راح روح
وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنفُسِکُمْ، أَفَلَا تُبْصِرُونَ




مرداد 1399
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31





طرح محتوی وبلاگ جهت امور پژوهشی در منابع معتبر شیعه تنظیم شده است. کافیست کلیدواژه مورد نظر خود را در قسمت جست و جو وارد نمایید.



جستجو





موضوعات


  • همه
  • ✔آیات آرام بخش
  • ✔اسلام محمدی این است
  • ✔خاکستر بر باد رفته
  • ✔خدا خبر می دهد
  • ✔سلمان فارسی سلمان محمد
  • ✔شاعرانه ها
  • ✔شور عشق با معشوق
  • ✔مطلب ندارد
  • ✔کلام امیر






  • مطالب مرتبط


  • چه کسی شایسته امامت است؟
  • کلام پرتکرار امام علی بر روی منبرها
  • تقوی در خلوت گاه
  • اندیشه درست
  • خوشا به حال اینان
  • مجموعه صفات انسان ساز از زبان امام علی
  • ارزش تقوی در عمل
  • دنیاسواران
  • همنشین خوب از نگاه امام علی
  • افراد با تقوی در دنیا چگونه زندگی می کنند؟
  • دنیاشناسی
  • ضرورت خودسازی
  • حقیقت دنیا
  • راه نفوذ شیطان در انسان
  • ضرورت پرهیزکاری و شناخت مرگ و معاد
  • ارزش یاد مرگ
  • بازگرداندن نعمت ها بعد از از دست رفتن ان
  • شیوه های خودسازی از منظر امام علی
  • علم امام علی از زبان امام علی
  • خداشناسی و وصف مخلوقات
  • خودسازی از منظر امام علی
  • جایگاه اهل بیت از منظر حضرت علی
  • ویژگی قرآن از منظر امام علی
  • یاد مرگ و خودسازی
  • امر به معروف و نهی از منکر از نگاه امام علی
  • دو گواهی لازم برای بالا بردن اعمال
  • دنیا و غفلت زدگی
  • دنیای حرام
  • وصف اوصاف خدا
  • خطبه غرّاء امام علی و اشک ریختن حاضران
  • دنیاشناسی از منظر امام علی
  • دنیا در منظر امام علی
  • قدرت عقل در معرفت خداوند
  • نحوه عمل کردن در دنیا و آخرت گرایی
  • نامه حضرت علی برای خودسازی کارگزاران
  • نامه حضرت علی به عبدالله بن عباس
  • نامه حضرت علی به عبدالله بن عباس
  • نامه به فرمانده سر پل ذهاب
  • نامه به معاویه پیش از جنگ صفین
  • وصف دنیا از زبان حضرت علی
  • گفت و گو حضرت علی با دنیا
  • روش استفاده از دنیا
  • ماهیت دنیا
  • خداشناسی آسان



  • عکس های اخیر


    پایه های کفر
    اصرار بر گناه
    کوچک شمردن گناه
    گناهان کبیره
    دنیا و حریص بودن
    آثار گناه
    آثار گناه
    خشم و غضب
    روحی که مومن با آن تائید می شود
    فضیلت فقر در میان مسلمین
    مومن و فلسفه بلا
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
    حسد
    عصبیت
    کبر
    عجب
    ویژگی های مومنان
    رابطه تشیّع و صبر
    رابطه تشیّع و صبر
    مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
    مجموعه روایات درباره صفات مومن
    مجموعه روایات درباره تقیه
    اهمیت سالم ماندن دین از آفت ها
    حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
    ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
    ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
    ثواب لباس پوشاندن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
    مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
    مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
    رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
    مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
    مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
    مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
    مجموعه روایات درباره پدر و مادر
    مجموعه روایات درباره صله رحم
    مجموعه روایات درباره بی نیازی از مردم
    مجموعه روایات باب انصاف و عدالت
    مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
    مجموعه روایات درباره قناعت
    راه تجارت پر سود
    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
    مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
    مجموعه روایات درباه باب تواضع
    مجموعه روایات درباره نرمی و ملاطفت
    مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
     
      دو گواهی لازم برای بالا بردن اعمال ...
    دو گواهی لازم برای بالا بردن اعمال

    خداشناسی (دعای حضرت علی)


    ستايش خداوندى را سزاست كه حمد و ستايش را به نعمت ها،

    و نعمت ها را به شكرگزارى پيوند داد.

    خداى را بر نعمت هايش آنگونه ستايش مى كنيم كه بر بلاهايش.

    و براى به راه آوردن نفس سركش كه در برابر اوامر الهى سستى مى كند

    و در ارتكاب زشتى ها كه نهى فرمود شتاب دارد،

    از خدا يارى مى خواهيم،

    و از گناهانى كه علم خدا به آنها احاطه دارد

    و كتابش آنها را بر شمرده و ثبت كرده، طلب آمرزش مى كنيم.

    علم خداوندى كه كمترين نارسايى نداشته، و كتابى كه چيزى را وانگذاشته است.

    به خدا ايمان داريم، ايمان كسى كه غيب ها را به چشم خود ديده،

    و بر آنچه وعده داده اند آگاه است،

    ايمانى كه اخلاص آن شرك را زدوده،

    و يقين آن شك را نابود كرده است.

     

    پیامبر صلی الله علیه و آله از زبان حضرت علی 

     

    و گواهى مى دهيم كه خدايى نيست جز خداى يكتا،

    نه شريكى دارد و نه همتايى،

    و گواهى مى دهيم كه حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنده و فرستاده اوست «كه درود خدا بر او و خاندانش باد».

    اين دو گواهى (شهادتين) گفتار را بالا مى برند،

    و كردار و عمل را به پيشگاه خدا مى رسانند،

    ترازويى كه اين دو گواهى را در آن نهند سبك نباشد،

    و اگر بردارند با چيزى ديگرى سنگين نخواهد شد.

     

    سفارش به تقوى


    اى بندگان خدا!

    شما را به تقواى الهى سفارش مى كنم، كه زاد و توشه سفر قيامت است.

    تقوا توشه اى است كه به منزل رساند،

    پناهگاهى است كه ايمن مى گرداند.

    بهترين گوينده آن را به گوش مردم خوانده و بهترين شنونده آن را فرا گرفت،

    پيامبرى كه بهتر از هر كس سخن را به گوش مردم رساند.

    پس خواننده، دعوت خود را به خوبى شنواند، و شنونده خود را رستگار گرداند.


    اى بندگان خدا!

    همانا تقواى الهى دوستان خدا را از انجام محرّمات باز مى دارد،

    و قلب هايشان را پر از ترس خدا مى سازد،

    تا آن كه شب هاى آنان با بى خوابى و روزهايشان  با تحمل تشنگى و روزه دارى، سپرى مى گردد،

    كه آسايش آخرت را با رنج دنيا و سيراب شدن آنجا را با تحمل تشنگى دنيا به دست آوردند.

    اجل و مرگ را نزديك ديده و در اعمال نيكو شتاب كرده اند،

    آرزوهاى دنيايى را دروغ خواندند و مرگ به درستى نگريستند.

     

     شناخت دنيا


    آرى همانا دنيا خانه نابود شدن،

    رنج بردن از دگرگونى ها،

    و عبرت گرفتن است،

     

    و از نشانه نابودى، آن كه:

    روزگار كمان خود را به زه كرده، تيرش به خطا نمى رود،

    و زخمش بهبودى ندارد،

    زنده را با تير مرگ هدف قرار مى دهد،

    و تندرست را با بيمارى از پا در مى آورد،

    و نجات يافته را به هلاكت مى كشاند.

    دنيا خورنده ايست كه  يرى ندارد، و نوشنده اى است كه سيراب نمى شود.


    و نشانه رنج دنيا آن كه؛

    آدمى جمع آورى مى كند آنچه را كه نمى خورد،

    و مى سازد بنايى كه خود در آن مسكن نمى كند،

    پس به سوى پروردگار خود مى رود

    نه مالى برداشته و نه خانه اى به همراه برده است.


    و نشانه دگرگونى دنيا آن كه،

    كسى كه ديروز مردم به او ترحّم مى كردند امروز حسرت او را مى خورند

    و آن كس را كه حسرت او مى خوردند امروز به او ترحّم مى كنند،

    و اين نيست مگر براى نعمت هايى كه به سرعت دگرگون مى شود،

    و بلاهايى كه ناگهان نازل مى گردد.


    و نشانه عبرت انگيز بودن دنيا، آن كه،

    آدمى پس از تلاش و انتظار تا مى رود به آرزوهايش برسد، ناگهان مرگ او فرا رسيده،

    اميدش را قطع مى كند،

    نه به آرزو رسيده، و نه آنچه را آرزو داشته باقى مى ماند.


    سبحان اللّه ! شادى دنيا چه فريبنده و سيراب شدن از آن، چه تشنگى زاست

    و سايه آن چه سوزان است

    نه زمان آمده را مى شود رد كرد

    و نه گذشته را مى توان باز گرداند،

    پس منزّه و پاك است خداوند

    چقدر زنده به مرده نزديك است براى پيوستن به آن

    و چه دور است مرده از زنده كه از آنان جدا گشته.

     

    مقایسه  دنيا و آخرت

     

    چيزى بدتر از شرّ و بدى نيست جز كيفر و عذاب آن،

    و چيزى نيكوتر از خير و نيكى وجود ندارد جز پاداش آن.

    همه چيز دنيا شنيدن آن بزرگتر از ديدن آن است،

    و هر چيز از آخرت ديدن آن بزرگتر از شنيدن آن است.

    پس كفايت مى كند شما را شنيدن از ديدن، و خبر دادن از پنهانى هاى آخرت.

    آگاه باشيد، هر گاه از دنياى شما كاهش يابد و به آخرت افزوده گردد بهتر از آن است كه از پاداش آخرت شما كاسته و بر دنياى شما افزوده شود.

    چه بسا كاهش يافته هايى كه سود آور است، و افزايش داشته هايى كه زيان آور بود.

    همانا به آنچه فرمان داده شديد گسترده تر از چيزى است كه شما را از آن باز داشتند،

    و آنچه بر شما حلال است، بيش از چيزى است كه بر شما حرام كرده اند،

    پس آنچه را اندك است براى آنچه كه بسيار است ترك كنيد،

    و آنچه را بر شما تنگ گرفته اند به خاطر آنچه كه شما را در گشايش قرار دادند انجام ندهيد.

     

    رزق و روزی

     

    خداوند روزى شما را ضمانت كرده و شما را به كار و تلاش امر فرموده،

    پس نبايد روزى تضمين شده را بر آنچه كه واجب شده مقدّم داريد،

    با اينكه به خدا سوگند آنچنان نادانى و شك و يقين به هم آميخته است كه گويا روزى تضمين شده بر شما واجب است،

    و آنچه را كه واجب كرده اند، برداشتند.

    پس در اعمال نيكو شتاب كنيد،

    و از فرارسيدن مرگ ناگهانى بترسيد، زيرا آنچه از روزى كه از دست رفته، اميد بازگشت آن وجود دارد، اما عمر گذشته را نمى شود باز  گرداند.
    آنچه را امروز از بهره دنيا كم شده مى توان فردا به دست آورد امّا آنچه ديروز از عمر گذشته، اميد به بازگشت آن نيست، به آينده اميدوار و از گذشته نا اميد باشيد. (از خدا بترسيد و جز بر مسلمانى نميريد).

    .

    خطبه 114

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀رزق و روزی, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ پیامبر از زبان حضرت علی در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه, ◀ دعا در نهج البلاغه و دعاهای حضرت علی, ◀خداشناسی در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
    [جمعه 1399-05-10] [ 10:40:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      دنیا و غفلت زدگی ...
    دنیا و غفلت زدگی

     پرهيز دادن از دنيا پرستى


    شما را از دنيا پرستى مى ترسانم، زيرا؛

    منزلگاهى است براى كوچ كردن، نه منزلى براى هميشه مانده است.

    دنيا خود را با غرور زينت داده و با زينت و زيبايى مى فريبد.

    خانه اى است كه نزد خداوند بى مقدار است، زيرا كه حلال آن با حرام، و خوبى آن با بدى، و زندگى در آن با مرگ، و شيرينى آن با تلخى ها در آميخته است،

    خداوند آن را براى دوستانش انتخاب نكرد. و در بخشيدن آن به دشمنانش دريغ نفرمود.

    خير دنيا اندك، و شرّ آن آماده،

    و فراهم آمده اش پراكنده، و ملك آن غارت شده،

    و آبادانى آن رو به ويرانى نهاده است.

    چه ارزشى دارد خانه اى كه پايه هاى آن در حال فروريختن

    و عمر آن چون زاد و توشه پايان مى پذيرد

    و چه لذّتى دارد زندگانى كه چونان مدّت سفر به آخر مى رسد.

     

    روش برخورد با دنيا(تقوا و خودسازی)


    مردم آنچه را خدا واجب كرده جزو خواسته هاى خود بدانيد،

    و در پرداختن حقوق الهى از او يارى طلبيد،

    و پيش از آن كه مرگ شما را بخواند گوش به دعوت او دهيد.

    همانا زاهدان اگر چه خندان باشند، قلبشان مى گريد

    و اگر چه شادمان باشند اندوه آنان شديد است

    و اگر چه براى نعمت هاى فراوان مورد غبطه ديگران قرار گيرند امّا با نفس خود در دشمنى بسيارى قرار دارند.

     

     نكوهش از غفلت زدگان (مرگ)


    ياد مرگ از دل هاى شما رفته،

    و آرزوهاى فريبنده جاى آن را گرفته است.

    و دنيا بيش از آخرت شما را تصاحب كرده

    و متاع زودرس دنيا بيش از متاع جاويدان آخرت در شما نفوذ كرده است

    و دنيا زدگى،  قيامت را از يادتان برده است.

     

    تقوی و خودسازی

     

    همانا شما برادران دينى يكديگريد،

    چيزى جز درون پليد و نيّت زشت، شما را از هم جدا نساخته است،

    نه يكديگر را يارى مى دهيد، نه خير خواه يكديگريد

    و نه چيزى به يكديگر مى بخشيد و نه به يكديگر دوستى مى كنيد.

    شما را چه شده است كه با به دست آوردن متاعى اندك از دنيا شادمان مى گرديد

    و از متاع بسيار آخرت كه از دست مى دهيد اندوهناك نمى شويد

    امّا با از دست دادن چيزى اندك از دنيا مضطرب شده كه آثار پريشانى در چهره ها آشكار مى گردد و بى تابى مى كنيد،

    گويا اين دنيا محل زندگى جاودان شما و وسائل آن براى هميشه از آن شماست.

    چيزى شما را از عيب جويى برادر دينى باز نمى دارد جز آن كه مى ترسيد مانند آن عيب را در شما به رختان كشند.

    در بى اعتنايى به آخرت و دوستى دنيا يك دل شده ايد،

    و هر يك از شما دين را تنها بر سر زبان مى آوريد،

    و از اين كار خشنوديد همانند كارگرى كه كارش را به پايان رسانده و خشنودى مولاى خود را فراهم كرده است.

    .

    خطبه113

    نهج البلاغه

    .

    موسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀مرگ در نهج البلاغه, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 10:21:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      دنیای حرام ...
    دنیای حرام

     هشدار از دنيا پرستى 


    پس از ستايش پروردگار

     همانا من شما را از دنياى حرام مى‏ ترسانم زيرا؛

    در كام شيرين، و در ديده انسان سبز و رنگارنگ است،

    در شهوات و خواهش‏هاى نفسانى پوشيده شده،

    و با نعمت‏هاى زود گذر دوستى مى‏ ورزد،

    با متاع اندك زيبا جلوه مى‏ كند،

    و در لباس آرزوها خود را نشان مى دهد،

    و با زينت غرور خود را مى آرايد،

    شادى آن دوام ندارد،

    و كسى از اندوه آن ايمن نيست. 


    دنياى حرام بسيار فريبنده و بسيار زيان رساننده است،

    دگرگون شونده و ناپايدار،

    فنا پذير و مرگبار،

    و كشنده ‏اى تبهكار است،

    و آنگاه كه به دست آرزومندان افتاد و با خواهش‏هاى آنان دمساز شد مى ‏نگرند كه جز سرابى بيش نيست كه خداى سبحان فرمود: «زندگى چون آبى ماند كه از آسمان فرو فرستاديم و به وسيله آن گياهان فراوان روييد سپس خشك شده، باد آنها را پراكنده كرد و خدا بر همه چيز قادر و تواناست».

    كسى از دنيا شادمانى نديد جز آن كه پس از آن با اشك و آه روبرو شد.

     هنوز با خوشى هاى دنيا روبرو نشده است كه با ناراحتيها و پشت كردن آن مبتلا مى گردد،

    شبنمى از رفاه و خوشى دنيا بر كسى فرود نيامده جز آن كه سيل بلاها همه چيز را از بيخ و بن مى كنند. 

    هر گاه صبحگاهان به يارى كسى برخيزد، شامگاهان خود را به ناشناسى مى زند،

    اگر از يك طرف شيرين و گوارا باشد از طرف ديگر تلخ و ناگوار است. 

    كسى از فراوانى نعمت هاى دنيا كام نگرفت جز آن كه مشكلات و سختى ها دامنگير او شد،

    شبى را در آغوش امن دنيا به سر نبرده جز آن كه صبحگاهان بال هاى ترس و وحشت بر سر او كوبيد،

    بسيار فريبنده است

    و آنچه در دنياست نيز فريبندگى دارد،

    فانى و زودگذر است،

    و هر كس در آن زندگى مى كند فنا مى پذيرد.

     روش برخورد با دنيا 


    در زاد و توشه آن جز تقوا خيرى نيست.

    كسى كه به قدر كفايت از آن بردارد در آرامش به سر مى برد،

    و آن كس كه در پى به دست آوردن متاع بيشترى از دنيا باشد وسائل نابودى خود را فراهم كرده، و به زودى از دست مى رود.

    بسا افرادى كه به دنيا اعتماد كردند، ناگهان مزه تلخ مصيبت را بدانها چشاند

    و بسا صاحب اطمينانى كه به خاك و خونش كشيد.

    چه انسان هاى با عظمتى را كه خوار و كوچك ساخت،

    و بسا فخر فروشانى را كه به خاك ذلّت افكند.

    حكومت دنيا نا پايدار، عيش و زندگانى آن تيره و تار، گواراى آن شور، و شيرينى آن تلخ، غذاى آن زهر، و اسباب و وسائل آن پوسيده است.

    زنده آن در معرض مردن،

    و تندرست آن گرفتار بيمارى است،

    حكومت آن بر باد رفته،

    و عزيزان آن شكست خورده،

    متاع آن نكبت آلود و پناه آورنده آن و غارت زده خواهد بود.

     
     عبرت از گذشتگان 


    آيا شما در جاى گذشتگان خود به سر نمى بريد كه عمرشان از شما طولانى تر و آثارشان با دوام تر و آرزويشان درازتر و افرادشان بيشتر و لشكريانشان انبوه تر بودند.

    دنيا را چگونه پرستيدند و آن را چگونه بر خود گزيدند و سپس از آن رخت بر بستند و رفتند: بى توشه اى كه آنان را براى رسيدن به منزلگاه كفايت كند و بى مركبى كه آنان را به منزلشان رساند. 


    آيا شنيده ايد كه دنيا خود را فداى آنان كرده باشد؟!

    يا به گونه اى يارى شان داده؟!

    يا با آنان به نيكى به سر برده باشد؟!

    نه هرگز بلكه سختى و مشكلات دنيا چنان به آنها رسيد كه پوست و گوشتشان را دريد،

    با سختى ها آنان را سست و با مصيبت ها ذليل و خوارشان كرد

    و بينى آنان را به خاك ماليد

    و لگد مال كرد و گردش روزگار را بر ضد آنها برانگيخت. 

    شما ديديد كه دنيا آن كس را كه برابر آن فروتنى كرد، و آن را برگزيد، و بر همه چيز مقدّم داشت، كه گويا جاودانه مى ماند،

    نشناخت و روى خوش نشان نداد تا آن كه از دنيا رفت.

    آيا جز گرسنگى توشه اى به آنها سپرد؟!

    آيا جز در سختى فرودشان نياورد؟!

    و آيا روشنى دنيا جز تاريكى و سرانجامش جز پشيمانى بود.؟!

     
    پرهيز از دنياى حرام 


    آيا شما چنين دنيايى را بر همه چيز مقدم مى داريد و بدان اطمينان مى كنيد؟!

    يا در آرزوى آن به سر مى بريد؟!

    پس دنيا بد خانه اى است براى كسى كه خوشبين باشد، و يا از خطرات آن نترسد.

    پس بدانيد -و مى دانيد- كه آن را ترك مى كنيد

    و از آن رخت بر مى بنديد

    و پند گيريد از آنها كه گفتند: «چه كسى از ما نيرومندتر است»

    سپس آنان را به گورهايشان سپردند بى آن كه سواره كارانشان خوانند،

    و در قبرها فرود آوردند بى آن كه همسايگانشان نامند،

    از سطح زمين، قبرها، و از خاك كفن ها، و از استخوان هاى پوسيده همسايگانى پديد آمدند كه هيچ خواننده اى را پاسخ نمى دهند

    و هيچ ستمى را باز نمى دارند و نه به نوحه گرى توجّهى دارند. 
    نه از باران خوشحال و نه از قحط سالى نوميد مى گردند.

    گرد هم قرار دارند و تنهايند،

    همسايه يكديگرند امّا از هم دورند،

    فاصله اى با هم ندارند ولى هيچ گاه به ديدار يكديگر نمى روند.

    نزديكان از هم دورند

    بردبارانى هستند كه كينه ها از دل آنان رفته،

    بى خبرانى كه حسد در دلشان فرو مرده است.

    نه از زيان آنها ترسى، و نه به دفاع آنها اميدى وجود دارد. 
    درون زمين را به جاى سطح آن براى ماندن انتخاب كردند

    و خانه هاى تنگ و تاريك را به جاى خانه هاى وسيع برگزيدند.

    به جاى زندگى با خويشاوندان، غربت را، و به جاى نور، ظلمت را برگزيدند،

    به زمين باز گشتند چونان كه در آغاز آن را پا برهنه و عريان ترك گفتند.
    و با اعمال خود به سوى زندگى جاويدان و خانه هميشگى كوچ كردند، آنسان كه خداى سبحان فرمود: «چنانكه آفرينش را آغاز كرديم، آن را باز مى گردانيم، وعده اى بر ماست و همانا اين كار را انجام خواهيم داد».
     .

    خطبه 111

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت
     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 10:02:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت