راح روح
وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنفُسِکُمْ، أَفَلَا تُبْصِرُونَ




اردیبهشت 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      





طرح محتوی وبلاگ جهت امور پژوهشی در منابع معتبر شیعه تنظیم شده است. کافیست کلیدواژه مورد نظر خود را در قسمت جست و جو وارد نمایید.



جستجو





موضوعات


  • همه
  • ✔آیات آرام بخش
  • ✔اسلام محمدی این است
  • ✔خاکستر بر باد رفته
  • ✔خدا خبر می دهد
  • ✔سلمان فارسی سلمان محمد
  • ✔شاعرانه ها
  • ✔شور عشق با معشوق
  • ✔مطلب ندارد
  • ✔کلام امیر






  • مطالب مرتبط


  • تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای چهل و چهارم)
  • روز سی ام، آیه سی ام، سی امین تدبر
  • روز بیست و نهم، آیه بیست و نهم، بیست و نهمین تدبر
  • روز بیست و هشتم، آیه بیست و هشتم، بیست و هشتمین تدبر
  • روز بیست و هفتم، آیه بیت و هفتم، بیست و هفتمین تدبر
  • روز بیست و ششم، آیه بیست و ششم، بیست و ششمین تدبر
  • روز بیست و پنجم، آیه بیست و پنجم، بیست و پنجمین تدبر
  • روز بیست و چهارم، آیه بیست و چهارم، بیست و چهارمین تدبر
  • روز بیست و سوم، آیه بیست و سوم، بیست و سومین تدبر
  • روز بیست دوم، آیه بیست و دوم و بیست و دومین تدبر
  • روز بیست دوم، آیه بیست و دوم و بیست و دومین تدبر
  • روز بیست دوم، آیه بیست و دوم و بیست و دومین تدبر
  • روز بیست و یکم، آیه بیست و یکم، بیست و یکمین تدبر
  • روز بیستم، آیه بیستم، بیستمین تدبر
  • روز نوزدهم، آیه نوزدهم، نوزدهمین تدبر
  • روز هجدهم، آیه هجدهم، هجدهمین تدبر
  • روز هفدهم، آیه هفدهم، هفدهمین تدبر
  • روز شانزدهم، آیه شانردهم، شانردهمین تدبر
  • روز پانزدهم، آیه پانزدهم، پانزدهمین تدبر
  • روز چهاردهم، آیه چهاردهم، پانزدهمین تدبر
  • روز سیزدهم، آیه سیزدهم، سیزدهمین تدبر
  • روز دوازدهم، آیه دوازدهم، دوازدهمین تدبر
  • روز دهم، آیه دهم، دهمین تدبر
  • روز هشتم، آیه هستم، هشتمین تدبر
  • روز هفتم، آیه هفتم، هفتمین تدبر
  • روز پنجم، آیه پنجم، پنجمین تدبر
  • روز سوم، آیه سوم، سومین تدبر
  • روز دوم، آیه دوم ، دومین تدبر



  • عکس های اخیر


    پایه های کفر
    اصرار بر گناه
    کوچک شمردن گناه
    گناهان کبیره
    دنیا و حریص بودن
    آثار گناه
    آثار گناه
    خشم و غضب
    روحی که مومن با آن تائید می شود
    فضیلت فقر در میان مسلمین
    مومن و فلسفه بلا
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
    حسد
    عصبیت
    کبر
    عجب
    ویژگی های مومنان
    رابطه تشیّع و صبر
    رابطه تشیّع و صبر
    مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
    مجموعه روایات درباره صفات مومن
    مجموعه روایات درباره تقیه
    اهمیت سالم ماندن دین از آفت ها
    حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
    ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
    ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
    ثواب لباس پوشاندن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
    مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
    مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
    رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
    مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
    مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
    مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
    مجموعه روایات درباره پدر و مادر
    مجموعه روایات درباره صله رحم
    مجموعه روایات درباره بی نیازی از مردم
    مجموعه روایات باب انصاف و عدالت
    مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
    مجموعه روایات درباره قناعت
    راه تجارت پر سود
    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
    مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
    مجموعه روایات درباه باب تواضع
    مجموعه روایات درباره نرمی و ملاطفت
    مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
     
      روز هشتم، آیه هستم، هشتمین تدبر ...
    روز هشتم، آیه هستم، هشتمین تدبر

    طرح سی روز سی آيه ، رمضان 1440

    آيه هشتم
    دوست داشتن دنيا مانع از پذيرش انذار پيامبران و مربيان الهی درباره سختی روز قيامت است.

    ?جزء هشتم، آيه 130 سوره انعام:
    « يَامَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ اَ لَمْ يَأتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ ءَايَتىِ وَ يُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَی اَنْفُسِنَا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَيَوةُ الدُّنْيَا وَ شَهِدُواْ عَلَی اَنفُسِهِمْ اَنَّهُمْ كاَنُواْ كَافِرِينَ»

    « ای گروه جنيان و آدميان، آيا بر شما پيامبرانى از خودتان فرستاده نشده تا آيات مرا برايتان بخوانند و شما را از ديدار چنين روزی بترسانند؟ گويند: ما به زيان خويش گواهی می دهيم. زندگی دنيايى آنان را بفريفت. و به زيان خود گواهی دادند، كه از كافران بودند. (انعام/130)»

    ⁉پرسشها:

    1- خطاب در آيه 130 سوره انعام به کيست؟

    2- پرسش در آيه 130 سوره انعام درباره چيست؟

    3- پاسخ جن و انس به پرسش خداوند در روز محشر چيست؟

    4- جمله «و زندگی دنيا آنان را بفريفت.» در اين گفتگو از کيست؟

    5- جن و انس بر عليه خود به چه چيز شهادت دادند؟

    ✔پاسخها:

    1- خطاب در آيه 130 سوره انعام به دو گروه جن و انس است که در آخرت گرد آورده شده اند.

    2- پرسش در آيه 130 سوره انعام درباره دو موضوع است:
    الف- آيا پيامبران از جنس خودتان نزدتان نيامدند؟
    ب- آيا پيامبران آيات مرا برايتان نگفتند و شما را از ديدن چنين روزی نترساندند؟
    اَ لَمْ يَأتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ ءَايَتىِ وَ يُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا

    3- پاسخ جن و انس به پرسش خداوند در روز محشر مثبت است و بر عليه خود شهادت می دهند. « قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَی اَنْفُسِنَا »

    4- جمله « و زندگی دنيا آنان را بفريفت. وَ غَرَّتْهُمُ الْحَيَوةُ الدُّنْيَا » در اين گفتگو يک جمله معترضه است. اين جمله از خداوند است که علّت بی توجّهی جنّ و انس به انذارهای انبياء را بيان می فرمايد. در مدارک ادبی آمده است که اين جمله يک جمله استينافی است. در هر حال محلّی از اعراب ندارد. ولی معترضه بودن آن بهتر است. مگر اينکه بگوييم استيناف بيانی است و در پی يک سؤال مقدّر آمده است که « پس چرا ايمان نياوردي؟»

    علّامه طباطبايی (ره) درباره آن می گويد:
    جملهَ « غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا » جمله معترضه ای است كه به منظور دفع توهّم در وسط كلام گنجانيده شده، و آن توهم اين است كه: چگونه مى‏توان اين معنا را قبول كرد كه مردمی با اينكه از همديگر بهره‏مند می شدند و پيغمبران خود را می شناختند و آن پيغمبران ايشان را از عذاب دوزخ انذار می كردند در عين حال با علم و اختيار خود را به هلاكت برسانند؟

    جمله مزبور اين توهّم را دفع نموده جواب می دهد: زندگی مادّی دنيا ايشان را مغرور نموده و در نتيجه هر وقت برقی از حق و حقيقت در دلشان جستن می كرد رذايل اخلاقی و هوای نفس پرده ظلمانى خود را به دلهايشان افكنده و بين آنان و ديدن حق حائل می شد. (ترجمه الميزان، ج‏7، ص: 489)

    5- جن و انس بر عليه خود شهادت دادند که کافر بوده اند. سخنان پيامبر آنان را نترسانيده بود.
    .
    .
    استاد بصراوی
    .
    .

    موضوعات: ✔خدا خبر می دهد, ◀30روز 30آیه 30 تدبر (ویژه ماه رمضان)
    [سه شنبه 1398-02-24] [ 03:24:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      روز هفتم، آیه هفتم، هفتمین تدبر ...
    روز هفتم، آیه هفتم، هفتمین تدبر

    طرح هر روز يک آيه، رمضان 1440

    آيه هفتم
    حقيقت زندگی انسان در نشأت آخرت

    ?جزء هفتم، آيه 94 سوره انعام:

    وَ لَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَی‏ كَمَا خَلَقْنَاكُمْ اَوَّلَ مَرَّةٍ وَ تَرَكْتُمْ مَا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ وَ مَا نَرَی‏ مَعَكُمْ شُفَعَاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ اَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاءُ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَ ضَلَّ عَنْكُمْ مَا كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ »

    « تک تک نزد ما آمده ايد ، آن سان كه در آغاز شما را بيافريديم، در حالى كه هر چه را كه ارزانيتان داشته بوديم پشت سر نهاده ايد و هيچ يك از شفيعانتان را كه می پنداشتيد با شما شريكند همراهتان نمی بينيم. از هم بريده شده ايد و پندار خود را گمگشته يافته‏ايد. (انعام/94)»

    ⁉پرسشها:
    1- در آيه 94 سوره انعام زمان گفتگوی خداوند با بنده چه زمانی است؟

    2- با توجّه به آيه 94 سوره انعام خلق شدن و بازگشتن انسان به سوی خداوند با چه حالتی است؟

    3- با توجّه به آيه 94 سوره انعام انسان کدام يک از نعمت های خداوند که در دنيا از آن بهره مند بود را با خود از دنيا می برد؟

    4- در آيه 94 سوره انعام چند بار از ضمير متکلّم مع الغير استفاده شده است؟ چرا؟

    ✔پاسخها:

    1- در آيه 94 سوره انعام زمان گفتگوی خداوند با بنده زمان پس از مرگ است. آن روزی كه با مردن بر پروردگار خود وارد شده و حقيقت امر را درمی يابد. آيه شريفه از آن حقيقت خبر می دهد.

    2- با توجّه به آيه 94 سوره انعام خلق شدن و بازگشتن انسان به سوی خداوند به صورت يکی يکی و جدا از هم است. انسان تنهای تنها نزد خداوند بازمی گردد.

    3- با توجّه به آيه 94 سوره انعام انسان هيچ يک از نعمت های خداوند که در دنيا از آن بهره مند بود را با خود از دنيا نمی برد. بی چيز بی چيز می رود.

    4- در آيه 94 سوره انعام چهار بار از ضمير متکلّم مع الغير استفاده شده است. اين ضمير در واژگان « جِئْتُمُونَا : نزد ما آمده ايد.» « خَلَقْنَاكُمْ : شما را آفريديم.» « خَوَّلْنَاكُمْ : ارزانيتان داشتيم.» « مَا نَرَی‏ : نمی بينيم.»

    ضميرهای متکلّم استفاده شده در اين آيه شريفه برای اين است که انسان توجّه يابد که جز خدای تعالى چيزی زندگی او را اداره نمی كرده و نمی كند.

    پس هر چه را كه خيال می كرده در تدبير امر او مؤثّر است، از نزد خداوند برای او مهيّا شده است:

    حياتش در دنيا با اراده و خواست خداوند بوده است. زيرا خداوند او را خلق کرده بود.
    اموالى كه وسيله زندگی خويش می پنداشته روزی بوده که خداوند به او داده است.

    اولادی كه گمان می کرده است توسّط آنان ياری می شده است همه هم مخلوق خدايند و هم به خواست خداوند در مسير ياری او قرار گرفته اند. در واقع خداوند تدبير امر او را می نموده است.

    همسران و خويشاوندان كه آنان را پشت و پناه خود می دانسته به استقلال همراهيش نمی کردند بلکه تدبير خداوند آنان را با او همراه کرده است و ياور اصلی و حقيقی خداوند بوده است.

    اربابان، خدايان، وسايل و مردمی که از آنان شفاعت می خواست و به جای خداوند به آنان پناه می برد و کم کم آنان را شريک خداوند می ساخت. در دنيا نيز هيچ يک به استقلال کاری برای او انجام نداده اند و بعد از مرگ هم تمام رشته ها ميان او و آنها بريده شده تنها نزد خداوند می رود. حقيقت اين امر پس از مرگ برای او آشکار می شود و در دنيا از آن غفلت دارد.

    علامه طباطبايی (ره) می گويد: مراد از « شفعاء » خدايانى هستند كه مشركين آنها را در مقابل خدا معبود خود می گرفتند و آنها را می پرستيدند تا شايد در نزد خدا شفاعتشان كنند، و از اين راه شركای خدا در آفرينش شمرده شدند.( ترجمه الميزان، ج‏7، ص: 396)

    علامه طباطبايی (ره) در ذيل آيه شريفه می گويد: انسان جزئی از اجزای عالم است كه مانند همه آن اجزا در تحت تدبير الهی متوجّه به سوی غايتى است كه خدای سبحان برايش معيّن و مقدّر كرده، و هيچ موجودی از موجودات عالم دخالت و حكومت در تدبير امور او ندارد، و اسبابى هم كه بر حسب ظاهر مؤثّر به نظر می رسند آثارشان همه از خدای تعالى است و هيچيك از آن اسباب و علل مستقل در تأثير نيست.

    اما چه بايد كرد كه انسان وقتى در برابر زينت‏های ظاهری و مادی زندگی، و اين علل و اسباب صوری قرار می گيرد يكباره دل به آن لذائذ داده، و تماماً به آن علل و اسباب تمسّك می جويد، و قهراً در برابر آنها خاضع گشته و همين خضوع او را از توجّه به مسبّب الاسباب و خالق و به وجود آرنده علل بازمی دارد و به تدريج آن اسباب را مستقل در تأثير می پندارد، به طوری كه ديگر هيچ همّی برايش نمی گذارد جز اينكه با خضوع در برابر آنها لذائذ مادّی خود را تأمين كند، و همه عمر خود را به سرگرمی با اين اوهام سپری ساخته و به كلّی از حق و حقيقت غافل بماند.

    ( ترجمه الميزان، ج‏7، ص: 396)
    .
    .
    استاد بصراوی
    .
    .

    موضوعات: ✔خدا خبر می دهد, ◀30روز 30آیه 30 تدبر (ویژه ماه رمضان)
     [ 03:20:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت