راح روح
وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنفُسِکُمْ، أَفَلَا تُبْصِرُونَ




شهریور 1399
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        





طرح محتوی وبلاگ جهت امور پژوهشی در منابع معتبر شیعه تنظیم شده است. کافیست کلیدواژه مورد نظر خود را در قسمت جست و جو وارد نمایید.



جستجو





موضوعات


  • همه
  • ✔آیات آرام بخش
  • ✔اسلام محمدی این است
  • ✔خاکستر بر باد رفته
  • ✔خدا خبر می دهد
  • ✔سلمان فارسی سلمان محمد
  • ✔شاعرانه ها
  • ✔شور عشق با معشوق
  • ✔مطلب ندارد
  • ✔کلام امیر






  • مطالب مرتبط


  • تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای چهلم)
  • تکبر و یاد مرگ
  • 5 پند مهم از امام علی
  • مرگ و معاد در قرآن
  • راه مشاهده حرام های دنیا
  • پاداش و عذابی که احدی از آن خبر ندارد
  • احساس مرگ در یک قدمی
  • روش تسليت گفتن امام علی
  • رابطه مرگ و آرزو
  • نگهبانی اجل
  • مرگ
  • فرشته های محافظ
  • ضرورت یاد مرگ
  • ماهیت فقر
  • فرشته نادی مرگ
  • شگفتی امام علی از این افراد
  • خنده در مرگ مردی
  • حال و هوای امیر المومنین
  • ارزش لحظه ها
  • رابطه دنیا و انسان
  • دیدار با مرگ
  • علت کشته شدن عثمان
  • افراد با تقوی در دنیا چگونه زندگی می کنند؟
  • درمان غفلت زدگی از نگاه امام علی
  • خصوصیات اهل تقوی
  • وصف حالت مرگ و مردگان از زبان امام علی
  • ویژگی های اهل تقوی (سلوک)
  • تأسف امام علی بر کشته شدگان جمل
  • افشاى ماهیت ناكثان
  • چگونگی آمادگی برای سفر آخرت
  • ضرورت پرهیزکاری و شناخت مرگ و معاد
  • ارزش یاد مرگ
  • روش استفاده از دنیا در نگاه امام علی
  • افشاء ادّعاهاى دروغين طلحه درباره عثمان
  • روش هدایت کردن امام علی در واقعه جنگ جمل
  • ویژگی های یک مسلمان از منظر حضرت علی
  • وصف دنیازدگان و جاهلان از نگاه امام علی
  • وصیت حضرت علی قبل از شهادت
  • شکایت امام علی از طلحه و زبیر
  • یاد مرگ و خودسازی
  • آموزش روانی در جنگ از سوی امام علی
  • موضع گيرى امام علي برابر تهديد به ترور
  • دنیا و مرگ در نامه حضرت علی
  • نامه حضرت علی برای خودسازی کارگزاران
  • عناصر سودبخش سعادت
  • تکاثر
  • گام های سلوک از منظر حضرت علی(علیه السلام)
  • سختی های زندگی زیاد است یا نعمت های آن؟



  • عکس های اخیر


    پایه های کفر
    اصرار بر گناه
    کوچک شمردن گناه
    گناهان کبیره
    دنیا و حریص بودن
    آثار گناه
    آثار گناه
    خشم و غضب
    روحی که مومن با آن تائید می شود
    فضیلت فقر در میان مسلمین
    مومن و فلسفه بلا
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
    حسد
    عصبیت
    کبر
    عجب
    ویژگی های مومنان
    رابطه تشیّع و صبر
    رابطه تشیّع و صبر
    مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
    مجموعه روایات درباره صفات مومن
    مجموعه روایات درباره تقیه
    اهمیت سالم ماندن دین از آفت ها
    حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
    ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
    ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
    ثواب لباس پوشاندن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
    مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
    مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
    رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
    مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
    مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
    مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
    مجموعه روایات درباره پدر و مادر
    مجموعه روایات درباره صله رحم
    مجموعه روایات درباره بی نیازی از مردم
    مجموعه روایات باب انصاف و عدالت
    مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
    مجموعه روایات درباره قناعت
    راه تجارت پر سود
    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
    مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
    مجموعه روایات درباه باب تواضع
    مجموعه روایات درباره نرمی و ملاطفت
    مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
     
      درمان غفلت زدگی از نگاه امام علی ...
    درمان غفلت زدگی از نگاه امام علی

    (به هنگام تلاوت آيه 6 سوره انفطار، «اى انسان، چه چيز تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور ساخته است» فرمود).

     

    هشدار از غرور زدگى ها


    برهان گناهكار، نادرست ترين برهان ها است،

    و عذرش از توجيه هر فريب خورده اى بى اساس تر،

    و خوشحالى او از عدم آگاهى است.

    اى انسان!

    چه چيز تو را بر گناه جرأت داده و در برابر پروردگارت مغرور ساخته و بر نابودى خود علاقه مند كرده است؟

    آيا بيمارى تو را درمان نيست و خواب زدگى تو بيدارى ندارد؟

    چرا آنگونه كه به ديگران رحم مى كنى، به خود رحم نمى كنى؟

    چه بسا كسى را در آفتاب سوزان مى بينى بر او سايه مى افكنى

    يا بيمارى را مى نگرى كه سخت ناتوان است، از روى دلسوزى بر او اشك مى ريزى،

    امّا چه چيز تو را بر بيمارى خود بى تفاوت كرده

    و بر مصيبت هاى خود شكيبا و از گريه بر حال خويشتن باز داشته است

    در حالى كه هيچ چيز براى تو عزيزتر از جانت نيست.

    چگونه ترس از فرود آمدن بلا، شب هنگام تو را بيدار نكرده است كه در گناه غوطه ور، و در پنجه قهر الهى مبتلا شده اى؟

     

     

    خودسازی (درمان غفلت زدگی) 


    پس سستى دل را با استقامت درمان كن،

    و خواب زدگى چشمانت را با بيدارى از ميان بردار،

    و اطاعت خدا را بپذير،

    و با ياد خدا انس گير،

    و ياد آر كه تو از خدا روى گردانى

    و در همان لحظه او روى به تو دارد،

    و تو را به عفو خويش مى خواند،

    و با كرم خويش مى پوشاند

    در حالى كه تو از خدا بريده به غير او توجّه دارى.

    پس چه نيرومند و بزرگوار است خدا

    و چه ناتوان و بى مقدارى تو،

    كه بر عصيان او جرأت دارى،

    در حالى كه تو را در پرتو نعمت خود قرار داده،

    و در سايه رحمت او آرميده اى،

    نه بخشش خود را از تو گرفته،

    و نه پرده اسرار تو را دريده است.

    بلكه چشم بر هم زدنى، بى احسان خدا زنده نبودى

    در حالى كه يا در نعمت هاى او غرق بودى،

    يا از گناهان تو پرده پوشى شد،

    و يا بلا و مصيبتى را از تو دور ساخته است،

    پس چه فكر مى كنى اگر او را اطاعت كنى؟

    به خدا سوگند!

    اگر اين رفتار ميان دو نفر كه در توانايى و قدرت برابر بودند وجود داشت

    (و تو يكى از آن دو بودى) تو نخستين كسى بودى كه خود را بر زشتى اخلاق، و نادرستى كردار محكوم مى کردى.

     

     

     دنيا شناسى


    به حق مى گويم آيا دنيا تو را فريفته است يا تو خود فريفته دنيايى؟

    دنيا عبرت ها را براى تو آشكار، و تو را به تساوى دعوت كرد،

    دنيا با دردهايى كه در جسم تو مى گذارد،

    و با كاهشى كه در توانايى تو ايجاد مى كند،

    راستگوتر از آن است كه به تو دروغ بگويد،

    و يا مغرورت سازد.

    چه بسا نصيحت كننده اى از دنيا را متّهم كردى،

    و راستگويى را دروغگو پنداشتى.

    اگر دنيا را از روى شهرهاى ويران شده، و خانه هاى درهم فرو ريخته بشناسى،

    آن را يادآورى دلسوز، و اندرز دهنده اى گويا مى يابى،

    كه چونان دوستى مهربان از تباهى و نابودى تو نگران است.

    دنيا چه خوب خانه اى است براى آن كس كه آن را جاودانه نپندارد،

    و خوب محلّى است براى آن كس كه آن را وطن خويش انتخاب نكند.

    سعادتمندان به وسيله دنيا در قيامت، كسانى هستند كه امروز از حرام آن مى گريزند.

     

     

    معاد و نشانه های قیامت


    آنگاه كه زمين سخت بلرزد،

    و نشانه هاى هولناك قيامت تحقّق پذيرد،

    و پيروان هر دينى به آن ملحق شوند،

    و هر پرستش كننده به معبود خود،

    و هر اطاعت كننده اى به فرمانده خود رسد.

    نه چشمى بر خلاف عدالت و برابرى در هوا گشوده،

    و نه قدمى بر خلاف حق، آهسته در زمين نهاده مى شود.

    در آن روز چه دليل هايى كه باطل مى گردد،

    و عذرهايى كه پذيرفته نمى شود

    پس در جستجوى عذرى باش كه پذيرفته شود،

    و دليلى بجوى كه استوار باشد.

    و از دنياى فانى براى آخرت جاويدان توشه بردار،

    و براى سفر آخرت وسائل لازم را آماده كن،

    و چشم به برق نجات بدوز،

    و بار سفر بربند.

    .

    خطبه 223

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل  البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ معاد و نشانه های قیامت در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, درمان غفلت زدگی
    [چهارشنبه 1399-06-19] [ 09:29:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      خصوصیات اهل تقوی ...
    خصوصیات اهل تقوی

    (به هنگام تلاوت آيه 37 سوره نور، «و صبح و شام در آن خانه ها تسبيح مى گويند، مردانى كه نه تجارت و نه معامله اى آنها را از ياد خدا و بر پا داشتن ياد خدا غافل نمى كند»، فرمود).

     

    خداشناسی


    همانا خداى سبحان و بزرگ، ياد خود را روشنى بخش دل ها قرار داد،

    تا گوش پس از ناشنوايى بشنود،

    و چشم پس از كم نورى بنگرد،

    و انسان پس از دشمنى رام گردد.

    خداوند كه نعمت هاى او گران قدر است،

    در دوران هاى مختلف روزگار،

    و در دوران جدايى از رسالت

    «تا آمدن پيامبرى پس از پيامبرى ديگر» بندگانى داشته كه با آنان در گوش جانشان زمزمه مى كرد،

    و در درون عقلشان با آنان سخن مى گفت.

    آنان چراغ هدايت را با نور بيدارى در گوش ها و ديده ها و دل ها بر مى افروختند،

    روزهاى خدايى را به ياد مى آورند

    و مردم را از جلال و بزرگى خدا مى ترساندند.

    آنان نشانه هاى روشن خدا در بيابان هايند،

    آن را كه راه ميانه در پيش گرفت مى ستودند،

    و به رستگارى بشارت مى دادند،

    و روش آن را كه به جانب چپ يا راست كشانده مى شد، زشت مى شمردند،

    و از نابودى هشدار مى دادند،

    همچنان چراغ تاريكى ها، و راهنماى پرتگاه ها بودند.

     

     

    خصوصیات اهل تقوی


    همانا مردمى هستند كه ذكر خدا را به جاى دنيا برگزيدند،

    كه هيچ تجارتى يا خريد و فروشى، آنها را از ياد خدا باز نمى دارد.

    با ياد خدا روزگار مى گذرانند،

    و غافلان را با هشدارهاى خود، از كيفرهاى الهى مى ترسانند

    به عدالت فرمان مى دهند،

    و خود عدالت گسترند،

    از بدى ها نهى مى كنند

    و خود از آنها پرهيز دارند.

    با اينكه در دنيا زندگى مى كنند گويا آن را رها كرده به آخرت پيوسته اند،

    سراى ديگر را مشاهده كرده، گويا از مسائل پنهان برزخيان و مدت طولانى اقامتشان آگاهى دارند،

    و گويا قيامت وعده هاى خود را براى آنان تحقّق بخشيده است.

    آنان پرده ها را براى مردم دنيا برداشته اند،

    مى بينند آنچه را كه مردم نمى نگرند،

    و مى شنوند آنچه را كه مردم نمى شنوند.

    اگر اهل ذكر را در انديشه خود آورى

    و مقامات ستوده آنان و مجالس آشكارشان را بنگرى،

    مى بينى كه آنان نامه هاى اعمال خود را گشوده، و براى حسابرسى آماده اند،

    كه همه را جبران كنند،

    و در انديشه اند، در كدام يك از اعمال كوچك و بزرگى كه به آنان فرمان داده شده، كوتاهى كرده اند،

    يا چه اعمالى كه از آن نهى شده بودند مرتكب گرديده اند.

    بار سنگين گناهان خويش را بر دوش نهاده، و در برداشتن آن ناتوان شدند،

    گريه در گلويشان شكسته،

    و با ناله و فرياد مى گريند

    و با يكديگر گفتگو دارند،

    در پيشگاه پروردگار خويش به پشيمانى اعتراف دارند.

    آنان نشانه هاى هدايت، و چراغ هاى روشنگر تاريكى ها مى باشند،

    فرشتگان آنان را در ميان گرفته،

    و آرامش بر آنها مى بارند،

    درهاى آسمان به رويشان گشوده،

    و مقام ارزشمندى براى آنان آماده كرده اند،

    مقامى كه خداوند با نظر رحمت به آن مى نگرد،

    و از تلاش آنها خشنود، و منزلت آنها را مى ستايد،

    دست به دعا برداشته، و آمرزش الهى مى طلبند.

    در گرو نيازمندى فضل خدا، و اسيران بزرگى اويند،

    غم و اندوه طولانى دل هايشان را مجروح،

    و گريه هاى پياپى چشم هايشان را آزرده است.

    دست آنان به طرف تمام درهاى اميدوارى خدا دراز است،

    از كسى درخواست مى كنند كه بخشش او را كاستى، و درخواست كنندگان او را نوميدى نيست.

    پس اكنون به خاطر خودت، حساب خويش را بررسى كن زيرا ديگران حسابرسى غير از تو دارند.

    .

    خطبه 222

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه, ◀خداشناسی در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, مشخصات اهل تقوی
     [ 09:14:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      وصف حالت مرگ و مردگان از زبان امام علی ...
    وصف حالت مرگ و مردگان از زبان امام علی

    پس از خواندن آيه 1 سوره تكاثر «افزون طلبى شما را به خود مشغول داشته تا آنجا كه به ديدار قبرها رفتيد» فرمود):

     

     

     هشدار از غفلت زدگى ها (دنیاگرایی و مرگ)


    شگفتا چه مقصد بسيار دورى و چه زيارت كنندگان بيخبرى و چه كار دشوار و مرگبارى!

    پنداشتند كه جاى مردگان خالى است،

    آنها كه سخت مايه عبرتند،

    و از دور با ياد گذشتگان، فخر مى فروشند.

    آيا به گورهاى پدران خويش مى نازند؟!

    و يا به تعداد فراوانى كه در كام مرگ فرو رفته اند؟

    آيا خواهان بازگشت اجسادى هستند كه پوسيده شده و حركاتشان به سكون تبديل گشت؟

    آنها مايه عبرت باشند سزاوارتر است تا تفاخر.

    اگر با مشاهده وضع آنان به فروتنى روى آورند عاقلانه تر است تا آنان را وسيله فخر فروشى قرار دهند.

    اما بدانها با ديده هاى كم سو نگريستند،

    و با كوته بينى در امواج نادانى فرو رفتند.

    اگر حال آنان را از خانه هاى ويران، و سرزمين هاى خالى از زندگان، مى پرسيدند، پاسخ مى دادند: «آنان با گمراهى در زمين فرو خفتند، و شما ناآگاهانه دنباله روى آنان شديد.»

    بر روى كاسه هاى سر آنها راه مى رويد،

    و بر روى جسدهايشان زراعت مى كنيد،

    و آنچه به جا گذاشته اند مى خوريد،

    و بر خانه هاى ويران آنها مسكن گرفته ايد،

    و روزگارى كه ميان آنها و شماست بر شما گريه و زارى مى كند.

    آنها پيش از شما به كام مرگ فرو رفتند،

    و براى رسيدن به آبشخور، از شما پيشى گرفتند.

    در حالى كه آنها داراى عزّت پايدار، و درجات والاى افتخار بودند.

    پادشاهان حاكم، يا رعيّت سر فراز بودند

    كه سرانجام به درون برزخ راه يافتند،

    و زمين آنها را در خود گرفت،

    و از گوشت بدن هاى آنان خورد،

    و از خون آنان نوشيد،

    پس در شكاف گورها بى جان و بدون حركت پنهان مانده اند.

    نه از دگرگونى ها نگرانند،

    و نه از زلزله ها ترسناك،

    و نه از فريادهاى سخت هراسى دارند.

    غائب شدگانى كه كسى انتظار آنان را نمى كشد،

    و حاضرانى كه حضور نمى يابند،

    اجتماعى داشتند و پراكنده شدند،

    با يكديگر مهربان بودند و جدا گرديدند.

    اگر يادشان فراموش گشت، يا ديارشان ساكت شد،

    براى طولانى شدن زمان يا دورى مكان نيست،

    بلكه جام مرگ نوشيدند.

    گويا بودند و لال شدند،

    شنوا بودند و كر گشتند،

    و حركاتشان به سكون تبديل شد،

    چنان آرميدند كه گويا بيهوش بر خاك افتاده و در خواب فرو رفته اند.

    همسايگانى هستند كه با يكديگر انس نمى گيرند

    و دوستانى اند كه به ديدار يكديگر نمى روند.

    پيوندهاى شناسايى در ميانشان پوسيده،

    و اسباب برادرى قطع گرديده است.

    با اينكه در يك جا گرد آمده اند تنهايند،

    رفيقان يكديگرند و از هم دورند،

    نه براى شب صبحگاهى مى شناسند،

    و نه براى روز شامگاهى.

    شب، يا روزى كه به سفر مرگ رفته اند براى آنها جاويدان است.

    خطرات آن جهان را وحشتناك تر از آنچه مى ترسيدند يافتند،

    و نشانه هاى آن را بزرگ تر از آنچه مى پنداشتند مشاهده كردند.

    براى رسيدن به بهشت يا جهنّم، تا قرارگاه اصلى شان مهلت داده شدند،

    و جهانى از بيم و اميد برايشان فراهم آمد.

    اگر مى خواستند آنچه را كه ديدند توصيف كنند، زبانشان عاجز مى شد.

     

     پيام درگذشتگان


    حال اگر چه آثارشان نابود، و اخبارشان فراموش شده،

    امّا چشم هاى عبرت بين، آنها را مى نگرد،

    و گوش جان اخبارشان را مى شنود،

    كه با زبان ديگرى با ما حرف مى زنند و مى گويند:

    چهره هاى زيبا پژمرده

    و بدن هاى ناز پرورده پوسيده شد،

    و بر اندام خود لباس كهنگى پوشانده ايم،

    و تنگى قبر ما را در فشار گرفته،

    وحشت و ترس را از يكديگر به ارث برده ايم.

    خانه هاى خاموش قبر بر ما فرو ريخته،

    و زيبايى هاى اندام ما را نابود،

    و نشانه هاى چهره هاى ما را دگرگون كرده است.

    اقامت ما در اين خانه هاى وحشت زا طولانى است،

    نه از مشكلات رهايى يافته، و نه از تنگى قبر گشايشى فراهم شد.


    مردم !

    اگر آنها را در انديشه خود بياوريد، يا پرده ها كنار رود،

    مردگان را در حالتى مى نگريد كه حشرات گوش هايشان را خورده،

    چشم هايشان به جاى سرمه پر از خاك گرديده،

    و زبان هايى كه با سرعت و فصاحت سخن مى گفتند پاره پاره شده.

    قلب ها در سينه ها پس از بيدارى به خاموشى گراييده،

    و در تمام اعضاى بدن پوسيدگى تازه اى آشكار شده،

    و آنها را زشت گردانيده،

    و راه آفت زدگى بر اجسادشان گشوده شده،

    همه تسليم شده،

    نه دستى براى دفاع، و نه قلبى براى زارى دارند.

    و آنان را مى بينى كه دل هاى خسته از اندوه،

    و چشم هاى پر شده از خاشاك دارند،

    و حالات اندوهناك آنها دگرگونى ايجاد نمى شود

    و سختى هاى آنان بر طرف نمى گردد.

     

    آه زمين!

    چه اجساد عزيز و خوش سيمايى را كه با غذاهاى لذيذ و رنگين زندگى كردند،

    و در آغوش نعمت ها پرورانده شدند به كام خويش فرو برد.

    آنان كه مى خواستند با شادى غم هاى را از دل بيرون كنند،

    و به هنگام مصيبت با سرگرمى ها، صفاى عيش خود را برهم نزنند.

    دنيا به آنها و آنها به دنيا مى خنديدند،

    و در سايه خوشگذرانى غفلت زا، بى خبر بودند كه روزگار با خارهاى مصيبت زا آنها را در هم كوبيد

    و گذشت روزگار توانايى شان را گرفت.

    مرگ از نزديك به آنها نظر دوخت،

    و غم و اندوهى كه انتظارش را نداشتند آنان را فرا گرفت،

    و غصّه هاى پنهانى كه خيال آن را نمى كردند، در جانشان راه يافت،

    در حالى كه با سلامتى انس داشتند انواع بيمارى ها در پيكرشان پديد آمد،

    و هراسناك به اطبّا، كه دستور دادند گرمى را با سردى، و سردى را با گرمى درمان كنند روى آورند كه بى نتيجه بود،

    زيرا داروى سردى، گرمى را علاج نكرد، و آنچه براى گرمى به كار بردند، سردى را بيشتر ساخت،

    و تركيبات و اخلاط، مزاج را به اعتدال نياورد، جز آن كه آن بيمارى را فزونى داد.

    تا آنجا كه درمان كننده خسته، و پرستار سرگردان، و خانواده از ادامه بيمارى ها سست و ناتوان شدند،

    و از پاسخ پرسش كنندگان درماندند،

    و در باره همان خبر حزن آورى كه از او پنهان مى داشتند در حضورش به گفتگو پرداختند.

    يكى مى گفت تا لحظه مرگ بيمار است،

    ديگرى در آروزى شفا يافتن بود،

    و سوّمى خاندانش را به شكيبايى در مرگش دعوت مى كرد، و گذشتگان را به ياد مى آورد.

    در آن حال كه در آستانه مرگ، و ترك دنيا، و جدايى با دوستان بود،

    ناگهان اندوهى سخت به او روى آورد،

    فهم و دركش را گرفت،

    زبانش به خشكى گراييد.

    چه مطالب مهمّى را مى بايست بگويد كه زبانش از گفتن آنها باز ماند،

    و چه سخنان دردناكى را از شخص بزرگى كه احترامش را نگه مى داشت،

    يا فرد خردسالى كه به او ترحّم مى كرد، مى شنيد و خود را به كرى مى زد.

    همانا مرگ سختى هايى دارد كه هراس انگيز و وصف ناشدنى است،

    و برتر از آن است كه عقل هاى اهل دنيا آن را درك كند.

    .

    خطبه221

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀مرگ در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 09:04:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      ویژگی های اهل تقوی (سلوک) ...
    ویژگی های اهل تقوی (سلوک)

    مشخصات اهل تقوی

     


    عقلش را زنده كرد

    و نفس خويش را كشت،

    تا آنجا كه جسمش لاغر،

    و خشونت اخلاقش به نرمى گراييد،

    برقى پر نور براى او درخشيد،

    و راه را براى او روشن كرد

    و در راه راست او را كشاند

    و از درى به در ديگر برد

    تا به در سلامت و سراى جاودانه رساند،

    كه دو پاى او در قرارگاه امن با آرامش تن، استوار شد.

    اين، پاداش آن بود كه دل را درست به كار گرفت،

    و پروردگار خويش را راضى كرد.

    .

    خطبه 220

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, مشخصات اهل تقوی
     [ 08:46:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      تأسف امام علی بر کشته شدگان جمل ...
    تأسف امام علی بر کشته شدگان جمل

    (در ميدان نبرد جمل در سال 36 هجرى وقتى به جنازه طلحه و عبد الرحمن بن عتاب رسيد فرمود).

     

    علی از زبان علی (تأسّف بر كشتگان جمل)


    ابو محمد (طلحه) در اين مكان، غريب مانده است.

    به خدا سوگند!

    خوش نداشتم قريش را زير تابش ستارگان كشته و افتاده بينم.

    به خونخواهى، بر فرزندان «عبد مناف» دست يافتم،

    ولى سر كردگانى «بنى جمح» از دستم گريختند.

    آنان براى كارى كه در شأن آنها نبود سر بر افراشتند،

    و پيش از رسيدن به آن سركوب شدند.

    .

    خطبه 219

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀طلحه و زبیر در نهج البلاغه, ◀جنگ جمل در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 08:40:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      افشاى ماهیت ناكثان ...
    افشاى ماهیت ناكثان

    (در باره كسانى كه براى جنگ با او به بصره رفتند).

     

    علی از زبان علی (افشاى ماهیت ناكثان)


    بر كارگزاران و خزانه داران بيت المال مسلمانان كه در فرمان من بودند،

    و بر مردم شهرى كه تمامى آنها بر اطاعت من و وفادارى در بيعت با من وحدت داشتند، هجوم آوردند،

    آنان را از هم پراكندند،

    و به زيان من، در ميانشان اختلاف افكندند،

    و بر شيعيان من تاختند،

    گروهى را با نيرنگ كشتند،

    و گروهى دست بر شمشير فشرده با دشمن جنگيدند

    تا صادقانه خدا را ملاقات كردند.

    .

    خطبه 218

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀طلحه و زبیر در نهج البلاغه, ◀جنگ جمل در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 08:33:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت