نامه به مردم مصر
  • توبیخ جناب کمیل از سوی حضرت علی



  • عکس های اخیر


    پایه های کفر
    اصرار بر گناه
    کوچک شمردن گناه
    گناهان کبیره
    دنیا و حریص بودن
    آثار گناه
    آثار گناه
    خشم و غضب
    روحی که مومن با آن تائید می شود
    فضیلت فقر در میان مسلمین
    مومن و فلسفه بلا
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
    حسد
    عصبیت
    کبر
    عجب
    ویژگی های مومنان
    رابطه تشیّع و صبر
    رابطه تشیّع و صبر
    مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
    مجموعه روایات درباره صفات مومن
    مجموعه روایات درباره تقیه
    اهمیت سالم ماندن دین از آفت ها
    حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
    ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
    ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
    ثواب لباس پوشاندن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
    مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
    مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
    رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
    مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
    مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
    مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
    مجموعه روایات درباره پدر و مادر
    مجموعه روایات درباره صله رحم
    مجموعه روایات درباره بی نیازی از مردم
    مجموعه روایات باب انصاف و عدالت
    مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
    مجموعه روایات درباره قناعت
    راه تجارت پر سود
    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
    مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
    مجموعه روایات درباه باب تواضع
    مجموعه روایات درباره نرمی و ملاطفت
    مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
     
      روز سی ام، آیه سی ام، سی امین تدبر ...
    روز سی ام، آیه سی ام، سی امین تدبر

    طرح سی روز سی آيه ، رمضان 1440
    آيه سی ام
    در روز قيامت مؤمنين، به تلافی خنده کافرين در دنيا، به کافرين می خندند و منتظر کيفری مطابق اعمال دنيوی آنان هستند.

    ?جزء سی ام، آيه 34 سوره مطفّفين:

    « فَالْيَوْمَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ (مطفّفين/34)»
    « و امروز مؤمنان به كافران می خندند. (مطفّفين/34)»

    ⁉پرسشها:

    1- آيه 34 سوره مطفّفين در چه سياقی از آيات قرار دارد؟ از آيه … تا آيه … ؟ موضوع آيات درباره چيست؟

    2- منظور از يوم در آيه 34 سوره مطفّفين چه روزی است؟

    3- صفات مؤمنين مذکور در آيه 34 سوره مطفّفين چيست؟ صفات را با توجّه به آيات قبل از اين آيه، تفسير آيات و روايات وارد شده درباره آيات بنويسيد.

    4- صفات کافرين مذکور در آيه 34 سوره مطفّفين چيست؟ صفات را با توجّه به آيات قبل از اين آيه، تفسير آيات و روايات وارد شده درباره آيات بنويسيد.

    5- با توجّه به آيه 34 سوره مطفّفين و آيات قبل از آن توضيح دهيد: چرا مؤمنين در روز قيامت به کافرين می خندند؟ و با توجّه به آيات بعد توضيح دهيد مؤمنين در روز قيامت در انتظار چه هستند؟

    ✔پاسخها:

    1- آيه 34 سوره مطفّفين در بين آيات 29 تا 36 قرار دارد. موضوع اين آيات آزار و اذيت شدن مؤمنين به سبب ايمانشان در دنيا توسّط کافرين است.
    در آخر کيفر مجرمين در روز قيامت را مطرح می کند و کيفر خنديدن مجرمين در دنیا به مؤمنين، نگاه کردن مؤمنين در آخرت به آنها و خنديدن به آنها است.

    2- منظور از يوم در آيه 34 سوره مطفّفين روز قيامت يعنی روز جزاست.

    3- صفات مؤمنين مذکور در آيه 34 سوره مطفّفين که در روز قيامت بر تختها تکيه زده اند و منتظر مجازات کافرين هستند در آيات بين 18 تا 28 آمده است و عبارت است از:
    الف- پاداش نيکوکاری مؤمنين در علّيين ثبت است. اين موضوع از آيات 18 تا 20 آمده است.
    ب- مقرّبين پاداش آنان را مشاهده می کنند. (مطفّفين/21)

    كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّيِّينَ حقّا، كه اعمال نيكان در عِلّيّين مكتوب است. (مطفّفين/18)
    وَ مَا اَدْرَئكَ مَا عِلِّيُّونَ و تو چه می دانى كه عِلّيّين چيست؟ (مطفّفين/19)
    كِتَابٌ مَرْقُومٌ كتابى است نوشته، (مطفّفين/20)
    يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ كه مقرّبان خدا در آن می نگرند. (مطفّفين/21)

    علامه طباطبايی (ره) درباره اين آيات می گويد: آنچه برای ابرار مقدّر شده، و قضايش رانده شده، تا جزای نيكوكاري های آنان باشد، در عليّين قرار دارد، و تو ای پيامبر! نمی دانى عليّين چيست، امری است نوشته شده، و قضايى است حتمی و مشخّص و بدون ابهام.

    « شهادت » در آيه 21 مطفّفين به معنای معاينه و به چشم خود ديدن است، و «مقرّبين»، قومی از اهل بهشتند كه درجه شان از درجه عموم ابرار بالاتر است، پس مراد اين است كه مقرّبين، عليّين را با ارائه خدای تعالى می بينند، و خدای عزّوجلّ نظير اين مشاهده را درباره دوزخ آورده و فرموده

    « كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ (تکاثر/5 و6)» و از اين آيه استفاده می شود كه مقرّبين همان اهل يقينند.

    ج- اين مؤمنين دسته « ابرار: نيکوکاران » را تشکيل می دهند و در بهشت غرق نعمتند. نعمتهايی که در بهشت برای اين مؤمنين نيکوکار وعده داده شده است، در آيات 22 تا 28 آمده است:
    « إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِی نَعِيمٍ هر آينه نيكان در نعمتند، (مطفّفين/22)»
    « عَلَی الْاَرَائكِ يَنظُرُونَ بر تختها نشسته و نظاره می كنند. (مطفّفين/23)»
    « تَعْرِفُ فىِ وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بر چهره هاشان طراوت نعمت را بشناسی. (مطفّفين/24)»
    « يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ از شرابى خالص كه بر سر آن مُهر نهاده اند سيراب می شوند. (مطفّفين/25)»
    « خِتَامُهُ مِسْكٌ وَ فِی ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ مُهر آن از مشك است و پيشدستى كنندگان در آن بر يكديگر پيشدستى می كنند. (مطفّفين/26)»
    « وَ مِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ آميزه آن تَسنيم است. (مطفّفين/27)»
    « عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ چشمه ای است كه مقرّبان خدا از آن می آشامند. (مطفّفين/28)»

    ???
    علامه طباطبايی (ره) درباره آيات 22 تا 28 مطفّفين می گويد:

    كلمه « نعيم » به معنای نعمت بسيار است، و اين كلمه را نكره آورد تا بفهماند عظمت آن شناختنى نيست. و معنای آيه اين است كه ابرار در نعمت بسياری قرار دارند، كه آن نعمت در وصف نمی گنجد.

    كلمه « ارائك » جمع اريكه است، كه به معنای جايگاهی است كه در حجله يعنى اطاق مخصوص عروس درست می كنند، مراد از جمله ی « ينظرون » … نظر كردنشان به مناظر زيبا و خرّم بهشت و نعمت های دائمی موجود در آن است.

    كلمه « نضرة » در آيه 24 سوره مطفّفين به معنای بهجت و رونق است، و خطاب در اين جمله به رسول خدا (ص) است، امّا نه به اين اعتبار كه پيامبر است، بلكه به اين اعتبار كه می تواند نظر كند و بشناسد، پس اين حكم شامل هر كسی است كه بتواند نظر كند و بشناسد، و معنايش اين است كه هر كس به چهره‏های بهشتيان نظر كند، رونق و خرّمی ناشی از برخورداری از نعمت‏های بهشت را در چهره هايشان می شناسد.

    كلمه « رحيق » در آيه 25 مطفّفين به معنای شراب صاف و خالص از غشّ است، و به همين مناسبت آن را به وصف مختوم توصيف كرده، چون همواره چيزی را مهر و موم می كنند كه نفيس و خالص از غشّ و خلط باشد، تا چيزی در آن نريزند و دچار ناخالصيش نكنند.
    كلمه « ختام » در آيه 26 سوره مطفّفين به معنای وسيله مهر زدن است، می فرمايد وسيله مهر زدن بر آن رحيق بجای گل و لاك و امثال آن- كه در دنيا بوسيله آنها مهر و موم می كنند- مشك است.

    و كلمه « تنافس » که در آيه 26 سوره مطفّفين آمده است به معنای زورآزمايى افراد در ربودن چيزی از دست يكديگر است، ولى در مورد آيه و مقامی كه دارد به معنای مسابقه است.
    هم چنان كه همين معنا را در آيه 21 سوره حديد به صراحت، خاطرنشان كرده می فرمايد: « سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ »، پس در آيه بشر را ترغيب می كند تا بشتابد به سوی آن نعمتى كه با عبارت رحيق مختوم توصيفش كرده است.

    چون كلام در توصيف نعيم بهشت بوده، می فهماند كه جمله « و فى ذلك » ترغيب مؤكّد است به تخصيص بعد از تعميم، يعنى ترغيب به خصوص رحيق مختوم، بعد از ترغيب به همه نعمت های بهشتى، و معنايش اين است كه مسابقه‏گران و زورآزمايان بايد بر سر همه نعمت های بهشتى، و مخصوصاً بر سر رحيق مختوم مسابقه بگذارند، كه نوشيدنى خاصّ آنان است، آن وقت آيه شريفه مثل اين می ماند كه بگوييم: همه مؤمنين را احترام كن خصوصاً صالحان از ايشان را.

    كلمه « مزاج » در آيه 27 سوره مطفّفين به معنای وسيله مخلوط كردن است، و كلمه «تسنيم» - به طوری كه آيه بعدی تفسيرش می كند- به معنای چشمه ای است در بهشت، كه خدای تعالى نامش را تسنيم نهاده، و از اين ماده كلماتی به معنای بلند كردن و پر شدن نيز آمده، وقتى گفته می شود: « سنمه »، معنايش اين است كه آن چيز را بلند كرد،

    معناي آيه 27 و 28 سوره مطفّفين اين است كه « مزاج آن شراب از چشمه تسنيم است، كه آن چشمه ای است كه تنها مقرّبون (خواص از مؤمنين) از آن چشمه می نوشند.
    و مفادّ آيه 28 اين است كه مقرّبين صرفاً تسنيم را می نوشند، هم چنان كه مفادّ جمله «وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ» اين است كه: آنچه در قدح ابرار از رحيق مختوم هست با تسنيم مخلوط می شود.

    و اين معنا به دو نكته دلالت می كند، اوّل اينكه تسنيم از رحيق مختوم گرانقدرتر است، چون رحيق مختوم با آميخته شدن با تسنيم لذّت بخش تر می شود. دوّم اينكه مقرّبين در درجه بالاتری از ابرار قرار دارند. (ترجمه الميزان، ج‏20، ص: 393 و394)

    ???

    4- صفات کافرين مذکور در آيه 34 سوره مطفّفين در آيات 29 تا 33 سوره مطفّفين آمده است:
    « إِنَّ الَّذِينَ اَجْرَمُواْ كاَنُواْ مِنَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ يَضْحَكُونَ گناهكاران به مؤمنان می خنديدند. (مطفّفين/29)»
    « وَ إِذَا مَرُّواْ بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ و چون بر آنها می گذشتند، به چشم و ابرو اشاره می كردند. (مطفّفين/30)»
    « وَ إِذَا انقَلَبُواْ إِلىَ اَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَكِهِينَ و چون نزد كسانشان بازمی گشتند، شادمانه بازمی گشتند. (مطفّفين/31)»
    « وَ إِذَا رَاَوْهُمْ قَالُواْ إِنَّ هَؤُلَاءِ لَضَالُّونَ و چون مؤمنان را می ديدند، می گفتند كه اينان گمراهند. (مطفّفين/32)»
    وَ مَا اُرْسِلُواْ عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ و حال آنكه آنان را به مواظبت اعمال مؤمنان نفرستاده بودند. (مطفّفين/33)»

    با توجّه به تفسير الميزان از اين آيات صفات کفّار عبارتند از:

    - گناهکارند و در دنيا به مؤمنين به دليل ايمان داشتن آنان می خنديدند.
    - در برخورد به مؤمنين با اشاره به چشم يكديگر را به استهزای آنان وامی داشتند.
    - با غرور و خوشحال از خنديدن و مسخره کردن مؤمنين گفتگو می کردند.
    - مؤمنين را گمراه می ناميدند.
    - مأمور قضاوت و داوری درباره مؤمنين نبودند و داوری آنان پذيرفته نبود.

    5- با توجّه به آيه 34 سوره مطفّفين و آيات قبل از آن علّت خنديدن مؤمنين به کافرين در روز قيامت همان خنديدن و مسخره کردن مؤمنين در دنيا است.

    با توجّه به آيات :

    عَلَی الْاَرَائكِ يَنظُرُونَ بر تختها تكيه زده اند و می نگرند. (مطفّفين/35)»
    هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كاَنُواْ يَفْعَلُونَ آيا كافران برابر اعمالشان مجازات می شوند؟ (مطفّفين/36)»
    مؤمنين در قيامت بر تختهايی نشسته اند و منتظر مجازات شدن کافران هستند، تا به چشم خود ببينند که کيفر کافرين به اندازه بدي هايی که در دنيا کرده اند هست يا نه؟

    علامه طباطبايی (ره) در ذيل آيات مورد گفتگو رواياتی را آورده است. از جمله اين روايات:
    - در روايات متعدّدی گفته شده است که: مراد از « الَّذِينَ اَجْرَمُوا » منافقين و از «الَّذِينَ آمَنُوا » امير المؤمنين عليه السلام است.

    - در مجمع البيان در ذيل آيه « وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغامَزُونَ » می گويد: بعضی گفته اند اين آيه در شأن علی بن ابى طالب (و دفاع از آن جناب) نازل شده، و جريان از اين قرار بوده كه روزی آن جناب با چند نفر از مسلمانان نزد رسول خدا (ص) می آمدند، منافقين ايشان را مسخره كردند و خنديدند، و به يكديگر اشاره ها كرده سپس نزد همفكران خود برگشته و گفتند: ما امروز اصلع (كسی كه جلو سرش مو ندارد، و منظورشان حضرت علی ع بود) را ديديم و به او خنديديم. بدنبال اين جريان بود كه اين آيه نازل شد در حالى كه هنوز علی و يارانش به نزد رسول خدا (ص) نرسيده بودند.

    ( مجمع البيان، ج 10، ص 457 و تفسير كشاف، ج 4، ص 724)
    .
    .
    استاد بصراوی
    .
    .

    موضوعات: ✔خدا خبر می دهد, ◀30روز 30آیه 30 تدبر (ویژه ماه رمضان)
    [دوشنبه 1398-03-20] [ 05:44:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      روز بیست و نهم، آیه بیست و نهم، بیست و نهمین تدبر ...
    روز بیست و نهم، آیه بیست و نهم، بیست و نهمین تدبر

    طرح سی روز سی آيه ، رمضان 1440
    آيه بيست و نهم
    در روز قيامت هيچ چيز از بندگان برای خداوند مخفی نيست. و هرکس به قدر تلاشش در دنيا در جايگاهی از آخرت قرار می گيرد.

    ?جزء بيست و نهم، آيه 18 سوره حاقّة:

    « يَوْمَئذٍ تُعْرَضُونَ لَاتَخْفَی‏ مِنْكُمْ خَافِيَةٌ (حاقّة/18)»
    « آن روز شما را پيش آورند و هيچ چيز شما نهان نماند. (حاقّة/18)»

    پرسشها:

    1- در آيه 18 سوره حاقّة منظور از واژه «تُعْرَضُونَ عرضه می شويد» چيست؟ با توجّه به تفسير آيه شريفه توضيح دهيد.

    2- عرضه شدن مذکور در آيه 18 سوره حاقّة در چه زمانی و برای چه کسی صورت می پذيرد؟ با توجّه به تفسير آيه شريفه توضيح دهيد.

    3- با توجّه به عبارت « لَاتَخْفَی‏ مِنْكُمْ خَافِيَةٌ هيچ چيز شما نهان نماند.» در آيه 18 سوره حاقّه و آيات پس از آن و تفسير آيات، حال چند دسته از افراد آشکار می شود؟ حال هر يک را توصيف کنيد.

    4- با توجّه به آيات بعد از آيه 18 سوره حاقّة دليل قرار گرفتن هر دسته در جايگاه اخروی چه بوده است؟ به عبارت ديگر صفات هر دسته را نام ببريد.

    ✔پاسخها:

    1- منظور از واژه «تُعْرَضُونَ عرضه می شويد» در آيه 18 سوره حاقّة اين است كه: آنچه نزد هر انسان از عقيده و عمل هست آشکار می شود. علامه طباطبايی (ره) می گويد: كلمه « عرض » در لغت به معنای اين است كه فروشنده جنس خود را جلو مشتری بگسترد و به او نشان دهد.

    2- عرضه شدن مذکور در آيه 18 سوره حاقّة با توجّه به تفسير الميزان عرض بر خدای تعالى در روز قيامت است. روزی كه روز جدايى حق از باطل، و روز داوری است. روز بروز و افشای حقايق در نزد خداوند متعال است.

    ???
    علامه طباطبايی (ره) در باره پرسش 2 می گويد: آنچه نزد هر انسان از عقيده و عمل هست برای خدای تعالى فاش و سفره دل آدمی باز می گردد، به طوری كه هيچ عقيده و هيچ فعلی از او برای خدا پنهان نماند، و همه غيب‏ها شهادت و همه سِرّها علن و آشكار گردد، و اين از خصائص قيامت است، از ظاهر كلام برمی آيد كه مراد از جمله « تُعرضون عرضه می شويد » عرضه شدن بر خدای تعالى باشد، هم چنان كه در جای ديگر فرموده:َ

    عُرِضُوا عَلَی‏ رَبِّكَ صَفًّا به صف بر پروردگارت عرضه می شوند. (كهف/48) (ترجمه الميزان، ج‏19، ص: 665)

    آری قيامت « يَوْمَ تُبْلَی السَّرائِرُ در آن روز كه اسرار پنهان آشكار می شود. (طارق/9)» است،

    و « يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لايَخْفَی‏ عَلَی اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْ‏ءٌ آن روزی كه همه (نيك و بد) خلق پديد آيد و هيچ كرده آنها بر خدا پنهان نباشد. (مؤمن/16)» است،

    روزی است كه سريره‏ها آشكار و همه مردم برای خدا ظاهر می شوند، و از آنان چيزی بر خدا پوشيده نمی ماند.
    و ما در بحث های سابق خود گفتيم كه آنچه در قرآن از خصائص قيامت آمده اختصاص به قيامت ندارد، مثلاً اگر فرموده روز قيامت ملك مخصوص خداست، معنايش اين نيست كه در دنيا غير خدا كسانى ديگر نيز مالك باشند،

    و اگر فرموده: آن روز امر به دست خداست، و يا از عذاب او برای كسی پناهگاهی نيست، و يا خلائق برايش بارز و ظاهر می شوند و يا چيزی از خلائق بر او پوشيده نمی ماند، و خصائص ديگر، معنايش اين نيست كه خدا تنها در روز قيامت چنين است، زيرا اين صفات دائماً برای خدا هست،

    بلكه مراد اين است كه: مردم آن روز فاش و هويدا می بينند كه خدای تعالى چنين خدايى است. پس معنای آيه اين می شود كه: در آن روز برای شما آشكار می شود كه در دنيا هم، در معرض علم خدا بوديد، و آن روز همه فعل هايتان ظاهر می گردد، و هيچ يك از آنها پنهان نمی ماند.

    (ترجمه الميزان، ج‏19، ص: 665)

    3- با توجّه به عبارت « لَاتَخْفَی‏ مِنْكُمْ خَافِيَةٌ هيچ چيز شما نهان نماند.» در آيه 18 سوره حاقّه و آيات پس از آن و تفسير آيات، حال مؤمنين و کافرين در آن روز آشکار می شود.

    حال مؤمنين در روز قيامت و پس از آشکار شدن عقيده و عملش در دنيا در آيه « فَاَمَّا مَنْ اُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ اما هر كس كه نامه اعمالش را به دست راستش دهند، می گويد: نامه مرا بگيريد و بخوانيد. (حاقّه/19)»

    بيان شده است که خوشحالی است. مؤمن در آن روز به عمل خود در دنيا خشنود است و آن را با افتخار به فرشتگان نشان می دهد.

    آيات 21 تا 27 سوره حاقّه پاداش اُخروی اعمال و عقايد مؤمن در دنيا را ترسيم نموده است:
    « فَهُوَ فىِ عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ پس او در يك زندگی پسنديده و خوش خواهد بود، (حاقّه/21)»

    « فِی جَنَّةٍ عَالِيَةٍ در بهشتى برين، (حاقّه/22)»
    « قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ كه ميوه‏هايش در دسترس باشد. (حاقّه/23)»
    « كُلُواْ وَ اشْرَبُواْ هَنِيَئاً بِمَا اَسْلَفْتُمْ فِی الْاَيَّامِ الْخَالِيَةِ بخوريد و بياشاميد، گوارا باد شما را. اينها پاداش اعمالى است كه در ايّام گذشته به جای می آورده‏ايد. (حاقّه/24)»

    حال کفّار در روز قيامت و پس از آشکار شدن عقيده و عملش در دنيا در آيه « وَ اَمَّا مَنْ اُوتِیَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَا لَيْتَنىِ لَمْ اُوتَ كِتَابِيَهْ اما آن كس كه نامه اعمالش را به دست چپش دهند می گويد: ای كاش نامه مرا به دست من نداده بودند، (حاقّه/25)» بيان شده است که ناراحتی و شرمندگی است. کافر در آن روز حتی دوست ندارد خودش به نامه خود بنگرد، چه رسد به اينکه ديگران آن را ببينند. به دليل همين کارنامه بد کيفر می بيند.

    با خود درباره عقايدش می انديشد و می گويد:
    « يَا لَيْتَهَا كاَنَتِ الْقَاضِيَةَ ای كاش همان مرگ می بود و بس، (حاقّه/27)»
    « مَا اَغْنَی‏ عَنِّی مَالِيَهْ دارايى من مرا سود نبخشيد، (حاقّه/28)»
    « هَلَكَ عَنِّی سُلْطَانِيَهْ قدرت من از دست من برفت. (حاقّه/29)»

    ولی امان به او داده نمی شود و در کيفر اعمال و عقايد دنيوي او خداوند به فرشتگان خود فرمان می دهد که:
    « خُذُوهُ فَغُلُّوهُ بگيريدش، زنجيرش كنيد. (حاقّه/30)»
    « ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ و به جهنمش بكشيد. (حاقّه/31)»
    « ثُمَّ فِی سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فَاسْلُكُوهُ و او را با زنجيری به درازای هفتاد ذراع بكشيد. (حاقّه/32)»

    ???

    علامه طباطبايی (ره) درباره حال کفّار در هنگام گرفتن نامه اعمال می گويد:

    ای كاش همان مرگ اول كه ما آن را چشيديم و از دنيا خارج شديم كار ما را يكسره كرده بود، و ما را نابود می ساخت و ديگر مبعوث نمی شديم، و در اين ورطه عذاب هميشگی قرار نمی گرفتيم و آنچه را می بينيم نمی ديديم.

    « ما اَغْنَی‏ عَنِّي مالِيَهْ هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ » دو كلمه حسرت است كه در آن روز بعد از بى نتيجه ديدن كوشش‏های دنيايى خود می گويد، چون او تا در دنيا بود می پنداشت كليد سعادتش در زندگی مال و قدرت است، و اين دو تمامی ناملايمات احتمالى را از او دفع می كنند، و بر هر محبوب و لذّتی مسلّطش می سازند،

    و به همين خيال خام بود كه تمامی سعی و توان خود را صرف به دست آوردن مال و قدرت كرد، و قهراً از ياد پروردگار خود و از هر سخن حقّی كه به سوی آن دعوت می شد اعراض نمود، و دعوت كننده را تكذيب می كرد، همين كه سر از قبر برداشت، و ديد كه تمامی سبب‏ها از كار افتاده اند، و امروز ديگر مال و فرزندان بكار نمی آيند، می فهمد كه مالش فايده ای نداشت، و قدرتش هم باطل شد، لذا از در حسرت و درد اين دو جمله را می گويد، امّا چه سودی از گفتن؟! « خُذُوهُ فَغُلُّوهُ … فَاسْلُكُوهُ » جملاتی هستند که دستور خدا به ملائكه را حكايت می كند، كه بگيريد او را و در آتش بيفكنيد.

    آيات « إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ وَ لا يَحُضُّ عَلَی‏ طَعامِ الْمِسْكِينِ » می فرمايد بدين علّت چنين دستور داديم كه وی به خدای عظيم ايمان نمی آوَرْد، و مردم را به اطعام مسكينان تشويق نمی كرد، بلكه در اين باره مسامحه می كرد، و از رنج بينوايان احساس ناراحتى نمی نمود.»

    (ترجمه الميزان، ج‏19، ص: 668 و 669)

    در آيات 35 تا 37 سوره حاقّه حال کافر در روز قيامت را بيان می فرمايد که به دليل اعمال دنيوی او برايش حاصل می شود

    « فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَاهُنَا حَمِيمٌ در آن روز، در آنجا هيچ دوستى نخواهد داشت. (حاقّه/35)»
    « وَ لَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ طعامش چيزی جز غسلين نيست. (حاقّه/36) »
    « لَايَأكُلُهُ إِلَّا الْخَاطِئونَ تنها خطاكاران از آن طعام می ‏خورند. (حاقّه/37)»
    علامه طباطبايی (ره) در تفسير آيات 35 تا 37 سوره حاقّه درباره کيفر کافر می گويد:
    كلمه « حميم» به معنای دوست است، و آيه شريفه به خاطر حرف « فاء » كه در آغاز آن آمده نتيجه‏گيری از جمله « إِنَّهُ كانَ لايُؤْمِنُ … همانا او مؤمن نبود (حاقّه/33)» است که در توصيف کافر در دنيا است.

    حاصل كلام اين است كه او از آنجا كه به خدا ايمان نمی آورد در نتيجه امروز در اين عرصه، دوستى كه سودش ببخشد يعنى شفيعی كه برايش شفاعت كند ندارد، چون كافر آمرزش ندارد، در نتيجه شفاعتى هم نخواهد داشت.

    كلمه « غسلين » به معنای چركاب است، و گويا مراد از آن چرك و كثافاتی است كه از تن اهل دوزخ می ريزد، و آيه 36 سوره حاقّه عطف است به كلمه « حميم » در آيه قبلی، و نتيجه‏گيری از جمله « وَ لا يَحُضُّ … و به طعام‏دادن به مسكينان كسی را ترغيب نمی كرد. (حاقّه/34)

    است، حاصل معنايش اين است كه او از آنجا كه كسی را به اطعام مسكينان تشويق نمی كرد، امروز طعامی به جز غسلين اهل دوزخ ندارد، و جمله « لايَأكُلُهُ إِلَّا الْخاطِئُونَ» كلمه « غسلين » را تعريف می كند، و خاطِئون عبارتند از كسانى كه گناه و خطا كاری، عادتشان شده باشد.

    ???

    4- با توجّه به آيات بعد از آيه 18 سوره حاقّة دليل قرار گرفتن هر دسته در جايگاه اُخروی اعمال آنان صفات و اعمال آنان در دنيا بوده است.

    صفت مؤمنين در دنيا:
    در آيه 20 سوره حاقّه يک صفت برای بهشتيان، آنان که نامه عملشان به دست راستشان داده شده است، می آورد و آن اينکه من يقين داشتم که اعمالم و عقايدم محاسبه خواهد شد. من می دانستم که روز جزا و حسابرسی را خواهم ديد: « إِنِّی ظَنَنتُ اَنِّی مُلَاقٍ حِسَابِيَهْ من يقين داشتم كه حساب خود را خواهم ديد. (حاقّه/20)» بنابراين مراقب اعمال خود بودم و آن را محاسبه می کردم.

    صفات کفّار در دنيا که موجب شد به عذاب آخرت دچار شوند در آيات 26 و 33 و 34 آمده است:
    يک اينکه در دنيا خود را حسابرسی نکرده است و از آنچه در انتظارش است خبر ندارد: « وَ لَمْ اَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ و ندانسته بودم كه حساب من چيست، (حاقّه/26)»
    دو اينکه به خداوند متعال ايمان نداشت:
    « إِنَّهُ كَانَ لَايُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ زيرا به خدای بزرگ ايمان نداشت. (حاقّه/33)»
    سه اينکه به طعام دادن به مسکينان کسی را ترغيب و تشويق نمی کرد:
    « وَ لَايَحُضُّ عَلَی‏ طَعَامِ الْمِسْكِينِ و به طعام‏دادن به مسكينان كسی را ترغيب نمی كرد. (حاقّه/34)»
    .
    .

    استاد بصراوی
    .
    .

    موضوعات: ✔خدا خبر می دهد, ◀30روز 30آیه 30 تدبر (ویژه ماه رمضان)
     [ 05:39:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مالک اشتر از زبان علی ...
    مالک اشتر از زبان علی

    ?نامه حضرت علی به محمد بن اب بکر برای دلجویی ایشان به سبب عزل از حکومت مصر و جایگزینی او با مالک اشتر

    مردی را که به فرمانروایی مصر گماردم برای ما مردی خیر خواه و بر دشمن ما سرسخت و انتقام گیر بود.
    ما از او خوشنودیم . خداوند نیز از او خشنود باد و ثوابش را دو چندان کناد.
    .
    .
    نامه 34
    نهج البلاغه
    .
    .

    ??نامه ای به مردم مصر هنگام سپردن زمامداری به مالک اشتر (رحمه الله علیه)

    اما بعد!

    بنده ای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که هنگام وحشت نخوابد و به وقت هراس به دشمن پشت نکند و بر بدکرداران از آتش دوزخ سوزانتر باشد.
    او مالک بن حارث از قبیله مذحج است.

    سخن او را بشنوید و فرمانش را در آنچه برابر با حق است اطاعت کنید،
    که او شمشیری از شمشیرهای خداست که نه تیزیش کند شود و نه ضربتش بی اثر گردد.
    اگر شما را فرمان حرکت داد حرکت کنید
    و اگر فرمان توقف داد بایستید
    که او جز به فرمان من بر کاری اقدام نمی کند و یا باز نمی ایستد و کاری را جلو و عقب نمی اندازد.
    در فرستادن او به سویتان ، شما را بر خود مقدم داشتم، زیرا برای شما خیر اندیش و بر دشمنتان سرسخت است.
    .
    .
    نامه 38
    نهج البلاغه
    .
    .

    موضوعات: ✔کلام امیر, ◀نامه ها, ◀ مالک اشتر در نهج البلاغه
     [ 05:29:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      نامه حضرت علی (ع) به کارگزار حج ...

    ?نامه حضرت علی (علیه السلام) به قثم بن عباس کارگزار امام در مکه

    مبادا کاری انجام دهی که به عذر خواهی محبور شوی.
    چون نعمتی به چنگ آوردی سرخوشی مکن.
    و آنگاه که به سختی درافتادی سستی مکن.
    والسلام.
    .
    .
    نامه 33
    نهج البلاغه
    .
    .

    موضوعات: ✔کلام امیر, ◀نامه ها
     [ 05:24:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت