راح روح
وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنفُسِکُمْ، أَفَلَا تُبْصِرُونَ




مرداد 1399
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31





طرح محتوی وبلاگ جهت امور پژوهشی در منابع معتبر شیعه تنظیم شده است. کافیست کلیدواژه مورد نظر خود را در قسمت جست و جو وارد نمایید.



جستجو





موضوعات


  • همه
  • ✔آیات آرام بخش
  • ✔اسلام محمدی این است
  • ✔خاکستر بر باد رفته
  • ✔خدا خبر می دهد
  • ✔سلمان فارسی سلمان محمد
  • ✔شاعرانه ها
  • ✔شور عشق با معشوق
  • ✔مطلب ندارد
  • ✔کلام امیر






  • مطالب مرتبط


  • نحوه برخورد با دنیا از منظر امامان معصوم علیهم السلام
  • تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای چهل و دوم)
  • تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای چهلم)
  • تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای سی و سوم)
  • حقیقت دنیا
  • روش برخورد با دنیا
  • دنیاشناسی
  • تکبر و یاد مرگ
  • 5 پند مهم از امام علی
  • نحوه استفاده از دنیا و بدست آوردن روزی
  • مرگ و معاد در قرآن
  • راه مشاهده حرام های دنیا
  • ماهیت دنیا
  • پاداش و عذابی که احدی از آن خبر ندارد
  • سه پند مهم امام علی
  • احساس مرگ در یک قدمی
  • کلام پرتکرار امام علی بر روی منبرها
  • راه خودسازی
  • روش تسليت گفتن امام علی
  • رابطه مرگ و آرزو
  • جامعیت قرآن
  • نفرین امام علی
  • نگهبانی اجل
  • فرزندان دنیا
  • نقش استقامت در راست کردن کجی ها
  • بهترین روش زندگی در دنیا
  • رفتارهای ضد تقوی
  • اندیشه درست
  • ضرورت خودسازی
  • مرگ
  • طلحه و زبیر در نگاه امام علی
  • فرشته های محافظ
  • ماهیت دنیا و بخیلان
  • نگاه امام علی به دنیا
  • ضرورت یاد مرگ
  • ماهیت فقر
  • دنیا و اقسام مردم در آن
  • فرشته نادی مرگ
  • توبيخ نكوهش كننده دنيا
  • شگفتی امام علی از این افراد
  • خنده در مرگ مردی
  • حال و هوای امیر المومنین
  • عاقبت ترجیح دادن دنیا بر دین
  • فلسفه آزمایشها
  • دو عامل ایمنی از عذاب خدا
  • ارزش لحظه ها
  • ضرورت خودسازى رهبران و مديران
  • رابطه دنیا و انسان
  • دنیاسواران
  • الگوی خودسازی



  • عکس های اخیر


    پایه های کفر
    اصرار بر گناه
    کوچک شمردن گناه
    گناهان کبیره
    دنیا و حریص بودن
    آثار گناه
    آثار گناه
    خشم و غضب
    روحی که مومن با آن تائید می شود
    فضیلت فقر در میان مسلمین
    مومن و فلسفه بلا
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
    حسد
    عصبیت
    کبر
    عجب
    ویژگی های مومنان
    رابطه تشیّع و صبر
    رابطه تشیّع و صبر
    مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
    مجموعه روایات درباره صفات مومن
    مجموعه روایات درباره تقیه
    اهمیت سالم ماندن دین از آفت ها
    حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
    ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
    ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
    ثواب لباس پوشاندن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
    مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
    مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
    رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
    مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
    مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
    مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
    مجموعه روایات درباره پدر و مادر
    مجموعه روایات درباره صله رحم
    مجموعه روایات درباره بی نیازی از مردم
    مجموعه روایات باب انصاف و عدالت
    مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
    مجموعه روایات درباره قناعت
    راه تجارت پر سود
    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
    مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
    مجموعه روایات درباه باب تواضع
    مجموعه روایات درباره نرمی و ملاطفت
    مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
     
      شگفتی خلقت خفاش ...
    شگفتی خلقت خفاش

     وصف پروردگار


    ستايش خداوندى را سزاست كه تمامى صفت ها از بيان حقيقت، ذاتش در مانده،

    و بزرگى او عقل ها را طرد كرده است،

    چنانكه راهى براى رسيدن به نهايت ملكوتش نيابد.

    او خداى حق و آشكار، سزاوارتر و آشكارتر از آن است كه ديده ها مى نگرند.

    عقل ها نمى توانند براى او حدّى تعيين كنند، تا همانندى داشته باشد،

    و انديشه ها و اوهام نمى توانند براى او اندازه اى مشخّص كنند تا در شكل و صورتى پنداشته شود.

    پديده ها را بى آن كه نمونه اى موجود باشد

    يا با مشاورى مشورت نمايد،

    و يا از قدرتى كمك و مدد بگيرد آفريد،

    پس با فرمان او خلقت آن به كمال رسيد،

    و اطاعت پروردگار را پذيرفت

    و پاسخ مثبت داد

    و به خدمت شتافت،

    و گردن به فرمان او نهاد و سرپيچى نكرد.

     

     شگفتى هاى خلقت خفّاش


    از زيبايى هاى صنعت پروردگارى، و شگفتى هاى آفرينش او، همان اسرار پيچيده حكيمانه در آفريدن خفّاشان است.

    روشنى روز كه همه چيز را مى گشايد چشمانشان را مى بندد،

    و تاريكى شب كه هر چيز را به خواب فرو مى برد، چشمان آنها را باز مى كند،

    چگونه چشمان خفّاش كم بين است كه نتواند از نور آفتاب درخشنده روشنى گيرد.

    نورى كه با آن راه هاى زندگى خود را بيابد،

    و در پرتو آشكار خورشيد خود را به جاهايى رساند كه مى خواهد.

    روشنى آفتاب خفّاش را از رفتن در تراكم نورهاى تابنده اش باز مى دارد،

    و در خلوتگاه هاى تاريك پنهان مى سازد،

    كه از حركت در نور درخشان ناتوان است.

    پس خفّاش در روز پلك ها را بر سياهى ديده ها اندازد،

    و شب را چونان چراغى بر مى گزيند،

    كه در پرتو تاريكى آن روزى خود را جستجو مى كند،

    و سياهى شب ديده هاى او را نمى بندد،

    و به خاطر تاريكى زياد، از حركت و تلاش باز نمى ماند.

    آنگاه كه خورشيد پرده از رخ بيفكند،

    و سپيده صبحگاهان بدمد،

    و لانه تنگ سوسمارها از روشنى آن روشن گردد،

    شب پره، پلك ها را بر هم نهد،

    و بر آنچه در تاريكى شب به دست آورده قناعت كند.

     

    پاك و منزّه است خدايى كه شب را براى خفّاشان چونان روز روشن و مايه به دست آوردن روزى قرار داد،

    و روز را چونان شب تار مايه آرامش و استراحت آنها انتخاب فرمود.

    و بالهايى از گوشت براى پرواز، آنها آفريد،

    تا به هنگام نياز به پرواز، از آن استفاده كنند،

    اين بال ها، چونان لاله هاى گوشند بى پر و رگ هاى اصلى،

    اما جاى رگ ها و نشانه هاى آن را به خوبى مشاهده خواهى كرد.

    براى شب پره ها دو بال قرار داد،

    نه آنقدر نازك كه در هم بشكند،

    و نه چندان محكم كه سنگينى كند.

    پرواز مى كنند در حالى كه فرزندانشان به آنها چسبيده و به مادر پناه برده اند،

    اگر فرود آيند با مادر فرود مى آيند،

    و اگر بالا روند با مادر اوج مى گيرند،

    از مادرانشان جدا نمى شوند تا آن هنگام كه اندام جوجه نيرومند و بالها قدرت پرواز كردن پيدا كند،

    و بداند كه راه زندگى كردن كدام است و مصالح خويش را بشناسد.

    پس پاك و منزّه است پديد آورنده هر چيزى كه بدون هيچ الگويى باقى مانده از ديگرى، همه چيز را آفريد.

    .

    خطبه 155

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀خداشناسی در نهج البلاغه, ◀مراحل خلقت در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, خلقت خفاش
    [چهارشنبه 1399-05-22] [ 04:32:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      جایگاه امامت و اهل بیت بعد از پیامبر ...
    جایگاه امامت و اهل بیت بعد از پیامبر

    پیامبر صلی الله علیه و آله از زبان امام علی


    عاقل با چشم دل سرانجام كار را مى نگرد،

    و پستى و بلندى آن را تشخيص مى دهد،

    دعوت كننده حق، (پيامبر صلّى اللّه عليه و آله) دعوت خويش را به پايان رسانيد،

    و  رهبر امّت به سرپرستى قيام كرد،

    پس دعوت كننده حق را پاسخ دهيد و از رهبرتان اطاعت كنيد.

     

    فتنه ها و شبهه ها

     

    گروهى در درياى فتنه ها فرو رفته،

    بدعت را پذيرفته،

    و سنّت هاى پسنديده را ترك كردند،

    مؤمنان كنارگيرى كرده و گمراهان و دروغگويان به سخن آمدند.

     

    جایگاه امامت و اهل بیت علیهم السلام


    مردم!

    ما اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چونان پيراهن تن او،

    و ياران راستين او،

    و خزانه داران علوم و معارف وحى،

    و درهاى ورود به آن معارف، مى باشيم،

    كه جز از در، هيچ كس به خانه ها وارد نخواهد شد،

    و هر كس از غير در وارد شود، دزد ناميده مى شود.

    مردم در باره اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آيات كريمه قرآن نازل شد،

    آنان گنجينه هاى علوم خداوند رحمانند،

    اگر سخن گويند، راست گويند،

    و اگر سكوت كنند بر آنان پيشى نجويند.

     

     شرایط حاکم و امام


    پس باید امام و راهنمای مردم به مردم راست بگوید،

    و راه خرد پیماید

    و از فرزندان آخرت باشد

    که از آنجا آمده و بدانجا خواهد رفت.

    پس آن كه با چشم دل بنگرد،

    و با ديده درون كار كند،

    آغاز كارش آن است كه بينديشد:

    آيا عمل او به سود او است يا زيان او.

    اگر به سود است ادامه دهد،

    و اگر زيانبار است توقف كند،

    زيرا عمل كننده بدون آگاهى چون رونده اى است كه بيراهه مى رود،

    پس هر چه شتاب كند از هدفش دورتر مى ماند.

    و عمل كننده از روى آگاهى، چون رونده اى بر راه راست است،

    پس بيننده بايد به درستى بنگرد آيا رونده راه مستقيم است يا واپس گرا.

     

     خودسازی  (تأثير جسم و روح در يكديگر)


    و بدان كه هر ظاهرى باطنى متناسب با خود دارد،

    آنچه ظاهرش پاكيزه، باطن آن نيز پاك و پاكيزه است،

    و آنچه ظاهرش پليد، باطن آن نيز پليد است،

    و پيامبر راستگو (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) فرمود: همانا خداوند بنده اى را دوست دارد امّا كردار او را دشمن، و كردار بنده اى را دوست مى دارد امّا شخص او را ناخوش.


    آگاه باش!

    هر عملى رويشى دارد،

    و هر روينده اى از آب بى نياز نيست،

    و آب ها نيز گوناگون مى باشند.

    پس هر درختى كه آبيارى اش به اندازه و نيكو باشد شاخ و برگش نيكو و ميوه اش شيرين است.

    و آنچه آبيارى اش پاكيزه نباشد درختش عيب دار و ميوه اش تلخ است.

    .

    خطبه 154

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ ویژگی های حاکم در نهج البلاغه, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ پیامبر از زبان حضرت علی در نهج البلاغه, ◀ضرورت امامت و جایگاه اهل بیت در نهج البلاغه, ◀برخورد با شبهات و فتنه ها, ✔مطلب ندارد
     [ 04:23:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      وصف دنیازدگان و جاهلان از نگاه امام علی ...
    وصف دنیازدگان و جاهلان از نگاه امام علی

    خودسازی (وصف دنیازدگان و غافلان)


    چند روز از طرف خدا به گمراه، مهلت داده شد،

    و او با غافلان و بى خبران در راه هلاكت قدم مى نهد،

    و تمام روزها را با گناهكاران سپرى مى كند،

    بى آن كه از راهى برود تا به حق رسد

    و يا پيشوايى برگزيند كه راهنماى او باشد.

    و تا آن زمان كه خداوند كيفر گناهان را مى نمايد،

    و آنان را از پرده غفلت بيرون مى آورد،

    به استقبال چيزى مى روند كه بدان پشت كرده بودند (يعنى آخرت)،

    و پشت مى كنند بدانچه روى آورده بودند (يعنى دنيا)،

    پس نه از آنچه آرزو مى كردند و بدان رسيدند سودى بردند،

    و نه از آنچه حاجت خويش بدان روا كردند بهره اى به دست آوردند،

    من، شما و خود را از اين گونه غفلت زدگى مى ترسانم.

     

     درمان غفلت زدگى ها


    هر كس بايد از كار خويش بهره گيرد،

    و انسان بينا كسى است كه به درستى شنيد و انديشه كرد،

    پس به درستى نگريست و آگاه شد،

    و از عبرت ها پند گرفت،

    سپس راه روشنى را پيمود،

    و از افتادن در پرتگاه ها، و گم شدن در كوره راهها، دورى كرد،

    و كوشيد تا عدالت را پاس دارد

    و براى گمراهان جاى اعتراض باقى نگذارد،

    كه در حق سختگيرى كند،

    يا در سخن حق تحريف روا دارد،

    يا در گفتن سخن راست بترسد.

     

    پس بهوش باش اى شنونده

    و از خواب غفلت بيدار شو،

    و از شتاب خود كم كن،

    و در آنچه از زبان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر تو رسيده انديشه كن،

    كه ناچار به انجام آن مى باشى

    و راه فرارى وجود ندارد،

    و با كسى كه رهنمودهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به كار نمى بندد

    و به جانب ديگرى تمايل دارد

    مخالفت كن و او را با آنچه براى خود پسنديده رها كن.


    فخر فروشى را واگذار،

    و از مركب تكبّر فرود آى.

    به ياد قبر باش كه گذرگاه تو به سوى عالم آخرت است،

    كه همانگونه به ديگران پاداش دادى به تو پاداش مى دهند،

    و آن گونه كه كاشتى، درو مى كنى،

    آنچه امروز، پيش مى فرستى، فردا بر آن وارد مى شوى،

    پس براى خود در سراى آخرت جايى آماده كن، و چيزى پيش فرست.


    اى شنونده هشدار، هشدار،

    اى غفلت زده بكوش، بكوش

    «هيچ كس جز خداى آگاه تو را با خبر نمى سازد».

     

     صفات ناپسند و نابود كننده


    از واجبات قطعى خدا در قرآن حكيم كه بر آن پاداش و كيفر مى دهد،

    و به خاطر آن خشنود شده يا خشم مى گيرد،

    اين است كه اگر انسان يكى از صفات ناپسند را داشته و بدون توبه خدا را ملاقات كند، هر چند خود را به زحمت اندازد، يا عملش را خالص گرداند فايده اى نخواهد داشت.


    و آن صفات ناپسند اينكه:

    شريكى براى خداوند در عبادات واجب برگزيند،

    يا خشم خويش را با كشتن بى گناهى فرونشاند،

    يا بر بى گناهى به خاطر كارى كه ديگرى انجام داده عيب جويى كند،

    يا به خاطر حاجتى كه به مردم دارد بدعتى در دين خدا بگذارد،

    يا با مردم به دو چهره ملاقات كند،

    و يا در ميان آنان با دو زبان سخن بگويد.

    در آنچه گفتم نيك بينديش كه هر مثال را همانند فراوان است.

     

    همانا تمام حيوانات در تلاش پر كردن شكمند،

    و درندگان در پى تجاوز كردن به ديگران،

    و زنان بى ايمان تمام همّتشان آرايش زندگى و فساد انگيزى در آن است،

    امّا مؤمنان فروتنند،

    همانا مؤمنان مهربانند،

    همانا مؤمنان از آينده ترسانند.

    .

    خطبه153

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 04:06:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      شناخت صفات خدا و ماهیت اسلام از نظر امام علی ...
    شناخت صفات خدا و ماهیت اسلام از نظر امام علی

    (نوشته اند كه اين سخنرانى را در روزهاى اوّل خلافت در سال 35 هجرى در مدينه ايراد فرمود)

     

     خداشناسى (شناخت صفات خدا)


    ستايش خداوندى را كه با آفرينش بندگان، بر هستى خود راهنمايى فرمود،

    و آفرينش پديده هاى نو، بر ازلى بودن او گواه است،

    و شباهت داشتن مخلوقات به يكديگر دليل است كه او همتايى ندارد،

    حواس بشرى ذات او را درك نمى كند،

    و پوشش ها او را پنهان نمى سازد،

    زيرا سازنده و ساخته شده، فراگيرنده و فرا گرفته، پروردگار و پرورده، يكسان نيستند.

    يگانه است نه از روى عدد،

    آفريننده است نه با حركت و تحمّل رنج،

    شنواست بدون وسيله شنوايى،

    و بيناست بى آن كه چشم گشايد و بر هم نهد،

    در همه جا حاضر است نه آن كه با چيزى تماس گيرد،

    و از همه چيز جداست، نه اينكه فاصله بين او و موجودات باشد،

    آشكار است نه با مشاهده چشم،

    پنهان است نه به خاطر كوچكى و ظرافت،

    از موجودات جداست كه بر آنها چيره و تواناست،

    و هر چيزى جز او برابرش خاضع و بازگشت آن به سوى خداست.

    آن كه خدا را وصف كند، محدودش كرده،

    و آن كه محدودش كند، او را به شمارش آورده،

    و آن كه خدا را به شمارش آورد، ازليّت او را باطل كرده است،

    و كسى كه بگويد: خدا چگونه است او را توصيف كرده،

    و هر كه بگويد: خدا كجاست مكان براى او قائل شده است.
    خدا عالم بود آنگاه كه معلومى وجود نداشت،

    پرورنده بود آنگاه كه پديده اى نبود،

    و توانا بود آنگاه كه توانايى نبود.

     

     وصف امامان دوازده گانه 


    همانا طلوع كننده اى آشكار شد،

    و درخشنده اى درخشيد

    و آشكار شونده اى آشكار گرديد،

    و آن كه از جادّه حق منحرف شد به راه راست بازگشت،

    خداوند گروهى را به گروهى تبديل،

    و روزى را برابر روزى قرار داد،

    و ما چونان مانده در خشكسالان كه در انتظار بارانند، انتظار چنين روزى را مى كشيديم.

    همانا امامان دين، از طرف خدا، تدبير كنندگان امور مردم،

    و كارگزاران آگاه بندگانند،

    كسى به بهشت نمى رود جز آن كه آنان را شناخته، و آنان او را بشناسند،

    و كسى در جهنّم سرنگون نگردد جز آن كه منكر آنان باشد و امامان دين هم وى را نپذيرند.

     

     ويژگى هاى اسلام


    همانا خداى متعال شما را به اسلام اختصاص داد و براى اسلام برگزيد،

    زيرا اسلام نامى از سلامت است،

    و فراهم كننده كرامت جامعه مى باشد،

    راه روشن آن را خدا برگزيد،

    و حجّت هاى آن را روشن گردانيد.

    اسلام ظاهرش علم، و باطنش حكمت است،

    نو آورى هاى آن پايان نگيرد و شگفتى هايش تمام نمى شود.

    در اسلام بركات و خيرات چونان سرزمين هاى پر گياه در اوّل بهاران فراوان است،

    و چراغهاى روشنى بخش تاريكى ها فراوان دارد،

    كه در نيكى ها جز با كليدهاى اسلام باز نشود،

    و تاريكى ها را جز با چراغ هاى آن روشنايى نمى توان بخشيد،

    مرزهايش محفوظ،

    و چراگاه هايش را خود نگهبان است،

    هر درمان خواهى را درمان، و هر بى نيازى طلبى را كافى است.

    .

    خطبه 152

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ✔مطلب ندارد
     [ 03:56:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      فتنه ها و شبهه ها و راه برون رفت از آن از نگاه امام علی ...
    فتنه ها و شبهه ها و راه برون رفت از آن از نگاه امام علی

    خداشناسی 

    خداى را مى ستايم،

    و در راندن شيطان، و دور ساختن و نجات پيدا كردن از دام ها و فريب هاى آن، از خدا يارى مى طلبم

    و گواهى مى دهم كه جز خداى يگانه معبودى نيست.

     

    پیامبر صلی الله علیه و آله از زبان امام علی

     

    و شهادت مى دهم كه حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنده و فرستاده برگزيده و انتخاب شده او است،

    كه در فضل و برترى، همتايى ندارد و هرگز فقدان او جبران نگردد.

     

    دوران جاهلیت


    شهرهايى به وجود او روشن گشت،

    پس از آن كه گمراهى وحشتناكى همه جا را فرا گرفته بود،

    و جهل و نادانى بر انديشه ها غالب و قساوت و سنگدلى بر دلها مسلط بود،

    و مردم حرام را حلال مى شمردند،

    و دانشمندان را تحقير مى كردند،

    و جداى از دين الهى زندگى كرده

    و در حال كفر و بى دينى جان مى سپردند.

     

    ماهیت فتنه ها و شبهات 


    شما اى عرب ها، هدف تيرهاى بلا هستيد كه نزديك است.

    از مستى هاى نعمت بپرهيزيد،

    و از سختى هاى عذاب الهى بترسيد و بگريزيد،

    و در فتنه هاى در هم پيچيده،

    به هنگام پيدايش نوزاد فتنه ها و آشكار شدن باطن آنها،

    و برقرار شدن قطب و مدار آسياى آن، با آگاهى قدم برداريد.


    فتنه هايى كه از رهگذرهاى ناپيدا آشكار گردد،

    و به زشتى و رسوايى گرايد،

    آغازش چون دوران جوانى پر قدرت و زيبا،

    و آثارش چون آثار باقى مانده بر سنگ هاى سخت زشت و ديرپاست،

    كه ستمكاران آن را با عهدى كه با يكديگر دارند، به ارث مى برند،

    نخستین آنان پيشواى آخرين، و آخرين گمراهان، اقتدا كننده به اوّلين مى باشند.


    آنان در به دست آوردن دنياى پست بر هم سبقت مى گيرند،

    و چونان سگ هاى گرسنه، اين مردار را از دست يكديگر مى ربايند.

    طولى نمى كشد كه پيرو از رهبر، و رهبر از پيرو، بيزارى مى جويد،

    و با بغض و كينه از هم جدا مى شوند،

    و به هنگام ملاقات، همديگر را نفرين مى كنند.

     

     خبر از آينده خونين عرب

     

    سپس فتنه اى سر برآورد كه سخت لرزاننده،

    در هم كوبنده و نابود كننده است،

    كه قلب هايى پس از استوارى مى لغزند،

    و مردانى پس از درستى و سلامت، گمراه مى گردند،

    و افكار و انديشه ها به هنگام هجوم اين فتنه ها پراكنده،

    و عقايد پس از آشكار شدنشان به شك و ترديد دچار مى گردد.

    آن كس كه به مقابله با فتنه ها برخيزد كمرش را مى شكند،

    و كسى كه در فرو نشاندن آن تلاش مى كند، او را در هم مى كوبد.

    در اين ميان فتنه جويان چونان گورخران، يكديگر را گاز مى گيرند،

    و رشته هاى سعادت و آيين محكم شده شان لرزان مى گردد،

    و حقيقت امر پنهان مى ماند.

    حكمت و دانش كاهش مى يابد،

    ستمگران به سخن مى آيند،

    و بيابان نشين ها را در هم مى كوبند،

    و با سينه مركب هاى ستم، آنها را خرد مى نمايند.

    تك روان در غبار آن فتنه ها نابود مى گردند،

    و سواران با قدرت در آن به هلاكت مى رسند.

    فتنه ها با تلخى خواسته ها وارد مى شود،

    و خون هاى تازه را مى دوشد،

    نشانه هاى دين را خراب،

    و يقين را از بين مى برد.

    فتنه هايى كه افراد زيرك از آن بگريزند،

    و افراد پليد در تدبير آن بكوشند.

    آن فتنه ها پر رعد و برق و پر زحمت است،

    در آن پيوندهاى خويشاوندى قطع شده، و از اسلام جدا مى گردند،

    فتنه ها چنان ويرانگرند كه تندرست ها بيمار، و مسكن گزيدگان كوچ مى كنند.

    در آن ميان كشته اى است كه خونش به رايگان ريخته،

    و افراد ترسويى كه طالب امانند،

    با سوگندها آنان را فريب مى دهند، و با تظاهر به ايمان آنها را گمراه مى كنند.

     

     رهنمودها در مقابله با فتنه ها


    پس سعى كنيد كه شما پرچم فتنه ها و نشانه هاى بدعت ها نباشيد،

    و آنچه را كه پيوند امت اسلامى بدان استوار،

    و پايه هاى طاعت بر آن پايدار است،

    بر خود لازم شماريد،

    و بر خدا، ستمديده وارد شويد نه ستمگر.

    و از گرفتار شدن به دام هاى شيطان،

    و قرار گرفتن در وادى دشمنى ها بپرهيزيد،

    و لقمه هاى حرام به شكم خود راه ندهيد.

    شما برابر ديدگان خداوندى قرار داريد كه گناهان را حرام كرد و راه اطاعت و بندگى را آسان فرمود.

    .

    خطبه 151

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀ پیامبر از زبان حضرت علی در نهج البلاغه, ◀شیطان در نهج البلاغه, ◀خداشناسی در نهج البلاغه, ◀عصر جاهلیت در نهج البلاغه, ◀برخورد با شبهات و فتنه ها, ✔مطلب ندارد, ماهیت اسلام و امت اسلامی
     [ 03:46:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      حکومت امام مهدی از زبان امام علی ...
    حکومت امام مهدی از زبان امام علی

     آينده بشريّت و ظهور امام مهدى (عج)


    به راههاى چپ و راست رفتند،

    و راه ضلالت و گمراهى پيمودند،

    و راه روشن هدايت را گذاشتند.

    پس در باره آنچه كه بايد باشد شتاب نكنيد،

    و آنچه را كه در آينده بايد بيايد دير مشماريد،

    چه بسا كسى براى رسيدن به چيزى شتاب مى كند امّا وقتى به آن رسيد دوست دارد كه اى كاش آن را نمى ديد،

    و چه نزديك است امروز ما به فردايى كه سپيده آن آشكار شد.

    اى مردم!

    اينك ما در آستانه تحقّق وعده هاى داده شده،

    و نزديكى طلوع آن چيزهايى كه بر شما پوشيده و ابهام آميز است، قرار داريم.

     

     ره آورد حكومت امام مهدى (عج)


    بدانيد آن كس از ما (حضرت مهدى «عج») كه فتنه هاى آينده را دريابد،

    با چراغى روشنگر در آن گام مى نهد،

    و بر همان سيره و روش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و  امامان عليهم السّلام رفتار مى كند

    تا گره ها را بگشايد،

    بردگان و ملّت هاى اسير را آزاد سازد،

    جمعيّت هاى گمراه و ستمگر را پراكنده

    و حق جويان پراكنده را جمع آورى مى كند.

    حضرت مهدى (عج) سال هاى طولانى در پنهانى از مردم به سر مى برد

    آن چنان كه اثر شناسان، اثر قدمش را نمى شناسند،

    گر چه در يافتن اثر و نشانه ها تلاش فراوان كنند.

    سپس گروهى براى درهم كوبيدن فتنه ها آماده مى گردند،

    و چونان شمشيرها صيقل مى خورند،

    ديده هاشان با قرآن روشنايى گيرد،

    و در گوش هاشان تفسير قرآن طنين افكند،

    و در صبحگاهان و شامگاهان جامهاى حكمت سر مى كشند.

     

     سرنوشت امّت اسلامى پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله


    روزگار آنان به طول انجاميد تا رسوايى آنها به نهايت رسيد،

    و خود را سزاوار بلاى زمانه گرداندند،

    و چون پايان مدّت آنها نزديك شد، گروهى در فتنه ها آسودند

    و گروهى دست به حمله و پيكار با فسادگران زدند

    و با شكيبايى كه داشتند بر خدا منّت ننهادند،

    و جان دادن در راه خدا را بزرگ نشمردند.

    تا آنجا كه اراده الهى به پايان دوران جاهليّت موافق شد،

    شمشيرها در راه خدا كشيدند،

    و بينش هاى خود را بر شمشير نشاندند،

    و طاعت پروردگار خود را پذيرفتند،

    و فرمان پند دهنده خود را شنيدند،

    و در پيروزى و سربلندى زيستند.

     

    تا آن كه خدا، پيامبرش را نزد خود برد،

    (افسوس) كه گروهى به گذشته جاهلى خود بازگشتند،

    و با پيمودن راه هاى گوناگون به گمراهى رسيدند،

    و به دوستان منحرف خود پيوستند

    و از دوستى با مؤمنان بريدند كه به آن امر شده بودند،

    و بنيان اسلامى را تغيير داده در جاى ديگرى بنا نهادند.

    آنان كانون هر خطا و گناه،

    و پناهگاه هر فتنه جو شدند

    كه سرانجام در سرگردانى فرو رفته،

    و در غفلت و مستى به روش و آيين فرعونيان در آمدند،

    يا از همه بريده و دل به دنيا بستند،

    و يا پيوند خود را با دين گسستند.

    .

    خطبه 150

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, حکومت امام مهدی (عج)
     [ 12:50:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      وصیت حضرت علی قبل از شهادت ...
    وصیت حضرت علی قبل از شهادت

    (در سال 40 هجرى در بيستم رمضان قبل از شهادت فرمود).

     

    ياد مرگ


    اى مردم هر كس از مرگ بگريزد، به هنگام فرار آن را خواهد ديد،

    اجل سر آمد زندگى، و فرار از مرگ رسيدن به آن است.

    چه روزگارانى كه در پى گشودن راز نهفته اش بودم

    اما خواست خداوند جز پنهان ماندن آن نبود،

    هيهات كه اين علمى پنهان است.

     

    علی از زبان علی ( وصيّت هاى امام على عليه السّلام)


    امّا وصيّت من نسبت به خدا،

    آن كه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد،

    و نسبت به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين است كه،

    سنّت و شريعت او را ضايع نكنيد.

    اين دو ستون محكم را بر پا داريد

    و اين دو چراغ را فروزان نگهداريد

    و تا آن زمان كه از حق منحرف نشده ايد، سرزنشى نخواهيد داشت،

    كه براى هر كس به اندازه توانايى او وظيفه اى تعيين گرديده،

    و نسبت به افراد جاهل و نادان تخفيف داده شده است

    زيرا كه: پروردگار رحيم، و دين استوار، و پيشوا آگاه است.

    من ديروز رهبر شما بودم و امروز مايه پند و عبرت شما هستم، 

    و فردا از شما جدا خواهم شد، خدا شما و مرا بيامرزد.

    اگر از اين ضربت و در اين لغزشگاه نجات يابم، كه حرفى نيست،

    امّا اگر گام ها بلغزد و از اين جهان بروم،

    ما نيز چون ديگران در سايه شاخسار درختان، مسير وزش باد و باران، و زير سايه ابرهاى متراكم آسمان پراكنده مى شويم، و آثارمان در روى زمين نابود خواهد شد.


    من از همسايگان شما بودم، كه چند روزى در كنار شما زيستم،

    و به زودى از من جز جسدى بى روح و ساكن پس از آن همه تلاش، و خاموش پس از آن همه گفتار، باقى نخواهد ماند.

    پس بايد سكوت من، و بى حركتی دست و پا و چشم ها و اندام من، مايه پند و اندرز شما گردد،

    كه از هر منطق رسايى و از هر سخن مؤثّرى عبرت انگيزتر است.

    وداع و خداحافظى من با شما چونان جدايى كسى است كه آماده ملاقات پروردگار است،

    فردا ارزش ايّام زندگى مرا خواهيد ديد،

    و راز درونم را خواهيد دانست.

    پس از آن كه جاى مرا خالى ديديد و ديگرى بر جاى من نشست، مرا خواهيد شناخت.

    .

    خطبه 149

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀مرگ در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 12:38:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      روان شناسی طلحه و زبیر از سوی امام علی ...
    روان شناسی طلحه و زبیر از سوی امام علی

    روانشناسى طلحه و زبير (در شورش بصره)


    هر كدام از طلحه و زبير، اميدوار است كه حكومت را به دست آورد،

    و ديده به آن دوخته

    و رفيق خود را به حساب نمى آورد.

    آن دو، نه رشته اى الهى را چنگ زدند و نه با وسيله اى به خدا روى آوردند.

    هر كدام با كينه رفيق خود را بر دوش مى كشد،

    كه به زودى پرده از روى آن كنار خواهد رفت.

    به خدا سوگند!

    اگر به آنچه مى خواهند برسند، اين جان آن را مى گيرد و آن، اين را از پاى در مى آورد.


    هم اكنون گروهى سركش و نافرمان به پا خاسته اند (ناكثين)

    پس خدا جويان حسابگر كجايند؟

    سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر ايشان بيان گرديد

    و اخبار امروز را به آنان گفته اند،

    در حالى كه براى هر گمراهى علّتى و براى هر عهد شكنى بهانه اى وجود دارد.


    سوگند به خدا!

    من آن كس نيستم كه صداى گريه، و بر سر و سينه زدن براى مرده، و نداى فرشته مرگ را بشنود و عبرت نگيرد.

    .

    خطبه148

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀طلحه و زبیر در نهج البلاغه, ◀جنگ جمل در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 12:30:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      قرآن در جامعه اسلامی امروز و آینده مسلمانان ...
    قرآن  در جامعه اسلامی امروز و آینده مسلمانان

     فلسفه بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم:


    خداوند حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به حق برانگيخت تا بندگان خود را از پرستش دروغين بت ها رهايى بخشيده به پرستش خود راهنمايى كند،

    و آنان را از پيروى شيطان نجات داده به اطاعت خود كشاند،

    قرآن

    با قرآنى كه معنى آن را آشكار كرد

    و اساسش را استوار فرمود،

    تا بندگان عظمت و بزرگى خدا را بدانند كه نمى دانستند،

    و به پروردگار، اعتراف كنند

    پس از انكارهاى طولانى اعتراف كردند،

    و او را پس از آن كه نسبت به خدا آشنايى نداشتند به درستى بشناسند.

    پس خداى سبحان در كتاب خود بى آن كه او را بنگرند خود را به بندگان شناساند،

    و قدرت خود را به همه نماياند،

    و از قهر خود ترساند،

    و اينكه چگونه با كيفرها ملّتى را كه بايد نابود كند از ميان برداشت

    و آنان را چگونه با داس انتقام درو كرد.

     


    خبر از آينده تأسّف بار اسلام و مسلمين


    همانا پس از من در روزگارى بر شما فراخواهد رسيد كه چيزى پنهان تر از حق، و آشكارتر از باطل، و فراوان تر از دروغ به خدا و پيامبرش نباشد.

    قرآن
    و نزد مردم آن زمان كالايى زيانمندتر از قرآن نيست اگر آن را درست بخوانند و تفسير كنند،

    و متاعى پرسودتر از قرآن يافت نمى شود آنگاه كه آن را تحريف كنند و معانى دلخواه خود را رواج دهند.

    در شهرها چيزى ناشناخته تر از معروف، و شناخته تر از منكر نيست،

    حاملان قرآن، آن را واگذاشته و حافظان قرآن، آن را فراموش مى كنند،

    پس در آن روز قرآن و پيروانش از ميان مردم رانده و مهجور مى گردند،

    و هر دو غريبانه در يك راه ناشناخته سرگردانند، و پناهگاهى ميان مردم ندارند.

    پس قرآن و پيروانش در ميان مردمند اما گويا حضور ندارند،

    با مردمند ولى از آنها بريده اند،

    زيرا گمراهى و هدايت هرگز هماهنگ نشوند گر چه كنار يكديگر قرار گيرند.

    مردم در آن روز، در جدايى و تفرقه هم داستان، و در اتّحاد و يگانگى پراكنده اند،

    گويى آنان پيشواى قرآن بوده و قرآن پيشواى آنان نيست،

    پس از قرآن جز نامى  نزدشان باقى نماند،

    و آنان جز خطى را از قرآن نشناسند.

    و در گذشته نيكوكاران را كيفر داده، و سخن راست آنان را بر خدا دروغ پنداشتند، و كار نيكشان را پاداش بد دادند.

     

    مرگ


    و همانا آنان كه پيش از شما زندگى مى كردند، به خاطر آرزوهاى دراز، و پنهان بودن زمان اجل ها، نابود گرديدند،

    تا ناگهان مرگ وعده داده شده بر سرشان فرود آمد،

    مرگى كه عذرها را نپذيرد،

    و درهاى باز توبه را ببندد،

    و حوادث سخت و مجازات هاى پس از مردن را به همراه آورد.

     

    خودسازی (پندهاى حكيمانه)


    اى مردم!

    هر كس از خدا خير خواهى طلبد، توفيق يابد،

    و آن كس كه سخنان خدا را راهنماى خود قرار دهد به راست ترين راه، هدايت خواهد شد،

    پس همانا همسايه خدا در أمان، و دشمن خدا ترسان است.

    آن كس كه عظمت خدا را مى شناسد سزاوار نيست خود را بزرگ جلوه دهد،

    پس بلندى ارزش كسانى كه بزرگى پروردگار را مى دانند در اين است كه برابر او فروتنى كنند،

    و سلامت آنان كه مى دانند قدرت خدا چه اندازه مى باشد در اين است كه برابر فرمانش تسليم باشند.

    پس، از حقّ نگريزيد چونان گريز انسان تندرست از فرد «گر» گرفته،

    يا انسان سالم از بيمار،

    و بدانيد كه هيچ گاه حق را نخواهيد شناخت جز آن كه ترك كننده آن را بشناسيد

    هرگز به پيمان قرآن وفادار نخواهيد بود مگر آن كه پيمان شكنان را بشناسيد،

    و هرگز به قرآن چنگ نمى زنيد مگر آن كه رها كننده آن را شناسايى كنيد.
      

     ويژگى هاى اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله (امامان دوازده گانه)


    پس رستگارى را از اهل آن جستجو كنيد،

    كه اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رمز حيات دانش، و راز مرگ جهل و نادانى هستند،

    آنان كه حكمتشان شما را از دانش آنان،

    و سكوتشان از منطق آنان،

    و ظاهرشان از باطنشان، اطلاع مى دهد.

    نه با دين خدا مخالفتى دارند،

    و نه در آن اختلاف مى كنند، 

    دين در ميان آنان گواهى صادق، و ساكتى سخنگوست.

    .

    خطبه147

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀مرگ در نهج البلاغه, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ پیامبر از زبان حضرت علی در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه, ◀ قرآن در نهج البلاغه, ◀ضرورت امامت و جایگاه اهل بیت در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, ماهیت اسلام و امت اسلامی
     [ 12:25:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت