راح روح
وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنفُسِکُمْ، أَفَلَا تُبْصِرُونَ




آبان 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30





طرح محتوی وبلاگ جهت امور پژوهشی در منابع معتبر شیعه تنظیم شده است. کافیست کلیدواژه مورد نظر خود را در قسمت جست و جو وارد نمایید.



جستجو





موضوعات


  • همه
  • ✔آیات آرام بخش
  • ✔اسلام محمدی این است
  • ✔خاکستر بر باد رفته
  • ✔خدا خبر می دهد
  • ✔سلمان فارسی سلمان محمد
  • ✔شاعرانه ها
  • ✔شور عشق با معشوق
  • ✔مطلب ندارد
  • ✔کلام امیر






  • مطالب مرتبط


  • پایه های کفر
  • اصرار بر گناه
  • کوچک شمردن گناه
  • گناهان کبیره
  • دنیا و حریص بودن
  • آثار گناه
  • خشم و غضب
  • روحی که مومن با آن تائید می شود
  • فضیلت فقر در میان مسلمین
  • مومن و فلسفه بلا
  • پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
  • حسد
  • عصبیت
  • کبر
  • عجب
  • ویژگی های مومنان
  • رابطه تشیّع و صبر
  • مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
  • مجموعه روایات درباره صفات مومن
  • مجموعه روایات درباره تقیه
  • حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
  • ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
  • ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
  • مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
  • ثواب لباس پوشاندن به مومن
  • مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
  • مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
  • مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
  • مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
  • رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
  • مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
  • مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
  • مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
  • مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
  • احترام به سالخوردگان
  • مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
  • مجموعه روایات درباره پدر و مادر
  • مجموعه روایات درباره صله رحم
  • مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
  • مجموعه روایات درباره قناعت
  • راه تجارت پر سود
  • مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
  • مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
  • مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
  • مجموعه روایات درباره حیا
  • مجموعه روایات درباره ورع
  • تفاوت ایمان و کفر
  • حقیقت ایمان
  • نص بر امامت امام زمان (عج)
  • نص بر امامت امام حسن عسگری علیه السلام



  • عکس های اخیر


    پایه های کفر
    اصرار بر گناه
    کوچک شمردن گناه
    گناهان کبیره
    دنیا و حریص بودن
    آثار گناه
    آثار گناه
    خشم و غضب
    روحی که مومن با آن تائید می شود
    فضیلت فقر در میان مسلمین
    مومن و فلسفه بلا
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
    حسد
    عصبیت
    کبر
    عجب
    ویژگی های مومنان
    رابطه تشیّع و صبر
    رابطه تشیّع و صبر
    مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
    مجموعه روایات درباره صفات مومن
    مجموعه روایات درباره تقیه
    اهمیت سالم ماندن دین از آفت ها
    حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
    ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
    ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
    ثواب لباس پوشاندن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
    مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
    مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
    رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
    مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
    مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
    مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
    مجموعه روایات درباره پدر و مادر
    مجموعه روایات درباره صله رحم
    مجموعه روایات درباره بی نیازی از مردم
    مجموعه روایات باب انصاف و عدالت
    مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
    مجموعه روایات درباره قناعت
    راه تجارت پر سود
    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
    مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
    مجموعه روایات درباه باب تواضع
    مجموعه روایات درباره نرمی و ملاطفت
    مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
     
      گناهان کبیره ...
    گناهان کبیره

    مجموعه روایات در باب گناهان کبیره

     

    روایت اول)

     امام صادق علیه السلام درباره قول خداوند متعال « ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه نکفر عنکم سیئاتکم و ندخلکم مدخلا کریما» فرمود: گناهان کبیره آنهائی هستند که خداوند متعال دوزخ را برای آنها واجب ساخته است.

     

    روایت دوم)

    محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: کبائر هفت گناه است: 1.کشتن مومن به عمد 2.متهم ساختن زن پاکدامن 3.فرار از جهاد 4.تعرب بعد از هجرت 5.خوردن مال یتیم به ناحق 6.خوردن ربا بعد از دانستن آن 7.هر چه خدا دوزخ را بر آن واجب کرده است.

    شرح: تعرب بعد از هجرت در صدر اسلام نسبت به کسانی بوده که از مکه و آبادی های دیگر کفرنشین به مدینه و مرکز اسلام هجرت نموده بودند برگشتن آنها به بلاد کفر تعرب بعد ازهجرت می گفتند و به منزله ارتداد تلقی می‌شد. ولی در اعصار ائمه علیهم السلام و دوران غیبت تعرب این است که مسلمانی در بلاد کفر بوده و در آنجا اظهار اسلام و تعلم احکام، ممنوع و معذور باشد ، اقامت او در آنجا از گناهان کبیره است. به عبارتی مسلمان راضی باشد که در بلاد کفر و جایی که دست رسی به احکام اسلام ندارد توطن کند با وجود آن که رفتن به دیار اسلام برایش ممکن باشد. پس چنین شخصی با مشرک فرق ندارد. برخی از علما تعرب را تعمیم داده و حتی شامل کسی دانسته اند که مشغول تحصیل علمی شود و سپس ترک آن کند.

     

    روایت سوم)

    نعمان رازی گویدشنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: هر که زنا کند از ایمان خارج شود و هر که می بنوشد از ایمان خارج شود و هرکه یک روز از ماه رمضان را عمدا افطار کند از ایمان خارج شود.

     

    روایت چهارم)

    محمد بن عبده گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: زناکار در حال زنا مومن نیست؟

    فرمود: نه، زمانی که روی شکم آن زن است ایمان از او سلب شود و چون برخاست برگردد و باز اگر به زنا برگشت سلب شود.

    عرض کردم: اول که آهنگ برگشتن به زنا دارد(پس چرا ایمانش بر می گردد و مومن گفته می شود؟)

    فرمود: چه بسیار کسان که آهنگ برگشتن دارند ولی هرگز بر نمی گردد.

     

    روایت پنجم)

    امام صادق علیه السلام راجع به قول خداوند متعال:«الذین یجتنبون کبائر الإثم و الفواحش الا اللمم» فرمود: زشتکاری ها زنا و سرقت است و گناه خرد این است که کسی آهنگ گناه کند و سپس از خدا آمرزش خواهد.

    عرضکردم: میان گمراهی و کفر منزلی است؟

    فرمود: دست آویزهای ایمان بسیار است.

    شرح: بنا به قولی کبائر گناهانی است که مرتکبش را به دوزخ می برد و فواحش گناهانی است که حد دارد مانند زنا و شرب خمر و سرقت و لمم گناهان صغیره است مانند نگاه کردن و بوسیدن حرام. و امام سوال و جواب آخر روایت ظاهرا مقصود سائل این است که آیا هر گمراهی کافر است یا ممکن است گمراهی باشد که کافر نباشد. امام علیه السلام در مقام جواب دومی را انتخاب کرده و می فرماید: دست آوزیهای ایمان بسیار است: برخی از آنها مانند شهادتین است که اگر کسی ترک کند کافر است و بعضی واجبات و محرماتی است با درجات مختلف و ترک بعضی از واجبات و اتیان برخی از محرمات تنها موجب ظلالت می شود نه کفر و خلاصه آنکه میان ایمان کامل و کفر مطلق ضلالت است و آن درجات بسیاری دارد.

     

    روایت ششم)

    عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السلام راجع به کبائر پرسیدم.

    فرمود: آنها در کتاب علی علیه السلام هفت است: 1.کفر به خدا 2.آدم کشی 3.نافرمانی پدر و مادر 4. خوردن ربا بعد از دانستن 5.خوردن مال یتیم 6. فرار از جهاد 7. تعرب بعد از هجرت. عرض کردم: اینها بزرگترین گناهان است؟

    فرمود: آری. عرض کردم: گناه خوردن یک درهم از مال یتیم به ناحق بزرگتر است یا ترک نماز؟ فرمود: ترک نماز عرض کردم : شما که ترک نماز را از کبائر نشمردی؟ فرمود: نخستین چیزی که به و گفتم چه بود؟

    عرض کردم: کفر؟

    فرمود: تارک نماز کافر است (یعنی بدون علت و عذر.)

     

    روایت هفتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: گناهان کبیره: نومیدی از رحمت خداست (در دنیا) و یاس از مرحمت او (در آخرت) و ایمنی از مکر خدا(یعنی از عذاب او) و قتل نفسی که خدا حرام کرده و نافرمانی پدر و مادر و خوردن مال یتیم به ناحق و خوردن ربا بعد از دانستن و تعرب بعد از هجرت و متهم ساختن زن پاکدامن و فرار از جهاد.

    به امام عرض شد: بفرمائید کسی که مرتکب کبیره شده و بی توبه بمیرد از ایمان خارج است؟ و عذاب او مانند مشرکین باشد یا پایان می پذیرد؟

    فرمود: اگر معتقد شود که ان گناه حلال است از اسلام بیرون رود و به عذاب سخت معذب شود ولی اگر اعتراف کند که گناه کبیره کرده و بر او حرام است و در ارتکابش عذاب می شود و حلالا نیست، عذاب می شود ولی عذابش از اولی سبک نر است و آن گاه از ایمان بیرونش می برد ولی از اسلام خارجش نمی کند.

     

    روایت هشتم)

    زبیر کناسی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که چون پدرش او را بخواند لعنتش کند و کسی که چون پسرش اجابت کند او را به ناحق بزند.

    شرح: گویا این روایت اشاره به عقوق والدین دارد و کبیره بودن گناه شامل هر دو طرف پدر و پسر می شود.

     

    روایت نهم)

     اسحاق بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: در گناهان کبیره هم استثنا هست که خدا برای هر که خواهد بیامرزد؟

    فرمود: آری.

     

    روایت دهم)

    امام صادق علیه السلام راجع به آیه« و من یوتی الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا» فرمود: مقصود معرفت امام و دوری از گناهان کبیره ای است که خدا برای آنها دوزخ را واجب فرموده است.

     

    روایت یازدهم)

     اصبغ بن نباته گوید: مردی خدمت امیر المومنین صلوات الله علیه آمد و عرض کرد: یا امیر المومنین! برخی از مردم عقیده دارند که بنده تا ایمان دارد زنا نکند و سرقت ننماید و شراب ننوشد و ربا نخورد و خون محترم را نریزد این عقیده بر من گران آمده و از آن دلتنگ شده ام؛ زیرا چنان بنده ایی هم نماز مرا می خواند و مثل من دعا می کند. او از من زن می گیرد و من از او زن می گیرم و سپس از یکدیگر ارث می بریم با وجود این برای گناه کوچکی که بدان آلوده شده از ایمان خارج می شود؟

    امیر المومنین صلوات الله علیه فرمود: راست گوئی. من هم از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود و دلیلش هم کتاب خداست که خدای عزّوجلّ مردم را سه طبقه آفرید و سه درجه جایگزینشان فرمود و این همان قول خدای عزّوجلّ است در قرآن:1- اصحاب میمنه 2-اصحاب مشمئه 3-سابقون.

    اما آنچه درباره سابقون فرموده است که آنها پیغمبرانی هستند مرسل و غیرمرسل که خدا در آنها پنج روح قرار داده: 1.روح القدس 2.روح الایمان 3.روح القوه 4.روح الشهوه 5.روح البدن. به وسیله روح القدس بعثت آنها به پیغمبری مرسل و غیر مرسل انجام شد و نیز به وسیله آن همه چیز را دانستند و با روح ایمان خدا را عبادت کردند و چیزی را شریک او نساختند و با روح قوت با دشمن خود جنگیدند و به امر معاش خود پرداختند و با روح شهوت از طعام لذیذ و نزدیکی حلال با زنان جوان برخوردار گشتند و با روح بدن جنبیدند و راه رفتند این دست آمرزیده اند و از گناهان (ترک اولای آنها) چشم پوشی شده است.

    سپس فرمود: خدای عزّوجلّ فرماید:«تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض منهم من کلم الله و رفع بعضهم درجات و آتینا عیسی ابن مریم البینات و ایدناه بروح القدس». سپس درباره جماعت آنها فرمود:«و ایدهم بروح منه»یعنی با آن روح ارجمندشان داشت و بر دیگرانشان برتری داد. این دسته نیز آمرزیده اند و از گناهانشان چشم پوشی شده است.

    سپس اصحاب میمنه را یاد فرموده و آنها همان مومنین حقیقی هستند که خدا در آنها چهار روح نهاده: روح ایمان، روح قوت، روح شهوت و روح بدن. بنده همواره درصدد تکمیل این ارواح است و حالاتی برایش پیش آید.

    آن مرد گفت: یا امیرالمومنین! آن حالات چیست؟ فرمود: اما نخستینش چنان است که خدای عزّوجلّ فرمادید:« و منکم من یرد الی ارذل العمر لکیلا یعلم بعد علم شیئا». این کسی است که همه ارواحش کاسته شده ولی از دین خدا بیرون نرفته؛ زیرا خدای پرورش دهنده او به پست ترین دوران عمرش رسانیده است این چنین کسی وقت نمار را نفهمد و عبادت شب و روز را نتواند و نیز نتواند با مردم در صف(نماز) ایستد. این است کاهش روح ایمان و زیانی هم به صاحبش ندارد. برخی از آنها روح قوتش کاهش یابد که نتواند با دشمن بجنگد و نه طلب معاش تواند کرد. و برخی دیگر روح شهوتش کاسته شود که اگر زیباترین دختران آدم بر او بگذرد به او رغبت نکند و به سویش برنخیزد و تنها روح بدن باقی ماند که به وسیله آن بجنبد و راه رود تا ملک الموت بر سرش آید. پس این حالت خوب است؛ زیرا خدای عزّوجلّ با او چنین کرده و همچنین در دوران نیرومندی و جوانی حالاتی برایش پیش آید، قصد گناه می کند و روح قوت هم تحریکش می نماید و روح شهوت جلوه می دهد و روح بدن او را می کشاند تا به آن گناهش می رساند و چون بدان رسید ایمان از او گم شود و کناره گیرد و به سویش برنگردد تا توبه کند و چون توبه کرد خدا به او توجه فرماید و اگر گناه را تکرار کرد خدا او را به آتش دوزخ برد.

     اما اصحاب مشئمه، یهود و نصارا هستند که خدای عزّوجلّ می فرماید:«الذین آتیناهم الکتاب یعرفونه کما یعرفون ابناءهم» یعنی محمد(نبوت) و ولایت(اوصیاء) را در تورات و انجیل می شناسند چنانکه پسران خود را در خانه های خویش میشناسد«و ان فریقا منهم لیکتمون الحق و هم یعلمون» «الحق من ربک فلاتکونن من الممترین» و چون اینها آنچه را شناختند انکار کردند خدا به این بلا گرفتارشان کرد و روح ایمان را از آنها بگرفت و تنها سه روح را در پیکرشان جای داد: روح قوت و روح شهوت و روح بدن. سپس آنها را با چارپایان مربوط ساخت:«ان هم الا کالانعام» زیرا چارپا هم باروح قوت بار کشد و با روح شهوت علف خورد و با روح بدن راه رود . آنگاه سائل به امام عرض کرد: یا امیر المومنین دلم را زنده کردی به اذن خداوند.

     

    روایت دوازدهم)

    12-اسحاق بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: در گناهان کبیره هم استثنا می باشد که خدا برای هر که خواهد بیامرزد؟ فرمود: آری.

     

    روایت سیزدهم)

    13-امام صادق علیه السلام راجع به آیه«و من یوت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا» فرمود: مقصود(از حکمت) معرفت امام و دوری ار گناهان کبیره‌ای است که خدا برای آنها دوزخ را واجب فرموده است.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [سه شنبه 1404-08-20] [ 11:51:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      دنیا و حریص بودن ...
    دنیا و حریص بودن

    مجموعه روایات در باب دنیا و حریص بودن

     

    روایت اول)

    امام صادق (ع) فرمود: ریش هر خطاکاری دوستی دنیا است.

    حماد بن بشیر گوید: شنیدم از حضرت صادق علیه السلام که می فرمود: دو گرگ درنده و خون خوار که به گله بی شبانی برسند یکی از آن دو در جلو گله بایستد و دیگری در آخر آنها، بیشتر از دوستی دنیا و شرف برای دین مسلمان نیست.

    شرح: مقصود از «دوستی شرف» در روایت همان «اعیان منشی و تکبری» است که از این ناحیه پیدا شود و مانعی در مقابل پذیرفتن حق و دعوت پیغمبران گردد.

     

    روایت دوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: شیطان پسر آدم را در هرچیز می چرخاند. همین که او را خسته کرد در کنار مال کمین می کند و چون بدان جا رسد گریبانش را می گیرد.

     

    روایت سوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: هر که با تسلیت و دل جوئی خداوند تسلّی نجوید نفسش از حسرت های پی در پی بند آید و هر که چشم به دنبال آنچه در دست مردمان دیگر است اندازد، اندوهش فراوان گردد و سوز دلش درمان نپذیرد و هرکه جز در خوردن و آشامیدن یا جامه پوشیدن برای خدای عزّوجلّ در خودش نعمتی نبیند به طور تحقیق کردارش کم و کوتاه و عذابش نزدیک است.

     

    روایت چهارم)

    امام صادق علیه السلام از امام باقر علیه السلام فرمودند: شخص حریص بر دنیا مانند کرم ابریشم است که هر چه بیشتر ابریشم بر خود می پیچد راه بیرون شدنش دورتر و بسته تر می گردد تا اینکه از غم و اندوه بمیرد.

     

    روایت پنجم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: دل های خود را با آنچه از دست رفته نبندید که افکارتان را از آمادگی برای آنچه نیامده باز دارید.

     

    روایت ششم)

    زهری گوید: از حضرت علی بن الحسین علیه السلام پرسیدند: بهترین کردارها در نزد خداوند چیست؟

    فرمود: کرداری پس از شناختن خدای عزّوجلّ و شناختن پیغمبرش صلی الله علیه و آله بهتر از بغض دنیا نیست؛ زیرا که برای آن شعبه های بسیاری است و برای گناهان نیز شعبه هایی است:

    پس اول چیزی که به وسیله آن نافرمانی خداوند شد«کبر» بود و آن گناه شیطان بود آن هنگام که سر باز زد و تکبر ورزید و از کافران شد.

    سپس «حرص» است و آن گناه آدم و حوا علیهما السلام بود. آن هنگام که خداوند عزّوجلّ به آن دو فرمود:«کلا من حیث شئتما و لا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین» و آن دو دنبال چیزی رفتند که بدان نیزی نداشتند و این خوی در نژادشان تا روز رساخیز درآمد. به همین دلیل است که بیشتر آنچه ادمیزاد به جست و جوی آن است چیزهائی است که بدان نیاز ندارد.

    سپس«حسد» است و آن گناه فرزند آدم است آن هنگام که به برادرش حسد ورزید و او را کشت.

    و از این منشعب می شود: دوستی دنیا، دوستی زنان، دوستی ریاست، روستی راحتی، دوستی سخنوری و گفتار، دوستی برتری بر دیگران، دوستی ثروت. اینها هفت خصلت است که همه آنها در دوستی دنیا گرد آمده و پیمبران و دانشمندان پس از شناختن آن گفته اند: دوستی دنیا اصل هر گناهی است.

    دنیا دو قسم است: دنیای بلاغ(یعنی به مقدار ضرورت زندگی یا به معنای وسیله رسیدن به آخرت) و دنیای ملعون.

     

    روایت هفتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: در مناجات حضرت موسی(علیه السلام) آمده است: ای موسی! دنیا خانه کیفراست. من آدم را برای خطائی که از او سر زد در آن کیفر دادم و دنیا را ملعونه قرار دادم. آنچه در آن است ملعون است مگر آنچه برای من باشد.

    ای موسی! بندگان شایسته من به اندازه دانششان در دنیا زهد ورزیدند و دیگران به اندازه نادانیشان بدان رغبت کردند و کسی نیست که آن را بزرگ شمارد و چشمش در آن روش گردد  هیچ کس آن را زبون و پست نشمرد جز آن که بدان بهره مند شود.

     

    روایت هشتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: عیسی بن مریم به قریه ای گذشت که اهل آن و پرنده ها و جانداران یک جا مرده بودند.

    فرمود: همانا اینها به خشم و عذاب هلاک شده اند و اگر به مرگ خود به تدریج مرده بودند هر آینه یکدیگر را به خاک سپرده بودند.

    حواریون عرض کردند: یا روح الله! از خدا بخواه اینان را برای ما زنده کند تا به ما بگویند کردارشان چه بوده تا ما از آن دوری کنیم.

    حضرت عیسی علیه السلام از پروردگار خود خواست. پس بدو ندا شد: آنان را صدا بزن.

    حضرت عیسی علیه السلام شب هنگام بر تپه ای برآمد و فرمود: وای بر شما! کردار شما چه بود؟

    در پاسخ عرض کرد: پرستش طاغوت، دوستی دنیا، به همراه ترس اندک(از خدا)، آرزوی دور و دراز، غفلت در سرگرمی و بازی.

    حضرت عیسی علیه السلام فرمود: دوستی شما به دنیا چگونه بود؟

    عرض کرد: مانند دوستی کودک به مادرش. هرگاه به ما روی می آورد شاد و خرسند می شدیم و چون از ما روی برمی گرداند گریان وغمگین می شدیم.

    فرمود: پرستش شما از طاغوت چگونه بود؟

    عرض کرد: گنهکاران را فرمانبری داشتیم.

    فرمود: سرانجام کار شما به کجا کشید؟

    عرض کرد: شبی به خوشی به سر بردیم و بامدادان در هاویه افتادیم.

    فرمود: هاویه چیست؟

    عرض کرد: سجین است.

    فرمود: سجین چیست؟

    عرض کرد: کوه هائی از آتش گداخته است که تا در روز قیامت بر ما فروزان است.

    فرمود: پس چه گفتید و به شما چه گفتند؟

    عرض کرد: گفتیم ما را به دنیا برگردانید تا در آن زهد ورزیم. به ما گفته شد: دروغ می گوئید.

    فرمود: وای بر تو! چه شد که جز تو دیگری از این جماعت با من سخن نگفت؟

    عرض کرد: یا روح الله! همه آنها به دهنه و لگام اتشین مهار شده اند و به دست فرشتگان سخت و و تند گرفتارند و من در میان آنها به سر می بردم ولی از آنها نبودم تا ان هنگام که عذاب خدا آمد مرا هم با ایشان دربرگرفت. پس من به تار مویی بر لبه دوزخ اویزانم و نمی دانم که آیا در ان به رو افتم و یا از آن رهائی یابم.

    پس حضرت عیسی علیه السلام به سوی حواریین رو کرد و فرمود: ای دوستان خدا! خوردن نانی خشک با نمکی زبر و خوابیدن بر مزبله ها خیر بسیاری است در صورتی که دنیا و آخرت در عافیت باشد.

     

    روایت نهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند دری از دنیا بر بنده نگشاید جز اینکه به مانند آن دری از حرص بر او بگشاید.

     

    روایت دهم)

    از امام صادق علیه السلام حدیث شده که حضرت عیسی علیه السلام فرمود: ای مردم! شما برای دنیا کار می کنید در صورتی که بدون کار روزی به شما داده شود و برای آخرت کار نمی کنید در حالی که در آخرت جز در برابر کردار به شما روزی داده نشود.

    وای بر شما! علمای بدکردار! مزد را بگیرید و کار را ضایع نسازید. نزدیک است که صاحب کار کارش را بپذیرد و نزدیک است کارکنان از تنگنای دنیا به تاریکی گور روند. چگونه دانشمند است کسی که در راه آخرت است و رو به دنیا دارد و آنچه به او زیان رساند محبوبتر است نزدش از آنچه به او سود رساند.

     

    روایت یازدهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: دورترین حالی که بنده از خدای عزوجل دارد این است که اندوهی جز برای شکم و فرج نداشته باشد.

    و نیز فرمودند: هر که بامداد کند و روز را به شب رساند و بزرگترین اندوهش دنیا باشد خدای تعالی فقر و پریشانی را جلوی چشمش نهد و کارش را پریشان سازد و به جز بدانچه خداوند روزی او کرده نرسد و هرکه بامداد کند و شام کند و بزرگترین اندوهش آخرت باشد خداوند توانگری و بی نیازی در دلش نهد و کارش را منظم کند.

    .

    اصول کافی، ج4

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد
    [یکشنبه 1404-08-18] [ 07:13:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      آثار گناه ...
    آثار گناه

    مجموعه روایات در باب آثار گناه

     

    روایت اول)

    امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم همواره می فرمود: چیزی بیشتر از گناه قلب را فاسد نکند. قلب مرتکب گناه می شود و بر آن اصرار می ورزد تا بالایش به پائینش می گراید.(سرنگون و وارونه میشود.)

     

    روایت دوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ رگی نزند و پائی به سنگ نخورد و درد سر و مرضی پیش نیاید مگر به جهت گناهی و همین است که خدا عز وجل در کتابش فرماید:"هر مصیبتی به شما رسد، برای کاری است که به دست خود کرده اید و خدا از بسیاری هم گذشت می وند.” 30/ سوره 42.
    سپس امام علیه السلام فرمود: آنچه خدا از آن می گذرد از آنچه از آن مواخذه می کند بیشتر است.


    شرح: برخی از مفسرین گفته اند: آیه شریفه به مصیبت‌هایی اختصاص دارد که به نحو عقوبت و مجازات در دنیا از طرف خدای تعالی به انسان می‌رسد پس مصائب و بلاهایی را که برای کودکان و دیوانگان و مردمکبی گناه پیش می‌آید شامل نیست.

    امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: تو که اعمال رسوا کننده مرتکب شده‌ای خنده دندان نما مکن و کسی که گناهانی کرده از بلای شبگیر و پیش آمد ناگهانی نباید ایمن باشد.

    ابی اسامه گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا پناه برید از سطوتهای خدا در شب و روز.
    عرض کردم: سطوتهای خدا چیست؟
    فرمود: مواخذه بر گناه.

     

    روایت سوم)

    امام باقر علیه السلام فرمود: همه گناهان سخت است ولی سختترین آنها گناهانی است که بر آن گوشت و خون بروید؛ زیرا گناهکار بخشوده یا معذب گردد و جزء شخص پاک به بهشت وارد نشود.


    شرح: چنین گناهکاری باید در برزخ و یا محشر عذاب کشد تا آن گوشت و خونش بریزد و تصفیه گردد و سپس وارد بهشت شود.

     

    روایت چهارم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ملعون است ملعون کسی که پرستش دینار و درهم کند. ملعون است ملعون کسی که نابینائی را کور کند.(کسی که دینی را برای خود انتخاب نکرده و سرگردان است به کفر و ضلالت کشاند.) ملعون است ملعون کسی که با چارپائی نزدیکی کند.

    ابوبصیر گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام فرمود: از گناهانی که ناچیزش انگارید بپرهیزید زیرا آنها نیز بازخواست کننده ایی دارد . شخصی از شما می‌گوید: گناه می کنم و آمرزش می‌طلبم. و خدای عزوجل می فرماید: ” سنکتب ما قدموا و آثارهم و کل شیء احصیناه فی امام مبین” و باز فرماید:” انها ان تک مثقال حبه من خردل فتکن فی صخره او فی السماوات او فی الارض یات بها الله ان الله لطیف خبیر".

     

    روایت پنجم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: همانا گناه، بنده را از رزق و روزی محروم میدارد.

     

    روایت ششم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه مرد گناهی کند در دلش نقطه سیاهی برآید پس اگر توبه کند محو شود و اگر بر گناه بیفزاید آن سیاهی افزایش یابد تا بر دلش غالب شود سپس هرگز رستگار نشود.

     

    روایت هفتم)

    امام باقر علیه السلام فرمود: همانا بنده از خدا حاجتی می خواهد که اقتضا دارد زود یا دیر برآورده شود سپس آن بنده گناهی مرتکب می شود و خدای تبارک و تعالی به فرشته می فرماید: “حاجتش را روا مکن و او را از آن محروم بدار زیرا در معرض خشم من درآمد و سزاوار محرومیت من گشت.”

     

    روایت هشتم)

    ابوحمزه گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام فرمود: هیچ سالی کم بارانتر از سال دیگر نیست ولی خدا باران را به جائی که خواهد می فرستد چون مردمی مرتکب گناهان شوند خدای عزوجل بارانی را که در آن سال برای آنها مقدر فرموده از آنها بگرداند و به سوی بیابانها و دریاها و کوهها فرستد و همانا خدا “جعل” را در سوراخش عذاب کند به وسیله نگهداشتن باران از زمینی که او در آن است، برای گناهان مردمی که در آنجا باشند در صورتی که خدا برای جعل راهی در غیر محله گنهکاران قرار داده است.
    سپس امام علیه السلام فرمود: ای صاحبان بینش عبرت گیرید.

     

    روایت نهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: همانا شخص گناهی مرتکب می شود و بر اثر آن از نماز شب محروم می شود و تاثیر کار بد در صاحبش از تاثیر چاقو در گوشت زودتر است.

     

    روایت دهم)

    حضرت ابوالحسن علیه السلام فرمود: بر خدا سزاوار است که هر خانه ای که در آن نافرمانیش کنند خرابش کند تا خورشید بر آن بتابد و پاکش کند.

     

    روایت یازدهم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همانا بنده‌ایی گاهی برای یکی از گناهانش صد سال حبس شود و همسران خود را بیند که در نعمت بهشت می‌خرامند.

     

    روایت دوازدهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم علیه السلام می فرمود: خدا حکم قاطع و حتمی فرموده که نعمتی را که به بنده ایی مرحمت فرموده از او باز نگیرد مگر زمانی که بنده گناهی مرتکب شود که به سبب آن مستحق کیفر شود.

     

    روایت سیزدهم)

    امام رضا علیه السلام فرمود: هرچند بندگان گناهان تازه‌ایی را که سابقه نداشته ایجاد کنند خدا برای آنها بلاهائی را که سابقه نداشته ایجاد کند.

     

    روایت چهاردهم)

    حضرت ابوالحسن علیه السلام فرمود: خدای عزوجل یک منادی دارد که در هر روز و شب ندا کند:«مهلا مهلا ای بندگان خدا! از رفتن به سوی نافرمانی‌های خدا بایستید که اگر چارپایان چرنده و کودکان شیرخوار و پیران به رکوع رفته نبودند عذابی بر شما فرو می ریخت که نرم و کوبیده شوید.»

    .

    اصول کافی

    ترجمه مصطفوی

    .

    ادامه »

    موضوعات: ✔مطلب ندارد
    [سه شنبه 1404-08-13] [ 10:12:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      خشم و غضب ...
    خشم و غضب

    خشم و غضب

     

    روایت اول)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: غضب ایمان را فاسد کند چنانکه سرکه عسل را.

     

    روایت دوم)

    میسر گوید: خدمت امام باقر علیه السلام از غضب سخن به میان آمد حضرت فرمود: همانا مرد غضب می کند و تا داخل دوزخ نشود هرگز راضی نگردد.پس هرکس بر مردمی خشمگین شد و ایستاده بود باید فوری بنشیند تا پلیدی شیطان از او دور شود و هرکس بر خویشاوندش غضب کند باید نزدیک رود و تنش را مس کند(مثلا دست به دست او کشد) زیرا خویشاوند هرگاه مس شود آرامش یابد.

     

    روایت سوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: غصب کلید هر شری است.

     

    روایت چهارم)

    اسحاق بن عمار گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: در تورات نوشته است: ای آدمی زاد، هرگاه خشم گیری مرا به یاد آور تا تورا هنگام خشم به یاد آورم و با آنها که نابودشان می کنم نابودت نکنم و چون ستمی بر تو شد، به انتقام گیری من برای خود راضی باش زیرا انتقام گیری من برایت از انتقام گیری خودت بهتر است.

     

    روایت پنجم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: مردی به پیغمبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: یا رسول الله! مرا تعلیم ده.
    فرمود: برو و غضب مکن
    آن مرد گفت: همین مرا بس است.
    به جانب قبیله خود رفت. ناگاه در میان قومش جنگی به پا شد و اسلحه پوشیده در برابر یکدیگر صف کشیدند. آن مرد هم چون چنان دید اسلحه پوشید و به صف ایستاد. آن گاه سخن پیغمبر صلی الله علیه و آله را به یاد آورد که به او فرمود: “غضب مکن".
    سپس اسلحه را کنار گذاشت و نزد مردمی که دشمن قومش بودند آمد و گفت: ای مردم هر جراحت و قتل و زدن بی نشانه ایی که در افراد شما باشد به عهده من و من خون بهای آن را بهوشما می پردازم.
    آن مردم گفتند هرچه چنین باشد به نفع شما و ما از شما به پرداخت این جریمه سزاوارتریم. سپس با یکدیگر صلح کردند و آن کینه از میان رفت.

     

    روایت ششم)

    امام باقر علیه السلام فرمود: این غضب شراره ایی است شیطانی که در دل آدمی زاد شعله ور می شود و چون کسی از شما خشمگین شود چشمانش سرخ شود و رگهای گردنش ورم کند و شیطان در وجودش درآید. پس هرگاه کسی از شما از این حالت خویش بترسد به زمین بچسبد زیرا وسوسه شیطان در آن هنگام از او دور شود.

     

    روایت هفتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: غضب دل شخص حکیم را نابود کند و فرمود: هرکس مالک غضب خود نباشد مالک عقل خود نخواهد بود.

     

    روایت هشتم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که خود را از ریختن آبروی مردم نگه دارد خدا در قیامت از او بگذرد و هر که خشم خود را از مردم باز گیرد خدای تبارک و تعالی عذاب روز قیامت را از او بازگیرد.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [شنبه 1404-08-10] [ 08:16:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      روحی که مومن با آن تائید می شود ...
    روحی که مومن با آن تائید می شود

    روحی که مومن با آن تائید می شود

     

    روایت اول)

    امام صادق علیه السلام فرمود: مومنی نیست جزء آنکه قلبش از درون دو گوش دارد:۱. گوشی که وسواس خنّاس در آن دمد ۲. گوشی که فرشته در آن دمد. خدا مومن را به سبب فرشته تقویت کند و همین است گفتار خدای تعالی:«نحن نویّد الروح بالطاعه لله و العمل له.»22/58

     

    روایت دوم)

    ابوخدیجه گوید: خدمت حضرت ابوالحسن علیه السلام رسیدم: به من فرمود: خدای تبارک و تعالی مومن را به وسیله روحی از جانب خود تایید کند و هر زمان که مومن نیکی کند و تقوی پیش گیرد آن روح نزد او حاضر است و هرگاه گناه کند و تجاوز نماید آن روح در آن زمان غائب شود. پس آن روح با مومن است و در زمان احسان و نیکی او از شادی به جنبش آید و هنگام بدرفتاری اش در زمین فرو رود.

    بندگان خدا! نعمت های خدا را به وسیله اصلاح نفس خویش مراقبت کنید تا یقین شما بیفزاید و سودی نفیس و گران بها برید. خدا رحمت کند بنده ای را که تصمیم خیری گیرد و انجام دهد یا تصمیم شری گیرد و از آن باز ایستد.

    سپس فرمود: ما(اهل بیت علیهم السلام) آن روح را به وسیله اطاعت خدا و عمل برای او تأیید می کنیم.

    .

    اصول کافی، ج۳

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [جمعه 1404-08-09] [ 08:03:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      فضیلت فقر در میان مسلمین ...
    فضیلت فقر در میان مسلمین

    فضیلت فقر در میان مسلمین

     

    روایت اول)

    امام صادق علیه السلام فرمود: فقراء مسلمان چهل خریف(یکسال، هفتاد سال یا هزار عام تفسیر شده است) بیش از توانگرانشان در باغهای بهشتی می خرامند. سپس فرمود: برایت مثلی بزنم. حکایت این دو دسته حکایت دو کشتی است که به گمرک رسند و گمرکچی یکی را خالی ببیند و گوید رها کنید تا برود و دیگری را پر از بار ببیند و گوید نگهش دارید.

     

    روایت دوم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای علی! همانا خدا فقر را نزد مخلوقش به امانت گذاشت. هرکه آن را نهان دارد خدایش مانند پاداش روزه داری که به عبادت بپا خواسته، دهد و هرکه آن را نزد کسی که می تواند حاجتش را برآورد فاش سازد و او برآورده نکند، او را کشته است. آگاه باش که او را با شمشیر و نیزه نکشته بلکه با زخم  به دل کشته است.

     

    روایت سوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: اگر مومنین برای طلب روزی نزد خدا اصرار نمی ورزیدند خدا آنها را از ان حال به تنگدستی بیشتری منتقل می‌کرد.

    و فرمود: چیزی از دنیا به بنده ئی عطا نشد مگربرای عبرت گرفتن و چیزی از او برکنار نگردید مگر برای آزمودن.

    وفرمود: شیعیان خالص ما در زمان دولت باطل جز به اندازه قوت و خوراک بهره ندارد. خواهید به مشرق روید یا مغرب جزء به اندازه قوت، روزی نیابد.

     

    روات چهارم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: خدای عزّوجلّ روز قیامت مانند پوزش خواه به فقراء مومنین توجه کند و فرماید:«به عرّت و جلالم سوگند! که شما را در دنیا به واسطه خواری شما نزد خود فقر نساختم. امروز رفتار مرا با خود می بینید. هرکس در دنیا به شما نیکی نموده دستش را بگیرید و به بهشتش درآورید.

    مردی از فقراء گوید: پرودگارا! اهل دنیا با یکدیگر در دنیا مسابقه گذاشتند. با زنها نزدیکی کردند، جامه های نازک پوشیدند، خوراک خوردند در کاخ ها نشستند و مرکوبهای معروف و مشهور را سوار شدند. به من هم مثل آنچه به آنها دادی عطا فرما.

    خدای تبارک و تعالی فرماید: برای تو و هر یک از شماست هفاد برابر آنچه به اهل دنیا دادم از آغاز تا انجام دنیا.

     

    روایت پنجم)

    پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: خوشا به حال مستمندان از لحاظ صبر آنها. آنهایند که ملکوت آسمان ها و زمین را می‌بینند.

    شرح: یعنی حقایق جهان برای آنها منکشف گردد و بدانند آفریننده آسمان ها و زمین عاجز و بخیل نیست و فقر و ثروت مردم طبق قضا و قدر او جاری شود و به جهت مصلحت بزرگی است که قادر متعال مقدر فرموده است. از این رو با رضایت و خرسندی صبر می‌کنند.

     

    روایت ششم)

    محمد بن حسین بن کثیر خزاز گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: به بازار نمی روی؟ میوه هائی که به فروش می رسد و چیزهای دیگری را که دلت می خواهد نمی بینی؟

    گفتم: چرا؟

    فرمود: بدان که در برابر هر چه می بینی و نمی توانی بخری برایت حسنه ایی است.

     

    روایت هفتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: توانگران شیعیان ما امین ما هستند بر محتاجان آنها. رعایت حق ما را نسبت به آنها بکنید تا خدا شما را رعایت کند.

    شرح: حدیث شریف سفارش فقرا را به توانگران می نماید؛ زیرا گرفتن اموال از توانگران و رساندن به مستمندان از شئون و مناصب امام است و چون در زمان تقیه و غیبت این عمل ممکن نیست. امام علیه السلام توانگران را امین خود نامیده و سفارش فرموده که مبادا حق فقرا را ضایع کنند و به آنها نرسانند.

     

    روایت هشتم)

    امیرالمومنین(ع) فرمود: فقر برای مومن از خط گونه اسب خوش نماتر است.

     

    روایت نهم)

    شخصی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد: أصلحک الله من مردی هستم که دوستی خود را تنها به شما متوجه ساخته و از دیگران بریده ام و اکنون احتیاج سختی برایم پیش آمده که به واسطه آن به فامیل و قوم نزدیک شدم ولی جز دوری از آنها برایم نیفزود.(به من پاسخ رد دادند)

    امام فرمود: آنچه خدا به تو داده (ولایت اهل بیت علیهم السلام) از آنچه از تو گرفته(مال دنیا) بهتر است.

    عرض کرد: قربانت گردم از خدا بخواه که مرا از خلقش بی نیاز کند.

    فرمود: خدا روزی هر که را خواسته بدست کسی که خواسته قرار داده و تقسیم نموده(پس مردم به یکدیگر محتاج اند) لیکن از خدا بخواه که تو را بی نیاز کند از احتیاجی که به مخلوق پست و لئیم اش ناچار شوی.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    .

     

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [پنجشنبه 1404-08-08] [ 07:06:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      مومن و فلسفه بلا ...
    مومن و فلسفه بلا

    مومن و فلسفه بلا

     

    روایت اول)

    عبدالرحمن بن حجاج گوید: خدمت امام صادق علیه السلام سخن از بلا و آنچه خدای عزّوجلّ مومن را به ان مخصوص می دارد به میان آمد. حضرت فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند: در دنیا بلای کدام کس سخت تر است؟

    فرمود: پیغمبران سپس هر که به آنها شبیه تر است به ترتیب و بعد از آن مومن به اندازه ایمان و نیکی کردراش گرفتار شود. پس هر که ایمانش درست و کردارش نیکو باشد گرفتاریش سخت است و هر که ایمانش سست و عملش ضعیف باشد گرفتاریش اندک است.

     

    روایت دوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: اجر بزرگ با بلای بزرگ است و خدا هیچ قومی را دوست نداشته جزء آنکه گرفتارشان ساخته است.

     

    روایت سوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: خدا ی عزّوجلّ را در روی زمین بندگانی است خالص. هیچ  تحفه ایی بر زمین نازل نکند جزء آنکه از سوی آنها به دیگران رسد و هیچ بلائی فرونیاورد جزء آنکه بهره آنها گرداند.

     

    روایت چهارم)

    امام باقر علیه السلام فرمود: هرگاه خدای تبارک و تعالی بنده‌ایی را دوست دارد او را در بلا غوطه ور سازد و باران بلا را بر سر او ریزد و چون بدرگاه خدا دعا کند فرماید: «لبیک بنده من! اگر خواسته تو را به زودی دهم توانایم ولی اگر برایت ذخیره کنم برای تو بهتر است.

     

    روایت پنجم)

    امام باقر علیه السلام فرمود: مومن در دنیا به اندازه دینش مبتلا شود.(یا فرمود برحسب دینش)

     

    روایت ششم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: بر مومن چهل شب نگذرد جزآنکه پیش آمدی برایش شود که غمگینش سازد تا  موجب تذکرش گردد.

     

    روایت هفتم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی به اصحابش فرمود: ملعون است هر مالی که زکاتش داده نشود. ملعون است هر بدنی که زکاتش داده نشود اگرچه هر چهل روز یکبار باشد.. اصحاب عرض کردند: یا رسول الله! زکات مال را می دانیم. زکات بدن چه باشد؟

    فرمود؟ این است که آفت و آسیبی بیند.

    در اینجا رنگ از رخسار شنوندگان دگرگون شد. چون این دگرگونی را دیدند فرمود: دانستید مقصودم چه بود؟

    گفند: نه یا رسول الله!

    فرمود: آری! گاهی ممکن است به تن انسان خراشی رسد و پایش به سنگی برخورد بلغزد سربخورد بیمار شود خاری به تنش وارد شودو مانند اینها تا آنجا که در حدیث خود پریدن چشم را هم یادآور شد.

     

    روایت هشتم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: در بهشت مقامی است که هیچ بنده ایی به آن نرسد جزء با بلائی که(در دنیا) به بدنش رسد.

     

    روایت نهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: همانا خدای عزّوجلّ مومن را با بلا دل جوئی می‌کند چنانکه مرد با هدیه‌ای که از سفر برای خانواده اش می برد  از آنها دل جوئی می کند و خدا مومن را از دنبا پرهیز می‌دهد چنانکه پزشک بیمار را پرهیز می‌دهد.

     

    روایت دهم)

    محمد بن بهلول عبدی گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: خدا مومن را از بلاهای تکان دهنده دنیا ایمن نساخته ولی او را از کوردلی دنیا(که حق را تشخیص ندهد) و شقاوت آخرت ایمن ساخته است.

    امام صادق علیه السلام فرمود: خدای عزّوجلّ مومن را به هر بلائی مبتلا کند و به هر مرگی بمیراند ولی به رفتن عقلش مبتلا نکند. مگر ایوب را نمی بینی که خدا چگونه شیطان را بر مال و فرزند و همسر او و هرچه داشت مسلط کرد ولی بر عقلش مسلط نکرد تا با آن خدا را بیگانگی بپرستد.

     

    روایت یازدهم)

    علی بن الحسین علیهما السلام می فرمود: من برای مرد نمی پسندم که در دنیا عافیت داشته باشد و هیچ مصیبتی به او نرسد.

     

    روایت دوازدهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: پیغمبر صلی الله علیه و آله را برای طعام دعوت کردند. چون به منزل میزبان درآمد مرغی را دید که روی دیوار تخم می گذاشت سپس تخم مرغ افتاد و روی میخی قرار گرفت نه به زمین افتاد و نه بشکست. پیغمبر صلی الله علیه و آله از آن منظره درشگفت شد. مرد عرض کرد: ار این تخم مرغ تعجب می کنی؟ سوگند به آنکه تو را به حق مبعوث ساخته که من هرگز بلائی ندیده ام.

    رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست و غذای او را نخورد و فرمود: کسی که بلادی نبیند خدا به نیازی ندارد.(لطف و توجهی ندارد.)

     

    روایت سیزدهم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدا به کسی که از مال و بدنش برای او بهره ئی نیست نیازی ندارد.(کسی که زیان مالی و بدنی نبیند خدا به او توجهی ندارد.)

     

     روایت چهاردهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: برای بنده نزد خدا مقامی است که به آن نرسد جز به وسیله یکی از دو امر: رفتن مالش یا رسیدن بلائی به تنش.

     

    روایت پانزدهم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: حکایت مومن حکایت ساقه گیاهی است که باد او را به این سو و آن سو کج می کند . مومن را هم  دردها و بیماری‌ها کج می کند و حکایت منافق حکایت عصای آهنین راستی است که آسیبی به آن نرسد تا مرگش فرا رسد و او را بشکند.

    . یاد دادن دعا رفع بیماری و ضرر امام صادق علیه السلام به یونس بن عمار :

    چون ثلث آخر شب قرا رسید در آغاز آن وضو بگیر و به نمازی که می خوانی(نماز شب) برخیز و چون در سجده دوم دو رکعت اول باشی در حال سجده بگو:« یا علی یا عظیم یا رحمن و یا رحیم یا سامع الدعوات یا معطی الخیرات صل علی محمد و آل محمد  و اعطنی من خیر الدنیا و الآخره ما انت اهله و اصرف عنی من شر الدنیا و الآخره ما انت اهله و اذهب عنی بهذا الوجع».

    و در دعا اصرار و پافشاری کن. یونس گوید: به کوفه نرسیده بودم که خدا همه آنها از من دور کرد.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [چهارشنبه 1404-08-07] [ 08:34:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری ...
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری

    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری

     

    روایت اول)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدا از مومن برای چهار بلا پیمان گرفته است که آسان‌ترین آنها بر مومن این است که مومنی هم عقیده او باشد و بر او حسد ورزد یا منافقی که از او دنبال گیری کند(تا نقطه ضعفی بدست آورد.) یا شیطانی که او را گمراه کند یا کافری که جنگ با او را خواهد، پس با این گرفتاری‌ها مومن چه اندازه عمر کند.

     

    روایت دوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: مومن نتواند خود را از یکی از سه چیز برهاند و گاهی هر سه بر او گرد آیند: با دشمنی کسی که در خانه دربست با اوست و آزارش رساند یا همسایه آزارش دهد یا کسی که در میان راهی که به سوی کارش می رود او را آزار می دهد و اگر مومنی بر سر کوهی باشد خدای عزّوجلّ شیطانی را برانگیزد که او را اذیت کند و خدا از ایمانش برای او مونسی قرار دهد که از وحشت به کسی پناه نبرد.

     

    روایت سوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: همانا خدای عزوجل دوستش را در دنیا هدف تیر دشمنش قرار داده است.

     

    روایت چهارم)

    داوود بن ابی یزید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: مومن مورد ناسپاسی قرار می‌گیرد.

    و در روایت دیگر است؛ زیرا کار نیک او به سوی خدا بالا می رود و در میان مردم پخش نمی شود و کافر سپاس گزاری می شود.

     

    روایت پنجم)

    امام باقرعلیه السلام می فرمودند: هرگاه مومن بمیرد به شماره ربیعه و مضر(دو قبیله بزرگ عرب) شیاطین بر همسایگانش راه یابند و اینها به گمراهی او مشغول بودند.

     

    روایت ششم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: نبوده و نخواهد بود و نباشد مومنی جز آنکه او را همسایه ئی باشد که آزارش رساند و اگر مومنی در یکی از جزیره‌های دریا باشد خدا کسی را برای برانگیزد که آزارش دهد.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [سه شنبه 1404-08-06] [ 07:40:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      حسد ...
    حسد

    حسد

     

    روایت اول)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فقر نزدیک به کفر است و حسد نزدیک است که بر قدر غلبه کند.


    شرح: مرحوم مجلسی برای جمله اول سه قول از خود و غزالی و راوندی نقل می کند: مقصود از فقر نیازمندی و احتیاج به مردم و عدم اعتماد و توجه به خالق است. چنین فقیری به خدا نسبت بی عدالتی دهد و با مرتکب دزدی و خیانت و کمک بظلم و راهزنی و آدمکشی گردد و این اعمال نزدیک به کفر است و اما برای جمله دوم، پنج معنی ذکر می کند:
    الف. از راوندی؛ گاهی حسد انسان را وادار می کند که محسود را بکشد و مالش را تلف کند و زندگی‌اش را از میان ببرد. پس گویا چنین شخصی کوشش می کند که بر مقدرات خدا غلبه کند.
    ب. گاهی حسد سبب زیادی نعمت محسود می شود و بر مقدرات اوغلبه می کند
    ج. حسد موجب تغییر نعمت حاسد می شود و خیراتی که برای او مقدر شده به سبب حسدش زائل می گردد.
    د. گناه حسد نزدیک است که از اعتقاد به قدر زیادتر شود با وجود سختی عذابی که قدریه دارند.
    و. اشاره به تاثیر چشم زخم دارد؛ زیرا حسد سبب چشم زدن(چششم زخم) می شود. چنانکه جماعتی از مفسرین آیه شریفه “و من شر حاسد اذا حسد” را به چشم زدن(چشم زخم) تفسیر کرده‌اند و نیز عامه از پیغمبر صلی الله علیه و آله و خاصه از امام صادق علیه السلام روایت کرده اند که: اگر چیزی بر قدر پیشی گیرد چشم زدن است.
    و مرحوم طبرسی راجع به آیه شریفه “لا تدخلوا من باب واحد” گفته است که چون حضرت یعقوب علیه السلام ترسید که پسرانش را چشم زنند به آنها گفت: همگی از یک در وارد نشوید.

     

    روایت دوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: آفت دین حسد، خودبینی و بالیدن است.

     

    روایت سوم)
    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدای عزّ و جلّ به موسی بن عمران علیه السلام فرمود: ای پسر عمران! بر آنچه از فضل خود به مردم داده ام حسد مبر و چشمت را دنبال آن دراز مکن و دلت را پی آن مبر زیرا حسد برنده از نعمت من ناراحت است و از تقسیمی که میان بندگانم کرده‌ام جلوگیر است و کسی که چنین باشد من از او نیستم و او از من نیست.

     

    روایت چهارم)
    امام صادق علیه السلام فرمود: مومن غبطه برد و حسد نبرد ولی منافق حسد برد و غبطه نبرد.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [شنبه 1404-08-03] [ 10:20:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      عصبیت ...
    عصبیت

    عصبیت


    مقصود از عصبیت حمایت و طرفداری از فامیل و دوست است در راه ستم و عقیده باطل. طرفداری از مذهب و عقیده باطل پدران و دفاع از جهل و گمراهی و پایداری از عقیده ای که می دانسته باطل است.
    نزدیک به معنی تعصب «حمیه و انقه» است.

     

    روایت اول)

    امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که تعصب برد یا برایش تعصب داشته باشند رشته ایمان را از گردن خویش باز کرده است.

     

    روایت دوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: هر که تعصب کند خدا دستمال و سربندی از آتش به سر او بندد.

     

    روایت سوم)

    از علی بن الحسین علیهما السلام راجع به عصبیت پرسیدند فرمود: عصبیتی که صاحبش به سبب آن گناهکار است عصبیتی است که کسی بدان قوم خود را از نیکان قوم دیگر بهتر داند ولی دوست داشتن کسی قوم خود را عصبیت نیست، بلکه کمک کردن کسی قوم خود را بر ستم از جمله عصبیت است.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, جلد3
    [جمعه 1404-08-02] [ 12:49:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      کبر ...
    کبر

    کبر

     

    روایت اول)

    حکیم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: کمترین درجه الحاد چیست؟
    فرمود: کمترین درجه آن کبر است.

     

    روایت دوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: تکبر در بدترین مردم است از هر جنسی که باشند. کبر و بزرگ منشی لباس مخصوص خدا است. کسی که با لباس خدای عزوجل منازعه کند خدا جز پستیش نیفزاید.

     


    روایت سوم)

    امام باقرعلیه السلام فرمود: عزت روپوش خدا و بزرگ منشی زیرپوش خداست. پس هرکس به یکی از آنها دست درازی کند خدا در دوزخ سرنگونش کند.

     

    روایت چهارم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: تکبر این است که مردم را خوار شماری و حق را سبک شماری.

     

    روایت پنجم)

    امام صادق علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بزرگترین تکبر خوار شمردن مخلوق و سبک شمردن حق است.
    راوی گوید: عرض کردم خوار شمردن مخلوق و سبک شمردن حق چیست؟
    فرمود: در برابر حق نادانی کند و به اهل حق طعنه زند. پس هر که چنین کند با لباس مخصوص خدای عزوجل ستیزه کرده است.


    روایت ششم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: متکبرین به صورت مور درآیند و مردم آنها را پایمال کنند تا خدا از حساب آنها فارغ شود.

     

    روایت هفتم)

    عمر بن یزید گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من خوراک خوب می خورم و بوی خوش می بویم و مرکب چابک سوار می شوم و غلام دنبالم می آید. اگر در اینها گردن کشی است تا نکنم؟
    امام صادق علیه السلام سر به زیر انداخت و سپس فرمود: همانا گردن کش ملعون کسی است که مردم را خوار شمرد و در برابر حق بی خردی کند.
    عمر گوید که من گفتم: در برابر حق نادانی نکنم اما خوار شمردن را ندانم چیست؟
    فرمود: کسی که مردم را کوچک شمرد و بر آنها گردن کشی کند، جبار و گردن کش است.

     

    روایت هشتم)
    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: روز قیامت خدا با سه نفر سخن نگوید و به آنها توجه نفرماید و پاک و بی آلایششان نسازد و برای آنها عذابی دردناک است: پیر زناکار، سلطان جبار، فقیر خودخواه.

     

    روایت نهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: چون یعقوب سالخورده بر یوسف علیهما السلام وارد شد. عزت سلطنت یوسف را گرفت و به احترام او پیاده نشد . جبرئیل علیه السلام فرود آمد و گفت: یوسف! کف دستت را باز کن. چون باز کرد نوری از آن برخاست و در فضای آسمان قرار گرفت.
    یوسف گفت: این چه نوری بود که از کفم خارج شد؟
    گفت: به کیفر پیاده نشدنت برای یعقوب سالخورده نبوت از فرزندانت برکنار شد و از نسل تو پیغمبری نباشد.

     

    روایت دهم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ کس لاف بزرگی نزند جز به سبب ذلتی که در خود می بیند.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه مصطفوی

    .

    موضوعات: ◀احادیث برگزیده اصول کافی, ✔مطلب ندارد, جلد3
    [پنجشنبه 1404-08-01] [ 07:25:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      عجب ...
    عجب

     باب عجب

     

    روایت اول)

    امام صادق علیه السلام فرمود: همانا خدا دانست که ارتکاب گناه برای مومن از خودبینی بهتر است و اگر چنین نبود هرگز مومنی به گناه دچار نمی شد.

     

    روایت دوم)

    علی بن سوید گوید: از حضرت ابی الحسن علیه السلام راجع به خودبینی و عجبی که عمل را فاسد کند پرسیدم.
    پرسیدم: خود بینی چند درجه دارد: بعضی از آن درجات این است که کردار زشت بنده به نظرش جلوه کند و آن را خوب پندارد و از آن خوشش آید و گمان کند کار خوبی می کند و بعضی درجاتش این است که بنده به پرودگارش ایمان آورد و بر خدای عزوجل منت گذارد در صورتی که خدا را بر او منت است.

     

    روایت سوم)

    امام صادق علیه السلام فرمود: مردی گناه می کند و از آن پشیمان می شود و کار شایسته ایی می کند و آن شادمانش می سازد و از حال پشیمانی دور می افتد در صورتی که بودنش به حال پشیمانی بهتر است از شادی و سروری که او را فراگرفته است.

     

    روایت چهارم)

    امام باقر یا امام صادق علیهما السلام فرمود: دو مرد داخل مسجد شوند که یکی عابد و دیگری فاسق باشد و از مسجد خارج شوند در حالی که فاسق صدیق شده باشد و عابد فاسق. این برای این است که عابد داخل مسجد شود در حالتی که به عبادتش ببالد و به آن بنازد و فکرش در آن باره باشد ولی فکر فاسق درباره ندامت و پشیمانی از فسقش باشد و از خدای عزوجل راجع به گناهانی که کرده آمرزش خواهد.

     

    روایت پنجم)

    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: زمانی موسی علیه السلام نشسته بود که ناگاه شیطان سوی او آمد و کلاه دراز و رنگارنگی به سر داشت. چون نزدیک موسی علیه السلام رسید کلاهش را برداشت و خدمت موسی ایستاد و به او سلام کرد.
    موسی گفت: تو کیستی؟
    گفت: شیطانم.
    موسی گفت: شیطان توئی؟! خدا آواره ات کند.
    شیطان گفت: من آمده ام به تو سلام کنم به خاطر منزلتی که نزد خدا داری.
    موسی علیه السلام گفت: این کلاه چیست؟
    گفت: به وسیله این کلاه دل آدمی زاد را می ربایم.
    موسی گفت: به من خبر ده از گناهی که چون آدمی زاد مرتکب شود بر او مسلط شوی؟
    شیطان گفت: هنگامی که او را از خود خوش آید و عملش را زیاد شمارد و گناهش در نظرش کوچک شود.
    و پیامبرصلی الله علیه و آله فرمود: خدای عزوجل به داوود علیه السلام فرمود: ای داوود! گنهکاران را مژده بده و صدیقان را بترسان.
    داوود عرض کرد: چگونه گنهکاران را مژده دهم و صدیقان را بترسانم؟
    فرمود: ای داوود! گنهکاران را مژده بده که من توبه را می پذیرم و از گناه درمیگذرم و صدیقان را بترسان که به اعمال خویش خودبین نشوند؛ زیرا بنده ایی نیست که به پای حسابش کشم جز آنکه هلاک باشد.

    .

    اصول کافی، ج3

    ترجمه و شرح مصطفوی

    .

    موضوعات: ✔مطلب ندارد
    [چهارشنبه 1404-07-30] [ 09:08:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت