راح روح
وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنفُسِکُمْ، أَفَلَا تُبْصِرُونَ




شهریور 1399
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        





طرح محتوی وبلاگ جهت امور پژوهشی در منابع معتبر شیعه تنظیم شده است. کافیست کلیدواژه مورد نظر خود را در قسمت جست و جو وارد نمایید.



جستجو





موضوعات


  • همه
  • ✔آیات آرام بخش
  • ✔اسلام محمدی این است
  • ✔خاکستر بر باد رفته
  • ✔خدا خبر می دهد
  • ✔سلمان فارسی سلمان محمد
  • ✔شاعرانه ها
  • ✔شور عشق با معشوق
  • ✔مطلب ندارد
  • ✔کلام امیر






  • مطالب مرتبط


  • تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای سی و هشتم)
  • عاقبت مقابله با حق
  • سنگین و سبکی حق و باطل
  • مسؤوليّت نعمت هاى الهى
  • عاقبت مقابله با حق
  • سرزنش و گرفتن حق
  • رابطه رعایت حق و برده داری
  • تمام بودن حجت بر تمام انسانها
  • جایگاه اهل بیت از منظر امام علی
  • استدلال امام علی به معاویه (لعنه الله علیه) در جهت مشروعیت خلافت خویش
  • رفتار عثمان با امام علی از زبان امام علی
  • علی از زبان علی
  • غم امام علی از دگرگونی خلافت
  • جایگاه حق و نقش آن در اداره جامعه
  • حقیقت افرادی که به خوارج پیوستند
  • ماجرای خلافت از زبان حضرت علی
  • علی از زبان علی(ماجرای خلافت)
  • علی از زبان علی
  • علت سستی در جهاد
  • برخورد حضرت علی با مخالفان حق
  • هرگز غافلگیر نمی شوم
  • علی از زبان علی
  • ماجرای خلافت از زبان حضرت علی
  • خیانت منذز و توبیخ حضرت علی
  • عهد نامه امام علی با مردم یمن
  • نامه حضرت علی به سلمان فارسی
  • نامه به مردم مصر
  • فضیلت پیامبر و امام علی بر سایر امامان
  • رابطه شب قدر و خلافت نامشروع ابوبکر و عمر
  • نامه یک شیعه به خلیفه دوم



  • عکس های اخیر


    پایه های کفر
    اصرار بر گناه
    کوچک شمردن گناه
    گناهان کبیره
    دنیا و حریص بودن
    آثار گناه
    آثار گناه
    خشم و غضب
    روحی که مومن با آن تائید می شود
    فضیلت فقر در میان مسلمین
    مومن و فلسفه بلا
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
    حسد
    عصبیت
    کبر
    عجب
    ویژگی های مومنان
    رابطه تشیّع و صبر
    رابطه تشیّع و صبر
    مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
    مجموعه روایات درباره صفات مومن
    مجموعه روایات درباره تقیه
    اهمیت سالم ماندن دین از آفت ها
    حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
    ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
    ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
    ثواب لباس پوشاندن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
    مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
    مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
    رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
    مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
    مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
    مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
    مجموعه روایات درباره پدر و مادر
    مجموعه روایات درباره صله رحم
    مجموعه روایات درباره بی نیازی از مردم
    مجموعه روایات باب انصاف و عدالت
    مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
    مجموعه روایات درباره قناعت
    راه تجارت پر سود
    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
    مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
    مجموعه روایات درباه باب تواضع
    مجموعه روایات درباره نرمی و ملاطفت
    مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
     
      غم امام علی از دگرگونی خلافت ...
    غم امام علی از دگرگونی خلافت

    علی از زبان علی (شکوه از ماجرای خلافت)


    خدايا!

    براى پيروزى بر قريش و يارانشان از تو كمك مى خواهم،

    كه پيوند خويشاوندى مرا بريدند،

    و كار مرا دگرگون كردند،

    و همگى براى مبارزه با من در حقّى كه از همه آنان سزاوارترم، متّحد گرديدند

    و گفتند: «حق را اگر توانى بگير، و يا اگر تو را از حق محروم دارند، يا با غم و اندوه صبر كن، و يا با حسرت بمير».

    به اطرافم نگريستم

    ديدم كه نه ياورى دارم، و نه كسى از من دفاع و حمايت مى كند،

    جز خانواده ام كه مايل نبودم جانشان به خطر افتد.

    پس خار در چشم فرو رفته، ديده بر هم نهادم،

    و با گلوى استخوان در آن گير كرده، جام تلخ را جرعه جرعه نوشيدم،

    و در فرو خوردن خشم در امرى كه تلخ تر از گياه حنظل،

    و دردناك تر از فرو رفتن تيزى شمشير در دل بود، شكيبايى كردم.

     .

    خطبه 217

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀ماجرای خلافت از زبان حضرت علی, ✔مطلب ندارد
    [دوشنبه 1399-06-17] [ 03:48:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      جایگاه حق و نقش آن در اداره جامعه ...
    جایگاه حق و نقش آن در اداره جامعه

    (از سخنرانيهاى امام عليه السّلام در صحراى صفّين است).

     

    جایگاه حق در جامعه اسلامی


    پس از ستايش پروردگار،

    خداوند سبحان، براى من، بر شما به جهت سرپرستى حكومت، حقّى قرار داده،

    و براى شما همانند حق من، حقّى تعيين فرموده است.

    پس حق گسترده تر از آن است كه وصفش كنند،

    ولى به هنگام عمل تنگنايى بى مانند دارد .

    حق اگر به سود كسى اجرا شود، ناگزير به زيان او نيز روزى به كار رود،

    و چون به زيان كسى اجراء شود روزى به سود او نيز جريان خواهد داشت.

    اگر بنا باشد حق به سود كسى اجراء شود و زيانى نداشته باشد،

    اين مخصوص خداى سبحان است نه ديگر آفريده ها،

    به خاطر قدرت الهى بر بندگان، و عدالت او بر تمام موجوداتى كه فرمانش بر آنها جارى است.

    لكن خداوند حق خود را بر بندگان، اطاعت خويش قرار داده،

    و پاداش آن را دو چندان كرده است،

    از روى بخشندگى،

    و گشايشى كه خواسته به بندگان عطا فرمايد.

     

     حقوق متقابل رهبرى و مردم


    پس، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب كرد،

    و آن حقوق را در برابر هم گذاشت،

    كه برخى از حقوق برخى ديگر را واجب گرداند،

    و حقّى بر كسى واجب نمى شود مگر همانند آن را انجام دهد.

    و در ميان حقوق الهى، بزرگ ترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است،

    حق واجبى كه خداى سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد،

    و آن را عامل پايدارى پيوند ملّت و رهبر، و عزّت دين قرار داد.

    پس رعيّت اصلاح نمى شود جز آن كه زمامداران اصلاح گردند،

    و زمامداران اصلاح نمى شوند جز با درستكارى رعيّت.

    و آنگاه كه مردم حق رهبرى را اداء كنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت يابد،

    و راه هاى دين پديدار و نشانه هاى عدالت بر قرار،

    و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پايدار گردد،

    پس روزگار اصلاح شود

    و مردم در تداوم حكومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مى گردد.


    امّا اگر مردم بر حكومت چيره شوند،

    يا زمامدار بر رعيّت ستم كند،

    وحدت كلمه از بين مى رود،

    نشانه هاى ستم آشكار،

    و نيرنگ بازى در دين فراوان مى گردد،

    و راه گسترده سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم متروك،

    هوا پرستى فراوان،

    احكام دين تعطيل،

    و بيمارى هاى دل فراوان شود.

    مردم از اينكه حقّ بزرگى فراموش مى شود،

    يا باطل خطرناكى در جامعه رواج مى يابد،

    احساس نگرانى نمى كنند

    پس در آن زمان نيكان خوار، و بدان قدرتمند مى شوند،

    و كيفر الهى بر بندگان بزرگ و دردناك خواهد بود.

    پس بر شماست كه يكديگر را نصيحت كنيد،

    و نيكو همكارى نماييد.

    درست است كه هيچ كس نمى تواند حق اطاعت خداوندى را چنانكه بايد بگزارد،

    هر چند در به دست آوردن رضاى خدا حريص باشد،

    و در كار بندگى تلاش فراوان نمايد،

    لكن بايد به مقدار توان، حقوق الهى را رعايت كند

    كه يكى از واجبات الهى، يكديگر را به اندازه توان نصيحت كردن، و بر پا داشتن حق، و يارى دادن به يكديگر است.


    هيچ كس هر چند قدر او در حق بزرگ، و ارزش او در دين بيشتر باشد،

    بى نياز نيست كه او را در انجام حق يارى رسانند،

    و هيچ كس گرچه مردم او را خوار شمارند، و در ديده ها بى ارزش باشد،

    كوچك تر از آن نيست كه كسى را در انجام حق يارى كند، يا ديگرى به يارى او برخيزد.


    (پس يكى از ياران به پاخاست و با سخنى طولانى امام را ستود، حرف شنوايى و اطاعت از امام را اعلام داشت. آنگاه امام فرمود:)

    «كسى كه عظمت خدا در جانش بزرگ، و منزلت او در قلبش والاست،

    سزاوار است كه هر چه جز خدا را كوچك شمارد.

    و از او سزاوارتر كسى كه نعمت هاى خدا را فراوان در اختيار دارد،

    و بر خوان احسان خدا نشسته است،

    زيرا نعمت خدا بر كسى بسيار نگردد جز آن كه حقوق الهى بر او فراوان باشد.»

     

     

    علی از زبان علی ( روابط سالم و متقابل رهبر و مردم)


    مردم !

    از پست ترين حالات زمامداران در نزد صالحان اين است كه گمان برند آنها دوستدار ستايش اند،

    و كشور دارى آنان بر كبر و خود پسندى استوار باشد،

    و خوش ندارم، در خاطر شما بگذرد كه من ستايش را دوست دارم، و خواهان شنيدن آن مى باشم.

    سپاس خدا را كه چنين نبودم

    و اگر ستايش را دوست مى داشتم، آن را رها مى كردم

    به خاطر فروتنى در پيشگاه خداى سبحان،

    و بزرگى و بزرگوارى كه تنها خدا سزاوار آن است.

    گاهى مردم، ستودن افرادى را براى كار و تلاش روا مى دانند.

    اما من از شما مى خواهم كه مرا با سخنان زيباى خود مستاييد،

    تا از عهده وظايفى كه نسبت به خدا و شما دارم بر آيم،

    و حقوقى كه مانده است بپردازم،

    و واجباتى كه بر عهده من است و بايد انجام گيرد اداء كنم.

    پس با من چنانكه با پادشاهان سركش سخن مى گويند، حرف نزنيد،

    و چنانكه از آدم هاى خشمگين كناره مى گيرند دورى نجوييد،

    و با ظاهر سازى با من رفتار نكنيد،

    و گمان مبريد اگر حقّى به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد،

    يا در پى بزرگ نشان دادن خويشم،

    زيرا كسى كه شنيدن حق، يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد، عمل كردن به آن، براى او دشوارتر خواهد بود.

    پس،

    از گفتن حق، يا مشورت در عدالت خوددارى نكنيد،

    زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمى دانم، مگر آن كه خداوند مرا حفظ فرمايد.

    پس همانا من و شما بندگان و مملوك پروردگاريم كه جز او پروردگارى نيست.

    او مالك ما، و ما را بر نفس خود اختيارى نيست.

    ما را از آنچه بوديم خارج و بدانچه صلاح ما بود در آورد.

    به جاى گمراهى، هدايت و به جاى كورى بينايى به ما عطا فرمود.

    .

    خطبه 216

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ ویژگی های حاکم در نهج البلاغه, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀ ویژگی کارگزاران در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, ماهیت اسلام و امت اسلامی
     [ 03:41:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت