راح روح
وَفِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنفُسِکُمْ، أَفَلَا تُبْصِرُونَ




بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  





طرح محتوی وبلاگ جهت امور پژوهشی در منابع معتبر شیعه تنظیم شده است. کافیست کلیدواژه مورد نظر خود را در قسمت جست و جو وارد نمایید.



جستجو





موضوعات


  • همه
  • ✔آیات آرام بخش
  • ✔اسلام محمدی این است
  • ✔خاکستر بر باد رفته
  • ✔خدا خبر می دهد
  • ✔سلمان فارسی سلمان محمد
  • ✔شاعرانه ها
  • ✔شور عشق با معشوق
  • ✔مطلب ندارد
  • ✔کلام امیر






  • مطالب مرتبط


  • مجموعه روایات درباره خمس و زکات
  • امام حسین علیه السلام
  • امام حسن علیه السلام
  • چه کسی شایسته امامت است؟
  • نحوه برخورد با دنیا از منظر امامان معصوم علیهم السلام
  • تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای پنجاه و دوم)
  • تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای چهل و دوم)
  • تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای چهلم)
  • تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای سی و هشتم)
  • هلاک شدگان امام علی
  • حقیقت دنیا
  • سه پند مهم
  • راه دفع شهوت و دشنام
  • روش برخورد با دنیا
  • دنیاشناسی
  • عاقبت مقابله با حق
  • تکبر و یاد مرگ
  • 5 پند مهم از امام علی
  • نحوه استفاده از دنیا و بدست آوردن روزی
  • مرگ و معاد در قرآن
  • راه شناخت انسانها
  • راه مشاهده حرام های دنیا
  • ماهیت دنیا
  • پاداش و عذابی که احدی از آن خبر ندارد
  • سه پند مهم امام علی
  • احساس مرگ در یک قدمی
  • سنگین و سبکی حق و باطل
  • مراحل شكست در مبارزه امر به معروف و نهی از منکر
  • عوامل استحكام دين و دنيا
  • کلام پرتکرار امام علی بر روی منبرها
  • راه اجابت شدن دعا
  • روش تسليت گفتن امام علی
  • روز سخت ظالم
  • رابطه مرگ و آرزو
  • روزی فقرا و اموال سرمایه داران
  • تقوی در خلوت گاه
  • روش برخورد با ظلم
  • نفرین امام علی
  • نگهبانی اجل
  • فرزندان دنیا
  • دعا در بلا و امان
  • مهلت دو رکعت نماز
  • زبان و سرنوشت
  • علت سقوط جامعه اسلامی
  • سفر طولانی آخرت
  • دعای امام علی برای درمان ریا کاری
  • بهترین روش زندگی در دنیا
  • تلخى ها و شيرينى هاى دنيا و آخرت
  • خداشناسى در حوادث روزگار
  • مسؤوليّت نعمت هاى الهى



  • عکس های اخیر


    پایه های کفر
    اصرار بر گناه
    کوچک شمردن گناه
    گناهان کبیره
    دنیا و حریص بودن
    آثار گناه
    آثار گناه
    خشم و غضب
    روحی که مومن با آن تائید می شود
    فضیلت فقر در میان مسلمین
    مومن و فلسفه بلا
    پیمان گرفتن خدا از مومن برای صبر بر گرفتاری
    حسد
    عصبیت
    کبر
    عجب
    ویژگی های مومنان
    رابطه تشیّع و صبر
    رابطه تشیّع و صبر
    مجموعه روایات در باب کم بودن تعداد مومنان
    مجموعه روایات درباره صفات مومن
    مجموعه روایات درباره تقیه
    اهمیت سالم ماندن دین از آفت ها
    حقیقت هدایت و مصداق زنده کردن مومن
    ارزش و ثواب اصلاح میان مردم
    ارزش نصیحت و خیر خواهی مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب احسان و محبت به مومن
    ثواب لباس پوشاندن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب اطعام دادن به مومن
    مجموعه روایات درباره ثواب روا کردن حاجات مومنان
    مجموعه روایات درباره ارزش خوشحال کردن مومن
    مجموعه روایات درباره جایگاه و ارزش گفتگو برادران دینی
    رو بوسی مسلمانان در گفتار امامان
    مجموعه روایات درباره ارزش معانقه (دست به گردن یکدیگر نمودن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش مصاحفه(دست دادن) مسلمانان
    مجموعه روایات درباره ارزش دیدار و زیارت برادران دینی
    مجموعه روایات درباره حق مومن بر مومن
    مجموعه روایات درباره خیرخواهی و سود رساندن به دیگران
    مجموعه روایات درباره پدر و مادر
    مجموعه روایات درباره صله رحم
    مجموعه روایات درباره بی نیازی از مردم
    مجموعه روایات باب انصاف و عدالت
    مجموعه روایات درباره تعجیل در کار خیر
    مجموعه روایات درباره قناعت
    راه تجارت پر سود
    مجموعه روایات درباره زهد در دنیا
    مجموعه روایات درباره باب دوستی و دشمنی برای خدا
    مجموعه روایات درباه باب تواضع
    مجموعه روایات درباره نرمی و ملاطفت
    مجموعه روایات درباره مدارا و سازگاری
     
      افشای ماهیت معاویه و نحوه بیعت گرفتن با امام ...
    افشای ماهیت معاویه و نحوه بیعت گرفتن با امام

    نامه اى ديگر به معاويه (يكى از پاسخهاى امام در اواخر جنگ صفّين در سال 38 هجرى به نامه معاويه است).

     

    افشاى چهره نفاق معاويه و مشروعيّت بيعت


    پس از نام خدا و درود،

    نامه پند آميز تو به دستم رسيد

    كه داراى جملات به هم پيوسته،

    و زينت داده شده بود

    كه با گمراهى خود آن را آراسته،

    و با بد انديشى خاص خود آن را امضاء كرده بودى.

    نامه مردى كه نه خود آگاهى لازم دارد تا رهنمودش باشد،

    و نه رهبرى دارد كه هدايتش كند.

    تنها دعوت هوسهاى خويش را پاسخ گفته،

    و گمراهى عنان او را گرفته و او اطاعت مى كند،

    كه سخن بى ربط مى گويد و در گمراهى سرگردان است.

     

    همانا بيعت براى امام يك بار بيش نيست

    و تجديد نظر در آن ميسّر نخواهد بود،

    و كسى اختيار از سر گرفتن آن را ندارد.

    آن كس كه از اين بيعت عمومى سر باز زند، طعنه زن، و عيب جو خوانده مى شود

     و آن كس كه نسبت به آن دو دل باشد منافق است.

    .

    نامه 7

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀نامه ها, ◀ معاویه(لعنه الله علیه) و ویژگی حکومت ظالمانه در نهج البلاغه, ◀جنگ صفین در نهج البلاغه, ◀ماجرای خلافت از زبان حضرت علی, ✔مطلب ندارد
    [سه شنبه 1399-06-25] [ 05:59:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      استدلال امام علی به معاویه (لعنه الله علیه) در جهت مشروعیت خلافت خویش ...
    استدلال امام علی به معاویه (لعنه الله علیه) در جهت مشروعیت خلافت خویش

    (نامه امام عليه السّلام به معاويه كه پس از جنگ جمل در سال 36 هجرى، توسّط جرير بن عبد اللّه فرستاده شد).

     

     

    علی از زبان علی (استدلال به مشروعیت خلافت خود برای معاویه (لعنه الله علیه))

     

    همانا كسانى با من بيعت كرده اند كه با ابا بكر و عمر و عثمان، با همان شرايط بيعت كردند،

    پس آن كه در بيعت حضور داشت نمى تواند خليفه اى ديگر انتخاب كند،

    و آن كس كه غايب بود نمى تواند بيعت مردم را نپذيرد.

    همانا شوراى مسلمين از آن مهاجرين و انصار است،

    پس اگر بر امامت كسى گرد آمدند،

    و او را امام خود خواندند،

    خشنودى خدا هم در آن است.

    حال اگر كسى كار آنان را نكوهش كند

    يا بدعتى پديد آورد،

    او را به جايگاه بيعت قانونى باز مى گردانند،

    اگر سرباز زد با او پيكار مى كنند،

    زيرا كه به راه مسلمانان در نيامده،

    خدا هم او را در گمراهى اش رها مى كند.

    به جانم سوگند اى معاويه!

    اگر دور از هواى نفس، به ديده عقل بنگرى،

    خواهى ديد كه من نسبت به خون عثمان پاك ترين افرادم،

    و مى دانى كه من از آن ماجرا دور بوده ام،

    جز اينكه از راه خيانت مرا متّهم كنى،

    و حق آشكارى را بپوشانى.

    با درود.

    .

    نامه 6

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀نامه ها, ◀ معاویه(لعنه الله علیه) و ویژگی حکومت ظالمانه در نهج البلاغه, ◀عثمان در نهج البلاغه, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀ماجرای خلافت از زبان حضرت علی, ✔مطلب ندارد
     [ 05:50:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      حاکمان و استفاده ناروا از بیت المال ...
    حاکمان و استفاده ناروا از بیت المال

    (نامه به اشعث ابن قيس فرماندار آذربايجان، اين نامه پس از جنگ جمل در شعبان سال 36 هجرى در شهر كوفه نوشته شد).

     

    هشدار به حاکم برای استفاده ناروا از بيت المال 


    همانا پست فرماندارى براى تو وسيله آب و نان نبوده،

    بلكه امانتى در گردن تو است،

    بايد از فرمانده و امام خود اطاعت كنى.

    تو حق ندارى نسبت به رعيّت استبدادى ورزى،

    و بدون دستور به كار مهمّى اقدام نمايى.

    در دست تو اموالى از ثروتهاى خداى بزرگ و عزيز است، و

    تو خزانه دار آنى تا به من بسپارى،

    اميدوارم براى تو بدترين زمامدار نباشم،

    با درود.

    .

    نامه 5

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀نامه ها, ◀ بیت المال در نهج البلاغه, ◀ ویژگی های حاکم در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
    [دوشنبه 1399-06-24] [ 11:58:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      روش عمل کردن در میدان جهاد ...
    روش عمل کردن در میدان جهاد

    (نامه به يكى از فرماندهان نظامى در سال 36 هجرى، برخى نوشتند به عثمان بن حنيف فرماندار بصره نوشته شد).

     

    روشعمل کردن در میدان جهاد


    اگر دشمنان اسلام به سايه اطاعت باز گردند

    پس همان است كه دوست داريم،

    و اگر كارشان به جدايى و نافرمانى كشيد

    با كمك فرمانبرداران با مخالفان نبرد كن.

    و از آنان كه فرمان مى برند براى سركوب آنها كه از يارى تو سرباز مى زنند مدد گير،

    زيرا آن كس كه از جنگ كراهت دارد بهتر است كه شركت نداشته باشد،

    و شركت نكردنش از يارى دادن اجبارى بهتر است.

    .

    نامه 4

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀نامه ها, ◀ جهاد در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 11:54:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      هشدار به کارگزاران از دنیای حرام ...
    هشدار به کارگزاران از دنیای حرام

    (به امام خبر دادند كه شريح بن الحارث، قاضى امام، خانه اى به 80 دينار خريد، او را حضار كرده فرمود):

     

     

    امام علی و  برخورد قاطعانه با خيانت كارگزاران


    به من خبر دادند كه خانه اى با هشتاد دينار خريده اى،

    و سندى براى آن نوشته اى،

    و گواهانى آن را امضا كرده اند.

     

    هشدار از دنیای حرام

     

    (شريح گفت: آرى اى امير مؤمنان، امام عليه السّلام نگاه خشم آلودى به او كرد و فرمود):


    اى شريح !

    به زودى كسى به سراغت مى آيد كه به نوشته ات نگاه نمى كند،

    و از گواهانت نمى پرسد،

    تا تو را از آن خانه بيرون كرده و تنها به قبر بسپارد.

    اى شريح!

    انديشه كن كه آن خانه را با مال ديگران يا با پول حرام نخريده باشى،

    كه آنگاه خانه دنيا و آخرت را از دست داده اى.

    اما اگر هنگام خريد خانه، نزد من آمده بودى،

    براى تو سندى مى نوشتم كه ديگر براى خريد آن به درهمى يا بيشتر، رغبت نمى كردى.

     

    آن سند را چنين مى نوشتم:

    اين خانه اى است كه بنده اى خوار آن را از مرده اى آماده كوچ خريده،

    خانه اى از سراى غرور،

    كه در محلّه نابود شوندگان،

    و كوچه هلاك شدگان قرار دارد.

    اين خانه به چهار جهت منتهى مى گردد:

    يك سوى آن به آفت ها و بلاها،

    سوى دوّم آن به مصيبت ها،

    و سوى سوم به هوا و هوس هاى سست كننده،

    و سوى چهارم آن به شيطان گمراه كننده ختم مى شود،

    و در خانه به روى شيطان گشوده است.

    اين خانه را فريب خورده آزمند،

    از كسى كه خود به زودى از جهان رخت برمى بندد،

    به مبلغى كه او را از عزّت و قناعت خارج و به خوارى و دنيا پرستى كشانده، خريدارى كرده است.

    هر گونه نقصى در اين معامله باشد، بر عهده پروردگارى است

    كه اجساد پادشاهان را پوسانده،

    و جان جبّاران را گرفته،

    و سلطنت فرعون ها چون «كسرى» و «قيصر» و «تبّع» و «حمير» را نابود كرده است.

    آنان كه مال فراوان گرد آورده بر آن افزودند،

    و آنان كه قصرها ساخته، و محكم كارى كردند،

    طلا كارى كرده، و زينت دادند،

    فراوان اندوختند، و نگهدارى كردند،

    و به گمان خود براى فرزندان خود باقى گذاشتند

    همگى آنان به پاى حسابرسى الهى،

    و جايگاه پاداش و كيفر رانده مى شوند،

    آنگاه كه فرمان داورى و قضاوت نهايى صادر شود.

    «پس تبهكاران زيان خواهند ديد».

    به اين واقعيّت ها عقل گواهى مى دهد

    هر گاه كه از اسارت هواى نفس نجات يافته،

    و از دنيا پرستى به سلامت بگذرد.

    .

    نامه 3

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀نامه ها, ◀رزق و روزی, ◀ ویژگی کارگزاران در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 11:50:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      دعای امام علی برای جنگاوران ...
    دعای امام علی برای جنگاوران

    (نامه به مردم كوفه پس از پيروزى بر شورشيان بصره در ماه رجب سال 36 هجرى كه كوفيان نقش تعيين كننده داشتند):

     

    دعای امام علی برای جنگاوران 

     

    خداوند شما مردم كوفه را از سوى اهل بيت پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) پاداش نيكو دهد،

    بهترين پاداشى كه به بندگان فرمانبردار،

    و سپاسگزاران نعمتش عطا مى فرمايد،

    زيرا شما دعوت ما را شنيديد و اطاعت كرديد،

    به جنگ فرا خوانده شديد و بسيج گشتيد.

    .

    نامه 2

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀نامه ها, ◀ دعا در نهج البلاغه و دعاهای حضرت علی, ✔مطلب ندارد
     [ 11:38:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      علت کشته شدن عثمان ...
    علت کشته شدن عثمان

    (نامه به مردم كوفه به هنگام حركت از مدينه به طرف بصره، در سال 36 هجرى اين نامه را امام حسن عليه السّلام و عمّار ياسر به كوفه بردند):

     

    علت کشته شدن عثمان (سران جنگ جمل)


    از بنده خدا، على امير مؤمنان، به مردم كوفه!

    كه در ميان انصار پايه اى ارزشمند، و در عرب مقامى والا دارند؛

    پس از ستايش پروردگار

    همانا شما را از كار عثمان چنان آگاهى دهم كه شنيدن آن چونان ديدن باشد.

    مردم بر عثمان عيب گرفتند،

    و من تنها كسى از مهاجران بودم كه او را به جلب رضايت مردم واداشته،

    و كمتر به سرزنش او زبان گشودم.

    امّا طلحه و زبير، آسان ترين كارشان آن بود كه بر او يورش برند،

    و او را برنجانند،

    و ناتوانش سازند.

    عايشه نيز ناگهان بر او خشم گرفت،

    عدّه اى به تنگ آمده او را كشتند،

    آنگاه مردم بدون اكراه و اجبار، با من بيعت كردند.

    آگاه باشيد!

    مدينه مردم را يك پارچه بيرون راند

    و مردم نيز براى سركوبى آشوب از او فاصله گرفتند.

    ديگر حوادث آشوب به جوش آمد

    و فتنه ها بر پايه هاى خود ايستاد.

    پس به سوى فرمانده خود بشتابيد،

    و در جهاد با دشمن بر يكديگر پيشى گيريد،

    به خواست خداى عزيز و بزرگ.

    .

    نامه 1

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀نامه ها, ◀عثمان در نهج البلاغه, ◀طلحه و زبیر در نهج البلاغه, ◀جنگ جمل در نهج البلاغه, ◀ عایشه در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 11:33:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      نحوه تشویق افراد برای جهاد ...
    نحوه تشویق افراد برای جهاد

    تشويق براى جهاد

     


    خدا شكر گزارى را بر عهده شما نهاده،

    و امر حكومت را در دست شما گذارده،

    و فرصت مناسب در اختيارتان قرار داده است

    تا براى جايزه بهشت با هم ستيز كنيد.

    پس كمربندها را محكم ببنديد،

    و دامن همّت بر كمر زنيد،

    كه به دست آوردن ارزش هاى والا با خوشگذرانى ميسّر نيست

    چه بسا خواب هاى شب كه تصميم هاى روز را از بين برده،

    و تاريكى هاى فراموشى كه همّتهاى بلند را نابود كرده است.

    .

    خطبه 241

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ جهاد در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
    [یکشنبه 1399-06-23] [ 07:00:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      رفتار عثمان با امام علی از زبان امام علی ...
    رفتار عثمان با امام علی از زبان امام علی

    (در سال 35 هجرى وقتى عثمان محاصره شد، ابن عباس را فرستاد كه على عليه السّلام در مدينه نباشد و به باغات ينبع «محلّى در اطراف مدينه» برود، كه مردم به نام او شعار ندهند، امام رفت. وقتى احتياج شديد به يارى داشت پيغام داد و امام به مدينه برگشت. دوباره ابن عباس را فرستاد كه على عليه السّلام از مدينه خارج شود، امام فرمود:

     

    رفتار عثمان با امام علی از زبان امام علی 

     

    اى پسر عبّاس عثمان جز اين نمى خواهد كه مرا سرگردان نگهدارد،

    گاهى بروم، و زمانى برگردم.

    يك بار پيغام فرستاد از مدينه خارج شوم،

    دوباره خبر داد كه باز گردم.

    هم اكنون تو را فرستاده كه از شهر خارج شوم.

    به خدا سوگند، آنقدر از او دفاع كردم كه ترسيدم گناهكار باشم.

    .

    خطبه 240

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀عثمان در نهج البلاغه, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 06:56:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      بردباری آنها خبر از دانش آنها می دهد ...
    بردباری آنها خبر از دانش آنها می دهد

    (در اين خطبه از جايگاه خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سخن مى گويد).

     

    فضائل اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از زبان حضرت علی

     


    خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مايه حيات دانش،

    و نابودگر جهل اند،

    بردبارى شان شما را از دانش آنها خبر مى دهد،

    و ظاهرشان از صفاى باطن،

    و سكوتشان از حكومت هاى گفتارشان با خبر مى سازد.

    هرگز با حق مخالفت نكردند،

    و در آن اختلاف ندارند.

    آنان ستون هاى استوار اسلام،

    و پناهگاه مردم مى باشند،

    حق به وسيله آنها به جايگاه خويش بازگشت،

    و باطل از جاى خويش رانده و نابود،

    و زبان باطل از ريشه كنده شد.

    اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دين را چنانكه سزاوار بود، دانستند و آموختند

    و بدان عمل كردند،

    نه آنكه شنيدند و نقل كردند،

    زيرا راويان دانش بسيار،

    امّا حفظ كنندگان و عمل كنندگان به آن اندكند.

    .

    خطبه 239

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ضرورت امامت و جایگاه اهل بیت در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 06:52:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      نکوهش افراد در انتخاب حکم در جنگ صفین ...
    نکوهش افراد در انتخاب حکم در جنگ صفین

    (در باره دو داور عراق و شام و نكوهش كوفيان فرمود).

     

    وصف شاميان


    شاميان درشت خويانى پست،

    بردگانى فرو مايه اند

    كه از هر گوشه اى گرد آمده،

    و از گروه هاى مختلفى تركيب يافته اند،

    مردمى كه سزاوار بودند احكام دين را بياموزند،

    و تربيت شوند،

    و دانش فراگيرند،

    و كار آزموده شوند،

    و سرپرست داشته باشند،

    و دستگيرشان كنند،

    و آنها را به كار مفيد وادارند.

    آنان نه از مهاجرانند و نه از انصار،

    و نه آنان كه خانه و زندگى خود را براى مهاجران آماده كرده،

    و از جان و دل ايمان آوردند.

     

     

     نكوهش از انتخاب حكم


    آگاه باشيد!

    كه شاميان در انتخاب حكم، نزديك ترين فردى را كه دوست داشتند برگزيدند،

    و شما فردى را كه از همه به ناخشنودى نزديك تر بود انتخاب كرديد.

    همانا سر و كار شما با عبد اللّه پسر قيس است كه مى گفت: «جنگ فتنه است بند كمان ها را ببرّيد و شمشيرها را در نيام كنيد».

    اگر راست مى گفت پس چرا بدون اجبار در جنگ شركت كرده

    و اگر دروغ مى گفت پس متّهم است.

    براى داورى، عبد اللّه بن عباس را رو در روى عمرو عاص قرار دهيد،

    و از فرصت مناسب استفاده كنيد،

    و مرزهاى دور دست كشور اسلامى را در دست خود نگه داريد.

    آيا نمى بينيد كه شهرهاى شما ميدان نبرد شده

    و خانه هاى شما هدف تيرهاى دشمنان قرار گرفته است.

    .

    خطبه 238

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀جنگ صفین در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, جریان حکمیت
     [ 06:46:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      شتاب در انجام عمل نیکو، سفارش امام علی ...
    شتاب در انجام عمل نیکو، سفارش امام علی

    شتاب در انجام عمل نيكو

     


    حال كه زنده و برقراريد، پس عمل نيكو انجام دهيد،

    زيرا پرونده ها گشوده،

    راه توبه آماده، 

    و خدا فراريان را فرا مى خواند،

    و بدكاران اميد بازگشت دارند.

    عمل كنيد،

    پيش از آن كه چراغ عمل خاموش،

    و فرصت پايان يافته،

    و اجل فرارسيده،

    و در توبه بسته،

    و فرشتگان به آسمان پرواز كنند.

    پس هر كسى با تلاش خود براى خود،

    از روزگار زندگانى براى ايّام پس از مرگ،

    از دنياى فنا پذير براى جهان پايدار،

    و از گذرگاه دنيا براى زندگى جاودانه آخرت، توشه برگيرد.

    انسان بايد از خدا بترسد،

    زيرا تا لحظه مرگ فرصت داده شده،

    و مهلت عمل نيكو دارد.

    انسان بايد نفس را مهار زند،

    و آن را در اختيار گرفته

    از طغيان و گناهان باز دارد،

    و زمام آن را به سوى اطاعت پروردگار بكشاند.

    .

    خطبه 237

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ✔مطلب ندارد, روش استفاده درست از دنیا
     [ 06:40:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      علی از زبان علی ...
    علی از زبان علی

     

     

    علی از زبان علی (از هجرت و پيوستن به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سخن مى گويد).

     

    فَجَعَلْتُ أَتْبَعُ مَأْخَذَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله)، فَأَطَأُ ذِكْرَهُ حَتَّى انْتَهَيْتُ إِلَى الْعَرَجِ [الْعَرْجِ].

    خود را در راهى قرار دادم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رفته بود،

    و همه جا از او پرسيدم تا به سرزمين «عرج» رسيدم.

     

    (سید رضی می گوید: جمله «فأطأ ذكره» (در همه جا از او مى پرسيدم) يكى از سخنانى است كه در اوج فصاحت قرار دارد، يعنى خبر حركت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از ابتداء حركت تا پايان به من مى رسيد، كه امام اين معنا را با كناية آورده است).

    .

    خطبه 236

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀ پیامبر از زبان حضرت علی در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 06:33:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      درد دل امام علی به هنگام غسل دادن پیامبر ...
    درد دل امام علی به هنگام غسل دادن پیامبر

    علی از زبان علی (به هنگام غسل دادن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود):


    پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا !

    با مرگ تو رشته اى پاره شد كه در مرگ ديگران اينگونه قطع نشد،

    با مرگ تو رشته پيامبرى،

    و فرود آمدن پيام و اخبار آسمانى گسست.

    مصيبت تو، ديگر مصيبت ديدگان را به شكيبايى واداشت،

    و همه را در مصيبت تو يكسان عزادار كرد.

    اگر به شكيبايى امر نمى كردى، و از بى تابى نهى نمى فرمودى،

    آنقدر اشك مى ريختم تا اشك هايم تمام شود،

    و اين درد جانكاه هميشه در من مى ماند،

    و اندوهم جاودانه مى شد،

    كه همه اينها در مصيب تو ناچيز است.

    چه بايد كرد كه زندگى را دوباره نمى توان بازگرداند،

    و مرگ را نمى شود مانع شد.

    پدر و مادرم فداى تو ما را در پيشگاه پروردگارت ياد كن، و در خاطر خود نگهدار.

    .

    خطبه 235

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀ پیامبر از زبان حضرت علی در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 04:04:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      علل تفاوت ها ميان انسان ها ...
    علل تفاوت ها ميان انسان ها

    (ذعلب يمانى از جمله احمد بن قتيبة، از عبد الله بن يزيد، از مالك بن دحيه نقل كرد كه در حضور امام از علّت تفاوت هاى ميان مردم پرسيدند، امام فرمود):

     

    علل تفاوت ها ميان انسان ها


    علّت تفاوت هاى ميان مردم، گوناگونى سرشت آنان است،

    زيرا آدميان در آغاز، تركيبى از خاك شور و شيرين، سخت و نرم، بودند.

    پس آنان به ميزان نزديك بودن خاكشان با هم نزديك،

    و به اندازه دورى آن از هم دور و متفاوتند.

    يكى زيبا روى و كم خرد،

    و ديگرى بلند قامت و كم همّت،

    يكى زشت روى و نيكوكار،

    ديگرى كوتاه قامت و خوش فكر،

    يكى پاك سرشت و بد اخلاق،

    ديگرى خوش قلب و آشفته عقل،

    و آن ديگرى سخنورى دل آگاه است.

    .

    خطبه 234

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ✔مطلب ندارد
     [ 03:59:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      فصاحت و بلاغت اهل بيت عليهم السّلام ...
    فصاحت و بلاغت اهل بيت عليهم السّلام

    (هنگامى كه «جعدة بن هبيرة» خواهر زاده امام عليه السّلام نتوانست در حضور آن حضرت سخن بگويد فرمود):

     

     فصاحت و بلاغت اهل بيت عليهم السّلام


    آگاه باشيد!

    همانا زبان، پاره اى از وجود انسان است،

    اگر آمادگى نداشته باشد، سخن نمى گويد،

    و به هنگام آمادگى، گفتار او را مهلت نمى دهد.

    همانا ما اميران سخن مى باشيم،

    درخت سخن در ما ريشه دوانده،

    و شاخه هاى آن بر ما سايه افكنده است.

     

     

    روزگار امت اسلامی


    خدا شما را رحمت كند،

    بدانيد كه همانا شما در روزگارى هستيد كه گوينده حق اندك،

    و زبان از راستگويى عاجز،

    و حق طلبان بى ارزشند.

    مردم گرفتار گناه،

    و به سازشكارى همداستانند،

    جوانانشان بد اخلاق،

    و پير مردانشان گنه كار،

    و عالمشان دو رو،

    و نزديكانشان سود جوينده.

    نه خردسالانشان بزرگان را احترام مى كنند

    و نه توانگرانشان دست مستمندان را مى گيرند.

    .

    خطبه 233

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ضرورت امامت و جایگاه اهل بیت در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, ماهیت اسلام و امت اسلامی
     [ 03:52:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      احتياط در مصرف بيت المال ...
    احتياط در مصرف بيت المال

     

    (عبد الله بن زمعة از ياران امام بود و درخواست مالى داشت، در جوابش فرمود):

     

    احتياط در مصرف بيت المال  (از ویژگی های کارگزاران و حاکمان)

     

    اين اموال كه مى بينى نه مال من و نه از آن توست،

    غنيمتى گرد آمده از مسلمانان است كه با شمشيرهاى خود به دست آوردند.

    اگر تو در جهاد همراهشان بودى، سهمى چونان سهم آنان داشتى،

    و گر نه دسترنج آنان خوراك ديگران نخواهد بود.

    .

    خطبه 232

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ بیت المال در نهج البلاغه, ◀ ویژگی های حاکم در نهج البلاغه, ◀ ویژگی کارگزاران در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
    [شنبه 1399-06-22] [ 11:49:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      تمدن اسلام اصیل در سلوک پیامبر ...
    تمدن اسلام اصیل در سلوک پیامبر

    (اين سخنرانى در سرزمين «ذى قار» هنگام حركت به سوى بصره در سال 36 هجرى ايراد شد و واقدى آن را در كتاب «جمل» نقل كرد).

     

    ويژگى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از زبان امام علی


    پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنچه را كه به ابلاغ شد آشكار كرد،

    و پيام‏هاى پروردگارش را رساند.

    او شكاف‏هاى اجتماعى را به وحدت اصلاح،

    و فاصله‏ ها را به هم پيوند داد

    و پس از آن كه آتش دشمنى‏ ها و كينه‏ هاى بر افروخته در دل‏ها راه يافته بود،

    ميان خويشاوندان يگانگى بر قرار كرد.

     .

    خطبه 231

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ پیامبر از زبان حضرت علی در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 11:44:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      افراد با تقوی در دنیا چگونه زندگی می کنند؟ ...
    افراد با تقوی در دنیا چگونه زندگی می کنند؟

    ثمره تقوی

     


    همانا ترس از خدا كليد هر در بسته،

    و ذخيره رستاخيز،

    و عامل آزادگى از هر گونه بردگى،

    و نجات از هر گونه هلاكت است.

    در پرتو پرهيزكارى، تلاشگران پيروز،

    پرواكنندگان از گناه رستگار،

    و به هر آرزويى مى توان رسيد.

    مردم عمل كنيد كه عمل نيكو به سوى خدا بالا مى رود،

    و توبه سودمند است،

    و دعا به اجابت مى رسد،

    و آرامش برقرار،

    و قلم هاى فرشتگان در جريان است.

    به سوى اعمال نيكو بشتابيد

    پيش از آن كه عمرتان پايان پذيرد،

    يا بيمارى مانع شود،

    و يا تير مرگ شما را هدف قرار دهد.

     

     

     ضرورت ياد مرگ

     

    مرگ نابود كننده لذّت ها،

    تيره كننده خواهش هاى نفسانى،

    و دور كننده اهداف شماست،

    مرگ ديدار كننده اى دوست نداشتنى،

    هماوردى شكست ناپذير

    و كينه توزى است كه بازخواست نمى شود.

    دام هاى خود را هم اكنون بر دست و پاى شما آويخته،

    و سختى هايش شما را فرا گرفته،

    و تيرهاى خود را به سوى شما پرتاب كرده است.

    قهرش بزرگ،

    و دشمنى او پياپى

    و تيرش خطا نمى كند.

    چه زود است كه سايه هاى مرگ، و شدّت دردهاى آن،

    و تيرگى هاى لحظه جان كندن،

    و بيهوشى سكرات مرگ،

    و ناراحتى و خارج شدن روح از بدن،

    و تاريكى چشم پوشيدن از دنيا،

    و تلخى خاطره ها، شما را فرا گيرد.

    پس ممكن است ناگهان مرگ بر شما هجوم آورد،

    و گفتگوهايتان را خاموش،

    و جمعيّت شما را پراكنده،

    و نشانه هاى شما را نابود،

    و خانه هاى شما را خالى،

    و ميراث خواران شما را بر انگيزد تا ارث شما را تقسيم كنند،

    آنان يا دوستان نزديكند كه به هنگام مرگ نفعى نمى رسانند،

    يا نزديكان غم زده اى كه نمى توانند جلوى مرگ را بگيرند،

    يا سرزنش كنندگانى كه گريه و زارى نمى كنند.

     

     

     سفارش به عمل کردن و نيكوكارى

     

    بر شما باد به تلاش و كوشش،

    آمادگى و آماده شدن،

    و جمع آورى زاد و توشه آخرت  در دوران زندگى دنيا.

     

     

    پرهیز از دنیاگرایی


    دنيا شما را مغرور نسازد،

    چنانكه گذشتگان شما و امّت هاى پيشين را در قرون سپرى شده مغرور ساخت.

    آنان كه دنيا را دوشيدند،

    به غفلت زدگى در دنيا گرفتار آمدند،

    فرصت ها را از دست دادند،

    و تازه هاى آن را فرسوده ساختند.

    سرانجام خانه هايشان گورستان،

    و سرمايه هايشان ارث اين و آن گرديد،

    آنان كه نزديكشان را نمى شناسند،

    و به گريه كنندگان خود توجّهى ندارند،

    و نه دعوتى را پاسخ مى گويند.

    مردم از دنياى حرام بپرهيزيد،

    كه حيله گر و فريبنده و نيرنگ باز است،

    بخشنده اى باز پس گيرنده،

    و پوشنده اى برهنه كننده است،

    آسايش دنيا بى دوام،

    و سختى هايش بى پايان،

    و بلاهايش دائمى است.

     

     

    رابطه افراد با تقوی و دنیا


    زاهدان گروهى از مردم دنيايند كه دنيا پرست نمى باشند،

    پس در دنيا زندگى مى كنند امّا آلودگى دنيا پرستان را ندارند،

    در دنيا با آگاهى و بصيرت عمل مى كنند،

    و در ترك زشتى ها از همه پيشى مى گيرند.

    بدن هايشان به گونه اى در تلاش و حركت است كه گويا ميان مردم آخرتند،

    اهل دنيا را مى نگرند كه مرگ بدن ها را بزرگ مى شمارند، ا

    مّا آنها مرگ دل هاى زندگان را بزرگ تر مى دانند.

    .

    خطبه 230

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀مرگ در نهج البلاغه, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, مشخصات اهل تقوی
     [ 11:34:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      نحوه بیعت مردم با امام علی از زبان علی ...
    نحوه بیعت مردم با امام علی از زبان علی

    نحوه بیعت مردم با امام علی از زبان علی


    دست مرا براى بيعت مى گشوديد و من مى بستم،

    شما آن را به سوى خود مى كشيديد و من آن را مى گرفتم.

    سپس چونان شتران تشنه كه به طرف آبشخور هجوم مى آورند بر من هجوم آورديد،

    تا آن كه بند كفشم پاره شد، و عبا از دوشم افتاد،

    و افراد ناتوان پايمال گرديدند.

    آنچنان مردم در بيعت با من خشنود بودند كه خردسالان شادمان،

    و پيران براى بيعت كردن لرزان به راه افتادند،

    و بيماران بر دوش خويشان سوار،

    و دختران جوان بى نقاب به صحنه آمدند.

    .

    خطبه 229

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀ماجرای خلافت از زبان حضرت علی, ✔مطلب ندارد
     [ 10:55:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      سلمان از نگاه امام علی ...
    سلمان از نگاه امام علی

    در تعريف سلمان فارسى كه قبل از پيدايش فتنه ها درگذشت

     

    خدا او را در آنچه آزمايش كرد پاداش خير دهد،

    كه كجى ها را راست، و بيمارى ها را درمان، و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به پاداشت،

    و فتنه ها را پشت سر گذاشت.

    با دامن پاك، و عيبى اندك، درگذشت،

    به نيكى هاى دنيا رسيده و از بدى هاى آن رهايى يافت،

    وظائف خود نسبت به پروردگارش را انجام داد،

    و چنانكه بايد از كيفر الهى مى ترسيد.

    خود رفت و مردم را پراكنده بر جاى گذاشت،

    كه نه گمراه، راه خويش شناخت،

    و نه هدايت شده به يقين رسيد.

    .

    خطبه 228

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ✔مطلب ندارد, سلمان فارسی
    [پنجشنبه 1399-06-20] [ 03:48:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      از دعاهای امام علی ...
    از دعاهای امام علی

    يكى از دعاهاى امام علی عليه السّلام:


    خدايا!

    تو با دوستانت از همه انس گيرنده ترى،

    و بر طرف كننده نيازهاى توكّل كنندگانى،

    بر اسرار پنهانشان آگاه،

    و به آنچه در دل دارند آشنايى،

    و از ديدگاه هاى آنان با خبر،

    و رازشان نزد تو آشكار،

    و دل هايشان در حسرت ديدار تو داغدار است.

    اگر تنهايى و غربت به وحشتشان اندازد ياد تو آرامشان مى كند،

    اگر مصيبت ها بر آنان فرود آيد، به تو پناه مى برند،

    و روى به درگاه تو دارند،

    زيرا مى دانند كه سر رشته كارها به دست توست،

    و همه كارها از خواست تو نشأت مى گيرد.


    خدايا!

    اگر براى خواستن درمانده شوم،

    يا راه پرسيدن را ندانم،

    تو مرا به اصلاح كارم راهنمايى فرما،

    و جانم را به آنچه مايه رستگارى من است هدايت كن،

    كه چنين كارى از راهنمايى هاى تو بدور،

    و از كفايت هاى تو ناشناخته نيست.

     

    خدايا!

    مرا با بخشش خود بپذير،

    و با عدل خويش، با من رفتار مكن.

    .

    خطبه 227

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ دعا در نهج البلاغه و دعاهای حضرت علی, ✔مطلب ندارد
     [ 03:42:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      دنیاشناسی ...
    دنیاشناسی

     دنيا شناسى


    دنيا خانه اى است پوشيده از بلاها،

    به حيله و نيرنگ شناخته شده،

    نه حالات آن پايدار،

    و نه مردم آن از سلامت برخوردارند،

    داراى تحوّلات گوناگون،

    و دوران هاى رنگارنگ،

    زندگى در آن نكوهيده،

    و امنيّت در آن نابود است.

    اهل دنيا همواره هدف تيرهاى بلا هستند

    كه با تيرهايش آنها را مى كوبيد،

    و با مرگ آنها را نابود مى كند.

     

     

    مرگ و عبرت گرفتن از دنيا


    اى بندگان خدا !

    بدانيد، شما و آنان كه در اين دنيا زندگى مى كنيد، بر همان راهى مى رويد كه گذشتگان پيمودند.

    آنان زندگانى شان از شما طولانى تر، خانه هاى شان آبادتر، و آثارشان از شما بيشتر بود،

    كه ناگهان صداهايشان خاموش، و وزش بادها در سرزمينشان ساكت،

    و اجسادشان پوسيده، و سرزمينشان خالى، و آثارشان ناپديد شد.

    قصرهاى بلند و محكم، و بساط عيش و بالش هاى نرم را به سنگ ها و آجرها، و قبرهاى به هم چسبيده تبديل كردند:

    گورهايى كه بناى آن بر خرابى، و با خاك ساخته شده است،

    گورها به هم نزديك اما ساكنان آنها از هم دور و غريبند.

    در وادى وحشتناك به ظاهر آرام امّا گرفتارند،

    نه در جايى كه وطن گرفتند انس مى گيرند،

    و نه با همسايگان ارتباطى دارند،

    در صورتى كه با يكديگر نزديك، و در كنار هم جاى دارند.

    چگونه يكديگر را ديدار كنند در حالى كه فرسودگى آنها را در هم كوبيده،

    و سنگ و خاك آنان را در كام خود فرو برده است.

    شما هم راهى را خواهيد رفت كه آنان رفته اند،

    و در گرو خانه هايى قرار خواهيد گرفت كه آنها قرار دارند،

    و گورها شما را به امانت خواهد پذيرفت.

    پس چگونه خواهيد بود كه عمر شما به سر آيد و مردگان از قبرها برخيزيد «در آن هنگام كه هر كس به اعمال از پيش فرستاده آزمايش مى شود، و به سوى خدا كه مولا و سرپرست آنهاست باز مى گردد، و هر دروغى را كه مى بافتند براى آنان سودى نخواهد داشت».

    .

    خطبه 226

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀مرگ در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 03:37:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      دعای امام علی در مشكلات اقتصادى ...
    دعای امام علی در مشكلات اقتصادى

    دعای امام علی در مشكلات اقتصادى (روزی حلال)


    خدايا!

    آبرويم را با بى نيازى نگهدار،

    و با تنگدستى شخصيّت مرا لكّه دار مفرما،

    كه از روزى خواران تو روزى خواهم،

    و از بدكاران عفو و بخشش طلبم.

    مرا در ستودن آن كس كه به من عطايى فرمود موفّق فرما،

    و در نكوهش آن كس كه از من دريغ داشت آزمايش فرما،

    در صورتى كه در پشت پرده، اختيار هر بخشش و دريغى در دست تو است

    و تو بر همه چيز توانايى.

    .

     خطبه225

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀رزق و روزی, ◀ دعا در نهج البلاغه و دعاهای حضرت علی, ✔مطلب ندارد, دعا به هنگام مشکلات اقتصادی
     [ 03:31:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      علی از زبان علی (خودسازی امام علی) ...
    علی از زبان علی (خودسازی امام علی)

    (اين سخنرانى در شهر كوفه در دوران زمامدارى آن حضرت ايراد شد).

     

    علی از زبان علی (خودسازی)

     

    پرهيز از ستمكارى


    سوگند به خدا!

    اگر تمام شب را بر روى خارهاى سعدان به سر ببرم،

    و يا با غل و زنجير به اين سو يا آن سو كشيده شوم،

    خوش تر دارم تا خدا و پيامبرش را در روز قيامت، در حالى ملاقات كنم كه به بعضى از بندگان ستم،

    و چيزى از اموال عمومى را غصب كرده باشم.

    چگونه بر كسى ستم كنم براى نفس خويش، كه به سوى كهنگى و پوسيده شدن پيش مى رود،

    و در خاك، زمانى طولانى اقامت مى كند.

     

     

    پرهيز از دست درازی به بیت المال


    به خدا سوگند!

    برادرم عقيل را ديدم كه به شدّت تهيدست شده

    و از من درخواست داشت تا يك من از گندم هاى بيت المال را به او ببخشم.

    كودكانش را ديدم كه از گرسنگى داراى موهاى ژوليده، و رنگشان تيره شده، گويا با نيل رنگ شده بودند.

    پى در پى مرا ديدار و درخواست خود را تكرار مى كرد،

    چون به گفته هاى او گوش دادم پنداشت كه دين خود را به او واگذار مى كنم،

    و به دلخواه او رفتار و از راه و رسم عادلانه خود دست بر مى دارم.

    روزى آهنى را در آتش گداخته به جسمش نزديك كردم تا او را بيازمايم،

    پس چونان بيمار از درد فرياد زد و نزديك بود از حرارت آن بسوزد.

    به او گفتم، اى عقيل، گريه كنندگان بر تو بگريند،

    از حرارت آهنى مى نالى كه انسانى به بازيچه آن را گرم ساخته است امّا مرا به آتشالهى ننالم.

     

    رشوه

     

    و از اين حادثه شگفت آورتر اينكه؛

    شب هنگام كسى به ديدار ما آمد

    و ظرفى سر پوشيده پر از حلوا داشت،

    معجونى در آن ظرف بود

    چنان از آن متنفّر شدم كه گويا آن را با آب دهان مار سمّى، يا قى كرده آن مخلوط كردند.

    به او گفتم: «هديه است يا زكات يا صدقه، كه اين دو بر ما اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حرام است.»

    گفت: نه، نه زكات است نه صدقه، بلكه هديه است.

    گفتم: زنان بچّه مرده بر تو بگريند، آيا از راه دين وارد شدى كه مرا بفريبى يا عقلت آشفته شده يا جن زده شدى يا هذيان مى گويى؟


    به خدا سوگند!

    اگر هفت اقليم را با آنچه در زير آسمان هاست به من دهند تا خدا را نافرمانى كنم

    كه پوست جوى را از مورچه اى ناروا بگيرم،

    چنين نخواهم كرد

    و همانا اين دنياى آلوده شما نزد من از برگ جويده شده ملخ پست تر است.

    على را با نعمت هاى فنا پذير، و لذّتهاى ناپايدار چه كار!

    به خدا پناه مى بريم از خفتن عقل، و زشتى لغزش ها،

    و از او يارى مى جوييم.

    .

    خطبه ۲۲۴

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ بیت المال در نهج البلاغه, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, مشخصات اهل تقوی, پرهیز از ظلم, پرهیز از رشوه خواری
     [ 03:26:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      درمان غفلت زدگی از نگاه امام علی ...
    درمان غفلت زدگی از نگاه امام علی

    (به هنگام تلاوت آيه 6 سوره انفطار، «اى انسان، چه چيز تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور ساخته است» فرمود).

     

    هشدار از غرور زدگى ها


    برهان گناهكار، نادرست ترين برهان ها است،

    و عذرش از توجيه هر فريب خورده اى بى اساس تر،

    و خوشحالى او از عدم آگاهى است.

    اى انسان!

    چه چيز تو را بر گناه جرأت داده و در برابر پروردگارت مغرور ساخته و بر نابودى خود علاقه مند كرده است؟

    آيا بيمارى تو را درمان نيست و خواب زدگى تو بيدارى ندارد؟

    چرا آنگونه كه به ديگران رحم مى كنى، به خود رحم نمى كنى؟

    چه بسا كسى را در آفتاب سوزان مى بينى بر او سايه مى افكنى

    يا بيمارى را مى نگرى كه سخت ناتوان است، از روى دلسوزى بر او اشك مى ريزى،

    امّا چه چيز تو را بر بيمارى خود بى تفاوت كرده

    و بر مصيبت هاى خود شكيبا و از گريه بر حال خويشتن باز داشته است

    در حالى كه هيچ چيز براى تو عزيزتر از جانت نيست.

    چگونه ترس از فرود آمدن بلا، شب هنگام تو را بيدار نكرده است كه در گناه غوطه ور، و در پنجه قهر الهى مبتلا شده اى؟

     

     

    خودسازی (درمان غفلت زدگی) 


    پس سستى دل را با استقامت درمان كن،

    و خواب زدگى چشمانت را با بيدارى از ميان بردار،

    و اطاعت خدا را بپذير،

    و با ياد خدا انس گير،

    و ياد آر كه تو از خدا روى گردانى

    و در همان لحظه او روى به تو دارد،

    و تو را به عفو خويش مى خواند،

    و با كرم خويش مى پوشاند

    در حالى كه تو از خدا بريده به غير او توجّه دارى.

    پس چه نيرومند و بزرگوار است خدا

    و چه ناتوان و بى مقدارى تو،

    كه بر عصيان او جرأت دارى،

    در حالى كه تو را در پرتو نعمت خود قرار داده،

    و در سايه رحمت او آرميده اى،

    نه بخشش خود را از تو گرفته،

    و نه پرده اسرار تو را دريده است.

    بلكه چشم بر هم زدنى، بى احسان خدا زنده نبودى

    در حالى كه يا در نعمت هاى او غرق بودى،

    يا از گناهان تو پرده پوشى شد،

    و يا بلا و مصيبتى را از تو دور ساخته است،

    پس چه فكر مى كنى اگر او را اطاعت كنى؟

    به خدا سوگند!

    اگر اين رفتار ميان دو نفر كه در توانايى و قدرت برابر بودند وجود داشت

    (و تو يكى از آن دو بودى) تو نخستين كسى بودى كه خود را بر زشتى اخلاق، و نادرستى كردار محكوم مى کردى.

     

     

     دنيا شناسى


    به حق مى گويم آيا دنيا تو را فريفته است يا تو خود فريفته دنيايى؟

    دنيا عبرت ها را براى تو آشكار، و تو را به تساوى دعوت كرد،

    دنيا با دردهايى كه در جسم تو مى گذارد،

    و با كاهشى كه در توانايى تو ايجاد مى كند،

    راستگوتر از آن است كه به تو دروغ بگويد،

    و يا مغرورت سازد.

    چه بسا نصيحت كننده اى از دنيا را متّهم كردى،

    و راستگويى را دروغگو پنداشتى.

    اگر دنيا را از روى شهرهاى ويران شده، و خانه هاى درهم فرو ريخته بشناسى،

    آن را يادآورى دلسوز، و اندرز دهنده اى گويا مى يابى،

    كه چونان دوستى مهربان از تباهى و نابودى تو نگران است.

    دنيا چه خوب خانه اى است براى آن كس كه آن را جاودانه نپندارد،

    و خوب محلّى است براى آن كس كه آن را وطن خويش انتخاب نكند.

    سعادتمندان به وسيله دنيا در قيامت، كسانى هستند كه امروز از حرام آن مى گريزند.

     

     

    معاد و نشانه های قیامت


    آنگاه كه زمين سخت بلرزد،

    و نشانه هاى هولناك قيامت تحقّق پذيرد،

    و پيروان هر دينى به آن ملحق شوند،

    و هر پرستش كننده به معبود خود،

    و هر اطاعت كننده اى به فرمانده خود رسد.

    نه چشمى بر خلاف عدالت و برابرى در هوا گشوده،

    و نه قدمى بر خلاف حق، آهسته در زمين نهاده مى شود.

    در آن روز چه دليل هايى كه باطل مى گردد،

    و عذرهايى كه پذيرفته نمى شود

    پس در جستجوى عذرى باش كه پذيرفته شود،

    و دليلى بجوى كه استوار باشد.

    و از دنياى فانى براى آخرت جاويدان توشه بردار،

    و براى سفر آخرت وسائل لازم را آماده كن،

    و چشم به برق نجات بدوز،

    و بار سفر بربند.

    .

    خطبه 223

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل  البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ معاد و نشانه های قیامت در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, درمان غفلت زدگی
    [چهارشنبه 1399-06-19] [ 09:29:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      خصوصیات اهل تقوی ...
    خصوصیات اهل تقوی

    (به هنگام تلاوت آيه 37 سوره نور، «و صبح و شام در آن خانه ها تسبيح مى گويند، مردانى كه نه تجارت و نه معامله اى آنها را از ياد خدا و بر پا داشتن ياد خدا غافل نمى كند»، فرمود).

     

    خداشناسی


    همانا خداى سبحان و بزرگ، ياد خود را روشنى بخش دل ها قرار داد،

    تا گوش پس از ناشنوايى بشنود،

    و چشم پس از كم نورى بنگرد،

    و انسان پس از دشمنى رام گردد.

    خداوند كه نعمت هاى او گران قدر است،

    در دوران هاى مختلف روزگار،

    و در دوران جدايى از رسالت

    «تا آمدن پيامبرى پس از پيامبرى ديگر» بندگانى داشته كه با آنان در گوش جانشان زمزمه مى كرد،

    و در درون عقلشان با آنان سخن مى گفت.

    آنان چراغ هدايت را با نور بيدارى در گوش ها و ديده ها و دل ها بر مى افروختند،

    روزهاى خدايى را به ياد مى آورند

    و مردم را از جلال و بزرگى خدا مى ترساندند.

    آنان نشانه هاى روشن خدا در بيابان هايند،

    آن را كه راه ميانه در پيش گرفت مى ستودند،

    و به رستگارى بشارت مى دادند،

    و روش آن را كه به جانب چپ يا راست كشانده مى شد، زشت مى شمردند،

    و از نابودى هشدار مى دادند،

    همچنان چراغ تاريكى ها، و راهنماى پرتگاه ها بودند.

     

     

    خصوصیات اهل تقوی


    همانا مردمى هستند كه ذكر خدا را به جاى دنيا برگزيدند،

    كه هيچ تجارتى يا خريد و فروشى، آنها را از ياد خدا باز نمى دارد.

    با ياد خدا روزگار مى گذرانند،

    و غافلان را با هشدارهاى خود، از كيفرهاى الهى مى ترسانند

    به عدالت فرمان مى دهند،

    و خود عدالت گسترند،

    از بدى ها نهى مى كنند

    و خود از آنها پرهيز دارند.

    با اينكه در دنيا زندگى مى كنند گويا آن را رها كرده به آخرت پيوسته اند،

    سراى ديگر را مشاهده كرده، گويا از مسائل پنهان برزخيان و مدت طولانى اقامتشان آگاهى دارند،

    و گويا قيامت وعده هاى خود را براى آنان تحقّق بخشيده است.

    آنان پرده ها را براى مردم دنيا برداشته اند،

    مى بينند آنچه را كه مردم نمى نگرند،

    و مى شنوند آنچه را كه مردم نمى شنوند.

    اگر اهل ذكر را در انديشه خود آورى

    و مقامات ستوده آنان و مجالس آشكارشان را بنگرى،

    مى بينى كه آنان نامه هاى اعمال خود را گشوده، و براى حسابرسى آماده اند،

    كه همه را جبران كنند،

    و در انديشه اند، در كدام يك از اعمال كوچك و بزرگى كه به آنان فرمان داده شده، كوتاهى كرده اند،

    يا چه اعمالى كه از آن نهى شده بودند مرتكب گرديده اند.

    بار سنگين گناهان خويش را بر دوش نهاده، و در برداشتن آن ناتوان شدند،

    گريه در گلويشان شكسته،

    و با ناله و فرياد مى گريند

    و با يكديگر گفتگو دارند،

    در پيشگاه پروردگار خويش به پشيمانى اعتراف دارند.

    آنان نشانه هاى هدايت، و چراغ هاى روشنگر تاريكى ها مى باشند،

    فرشتگان آنان را در ميان گرفته،

    و آرامش بر آنها مى بارند،

    درهاى آسمان به رويشان گشوده،

    و مقام ارزشمندى براى آنان آماده كرده اند،

    مقامى كه خداوند با نظر رحمت به آن مى نگرد،

    و از تلاش آنها خشنود، و منزلت آنها را مى ستايد،

    دست به دعا برداشته، و آمرزش الهى مى طلبند.

    در گرو نيازمندى فضل خدا، و اسيران بزرگى اويند،

    غم و اندوه طولانى دل هايشان را مجروح،

    و گريه هاى پياپى چشم هايشان را آزرده است.

    دست آنان به طرف تمام درهاى اميدوارى خدا دراز است،

    از كسى درخواست مى كنند كه بخشش او را كاستى، و درخواست كنندگان او را نوميدى نيست.

    پس اكنون به خاطر خودت، حساب خويش را بررسى كن زيرا ديگران حسابرسى غير از تو دارند.

    .

    خطبه 222

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه, ◀خداشناسی در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, مشخصات اهل تقوی
     [ 09:14:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      وصف حالت مرگ و مردگان از زبان امام علی ...
    وصف حالت مرگ و مردگان از زبان امام علی

    پس از خواندن آيه 1 سوره تكاثر «افزون طلبى شما را به خود مشغول داشته تا آنجا كه به ديدار قبرها رفتيد» فرمود):

     

     

     هشدار از غفلت زدگى ها (دنیاگرایی و مرگ)


    شگفتا چه مقصد بسيار دورى و چه زيارت كنندگان بيخبرى و چه كار دشوار و مرگبارى!

    پنداشتند كه جاى مردگان خالى است،

    آنها كه سخت مايه عبرتند،

    و از دور با ياد گذشتگان، فخر مى فروشند.

    آيا به گورهاى پدران خويش مى نازند؟!

    و يا به تعداد فراوانى كه در كام مرگ فرو رفته اند؟

    آيا خواهان بازگشت اجسادى هستند كه پوسيده شده و حركاتشان به سكون تبديل گشت؟

    آنها مايه عبرت باشند سزاوارتر است تا تفاخر.

    اگر با مشاهده وضع آنان به فروتنى روى آورند عاقلانه تر است تا آنان را وسيله فخر فروشى قرار دهند.

    اما بدانها با ديده هاى كم سو نگريستند،

    و با كوته بينى در امواج نادانى فرو رفتند.

    اگر حال آنان را از خانه هاى ويران، و سرزمين هاى خالى از زندگان، مى پرسيدند، پاسخ مى دادند: «آنان با گمراهى در زمين فرو خفتند، و شما ناآگاهانه دنباله روى آنان شديد.»

    بر روى كاسه هاى سر آنها راه مى رويد،

    و بر روى جسدهايشان زراعت مى كنيد،

    و آنچه به جا گذاشته اند مى خوريد،

    و بر خانه هاى ويران آنها مسكن گرفته ايد،

    و روزگارى كه ميان آنها و شماست بر شما گريه و زارى مى كند.

    آنها پيش از شما به كام مرگ فرو رفتند،

    و براى رسيدن به آبشخور، از شما پيشى گرفتند.

    در حالى كه آنها داراى عزّت پايدار، و درجات والاى افتخار بودند.

    پادشاهان حاكم، يا رعيّت سر فراز بودند

    كه سرانجام به درون برزخ راه يافتند،

    و زمين آنها را در خود گرفت،

    و از گوشت بدن هاى آنان خورد،

    و از خون آنان نوشيد،

    پس در شكاف گورها بى جان و بدون حركت پنهان مانده اند.

    نه از دگرگونى ها نگرانند،

    و نه از زلزله ها ترسناك،

    و نه از فريادهاى سخت هراسى دارند.

    غائب شدگانى كه كسى انتظار آنان را نمى كشد،

    و حاضرانى كه حضور نمى يابند،

    اجتماعى داشتند و پراكنده شدند،

    با يكديگر مهربان بودند و جدا گرديدند.

    اگر يادشان فراموش گشت، يا ديارشان ساكت شد،

    براى طولانى شدن زمان يا دورى مكان نيست،

    بلكه جام مرگ نوشيدند.

    گويا بودند و لال شدند،

    شنوا بودند و كر گشتند،

    و حركاتشان به سكون تبديل شد،

    چنان آرميدند كه گويا بيهوش بر خاك افتاده و در خواب فرو رفته اند.

    همسايگانى هستند كه با يكديگر انس نمى گيرند

    و دوستانى اند كه به ديدار يكديگر نمى روند.

    پيوندهاى شناسايى در ميانشان پوسيده،

    و اسباب برادرى قطع گرديده است.

    با اينكه در يك جا گرد آمده اند تنهايند،

    رفيقان يكديگرند و از هم دورند،

    نه براى شب صبحگاهى مى شناسند،

    و نه براى روز شامگاهى.

    شب، يا روزى كه به سفر مرگ رفته اند براى آنها جاويدان است.

    خطرات آن جهان را وحشتناك تر از آنچه مى ترسيدند يافتند،

    و نشانه هاى آن را بزرگ تر از آنچه مى پنداشتند مشاهده كردند.

    براى رسيدن به بهشت يا جهنّم، تا قرارگاه اصلى شان مهلت داده شدند،

    و جهانى از بيم و اميد برايشان فراهم آمد.

    اگر مى خواستند آنچه را كه ديدند توصيف كنند، زبانشان عاجز مى شد.

     

     پيام درگذشتگان


    حال اگر چه آثارشان نابود، و اخبارشان فراموش شده،

    امّا چشم هاى عبرت بين، آنها را مى نگرد،

    و گوش جان اخبارشان را مى شنود،

    كه با زبان ديگرى با ما حرف مى زنند و مى گويند:

    چهره هاى زيبا پژمرده

    و بدن هاى ناز پرورده پوسيده شد،

    و بر اندام خود لباس كهنگى پوشانده ايم،

    و تنگى قبر ما را در فشار گرفته،

    وحشت و ترس را از يكديگر به ارث برده ايم.

    خانه هاى خاموش قبر بر ما فرو ريخته،

    و زيبايى هاى اندام ما را نابود،

    و نشانه هاى چهره هاى ما را دگرگون كرده است.

    اقامت ما در اين خانه هاى وحشت زا طولانى است،

    نه از مشكلات رهايى يافته، و نه از تنگى قبر گشايشى فراهم شد.


    مردم !

    اگر آنها را در انديشه خود بياوريد، يا پرده ها كنار رود،

    مردگان را در حالتى مى نگريد كه حشرات گوش هايشان را خورده،

    چشم هايشان به جاى سرمه پر از خاك گرديده،

    و زبان هايى كه با سرعت و فصاحت سخن مى گفتند پاره پاره شده.

    قلب ها در سينه ها پس از بيدارى به خاموشى گراييده،

    و در تمام اعضاى بدن پوسيدگى تازه اى آشكار شده،

    و آنها را زشت گردانيده،

    و راه آفت زدگى بر اجسادشان گشوده شده،

    همه تسليم شده،

    نه دستى براى دفاع، و نه قلبى براى زارى دارند.

    و آنان را مى بينى كه دل هاى خسته از اندوه،

    و چشم هاى پر شده از خاشاك دارند،

    و حالات اندوهناك آنها دگرگونى ايجاد نمى شود

    و سختى هاى آنان بر طرف نمى گردد.

     

    آه زمين!

    چه اجساد عزيز و خوش سيمايى را كه با غذاهاى لذيذ و رنگين زندگى كردند،

    و در آغوش نعمت ها پرورانده شدند به كام خويش فرو برد.

    آنان كه مى خواستند با شادى غم هاى را از دل بيرون كنند،

    و به هنگام مصيبت با سرگرمى ها، صفاى عيش خود را برهم نزنند.

    دنيا به آنها و آنها به دنيا مى خنديدند،

    و در سايه خوشگذرانى غفلت زا، بى خبر بودند كه روزگار با خارهاى مصيبت زا آنها را در هم كوبيد

    و گذشت روزگار توانايى شان را گرفت.

    مرگ از نزديك به آنها نظر دوخت،

    و غم و اندوهى كه انتظارش را نداشتند آنان را فرا گرفت،

    و غصّه هاى پنهانى كه خيال آن را نمى كردند، در جانشان راه يافت،

    در حالى كه با سلامتى انس داشتند انواع بيمارى ها در پيكرشان پديد آمد،

    و هراسناك به اطبّا، كه دستور دادند گرمى را با سردى، و سردى را با گرمى درمان كنند روى آورند كه بى نتيجه بود،

    زيرا داروى سردى، گرمى را علاج نكرد، و آنچه براى گرمى به كار بردند، سردى را بيشتر ساخت،

    و تركيبات و اخلاط، مزاج را به اعتدال نياورد، جز آن كه آن بيمارى را فزونى داد.

    تا آنجا كه درمان كننده خسته، و پرستار سرگردان، و خانواده از ادامه بيمارى ها سست و ناتوان شدند،

    و از پاسخ پرسش كنندگان درماندند،

    و در باره همان خبر حزن آورى كه از او پنهان مى داشتند در حضورش به گفتگو پرداختند.

    يكى مى گفت تا لحظه مرگ بيمار است،

    ديگرى در آروزى شفا يافتن بود،

    و سوّمى خاندانش را به شكيبايى در مرگش دعوت مى كرد، و گذشتگان را به ياد مى آورد.

    در آن حال كه در آستانه مرگ، و ترك دنيا، و جدايى با دوستان بود،

    ناگهان اندوهى سخت به او روى آورد،

    فهم و دركش را گرفت،

    زبانش به خشكى گراييد.

    چه مطالب مهمّى را مى بايست بگويد كه زبانش از گفتن آنها باز ماند،

    و چه سخنان دردناكى را از شخص بزرگى كه احترامش را نگه مى داشت،

    يا فرد خردسالى كه به او ترحّم مى كرد، مى شنيد و خود را به كرى مى زد.

    همانا مرگ سختى هايى دارد كه هراس انگيز و وصف ناشدنى است،

    و برتر از آن است كه عقل هاى اهل دنيا آن را درك كند.

    .

    خطبه221

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀مرگ در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 09:04:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      ویژگی های اهل تقوی (سلوک) ...
    ویژگی های اهل تقوی (سلوک)

    مشخصات اهل تقوی

     


    عقلش را زنده كرد

    و نفس خويش را كشت،

    تا آنجا كه جسمش لاغر،

    و خشونت اخلاقش به نرمى گراييد،

    برقى پر نور براى او درخشيد،

    و راه را براى او روشن كرد

    و در راه راست او را كشاند

    و از درى به در ديگر برد

    تا به در سلامت و سراى جاودانه رساند،

    كه دو پاى او در قرارگاه امن با آرامش تن، استوار شد.

    اين، پاداش آن بود كه دل را درست به كار گرفت،

    و پروردگار خويش را راضى كرد.

    .

    خطبه 220

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, مشخصات اهل تقوی
     [ 08:46:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      تأسف امام علی بر کشته شدگان جمل ...
    تأسف امام علی بر کشته شدگان جمل

    (در ميدان نبرد جمل در سال 36 هجرى وقتى به جنازه طلحه و عبد الرحمن بن عتاب رسيد فرمود).

     

    علی از زبان علی (تأسّف بر كشتگان جمل)


    ابو محمد (طلحه) در اين مكان، غريب مانده است.

    به خدا سوگند!

    خوش نداشتم قريش را زير تابش ستارگان كشته و افتاده بينم.

    به خونخواهى، بر فرزندان «عبد مناف» دست يافتم،

    ولى سر كردگانى «بنى جمح» از دستم گريختند.

    آنان براى كارى كه در شأن آنها نبود سر بر افراشتند،

    و پيش از رسيدن به آن سركوب شدند.

    .

    خطبه 219

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀طلحه و زبیر در نهج البلاغه, ◀جنگ جمل در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 08:40:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      افشاى ماهیت ناكثان ...
    افشاى ماهیت ناكثان

    (در باره كسانى كه براى جنگ با او به بصره رفتند).

     

    علی از زبان علی (افشاى ماهیت ناكثان)


    بر كارگزاران و خزانه داران بيت المال مسلمانان كه در فرمان من بودند،

    و بر مردم شهرى كه تمامى آنها بر اطاعت من و وفادارى در بيعت با من وحدت داشتند، هجوم آوردند،

    آنان را از هم پراكندند،

    و به زيان من، در ميانشان اختلاف افكندند،

    و بر شيعيان من تاختند،

    گروهى را با نيرنگ كشتند،

    و گروهى دست بر شمشير فشرده با دشمن جنگيدند

    تا صادقانه خدا را ملاقات كردند.

    .

    خطبه 218

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀طلحه و زبیر در نهج البلاغه, ◀جنگ جمل در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 08:33:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      غم امام علی از دگرگونی خلافت ...
    غم امام علی از دگرگونی خلافت

    علی از زبان علی (شکوه از ماجرای خلافت)


    خدايا!

    براى پيروزى بر قريش و يارانشان از تو كمك مى خواهم،

    كه پيوند خويشاوندى مرا بريدند،

    و كار مرا دگرگون كردند،

    و همگى براى مبارزه با من در حقّى كه از همه آنان سزاوارترم، متّحد گرديدند

    و گفتند: «حق را اگر توانى بگير، و يا اگر تو را از حق محروم دارند، يا با غم و اندوه صبر كن، و يا با حسرت بمير».

    به اطرافم نگريستم

    ديدم كه نه ياورى دارم، و نه كسى از من دفاع و حمايت مى كند،

    جز خانواده ام كه مايل نبودم جانشان به خطر افتد.

    پس خار در چشم فرو رفته، ديده بر هم نهادم،

    و با گلوى استخوان در آن گير كرده، جام تلخ را جرعه جرعه نوشيدم،

    و در فرو خوردن خشم در امرى كه تلخ تر از گياه حنظل،

    و دردناك تر از فرو رفتن تيزى شمشير در دل بود، شكيبايى كردم.

     .

    خطبه 217

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀ماجرای خلافت از زبان حضرت علی, ✔مطلب ندارد
    [دوشنبه 1399-06-17] [ 03:48:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      جایگاه حق و نقش آن در اداره جامعه ...
    جایگاه حق و نقش آن در اداره جامعه

    (از سخنرانيهاى امام عليه السّلام در صحراى صفّين است).

     

    جایگاه حق در جامعه اسلامی


    پس از ستايش پروردگار،

    خداوند سبحان، براى من، بر شما به جهت سرپرستى حكومت، حقّى قرار داده،

    و براى شما همانند حق من، حقّى تعيين فرموده است.

    پس حق گسترده تر از آن است كه وصفش كنند،

    ولى به هنگام عمل تنگنايى بى مانند دارد .

    حق اگر به سود كسى اجرا شود، ناگزير به زيان او نيز روزى به كار رود،

    و چون به زيان كسى اجراء شود روزى به سود او نيز جريان خواهد داشت.

    اگر بنا باشد حق به سود كسى اجراء شود و زيانى نداشته باشد،

    اين مخصوص خداى سبحان است نه ديگر آفريده ها،

    به خاطر قدرت الهى بر بندگان، و عدالت او بر تمام موجوداتى كه فرمانش بر آنها جارى است.

    لكن خداوند حق خود را بر بندگان، اطاعت خويش قرار داده،

    و پاداش آن را دو چندان كرده است،

    از روى بخشندگى،

    و گشايشى كه خواسته به بندگان عطا فرمايد.

     

     حقوق متقابل رهبرى و مردم


    پس، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب كرد،

    و آن حقوق را در برابر هم گذاشت،

    كه برخى از حقوق برخى ديگر را واجب گرداند،

    و حقّى بر كسى واجب نمى شود مگر همانند آن را انجام دهد.

    و در ميان حقوق الهى، بزرگ ترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است،

    حق واجبى كه خداى سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد،

    و آن را عامل پايدارى پيوند ملّت و رهبر، و عزّت دين قرار داد.

    پس رعيّت اصلاح نمى شود جز آن كه زمامداران اصلاح گردند،

    و زمامداران اصلاح نمى شوند جز با درستكارى رعيّت.

    و آنگاه كه مردم حق رهبرى را اداء كنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت يابد،

    و راه هاى دين پديدار و نشانه هاى عدالت بر قرار،

    و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پايدار گردد،

    پس روزگار اصلاح شود

    و مردم در تداوم حكومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مى گردد.


    امّا اگر مردم بر حكومت چيره شوند،

    يا زمامدار بر رعيّت ستم كند،

    وحدت كلمه از بين مى رود،

    نشانه هاى ستم آشكار،

    و نيرنگ بازى در دين فراوان مى گردد،

    و راه گسترده سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم متروك،

    هوا پرستى فراوان،

    احكام دين تعطيل،

    و بيمارى هاى دل فراوان شود.

    مردم از اينكه حقّ بزرگى فراموش مى شود،

    يا باطل خطرناكى در جامعه رواج مى يابد،

    احساس نگرانى نمى كنند

    پس در آن زمان نيكان خوار، و بدان قدرتمند مى شوند،

    و كيفر الهى بر بندگان بزرگ و دردناك خواهد بود.

    پس بر شماست كه يكديگر را نصيحت كنيد،

    و نيكو همكارى نماييد.

    درست است كه هيچ كس نمى تواند حق اطاعت خداوندى را چنانكه بايد بگزارد،

    هر چند در به دست آوردن رضاى خدا حريص باشد،

    و در كار بندگى تلاش فراوان نمايد،

    لكن بايد به مقدار توان، حقوق الهى را رعايت كند

    كه يكى از واجبات الهى، يكديگر را به اندازه توان نصيحت كردن، و بر پا داشتن حق، و يارى دادن به يكديگر است.


    هيچ كس هر چند قدر او در حق بزرگ، و ارزش او در دين بيشتر باشد،

    بى نياز نيست كه او را در انجام حق يارى رسانند،

    و هيچ كس گرچه مردم او را خوار شمارند، و در ديده ها بى ارزش باشد،

    كوچك تر از آن نيست كه كسى را در انجام حق يارى كند، يا ديگرى به يارى او برخيزد.


    (پس يكى از ياران به پاخاست و با سخنى طولانى امام را ستود، حرف شنوايى و اطاعت از امام را اعلام داشت. آنگاه امام فرمود:)

    «كسى كه عظمت خدا در جانش بزرگ، و منزلت او در قلبش والاست،

    سزاوار است كه هر چه جز خدا را كوچك شمارد.

    و از او سزاوارتر كسى كه نعمت هاى خدا را فراوان در اختيار دارد،

    و بر خوان احسان خدا نشسته است،

    زيرا نعمت خدا بر كسى بسيار نگردد جز آن كه حقوق الهى بر او فراوان باشد.»

     

     

    علی از زبان علی ( روابط سالم و متقابل رهبر و مردم)


    مردم !

    از پست ترين حالات زمامداران در نزد صالحان اين است كه گمان برند آنها دوستدار ستايش اند،

    و كشور دارى آنان بر كبر و خود پسندى استوار باشد،

    و خوش ندارم، در خاطر شما بگذرد كه من ستايش را دوست دارم، و خواهان شنيدن آن مى باشم.

    سپاس خدا را كه چنين نبودم

    و اگر ستايش را دوست مى داشتم، آن را رها مى كردم

    به خاطر فروتنى در پيشگاه خداى سبحان،

    و بزرگى و بزرگوارى كه تنها خدا سزاوار آن است.

    گاهى مردم، ستودن افرادى را براى كار و تلاش روا مى دانند.

    اما من از شما مى خواهم كه مرا با سخنان زيباى خود مستاييد،

    تا از عهده وظايفى كه نسبت به خدا و شما دارم بر آيم،

    و حقوقى كه مانده است بپردازم،

    و واجباتى كه بر عهده من است و بايد انجام گيرد اداء كنم.

    پس با من چنانكه با پادشاهان سركش سخن مى گويند، حرف نزنيد،

    و چنانكه از آدم هاى خشمگين كناره مى گيرند دورى نجوييد،

    و با ظاهر سازى با من رفتار نكنيد،

    و گمان مبريد اگر حقّى به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد،

    يا در پى بزرگ نشان دادن خويشم،

    زيرا كسى كه شنيدن حق، يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد، عمل كردن به آن، براى او دشوارتر خواهد بود.

    پس،

    از گفتن حق، يا مشورت در عدالت خوددارى نكنيد،

    زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمى دانم، مگر آن كه خداوند مرا حفظ فرمايد.

    پس همانا من و شما بندگان و مملوك پروردگاريم كه جز او پروردگارى نيست.

    او مالك ما، و ما را بر نفس خود اختيارى نيست.

    ما را از آنچه بوديم خارج و بدانچه صلاح ما بود در آورد.

    به جاى گمراهى، هدايت و به جاى كورى بينايى به ما عطا فرمود.

    .

    خطبه 216

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ ویژگی های حاکم در نهج البلاغه, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀ ویژگی کارگزاران در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, ماهیت اسلام و امت اسلامی
     [ 03:41:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      نیایش امام علی ...
    نیایش امام علی

    علی از زبان علی(دعا و نیایش)


    ستايش خداوندى را سزاست كه شبم را به صبح آورد بى آن كه مرده يا بيمار باشم،

    نه دردى بر رگ هاى تنم باقى گذارد،

    و نه به كيفر بدترين كردارم گرفتار كرد،

    نه بى فرزند و خاندان مانده،

    و نه از دين خدا روى گردانم،

    نه منكر پروردگار،

    نه ايمانم دگرگون،

    و نه عقلم آشفته،

    و نه به عذاب امّت هاى گذشته گرفتارم.

    در حالى كه صبح كردم كه بنده اى بى اختيار و بر نفس خود ستمكارم.


    خدايا!

    بر تو است كه مرا محكوم فرمايى در حالى كه عذرى ندارم،

    و توان فراهم آوردن چيزى جز آنچه كه تو مى بخشايى ندارم،

    و قدرت حفظ خويش ندارم جز آن كه تو مرا حفظ كنى.

    خدايا!

    به تو پناه مى برم از آن كه در سايه بى نيازى تو، تهيدست باشم،

    يا در پرتو روشنايى هدايت تو گمراه گردم،

    يا در پناه قدرت تو بر من ستم روا دارند،

    يا خوار و ذليل باشم در حالى كه كار در دست تو باشد.

    خدايا!

    جانم را نخستين نعمت گرانبهايى قرار ده كه مى ستانى،

    و نخستين سپرده اى قرار ده كه از من باز پس مى گيرى.

    خدايا!

    ما به تو پناه مى بريم از آن كه از فرموده تو بيرون شويم،

    يا از دين تو خارج گرديم،

    يا هواهاى نفسانى پياپى بر ما فرود آيد،

    كه از هدايت ارزانى شده از جانب تو سرباز زنيم.

    .

    خطبه 215

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ دعا در نهج البلاغه و دعاهای حضرت علی, ✔مطلب ندارد
    [یکشنبه 1399-06-16] [ 12:03:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      ضرورت خودسازی ...
    ضرورت خودسازی

     پيامبر صلی الله علیه و آله از زبان امام علی

     

    گواهى مى دهم كه خدا عدل است و دادگر،

    و دادرسى جدا كننده حق و باطل،

    و گواهى مى دهم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنده و فرستاده او سرور مخلوقات است.

    هر گاه آفريدگان را به دو دسته كرد او را در بهترين آنها قرار داد،

    در خاندان او نه زناكار و نه مردم بدكار است.


    آگاه باشيد!

    خداوند براى خوبى ها، مردمى،

    و براى حق ستون هاى استوارى،

    و براى اطاعت نگهدارنده اى قرار داد.

    هر گامى كه در اطاعت بر مى داريد، ياورى از طرف خداى سبحان وجود دارد

    كه زبان ها به نيروى آنها سخن مى گويند،

    و دل ها با كمك آنها استوارند،

    براى يارى طلبان ياور،

    و براى شفا خواهان شفا دهنده اند.

     

     

     ارزش دانشمندان الهى


    بدانيد بندگانى كه نگاه دار علم خداوندند، و آن را حفظ مى كنند،

    و چشمه هاى علم الهى را جوشان مى سازند،

    با دوستى خدا با يكديگر پيوند داشته و يكديگر را ديدار مى كنند.

    جام محبّت او را به همديگر مى نوشانند،

    و از آبشخور علم او سيراب مى گردند.

    شك و ترديد در آنها راه نمى يابد،

    و از يكديگر بدگويى نمى كنند.

    سرشت و اخلاقشان با اين ويژگى ها شكل گرفته است،

    و بر اين اساس تمام دوستيها و پيوندهايشان استوار است.

    آنان، چونان بذرهاى پاكيزه اى هستند كه در ميان مردم گزينش شده،

    آنها را براى كاشتن انتخاب و ديگران را رها مى كنند.

    با آزمايش هاى مكرّر امتياز يافتند،

    و با پاك كردن هاى پى در پى خالص گرديدند.

     

     

    ضرورت تقوی و خودسازی


    پس آدمى بايد اندرزها را بپذيرد،

    و پيش از رسيدن رستاخيز پرهيزكار باشد،

    و در كوتاهى روزگارش انديشه كند،

    و به ماندن كوتاه در دنيا نظر دوزد

    تا آن را به منزلگاهى بهتر مبدّل سازد.

    پس براى جايى كه او را مى برند، و براى شناسايى سراى ديگر تلاش كند.

    خوشا به حال كسى كه قلبى سالم دارد،

    خداى هدايتگر را اطاعت مى كند،

    از شيطان گمراه كننده دورى مى گزيند،

    با راهنمايى مردان الهى با آگاهى به راه سلامت رسيده،

    و به اطاعت هدايتگرش بپردازد،

    و به راه رستگارى پيش از آن كه درها بسته شود،

    و وسائلش قطع گردد بشتابد،

    در توبه را بگشايد،

    و گناهان را از بين ببرد.

    پس (چنين فردى) به راه راست ايستاده،

    و به راه حق هدايت شده است.

    .

    خطبه 214

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ پیامبر از زبان حضرت علی در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه, ◀علم و علماء در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 11:56:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      خداشناسی ...
    خداشناسی

     خدا شناسى


    سپاس خداوندى را سزاست كه از شباهت داشتن به پديده ها برتر

    و از تعريف وصف كنندگان والاتر است.

    با تدبير شگفتى آورش بر همه بينندگان آشكار،

    و با بزرگى عزّتش، بر همه فكرهاى انديشمندان پنهان است.

    داناست، نه آن كه آگاهى او از جايى گرفته شده يا در حال فزونى باشد و يا از كسى فراگيرد،

    اداره كننده سراسر نظام آفرينش است بى آنكه نيازى به فكر كردن يا انديشه درونى داشته باشد.

    خدايى كه تاريكى ها او را پنهان نسازد،

    و از نورها روشنى نگيرد،

    شب او را نپوشاند،

    و روز بر او نمى گذرد،

    نه بينايى او از راه ديدگان،

    و نه علم او از راه اطلاعات و اخبار است.

     

     

      ويژگى هاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از زبان امام علی


    خدا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را با روشنايى اسلام فرستاد،

    و در گزينش، او را بر همه مقدّم داشت.

    با بعثت او شكاف ها را پر،

    و سلطه گران پيروز را در هم شكست،

    و سختى ها را آسان،

    و ناهموارى ها را هموار فرمود

    تا آن كه گمراهى را از چپ و راست تار و مار كرد.

    .

    خطبه 213

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ پیامبر از زبان حضرت علی در نهج البلاغه, ◀خداشناسی در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 11:45:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      دعای امام علی برای بسیج کردن مردم ...
    دعای امام علی برای بسیج کردن مردم

    بسيج مردم براى جنگ با شاميان


    خدايا!

    هر كدام از بندگان تو، كه سخن عادلانه دور از ستمكارى،

    و اصلاح كننده دور از فساد انگيزى ما را نسبت به دين و دنيا شنيد،

    و پس از شنيدن سرباز زد،

    و از يارى كردنت باز ايستاد،

    و در گرامى داشتن دين تو درنگ و سستى كرد،

    ما تو را بر ضد او به گواهى مى طلبيم.

    اى خدايى كه از بزرگ ترين گواهانى

    و تمام موجوداتى كه در آسمان ها و زمين سكونت دادى

    همه را بر ضد او به گواهى دعوت مى كنيم

    با اينكه تو از يارى او بى نيازى،

    و او را به كيفر گناهانش گرفتار خواهى كرد.

    .

    خطبه 212

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ جهاد در نهج البلاغه, ◀ دعا در نهج البلاغه و دعاهای حضرت علی, ✔مطلب ندارد
     [ 11:41:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      نحوه آفرینش عوالم ...
    نحوه آفرینش عوالم

    شگفتى آفرينش پديده ها


    از نشانه هاى توانايى و عظمت خدا،

    و شگفتى ظرافت هاى صنعت او آن است كه؛

    از آب درياى موج زننده، و امواج فراوان شكننده، خشكى آفريد،

    و به طبقاتى تقسيم كرد، سپس طبقه ها را از هم گشود،

    و هفت آسمان را آفريد، كه به فرمان او برقرار ماندند،

    و در اندازه هاى معيّن استوار شدند.

    و زمين را آفريد كه دريايى سبز رنگ و روان آن را بر دوش مى كشد،

    زمين در برابر فرمان خدا فروتن، و در برابر شكوه پروردگارى تسليم است،

    و آب روان از ترس او ايستاد.

    سپس صخره ها، تپه ها، و كوه هاى بزرگ را آفريد،

    آنها را در جايگاه خود ثابت نگاه داشت،

    و در قرارگاهشان استقرار بخشيد.

    پس كوه ها در هوا و ريشه هاى آن در آب رسوخ كرد.

    كوه ها از جاهاى پست و هموار سر بيرون كشيده و كم كم ارتفاع يافتند،

    و ريشه آن در دل زمين ريشه دوانيد،

    قلّه ها سر به سوى آسمان بر افراشت،

    و نوك آنها را طولانى ساخت تا تكيه گاه زمين، و ميخ هاى نگهدارنده آن باشد.

    سپس زمين با حركات شديدى كه داشت آرام گرفت،

    تا ساكنان خود را نلرزاند،

    و آنچه بر پشت زمين است سقوط نكند،

    يا از جاى خويش منتقل نگردد.

    پس پاك و منزّه است خدايى كه زمين را در ميان آن همه از امواج نا آرام، نگه داشت،

    و پس از رطوبت آن را خشك ساخت،

    و آن را جايگاه زندگى مخلوقات خود گردانيد،

    و چون بسترى بر ايشان بگستراند،

    بر روى دريايى عظيم و ايستاده اى كه روان نيست

    و تنها بادهاى تند آن را بر هم مى زند،

    و ابرهاى پرباران آن را مى جنباند

    «و توجه به اين شگفتى ها درس عبرتى است براى كسى كه بترسد».

    .

    خطبه 211

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀مراحل خلقت در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 11:36:00 ق.ظ ]



     لینک ثابت

      علت اختلاف احادیث در میان مردم ...
    علت اختلاف احادیث در میان مردم

    (شخصى از احاديث بدعت آور، و گوناگونى كه در ميان مردم رواج داشت پرسيد امام فرمود):

     

    علت اختلاف احادیث در میان مردم

     

     اقسام احاديث رواج يافته


    احاديثى كه در دسترس مردم قرار دارد، هم حق است هم باطل، هم راست هم دروغ،

    هم ناسخ هم منسوخ، هم عام هم خاص، هم محكم هم متشابه،

    هم احاديثى كه بدرستى ضبط گرديده و هم احاديثى كه با ظن و گمان روايت شده.

    در روزگار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنقدر دروغ به آن حضرت نسبت داده شد كه ايستاد و خطابه ايراد كرد،

    و فرمود: «هر كس از روى عمد به من دروغ نسبت دهد جايگاه او پر از آتش است».



    اقسام راويان حديث


    افرادى كه حديث نقل مى كنند چهار دسته اند، كه پنجمى ندارد:


    اول- منافقان نفوذى


    نخست منافقى كه تظاهر به ايمان مى كند،

    و نقاب اسلام بر چهره دارد،

    نه از گناه مى ترسد و نه از آن دورى مى جويد

    و از روى عمد دروغ به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نسبت مى دهد.

    اگر مردم مى دانستند كه او منافق دروغگو است، از او نمى پذيرفتند

    و گفتار دروغين او را تصديق نمى كردند،

    اما با ناآگاهى مى گويند او از اصحاب پيامبر است،

    رسول خدا را ديده و از او حديث شنيده، و از او گرفته است،

    پس حديث دروغين او را قبول مى كنند.

    در صورتى كه خدا تو را از منافقين آنگونه كه لازم بود آگاهاند،

    و وصف آنان را براى تو بيان داشت.

    آنان پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باقى ماندند

    و به پيشوايان گمراهى و دعوت كنندگان به آتش با دروغ و تهمت نزديك شده.

    پس به آنان ولايت و حكومت بخشيدند،

    و بر گردن مردم سوار گرديدند،

    و به وسيله آنان به دنيا رسيدند.

    همانا مردم هم با سلاطين و دنيا هستند،

    مگر آن كس كه خدا او را حفظ كند،

    اين يكى از آنچه ار گروه است.

     

    دوم- اشتباه كار


    كسى كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چيزى را به اشتباه شنيده،

    امّا سخن آن حضرت را درست حفظ نكرده است،

    و با توهّم چيزى را گرفته،

    امّا از روى عمد دروغ نمى گويد،

    آنچه در اختيار دارد روايت كرده

    و به آن عمل مى كند

    و مى گويد من از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن را شنيده ام.

    اگر مسلمانان بدانند كه او اشتباه كرده، و غير واقعى پنداشته، از او نمى پذيرفتند،

    خودش هم اگر آگاهى مى يافت كه اشتباه كرده آن را رها مى كرد.

     

    سوّم- ناآگاهانى كه حديث شناس نيستند

     

     شخصى كه شنيده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به چيزى امر فرمود.

    (امّا) سپس از آن نهى كرد و او نمى داند،

    يا شنيد كه چيزى را نهى كرد، سپس به آن امر فرمود و او آگاهى ندارد،

    پس نسخ شده را حفظ كرد ولى ناسخ را نمى داند.

    اگر بداند كه حديث او منسوخ است تركش مى كند،

    و اگر مسلمانان نيز مى دانستند روايت او نسخ شده، آن را ترك مى كردند.

     

    چهارم- حافظان راست گفتار


    آن كه نه به خدا دروغ مى بندد و نه به پيامبرش دروغ نسبت مى دهد.

    دروغ را از ترس خدا، و حرمت نگهداشتن از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دشمن دارد.

    در آنچه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيده اشتباه نكرده،

    بلكه آن را با تمام جوانبش حفظ كرده است،

    و آن چنان كه شنيده بدون كم و كاست نقل مى كند.

    پس او ناسخ را دانسته و به آن عمل كرده،

    و منسوخ را فهميده و از آن دورى جسته،

    خاص و عام، محكم و متشابه، را شناخته، هر كدام را در جاى خويش قرار داده است.

     

     اقسام اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم


    گاهى سخنى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داراى دو معنا بود، سخنى عام، و سخنى خاص،

    كسى آن را مى شنيد كه مقصود خدا و پيامبرش را از آن كلام نمى فهميد،

    پس به معناى دلخواه خود تفسير مى كرد،

     بدون آن كه معناى واقعى آن را بداند، كه براى چه هدفى صادر شد، و چرا چنين گفته شد، حفظ و نقل مى كرد.

    همه ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنان نبودند كه از او چيزى بپرسند و معناى واقعى آن را درخواست كنند

    تا آنجا كه عدّه اى دوست داشتند عربى بيابانى يا سؤال كننده اى از آن حضرت چيزى بپرسد و آنها پاسخ آن را بشنوند،

    امّا من هر چه از خاطرم مى گذشت مى پرسيدم، و حفظ مى كردم.

    پس اين است علل اختلاف رواياتى كه در ميان مردم وجود دارد،

    و علل اختلاف روايات در نقل حديث.

    .

    خطبه 210

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ✔مطلب ندارد, ویژگی های اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علی, علت اختلاف احادیث میان مردم
    [شنبه 1399-06-15] [ 04:14:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      برخورد با تفكّر ترك دنيا ...
    برخورد با تفكّر ترك دنيا

    پس از جنگ بصره بر علاء بن زياد وارد شد كه از ياران امام بود. وقتى خانه بسيار مجلّل و وسيع او را ديد، فرمود:

     

     

    روش استفاده از دنيا


    با اين خانه وسيع در دنيا چه مى كنى در حالى كه در آخرت به آن نيازمندترى؟!

    آرى!

    اگر بخواهى مى توانى با همين خانه به آخرت برسى

    در اين خانه وسيع مهمانان را پذيرايى كنى،

    به خويشاوندان با نيكوكارى بپيوندى،

    و حقوقى كه بر گردن تو است به صاحبان حق برسانى،

    پس آنگاه تو با همين خانه وسيع به آخرت نيز مى توانى پرداخت.

     

     

     برخورد با تفكّر ترك دنيا


    علاء گفت: از برادرم عاصم بن زياد به شما شكايت مى كنم.

    فرمود: چه شد او را؟

    گفت عبايى پوشيده و از دنيا كناره گرفته است.

    امام عليه السّلام فرمود او را بياوريد،

    وقتى آمد به او فرمود:

    اى دشمنك جان خويش! شيطان سرگردانت كرده،

    آيا تو به زن و فرزندانت رحم نمى كنى؟!

    تو مى پندارى كه خداوند نعمت هاى پاكيزه اش را حلال كرده، امّا دوست ندارد تو از آنها استفاده كنى؟!

    تو در برابر خدا كوچك تر از آنى كه اينگونه با تو رفتار كند.

    عاصم گفت:« اى امير مؤمنان، پس چرا تو با اين لباس خشن، و آن غذاى ناگوار به سر مى برى؟»

    امام فرمود:« واى بر تو من همانند تو نيستم، خداوند بر پيشوايان حق واجب كرده كه خود را با مردم ناتوان همسو كنند، تا فقر و ندارى، تنگدست را به هيجان نياورد، و به طغيان نكشاند.»

    .

    خطبه 209

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه, ◀ صله رحم و پیوند دوستی در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, روش استفاده درست از دنیا, برخورد با تفکر ترک دنیا
     [ 04:02:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      علی از زبان علی در جریان حکمیّت ...
    علی از زبان علی در جریان حکمیّت

    به هنگام شورش ياران پيرامون حكميّت فرمود:

     

    علی از زبان علی در جریان حکمیّت


    اى مردم!

    همواره كار من با شما به دلخواه من بود تا آن كه جنگ شما را ناتوان كرد.

    به خدا اگر جنگ كسانى را از شما گرفت و جمعى را گذاشت، براى دشمنانتان نيز كوبنده تر بود.

    من ديروز فرمانده و امير شما بودم،

    ولى امروز فرمانم مى دهند،

    ديروز باز دارنده بودم كه امروز مرا باز مى دارند

     شما زنده ماندن را دوست داريد،

    و من نمى توانم شما را به راهى كه دوست نداريد اجبار كنم.

    .

    خطبه 208

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀جنگ صفین در نهج البلاغه, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, جریان حکمیت
     [ 03:54:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      نگاه امام علی به امام حسن و امام حسین علیهم السلام ...
    نگاه امام علی به امام حسن و امام حسین علیهم السلام

    در يكى از روزهاى نبرد صفّين، امام حسن عليه السّلام را ديد كه به سرعت در لشكر دشمن در حال پيشروى است فرمود:

     

    نگاه امام علی به امام حسن و امام حسین علیهم السلام

     

    اين جوان را نگه داريد، تا پشت مرا نشكند،

    كه دريغم آيد مرگ، حسن و حسين عليهما السّلام را دريابد.

    نكند با مرگ آنها نسل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از بين برود.

     

    (سيد رضی می گوید: جمله «اين جوان را نگه داريد» در مرتبه والاى سخن و از فصاحت بالايى برخوردار است).

    .

    خطبه 207

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀جنگ صفین در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, امام حسن و امام حسین در نگاه امام علی
     [ 03:48:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      طریق برخورد با مسلمان نادان ...
    طریق برخورد با مسلمان نادان

    (در جنگ صفّين شنيد كه ياران او شاميان را دشنام مى دهند فرمود):

     
    من خوش ندارم كه شما دشنام دهنده باشيد،

    اما اگر كردارشان را وصف و حالات آنان را باز گو مى كرديد به سخن راست نزديك تر، و عذر پذيرتر بود.

    خوب بود بجاى دشنام آنان مى گفتيد:

    «خدايا خون ما و آنها را حفظ كن،

    بين ما و آنان اصلاح فرما،

    و آنان را از گمراهى به راه راست هدايت كن،

    تا آنان كه جاهلند، حق را بشناسند،

    و آنان كه با حق مى ستيزند پشيمان شده به حق باز گردند.»

    .

    خطبه 206

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ جهاد در نهج البلاغه, ◀ دعا در نهج البلاغه و دعاهای حضرت علی, ✔مطلب ندارد
     [ 03:43:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      جواب امام علی به شکایت عدم مشورت قرار دادن طلحه و زبیر ...
    جواب امام علی به شکایت عدم مشورت قرار دادن طلحه و زبیر

    (طلحه و زبير پس از بيعت با امام عليه السّلام اعتراض كردند كه چرا در امور كشور با آنان مشورت نكرده و از آنها كمك نگرفته است.)

     

     

    علی از زبان علی (برخورد قاطعانه با سران ناكثين ؛ طلحه و زبير)


    به اندك چيزى خشمناك شديد،

    و خوبى هاى فراوان را از ياد برديد.

    ممكن است به من خبر دهيد كه كدام حقّى را از شما باز داشته ام

    يا كدام سهم را براى خود برداشته ام.

    و بر شما ستم كردم

    و كدام شكايت حقّى پيش من آورده شده كه ضعف نشان دادم

    و كدام فرمان الهى را آگاه نبوده و راه آن را به اشتباه پيموده ام؟


    به خدا سوگند!

    من به خلافت رغبتى نداشته،

    و به ولايت بر شما علاقه اى نشان نمى دادم،

    و اين شما بوديد كه مرا به آن دعوت كرديد،

    و آن را بر من تحميل كرديد.

    روزى كه خلافت به من رسيد در قرآن نظر افكندم،

    هر دستورى كه داده،

    و هر فرمانى كه فرموده پيروى كردم،

    به راه و رسم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اقتدا كردم.

    پس هيچ نيازى به حكم و رأى شما و ديگران ندارم،

    هنوز چيزى پيش نيامده كه حكم آن را ندانم،

    و نياز به مشورت شما و ديگر برادران مسلمان داشته باشم،

    اگر چنين بود از شما و ديگران روى گردان نبودم.

     

    و امّا اعتراض شما؛

    كه چرا با همه به تساوى رفتار كردم؟

    اين روشى نبود كه به رأى خود، و يا با خواسته دل خود انجام داده باشم،

    بلكه من و شما اين گونه رفتار را از دستور العمل هاى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آموختيم،

    كه چه حكمى آورد و چگونه آن را اجرا فرمود.

    پس در تقسيمى كه خدا به آن فرمان داد به شما نيازى نداشتم.


    سوگند به خدا!

    نه شما، و نه ديگران را بر من حقّى نيست كه زبان به اعتراض گشايند.

    خداوند قلب هاى شما و ما را به سوى حق هدايت فرمايد،

    و شكيبايى و استقامت را به ما و شما الهام كند.

    (سپس فرمود) خدا رحمت كند آن كس را كه حقّى را بنگرد و يارى كند،

    يا ستمى مشاهده كرده آن را نابود سازد،

    و حق را يارى داده تا به صاحبش باز گردد.

    .

    خطبه 205

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀طلحه و زبیر در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
    [چهارشنبه 1399-06-12] [ 11:50:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      چگونگی آمادگی برای سفر آخرت ...
    چگونگی آمادگی برای سفر آخرت

    آمادگى برای سفر آخرت


    آماده حركت شويد،

    خدا شما را بيامرزد كه بانگ كوچ را سر داديد.

    وابستگى به زندگى دنيا را كم كنيد،

    و با زاد و توشه نيكو به سوى آخرت باز گرديد،

    كه پيشاپيش شما گردنه اى سخت و دشوار،

    و منزلگاه هايى ترسناك وجود دارد،

    كه بايد در آنجاها فرود آييد، و توقّف كنيد.

     

    یاد مرگ


    آگاه باشيد !

    كه فاصله نگاه هاى مرگ بر شما كوتاه،

    و گويا چنگال هايش را در جان شما فرو برده است.

    كارهاى دشوار دنيا مرگ را از يادتان برده،

    و بلاهاى طاقت فرسا آن را از شما پنهان داشته است،

    پس پيوندهاى خود را با دنيا قطع كنيد،

    و از پرهيزكارى كمك بگيريد.

    .

    خطبه 204

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀مرگ در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 11:40:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      مال دنیا، آخرت گرایی، وارثان ...
    مال دنیا، آخرت گرایی، وارثان

    آخرت گرايى


    اى مردم!

    دنيا سراى گذرا و آخرت خانه جاويدان است.

    پس، از گذرگاه خويش براى سر منزل جاودانه توشه برگيريد،

    و پرده هاى خود را در نزد كسى كه بر اسرار شما آگاه است پاره نكنيد.

    پيش از آن كه بدن هاى شما از دنيا خارج گردد، دل هايتان را خارج كنيد،

    شما را در دنيا آزموده اند، و براى غير دنيا آفريده اند.

    كسى كه بميرد، مردم مى گويند «چه باقى گذاشت»،

    امّا فرشتگان مى گويند «چه پيش فرستاد»؟

    خدا پدرانتان را بيامرزد،

    مقدارى از ثروت خود را جلوتر بفرستيد تا در نزد خدا باقى ماند،

    و همه را براى وارثان مگذاريد كه پاسخگويى آن بر شما واجب است.

     .

    خطبه 203

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, روش استفاده درست از دنیا
     [ 11:36:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      درد دل با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به هنگام دفن فاطمه عليها السّلام ...
    درد دل با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به هنگام دفن فاطمه عليها السّلام

    علی از زبان علی (درد دل با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به هنگام دفن فاطمه عليها السّلام). 

     


    سلام بر تو اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم،

    سلامى از طرف من و دخترت كه هم اكنون در جوارت فرود آمده

    و شتابان به شما رسيده است.

    اى پيامبر خدا!

    صبر و بردبارى من با از دست دادن فاطمه عليها السّلام كم شده،

    و توان خويشتندارى ندارم

    امّا براى من كه سختى جدايى تو را ديده،

    و سنگينى مصيبت تو را كشيدم،

    شكيبايى ممكن است.

    اين من بودم كه با دست خود تو را در ميان قبر نهادم،

    و هنگام رحلت، جان گرامى تو ميان سينه و گردنم پرواز كرد.

    «پس همه ما از خداييم و به خدا باز مى گرديم».

    پس امانتى كه به من سپرده بودى برگردانده شد،

    و به صاحبش رسيد،

    از اين پس اندوه من جاودانه،

    و شبهايم، شب زنده دارى است،

    تا آن روز كه خدا خانه زندگى تو را براى من برگزيند.

    به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت

    كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند،

    از فاطمه عليها السّلام بپرس،

    و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير،

    كه هنوز روزگارى سپرى نشده،

    و ياد تو فراموش نگشته است.

    سلام من به هر دوى شما،

    سلام وداع كننده اى كه از روى خشنودى يا خسته دلى سلام نمى كند.

    اگر از خدمت تو باز مى گردم از روى خستگى نيست،

    و اگر در كنار قبرت مى نشينم از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمى باشد.

    .

    خطبه 202

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, درد دل با پیامبر هنگم دفن خانم فاطمه زهرا
     [ 11:28:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      رابطه امر به معروف و نهی از منکر و عاقبت بخیری ...
    رابطه امر به معروف و نهی از منکر و عاقبت بخیری

    راه روشن حق (جایگاه امر به معروف و نهی از منکر)


    اى مردم!

    در راه راست، از كمى روندگان نهراسيد،

    زيرا اكثريّت مردم بر گرد سفره اى جمع شدند كه سيرى آن كوتاه، و گرسنگى آن طولانى است.

    اى مردم!

    همه افراد جامعه در خشنودى و خشم شريك مى باشند،

    چنانكه شتر ماده ثمود را يك نفر دست و پا بريد،

    امّا عذاب آن تمام قوم ثمود را گرفت،

    زيرا همگى آن را پسنديدند.

    خداوند سبحان مى فرمايد: «ماده شتر را پى كردند و سرانجام پشيمان شدند».

    سرزمين آنان چونان آهن گداخته اى كه در زمين نرم فرو رود، فريادى زد و فرو ريخت.

    اى مردم !

    آن كس كه از راه آشكار برود به آب مى رسد،

    و هر كس از راه راست منحرف شود سرگردان مى ماند.

    .

    خطبه 201

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

     

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ امر به معروف و نهی از منکر در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 11:21:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      نیرنگ یا سیاست ...
    نیرنگ یا سیاست

    (اين سخنرانى پس از جنگ صفّين در شهر كوفه در سال 38 هجرى ايراد شد).

     

    علی از زبان علی (حیله معاويه)


    سوگند به خدا!

    معاويه از من سياستمدارتر نيست،

    امّا معاويه حيله گر و جنايتكار است،

    اگر نيرنگ ناپسند نبود من زيرك ترين افراد بودم،

    ولى هر نيرنگى گناه، و هر گناهى نوعى كفر و انكار است،

    روز رستاخيز در دست هر حيله گرى پرچمى است كه با آن شناخته مى شود.

    به خدا سوگند!

    من با فريب كارى غافلگير نمى شوم،

    و با سخت گيرى ناتوان نخواهم شد.

    .

    خطبه 200

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ معاویه(لعنه الله علیه) و ویژگی حکومت ظالمانه در نهج البلاغه, ◀ ویژگی های حاکم در نهج البلاغه, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد
     [ 11:15:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      عامل نزدیکی مسلمانان به خدا ...
    عامل نزدیکی مسلمانان به خدا

    (اين سخنرانى در آستانه يكى از جنگ ها ايراد شد و همواره يارانش را به آن سفارش مى كرد).

     

    عناصر مهم خودسازی

     


    ره آورد نماز

    مردم (خواندن و اقامه) نماز را بر عهده گيريد، و آن را حفظ كنيد، 

    زياد نماز بخوانيد،
    و با نماز خود را به خدا نزديك كنيد.
    «نماز دستورى است كه در وقت هاى خاص بر مؤمنان واجب گرديده است».

    آيا به پاسخ دوزخيان گوش فرا نمى دهيد،

    آن هنگام كه از آنها پرسيدند: چه چيز شما را به دوزخ كشانده است؟

    گفتند: «ما از نماز گزاران نبوديم».

    همانا نماز، گناهان را چونان برگ هاى پاييزى فرو مى ريزد،

    و غل و زنجير گناهان را از گردن ها مى گشايد،

     

    پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز را به چشمه آب گرمى كه بر در سراى مردى جريان داشته باشد، تشبيه كرد،

    اگر روزى پنج بار خود را در آن شستشو دهد، هرگز چرك و آلودگى در بدن او نماند.

    همانا كسانى از مؤمنان حق نماز را شناختند كه زيور دنيا از نماز بازشان ندارد،

    و روشنايى چشمشان يعنى اموال و فرزندان مانع نمازشان نشود.

     

    خداى سبحان مى فرمايد: «مردانى هستند كه تجارت و خريد و فروش، آنان را از ياد خدا، و برپا داشتن نماز، و پرداخت زكات باز نمى دارد».

    رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس از بشارت به بهشت، خود را در نماز خواندن به زحمت مى انداخت،

    زيرا خداوند به او فرمود: «خانواده خويش را به نماز فرمان ده و بر انجام آن شكيبا باش»

    پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پى در پى خانواده خود را به نماز فرمان مى داد، و

    خود نيز در انجام نماز شكيبا بود.

     


     ارزش زكات


    همانا پرداخت زكات و اقامه نماز، عامل نزديك شدن مسلمانان به خداست،

    پس آن كس كه زكات را با رضايت خاطر بپردازد، كفّاره گناهان او مى شود،

    و باز دارنده و نگهدارنده انسان از آتش جهنّم است.

    پس نبايد به آنچه پرداخته با نظر حسرت نگاه كند،

    و براى پرداخت زكات افسوس خورد،

    زيرا آن كس كه زكات را از روى رغبت نپردازد،

    و انتظار بهتر از آنچه را پرداخته داشته باشد،

    به سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نادان است،

    و پاداش او اندك، و عمل او تباه و هميشه پشيمان خواهد بود.

     

     

    مسؤوليّت اداى امانت


    يكى ديگر از وظائف الهى، اداى امانت است،

    آن كس كه امانت ها را نپردازد زيانكار است.

    امانت الهى را بر آسمان هاى بر افراشته،

    و زمين هاى گسترده،

    و كوه هاى به پا داشته، عرضه كردند،

    كه از آنها بلندتر، بزرگ تر، وسيع تر يافت نمى شد، امّا نپذيرفتند.

    اگر بنا بود كه چيزى به خاطر طول و عرض و توانمندى و سربلندى از پذيرفتن امانت سرباز زند آنان بودند،

    امّا از كيفر الهى ترسيدند،

    و از عواقب تحمّل امانت آگاهى داشتند،

    كه ناتوان تر از آنها آگاهى نداشت، و آن انسان است،

    كه خدا فرمود: «همانا انسان ستمكار نادان است».

     

    خداشناسی (دانش الهى)


    همانا بر خداوند سبحان پنهان نيست

    آنچه را كه بندگان در شب و روز انجام مى دهند،

    كه دقيقا بر اعمال آنها آگاه است،

    و با علم خويش بر آنها احاطه دارد.

    اعضاء شما مردم گواه او،

    و اندام شما سپاهيان او،

    روان و جانتان جاسوسان او،

    و خلوت هاى شما بر او آشكار است.

    .

    خطبه 199

    نهج البلاغه

    .

    موسسه اهل البیت

    موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ نماز و روزه در نهج البلاغه, ◀خداشناسی در نهج البلاغه, ✔مطلب ندارد, زکات, امانت و امانت داری
     [ 11:09:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت