|
|
|
| |
نحوه تشخیص تکلیف در دوران غیبت |
... |
منصور از مردی نقل می کند که او به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد:
هرگاه را صبح و شام کنم و امامی را که از او پیروی کنم نبینم، چه کنم؟
فرمود: آنکه را که باید دوست داشته باشی، دوست داشته بدار و آنکه را باید دشمن بداری، دشمن بدار (تولی و تبری را از دست مده) تا خدای عزوجل او را ظاهر کند.
.
کافی ج2
ترجمه مصطفوی
.
.
موضوعات: ◀تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه
[شنبه 1399-01-09] [ 06:11:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
وضعیت شیعیان در آستانه ظهور |
... |
ابان تغلب گوید: اما صادق (علیه السلام) فرمود:
چگونه باشی(عقیده تو چیست نسبت به) زمانی که حمله سختی میان دو مسجد واقع شود؟ (اشاره به جنگ و پیش آمد مهمی دارد که میان مسجد کوفه و سهله یا مکه و مدینه واقع می شود) و علم و دانش مانند ماری که به سوراخ خود می رود، نور دیده شود و میان شیعیان اختلاف افتد و یکدیگر را دروغ گو خوانند و به صورت هم تُف اندازند.
عرض کردم : قربانت! در چنان وضعی خیری نیست.
حضرت سه مرتبه فرمود: تمام خیر در آن وضع است. (زیرا مردم امتحان می شوند و امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف ظهور می کند.)
کافی،ج2
ترجمه مصطفوی
موضوعات: ◀تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه, ◀جلد2
[ 05:52:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه(دعای پنجم) |
... |
 |
http://www.shabestan.ir
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
میزان فقر انسان در پیشگاه خدا
اي کسي که شگفتيهاي عظمتت پايان نميپذيرد بر محمّد و آلش رحمت فرست و ما را از جدال در عظمت[ت] بازدار.
و اي کسي که مدت پادشاهيات به آخر نميرسد، بر محمّد و آلش رحمت فرست. و گردنهاي ما را از بند عقاب خود آزاد ساز.
و اي کسي که خزانههاي رحمتت فنا نميپذيرد بر محمّد و آلش رحمت فرست و براي ما در رحمت خود بهرهاي بر قرار کن.
و اي کسي که ديدگان از ديدنت فرو ميمانند، بر محمّد و آلش رحمت فرست، و ما را به ساحت قرب خود نزديک ساز.
و اي کسي که در برابر قدر و منزلتت قدرها و منزلتها خوار و بيمقدار است، بر محمّد و آلش رحمت فرست و ما را نزد خود گرامي دار.
و اي کسي که اسرار اخبار در نظرت آشکار است، بر محمّد و آلش رحمت فرست، و ما را نزد خود رسوا مساز.
خدايا!
به برکت بخشش خود ما را از بخشش بخشندگان بينياز فرما،
و با پيوستن خود ما را از وحشت کساني که از ما ميبرند نگهدار.
تا با وجود بخشش تو به در ديگري روي نياوريم و با وجود احسان تو از احدي نهراسيم.
خدايا!
پس بر محمّد و آلش رحمت فرست،
و به نفع ما تدبير فرماي
و بر ضرر ما تدبير منماي،
و مکر خود را درباره دشمنان ما قرار داده و متوجّه ما مساز
و ما را پيروزي ده و ديگران را بر ما پيروز مگردان.
خدايا!
بر محمّد و آلش رحمت فرست،
و ما را از خشم خود نگاهدار
و به لطف خود حفظ کن
و به سوي خود رهبري نما
و از خود دور مگردان. زيرا ؛
هر که را که تو نگاه داري سالم ميماند،
و هر که را که تو هدايت کني دانا ميشود
و هر که را تو مقرّب سازي غنيمت ميبرد.
خدايا !
بر محمّد و آلش رحمت فرست، و ما را از تندي و سختي مصائب روزگار و شرّ دامهاي شيطان و تلخي قهر سلطان نگاهدار.
خدايا !
همانا که بينيازان به فضل قوت تو بينياز ميشوند، پس بر محمّد و آلش رحمت فرست و ما را بينياز کن،
و همانا که عطاکنندگان از مازاد عطاي تو ميبخشند، پس بر محمّد و آلش رحمت فرست و دست عطا به جانب ما بگشاي.
و همانا که راه يافتگان در پرتو نور ذات تو راه مييابند، پس بر محمّد و آلش رحمت فرست و ما را رهبري نماي .
خدايا!
هرکه را تو ياري دهي خوار ساختن خوارکنندگان به او زيان نرساند
و هر که را تو عطا کني امساک ممسّکان از او نکاهد.
و هر که را تو هدايت کني گمراه ساختن گمراه کنندگان از راه نبرد.
پس بر محمّد و آلش رحمت فرست.
و ما را به قوت خود از شرّ بندگانت بازدار،
و به عطاي خويش از غير خود بينياز فرماي
و در پرتو ارشاد خود به راه حق رهسپارساز.
خدايا !
بر محمّد و آلش رحمت فرست،
و سلامت دلهاي ما را در يادکردن عظمت خود
و آسايش بدنهامان را در شکر نعمت خود
و چربزبانيمان را در توصيف عطاي خود قرار ده.
خدایا!
بر محمّد و آلش رحمت فرست،
و ما را از دعوت کنندگانت که به سوي تو دلالت ميکنند
و از خاصّانت که نزد تو اختصاص يافتهاند قرار ده،
اي مهربانترين مهربانان.
.
.
دعای پنجم
صحیفه سجادیه
.
.
http://fazellankarani.com/persian/sahifa/?page=6
موضوعات: ◀تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه, ◀اوصاف خدا, ◀میزان فقر انسان در نزد خداوند
[سه شنبه 1399-01-05] [ 04:00:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه(دعای چهارم) |
... |
 |
.http://www.shabestan
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
ویژگی های پیروان پیامبران (صلوات الهه علیهم)
خدايا!
و اما پيروان پيمبران و مصدّقين ايشان به غيب از اهل زمين به هنگام حضور پيمبران که معاندينشان با سلاح تکذيب به معارضه ايشان برخاسته بودند، و به هنگام فترت و غيبت پيمبران که مؤمنان در پرتو حقايق ايمان در شوق ديدارشان به سر ميبردند: در هر عصر و زمان راهنمايي بپا داشتهاي: از زمان آدم تا روزگار محمّد خاتم صلي الله عليه و آله از پيشوايان هدايت و قائدين اهل تقوي (که بر همگي ايشان درود باد) پس خدايا ايشان را از لطف و کرم خود به غفراني و رضواني ياد و شاد فرماي .
ویژگی های یاران پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله)
خدايا! و به خصوص اصحاب محمّد صلي الله عليه و آله ، به خصوص همان کسان که؛ شرط صحبت آن حضرت را به خوبي رعايت کردند و آنانکه در يارياش از عهده امتحان پايداري به خوبي برآمدند و با او مددکاري کردند، و به تصديق رسالتش شتافتند و به پذيرفتن دعوتش سبقت گرفتند. و چون حجّت رسالتهاي خود را به گوش ايشان فرو خواندند او را اجابت و در راه پيروز ساختن رسالتش از همسران و فرزندان مفارقت گزيدند و براي تثبيت نبوّتش با پدران و پسران خود کارزار کردند و به برکت او پيروزي يافتند، و آنان که محبّت او را در جان و دل ميپروردند و در دوستياش اميد تجارتي ايمن از زيان و کساد ميداشتند و آنان که چون به عروه دين آن حضرت چنگ در زدند قبايلشان از ايشان دوري کردند، و چون در سايه خويشاوندي او مسکن گزيدند خويشان از ايشان بيگانه گشتند.
دعا برای آن پیروان
پس خدايا! گذشتي را که براي تو و در راه تو انجام دادند از نظر دور مدار،
و به سبب آن فداکاريها و در برابر آنکه خلق را بر تو گرد آوردند و با پيغمبرت از جمله داعيان به سوي تو بودند، ايشان را از خشنودي خود خشنود ساز.
و سعي ايشان را به پاس آنکه در راه تو از شهر و ديار قوم خود هجرت کردند و خويش را از فراخي زندگي به سختي و تنگي درافکندند، مشکور دار
و (همچنين) آنان را که براي اعزاز دينت ستمزدگانشان را فراوان ساختي خشنود فرماي.
خدايا! بهترين پاداش خود را به پيروان اصحاب در راه ايمان و عمل صالح برسان: آنانکه ميگويند: پروردگارا، ما و آن برادرانمان را که به ايمان بر ما سبقت گرفتهاند، بيامرز،همان پيرواني که؛
آهنگ طريقه صحابه کردند، و وجهه ايشان را سلوک کردند، در حالي که هيچ شبههاي آنان را از عقيده خود برنگرداند و در پيروي آثار و اقتداء به علامات هدايت صحابه هيچ شکي خاطرشان را پريشان نساخت:
خصوصیات صحابه
معاونين و مساعدين صحابهاند، چنانکه؛ در دين پيرو ايشان و در اخلاق پوياي راه آنانند در تعظيم شأن صحابه اتفاق ميورزند و در اخبار و احکامي که از پيغمبر ابلاغ ميکنند، متّهمشان نميدارند.
دعا برای یاران و صحابه راستین پیامبر (صلی الله علیه و آله)
خدايا ! از امروز تا روز جزا بر تابعين صحابه و بر همسران و اولادشان و بر هر کدامشان که تو را اطاعت کردهاند رحمت فرست، چنان رحمتي که به وسيله آن ايشان را از نافرماني خود نگاهداري، و در باغهاي بهشت در وسعت و رفاه قرار دهي، و آنان را به يمن آن از مکر شيطان باز داري، و در هر کار خير که از تو مدد خواهند اعانت کني، و از حوادث شب و روز مگر پيش آمدي که مژده خير دهد نگاه داري. و به نيروي آن ايشان را بر عقيده حسن رجاء به تو، و بر طمع در آنچه نزد تو است و بر متهم نساختن تو به بيعدالتي در آنچه در دست بندگان است، برانگيري،
تا ايشان را به رغبت به سوي خود و ترس از خود بازگرداني و در توسعه زندگي دنيا بيرغبت کني، و عمل براي آخرت و ساختن توشه مراحل بعد از مرگ را در نظرشان خوشايند سازي. و هر اندوه را که روز برآمدن جانها از بدنهاشان رخ دهد برايشان آسان نمايي و از خطرهايي که امتحان آن را به وجود ميآورد و از شدّت آتش و در ازناي خلود در آن عافيت بخشي، و به سرمنزل امني از آسايشگاه پرهيزگاران منتقل سازي. . . دعای چهارم صحیفه سجادیه . . http://fazellankarani.com/persian/sahifa/?page=5
موضوعات: ◀تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه, ◀اوصاف یاوران پیامبر و دعا برای ایشان
[دوشنبه 1399-01-04] [ 03:59:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
علل پيدايش فتنه ها و به وجود آمدن شبهات |
... |
پس از پايان جنگ صفّين و ماجراى حكميّت در سال 38 هجرى در شهر كوفه ايراد فرمود.
علل پيدايش فتنه ها و به وجود آمدن شبهات
همانا آغاز پديد آمدن فتنه ها، هوا پرستى، و بدعت گذارى در احكام آسمانى است، نوآورى هايى كه قرآن با آن مخالف است، و گروهى «با دو انحراف ياد شده» بر گروه ديگر سلطه و ولايت يابند، كه بر خلاف دين خداست.
پس اگر باطل با حق مخلوط نمى شد، بر طالبان حق پوشيده نمى ماند، و اگر حق از باطل جدا و خالص مى گشت زبان دشمنان قطع مى گرديد.
شیطان
امّا قسمتى از حقّ و قسمتى از باطل را مى گيرند و به هم مى آميزند، آنجاست كه شيطان بر دوستان خود چيره مى گردد و تنها آنان كه مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات خواهند يافت.
خطبه50
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀شیطان در نهج البلاغه, ◀برخورد با شبهات و فتنه ها
[یکشنبه 1399-01-03] [ 11:35:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
قدرت عقل در معرفت خداوند |
... |
خدا شناسى
ستايش خداوندى را سزاست كه از اسرار نهان ها آگاه است، و نشانه هاى آشكارى در سراسر هستى بر وجود او شهادت مى دهند، هرگز برابر چشم بينندگان ظاهر نمى گردد. نه چشم كسى كه او را نديده مى تواند انكارش كند، و نه قلبى كه او را شناخت مى تواند مشاهده اش نمايد.
در والايى و برترى از همه پيشى گرفته. پس، از او برتر چيزى نيست، و آنچنان به مخلوقات نزديك است كه از او نزديك تر چيزى نمى تواند باشد. مرتبه بلند او را از پديده هايش دور نساخته، و نزديكى او با پديده ها، او را مساوى چيزى قرار نداده است.
عقل ها را بر حقيقت ذات خود آگاه نساخته، امّا از معرفت و شناسايى خود باز نداشته است. پس اوست كه همه نشانه هاى هستى بر وجود او گواهى مى دهند و دل هاى منكران را بر اقرار به وجودش وا داشته است، خدايى كه برتر از گفتار تشبيه كنندگان و پندار منكران است.
خطبه49
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خداشناسی در نهج البلاغه
[ 11:30:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
آمادگی رزمی |
... |
به هنگام حركت براى جنگ با شاميان، در نخيله كوفه در 25 شوّال سال 37 هجرى قمرى ايراد فرمود.
ضرورت آمادگى رزمى
ستايش خداوند را سزاست، هر لحظه كه شب فرا رسد، و پرده تاريكى فرو افتد، ستايش مخصوص پروردگار است هر زمان كه ستاره اى طلوع و غروب كند، ستايش خداوندى را سزاست كه نعمت هاى او پايان نمى پذيرد، و بخشش هاى او را جبران نتوان كرد.
پس از ستايش پروردگار
پيشتازان لشكرم را از جلو فرستادم، و دستور دادم در كنار فرات توقّف كنند، تا فرمان من به آنها برسد، زيرا تصميم گرفتم از آب فرات بگذرم و به سوى جمعيّتى از شما كه در اطراف دجله مسكن گزيده اند رهسپار گردم و آنها را همراه شما بسيج نمايم، و از آنها براى كمك و تقويت شما يارى بطلبم.
(سید رضی مى گويد: منظور امام از «ملطاط» آنجايى است كه دستور توقّف داد، «كنار فرات» كه به كنار فرات يا دريا «ملطاط» هم مى گويند. و امام عليه السّلام از كلمه «نطفه» آب فرات اراده كرده كه شگفت آور است)
خطبه48
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀ جهاد در نهج البلاغه
[شنبه 1399-01-02] [ 03:47:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
خبر از آینده کوفه |
... |
خبر از آينده كوفه
اى كوفه تو را مى نگرم كه چونان چرم هاى بازار عكاظ كشيده مى شوى، زير پاى حوادث لگد كوب مى گردى، و حوادث فراوان تو را در بر مى گيرد، من به خوبى مى دانم، ستمگرى نسبت به تو قصد بد نمى كند مگر آن كه خداوند او را به بلايى گرفتار سازد يا قاتلى بر او مسلّط گرداند.
خطبه47
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀احادیث برگزیده حضرت علی(علیه السلام)
[ 03:38:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
شباهت غیبت امام زمان(عج) با حضرت یوسف |
... |
 |
سدیر صیرفی گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می فرمود:
همانا صاحب الامر، شباهتهائی به جناب یوسف (علیه السلام) دارد، به حضرت عرض کردم: گویا امر زندگی یا امر غیبت آن حضرت را یاد می کنید.
فرمود: … این امت چه چیز را انکار می کنند؟! همانا برادران یوسف، نوادگان و فرزندان پیغمبران بودند و با او (در مصر) تجارت و معامله کردند و سخن گفتند. به علاوه ایشان برادر او و او برادر ایشان بود، با وجود این همه او را نشناختند تا آنکه خودش گفت: “من یوسفم و این برادر من است.”
پس چرا لعنت شدگان این امت انکار می کنند که خدای عزوجل در یک زمانی با حجت خود همان کند که با یوسف کرد.(یعنی او را تا مدتی غایب کند که چون او را ببیند، نشناسد.)
همانا یوسف سلطان مصر بود و فاصله میان او و پدرش 18روز راه بود. اگر می خواست پدرش را آگاه کند، می توانست ولی یعقوب و فرزندانش پس از دریافت مژده یوسف، فاصله میان ده خود و شهر مصر را در مدت 9روز پیمودند. پس این امت چرا انکار می کنند که خدای عزوجل با حجت خود همان کند که با یوسف کرد. به طوری که او در بازارهای ایشان راه رود و پا روی فرش آنها گذارد (با وجود این او را نشناسد) تا خدا درباره او اجازه دهد، چنانکه به یوسف اجازه فرمود و آنها گفتند: “تو، خود یوسف هستی؟” گفت:” من یوسفم.”
موضوعات: ◀احادیث برگزیده از امام جعفر (علیه السلام), ◀مطالب ویژه امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف), ◀شباهت دوران غیبت به زمان حضرت یوسف )علیه السلام)
[ 03:07:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
نص بر امامت امام زمان (عج) |
... |
 |
حدیث اول) ضوء بن علی از مردی از اهل فارس که نامش را برده نقل می کند که؛
به سامراء آمدم و به در خانه امام حسن عسگری (علیه السلام) چسبیدم. حضرت مرا طلبید. من وارد شدم و سلام کردم.
فرمود: برای چه آمده ای؟
عرض کردم: برای اشتیاقی که به خدمت شما داشتم.
فرمود: پس دربان ما باش.
من همراه خادمان درخانه حضرت بودم. گاهی می رفتم، هرچه احتیاج داشتند از بازار می خریدم و زمانی که در خانه، مردها بودند، بدون اجازه وارد می گشتم.
روزی بر حضرت وارد شدم و او در اتاق مردها بود، ناگاه در اتاق حرکت و صدائی شنیدم.
سپس به من فریاد زد: بایست! حرکت مکن.
من جرات درآمدن و بیرون رفتن نداشتم. سپس کنیزکی که چیز سرپوشیده ایی همراه داشت، از نزد من گذشت.
آنگاه مرا صدا زد که درآی.
من وارد شدم و کنیز را هم صدا زد. کنیز نزد حضرت بازگشت.
حضرت به کنیز فرمود: از آنچه همراه داری، روپوش بردار.
کنیز از روی کودکی سفید و نیکو روی پرده برداشت و خود حضرت روی شکم کودک را باز کرد . دیدم موی سبزی که به سیاهی آمیخته نبود از زیر گلو تا نافش روئیده است.
پس فرمود: این است صاحب شما.
و به کنیز امر فرمود که او را ببرد. سپس من آن کودک را ندیدم تا امام حسن (علیه السلام) وفات کرد.
حدیث دوم) عبدالله بن صالح گوید که خود او آن حضرت را نزد حجر الاسود دید و مردم (برای بوسیدن حجر) نزاع و کشمکش داشتند.
آن حضرت می فرمود: به این وضع مامور نشده اند(بلکه اگر بوسیدن بدون مزاحمت ممکن شد باید ببوسند وگرنه به اشاره با دست اکتفا کنند)
حدیث سوم) شخصی از اهل مدائن گوید: من با رفیقم به حج رفته بودم. چون به موقف عرفات رسیدیم، جوانی را دیدم، نشسته و لنگ و روپوشی دربر کرده و نعلین زردی درپا دارد. لنگه و روپوش او به نظر من صد و پنجاه دینار ارزش داشت و علامت و اثر سفر در او نبود.
گدائی نزد ما آمد، او را رد کردیم. سپس نزد آن جوان رفت و سوال کرد، جوان چیزی از زمین برداشت و به او داد، گدا او را دعا کرد و زیاد و جدی هم دعا کرد. سپس جوان برخاست و از نظر ما پنهان شد.
ما نزد آن سائل رفتیم و به او گفتیم: عجبا! به تو چه عطا کرد؟
او به ما ریگ طلای دندانه داری نشان دادکه قریب بیست مثقال بود.
من به رفیقم گفتم: مولای ما نزد ما بود و ما ندانستیم. آنگاه به جست و جویش برخاستیم و تمام موقف را گردش کردیم و او را بدست نیاوردیم. سپس از جمعیتی که اطرافش بودند از اهل مکه و مدینه راجع به او پرسیدیم.
گفتند: جوانی است علوی که هر سال پیاده به حج می آید.
کافی، ج2
ترجمه مصطفوی
موضوعات: ◀مطالب ویژه امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف), ◀نص بر امامت امام زمان (عج الله تعالی و فرجه الشریف), ◀احادیث برگزیده امام حسن عسگری علیه السلام
[چهارشنبه 1398-12-28] [ 03:03:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای سوم) |
... |
 |
اقسام فرشتگان و میزان کرامت و احترام آنان در نزد پروردگار
خدايا و امّا!
[حاملان] عرشت که از تسبيح تو سست نميشوند،
و از تقديست ملول نميگردند
و از عبادتت وا نميمانند،
و در مقام امر تو کوتاهي را بر کوشش نميگزينند
و از شدت اشتياق به قرب تو غافل نميشوند.
و اسرافيل صاحب صور که «چشم بر حکم و گوش بر فرمان» در انتظار صدور دستور و حلول امر تو استتا به دميدن در صور در افتادگان به زندان قبور را از خواب مرگ بيدار کند
و ميکائيل که نزد تو صاحب جاه و از طاعت تو بلند جايگاه است
و جبرئيل امين وحيت که فرمانروا در ميان اهل آسمانهاست و صاحب منزلت در پيشگاهت و مقرّب درگاهت
و بر آن روح که بر فرشتگان پردهدار حرم کبرياييات گمارده است.
آن روح که از عالم امر تو است، پس بر همگي ايشان رحمت فرست،
همچنين بر فرشتگاني که پايينتر از ايشانند از ساکنان آسمانهايت،
و اهل امانت بر پيامهايت
و آن فرشتگان که از کوشش ملول نميشوند، و از هيچ تعبي واماندگي و سستي نميگيرند، و هوسها ايشان را از تسبيح تو باز نميدارد و سهوي که ناشي از غفلتها است، رشته تعظيمشان را در پيشگاه تو نميگسلد، چشم خشوع فرو بستگاني که تمناي نگريستن به نور جمال تو در ضميرشان نميگذرد.
و سر تعظيم به زير افکندگاني که آتش شوقشان به کمال معرفت و زلال محبّت نميافسرد،
آنان که سودازدگان ياد عطاياي تواند
و خاضع و راکع در برابر عظمت شکوه کبرياي تواند
و بر آن فرشتگان که چون دوزخ را بر گنهکاران خروشان بينند هميگويند: «منزهي تو (اي خدا) ما تو را چنان که سزاوار عبادت تو است عبادت نکرديم».
پس رحمت فرست بر ايشان و رحمتگستران از فرشتگانت،
و اهل قرب و منزلت در پيشگاهت
و حاملين پيام غيب به سوي پيغمبرانت،
و امناء بر وحيت،
و بر آن قبايل از فرشتگان که ايشان را به خود اختصاص بخشيدهاي و به وسيله تسبيح و تقديس خود از خوردني و آشاميدني بينياز کردهاي و در اندرون طبقات آسمانهايت جاي دادهاي،
و بر آن فرشتگان که چون فرمان به انجام وعدهات به قيام رستاخيز صادر شود بر اطراف آسمانها گماشته شوند
و بر خزانهداران باران و رانندگان ابر
و بر آن فرشتهاي که از صداي زجرش بانگ رعدها شنيده شود،
و چون ابر خروشان به وسيله او به شنا درآيد
شعلههاي برقها بدرخشد،
و بر فرشتگاني که دانههاي برف تگرگ را بدرقه ميکنند،
و فرشتگاني با قطرههاي باران فرود ميآيند،
و فرشتگاني که وکيلاند بر خزانه باد
و فرشتگاني که بر کوهها گماشته شدهاند تا از جاي در نروند،
و فرشتگاني که مقدار وزن آبها وکيل بارانهاي سخت و رگبارهاي متراکم را به ايشان شناساندهاي
و فرستادگان از فرشتگانت که با محنت بلاي ناگوار يا نعمت دلپسند سرشار به اهل زمين فرود ميآيند
و بر سفيران بزرگوار نيکوکار،
از فرشتگان پروردگار
و پاسداران عاليقدر
و نويسندگان اعمال ابرار و فجار
و بر فرشته مرگ و يارانش
و بر منکر و نکير
و بر «رومان» آزمايش کننده اهل قبور
و بر طواف کنندگان بيت المعمور
و بر مالک و خازنان دوزخ،
و بر رضوان و کليدداران بهشت،
و بر فرشتگاني که مأمور آتشاند و خدا را در آنچه به ايشان فرمان دهد نافرماني نميکنند، و مأموريت خود را انجام ميدهند
و بر فرشتگاني که به اهل بهشت ميگويند: «درود بر شما باد در برابر آنکه صبر کرديد پس اينک بهشت نيکو سرانجامي است»
و بر فرشتگان پاسباني که چون به ايشان گفته شود که: «او را بگيريد و در غل کشيد و به دوزخ در افکنيد» شتابان به سوي دوزخ روميآورند و گنهکار را مهلت نميدهند .
و بر هر فرشتهاي که نام او را از شمار انداختيم، و منزلت و مقامش را نزد تو و مأموريتي را که به او محوّل فرمودهاي ندانستيم.
و بر فرشتگان ساکن هوا و زمين و آب.
و بر هر فرشتهاي که بر خلق گماشتهاي
پس بر همگي ايشان رحمت فرست آن روز که هر کسي در حالتي به عرصه قيامت ميآيد که رانندهاي و گواهي با او است.
و رحمت فرست بر ايشان که کرامتي بر کرامت و پاکيزگي بر پاکيزگيشان بيفزايد. خدايا و چون بر فرشتگان و فرستادگانت رحمت فرستي و درود ما را به ايشان رساني پس به سبب آنکه ما را به ذکر خير ايشان توفيق دادهاي بر ما نيز رحمت فرست. زيرا که تو بخشايشگر و کريمي.
دعای سوم
صحیفه سجادیه
http://fazellankarani.com/persian/sahifa/?page=4
موضوعات: ◀ادعیه منتخب مناجات خمس عشره, ◀اقسام فرشتگان
[سه شنبه 1398-12-27] [ 06:17:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای دوم) |
... |
 |
دعای دوم
اوصاف خداوند
سپاس خدايي را که!نعمت وجود محمّد صلي الله عليه و آله را به ما ارزاني داشت، نه بر امم گذشته و قرون در نوشته؛
به آن قدرت خود که از هيچ چيز به هر بزرگي که باشد فرو نميماند،
و چيزي به هر خردي که باشد از آن فوت نميگردد.
ویژگی های امت اسلام
پس ما را خاتم همه آفريدگان از امم قرار داد،
و بر منکران گواه گرفت،
و در پرتو لطف خود، بر اممي که از جهت شماره و ثروت و قدرت اندک بودند، فزوني بخشيد.
اوصاف پیامبر (صلی الله علیه و آله)
خدايا!
پس رحمت فرست بر محمّد: امين تو بر وحيت،
و برگزيدهات از آفريدگانت،
و پسنديدهات از بندگانت،
امام رحمت و قافله سالار خير و برکت،
همچنان که او براي اجراي فرمان تو جان خويش را به مشقّت انداخت،
و در راه تو بدن خود را آماج تيرهاي آزار ساخت،
و در دعوت به سوي تو با خويشان خود در افتاد
و براي خشنودي تو با قبيله خود کارزار نمود
و در راه إحياي دين تو رشته خويشاوندي خود را بگسيخت
و نزديکترين بستگانش را به علت اصرار بر انکار تو از خويش دور کرد
و دورترين مردم را به جهت پذيرفتن دين تو به خود نزديک ساخت،
و براي تو با دورترين مردم دوستي گزيد
و با نزديکترين آنها دشمني ورزيد،
و جان خود را در رساندن پيام تو فرو خست
و به سبب دعوت به شريعت تو به رنج افکند
و به نصيحت پذيرندگان دعوتت مشغول داشت
و به سرزمين غربت و محل دوري از جايگاه اهل و عشيرت و منشأ و مولد و آرامگاه جانش هجرت کرد،
به قصد آنکه دين تو را عزيز سازد
و بر کافران به تو غلبه کند
تا تصميمش درباره دشمنان تو راست و استوار آمد،
و تدبيرش درباره دوستانت به کمال پيوست،
پس در حالي که از تو ياري ميجست و در ناتواني از تو نيرو ميگرفت؛ به جنگ دشمنان برخاست تا به کنج خانههاشان لشگر کشيد،
و در ميان آرامگاهشان بر ايشان هجوم برد، تا فرمان تو آشکار و کلمهات بلند گرديد؛ اگر چه مشرکين کراهت ميداشتند.
خدايا!
پس به سبب زحمتي که براي تو کشيده؛
او را به بالاترين درجات بهشت برآورد، تا کسي در منزلت با او برابر نباشد و در مرتبت با او همسر نگردد. و هيچ فرشته مقرّب و پيغمبر مرسل نزد تو با او به موازات برنيايد.
و قبول شفاعتش را در ميان اهلبيت طاهرين و مؤمنان از اُمّتش بيش از آنچه وعده دادهاي به او اعلام فرماي،
اي کسي که وعدهات نافذ است.
اي کسي که بديها را به چندين برابرش از خوبيها تبديل ميکني! زيرا که تو صاحب فضل عظيمي!
دعای دوم
صحیفه سجادیه
http://fazellankarani.com/persian/sahifa/?page=3
موضوعات: ✔آیات آرام بخش, ✔شور عشق با معشوق, ◀تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه, ◀اوصاف خدا, ◀اوصاف پیامبر (صلی الله علیه و آله), ◀ویژگی های امت اسلام
[چهارشنبه 1398-12-21] [ 04:43:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه (دعای اول) |
... |
 |
دعای اول
شناخت اوصاف خداوند
سپاس خدايي را که اول است بي آنکه پيش از او اولي باشد، و آخر است بي آنکه پس از او آخري باشد. خدايي که ديدههاي بينندگان از ديدنش فرو مانده و انديشههاي توصيف کنندگان از وصفش عاجز شدهاند.
نحوه آفرینش مخلوقات
آفريدگان را به قدرت خود پديده آورده،
و ايشان را بر وفق خواست خود اختراع فرموده،
آنگاه در طريق اراده خود روان ساخته
و در راه محبت خود برانگيخته،
در حالي که از حدّي که بر ايشان تعيين نموده قدمي پيش و پس نتوانند نهاد،
و براي هر يک از ايشان روزي معلوم مقسومي قرار داده: هر که را فزوني داده، کاهندهاي را نيروي کاستن [آن نیست]. و هر که را کاستي داده افزايندهاي را قدرت افزون بر آن نيست .
سپس براي او در زندگي مدّت معلومي تعيين کرده
و پايان معيني قرار داده که با روزهاي عمر خود به سوي آن گام برميدارد و با سالهاي زندگياش به آن نزديک ميشود، تا چون به پايان مدتش رسيد و پيمانه عمرش را پر کرد او را به طرف ثواب سرشار يا عقاب وحشتبار خود فرا کشد،
و به آيين عدالت کساني را که بدي کردهاند به عمل خود و آنان را که نيکويي کردهاند به نيکي جزا دهد.
منزه است نامهاي او و پياپي است نعمتهاي او،
از کرده خود مسئول نيست و ديگران مسئولند.
ارزش شکرگزاری
و سپاس خدايي را که اگر بندگانش را از شناختن آيين سپاسگزارياش بر عطاياي متواتري که به ايشان داده و نعمتهاي پيوستهاي که بر ايشان کامل ساخته محروم ميساخت، در نعمتهايش تصرّف ميکردند و سپاس نميگزاردند
و در روزياش دست ميگشودند و شکر نميکردند،
و اگر چنين ميبودند از حدود انسانيت به مرز بهيميت ميرفتند، و چنان ميبودند که در کتاب محکم خود وصف کرده است «ايشان جز مانند چار پايان نيستند بلکه خود گمراهترند».
نحوه هدایت انسان
سپاس خداي را! بر آنچه از خدايي خود به ما شناسانده،
و بر آنچه از شکر خود به ما الهام کرده،
و بر آن درها که از علم ربوبيتش بر ما گشوده
و بر اخلاص در توحيدش که ما را به آن رهبري کرده
و ما را از کجروي و شک در کار خودش دور ساخته،
چنان سپاسي که به آن در زمره سپاسگزاران خلقش زندگي کنيم،
و بر هر که به خشنودي و عفوش پيشي جسته سبقت گيريم.
برترین نوع شکرگزاری
سپاسي که تاريکيهاي برزخ در پرتواش بر ما روشن شود
و راه رستاخيز را بر ما هموار سازد
و منازل ما را در پيشگاه گواهان از فرشتگان و پيغمبران و امامان بلند گرداند.
در آن روزي که هر کسي به سزاي عمل خود ميرسد، و به مردم ستم نميشود.
روزي که به هيچ وجه دوستي به کار دوستي نميخورد و کسي ايشان را ياري نميکند.
سپاسي که در نامه نوشته شدهاي که مقرّبين آن را مشاهده ميکنند از جانب ما با علي عليين بالا رود.
سپاسي که چون از هول رستاخيز چشمها خيره شود ديدههاي ما به آن روشن گردد
و چون رويها سياه شود چهرههاي ما به آن سفيد گردد.
سپاسي که در پرتواش از آتش دردناک خدا آزاد شويم و به جوار کرمش در آييم.
سپاسي که به يمن تأييد آن شانه بر شانه فرشتگان مقرّب او زنيم،
و در اقامتگاه جاوداني و سراي عزّت سرمدياش در سلک پيغمبران مرسل درآييم.
ماهیت انسان در دستگاه آفرینش
سپاس خدايي را که زيباييهاي آفرينش را براي ما برگزيد
و روزيهاي پاکيزه را بر ما روان ساخت،
و ما را به تسلّط بر همه آفريدگان برتري داد
و از اين جهت همه مخلوقاتش ما را به قدرت او فرمانبردار،
و به نيرويش از اطاعت ما ناچارند
و سپاس خدايي را که در احتياج ما را از غير خود فرو بست.
پس در برابر اين همه نعمت چگونه بر سپاس او طاقت داريم؟
يا کي توانيم شکرش را به جا آريم؟ چنين کار محال است، نه جاي استفهام و سؤال است!
سپاس خدايي را! که براي قبض و بسط اعضاء آلات و عضلاتي در بدن ما ترکيب کرد،
و ما را از آسايشهاي زندگي بهرهمند گردانيد،
و اعضايي براي کار در پيکر ما برقرار کرد
و ما را از روزيهاي پاکيزه اطعام فرمود،
و به فضل خود توانگر ساخت،
و به نعمت خود سرمايه بخشيد،
سپس ما را به پيروي اوامر خود فرمان داد تا طاعتمان را بسنجد،
و از ارتکاب نواهي خود نهي فرمود تا شکرمان را بيازمايد،
پس از راه امرش منحرف شديم
و بر مرکب نهياش برآمديم
با اين حال به عقوبت ما شتاب نکرد،
و در انتقام ما تعجيل نفرمود، بلکه به رحمت خود از روي کَرَم با ما مدارا کرد، و به مهرباني خويش از روي حلم بازگشتن ما را انتظار کشيد.
ارزش توبه
سپاس خدايي را ! که ما را به توبه رهبري کرد
و آن را جز از فضل او نيافتهايم.
پس اگر جز اين يک نعمت از فضل او را به شمار نياوريم هر آينه عطاي او در حق ما بزرگ و احسانش درباره ما جليل و فضلش بر ما عظيم خواهد بود؛ زيرا سنت او در باب توبه نسبت به اقوام قبل از ما چنين نبود.
ماهیت احکام اسلام
او به حقيقت آنچه را که تاب تحمل آن را نداشتيم از ذمّه ما برداشته
و بيرون از حدّ طاقتمان تکليف نفرموده
و جز به کار آسانمان نگماشته
و براي هيچ يک از ما حجّتي و عذري باقي نگذاشته.
پس بدبخت از ميان ما کسي است که برخلاف رضاي خدا خود را به هلاک افکند،
و نيکبخت کسي است که روي دل به سوي او آورد.
برترین نوع شکرگزاری
سپاس خداي را ! بهر آن آيين که نزديکترين فرشتگان به او و گراميترين آفريدگان او و پسنديدهترين ستايش کنندگان در پيشگاه او وي را سپاس گذاردهاند،
سپاسي که از ديگر سپاسها برتر باشد مانند برتري پروردگار ما بر همه آفريدگانش .
سپس حمد او را به جاي هر نعمتي که بر ذمّه ما و همه بندگان گذشته و بازمانده خود دارد،
به شماره هر چيزي که از همگي آنها علم او بر آن احاطه کرده
و به جاي هر يک از آنها چندين برابر آن هميشه و جاويد تا روز رستاخيز.
سپاسي که کشش آن پايان نپذيرد و شمارهاش به احصا در نيايد،
و به نهايتش دسترسي و براي مدتش انقطاعي نباشد.
سپاسي که موجب رسيدن به طاعت و عفو او، و سبب خشنودي، و وسيله آمرزش، و راه به سوي بهشت، و پناه از انتقام، و ايمني از خشم، و پشتيبان طاعت، و مانع از نافرماني، و مددکار بر اداء حق و وظايف او باشد.
سپاسي که به آن در ميان نيکبختان از دوستانش نيکبخت شويم
و به وسيله آن در سلک شهيدان شمشيرهاي دشمنانش درآييم.
همانا که خدا ياري دهنده و ستوده است.
.
.
دعای اول
صحیفه سجادیه
http://fazellankarani.com/persian/sahifa/?page=2
موضوعات: ✔آیات آرام بخش, ✔شور عشق با معشوق, ✔خاکستر بر باد رفته, ◀تقسیم بندی موضوعی صحیفه سجادیه, ◀اوصاف خدا, ◀ارزش شکرگزاری, ◀حقیقت انسان, ◀توبه, ◀ماهیت احکام اسلام
[یکشنبه 1398-12-11] [ 12:05:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
دعا برای سفر از سوی حضرت علی |
... |
در سال 37 هجرى كه امام عليه السّلام به سوى شام سفر آغاز كرد، اين نيايش را در حالى كه پا در ركاب نهاد مطرح فرمود.
دعاى سفر
خدايا!
از سختى سفر، و اندوه بازگشتن، و روبرو شدن با مناظر ناگوار در خانواده و مال و فرزند، به تو پناه مى برم.
پروردگارا!
تو در سفر همراه ما و در وطن نسبت به بازماندگان ما سرپرست و نگهبانى و جمع ميان اين دو را هيچ كس جز تو نتواند كرد، زيرا آن كس كه سرپرست بازماندگان است نمى تواند همراه مسافر باشد و آن كه همراه و هم سفر است سرپرست بازماندگان انسان نمى تواند باشد. (سید رضی می گوید: چند جمله اوّل، از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه على عليه السّلام آن را با عباراتى رساتر به اتمام رساند).
خطبه46
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت ادامه »
موضوعات: ✔آیات آرام بخش
[پنجشنبه 1398-12-08] [ 11:09:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
روش برخورد با دنیا |
... |
قسمتى از سخنرانى طولانى امام كه در روز عيد فطر در كوفه ايراد کردند. 1. ضرورت ستايش پروردگار
ستايش خداوندى را سزاست كه كسى از رحمت او مأيوس نگردد، و از نعمت هاى فراوان او بيرون نتوان رفت، خداوندى كه از آمرزش او هيچ گنه كارى نا اميد نگردد، و از پرستش او نبايد سرپيچى كرد. خدايى كه رحمتش قطع نمى گردد و نعمت هاى او پايان نمى پذيرد. 2. روش برخورد با دنيا
دنيا خانه آرزوهايى است كه زود نابود مى شود، و كوچ كردن از وطن حتمى است. دنيا شيرين و خوش منظر است كه به سرعت به سوى خواهانش مى رود، و بيننده را مى فريبد، سعى كنيد با بهترين زاد و توشه از آن كوچ كنيد و بيش از كفاف و نياز خود از آن نخواهيد و بيشتر از آنچه نياز داريد طلب نكنيد.
خطبه45
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀خداشناسی در نهج البلاغه
[ 11:03:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
فرار فرماندار |
... |
در سال 38 هجرى يكى از فرمانداران امام به نام مصقلة بن هبيرة، اسيران بنى ناجيه را از فرمانده لشكر آن حضرت خريد و آزاد كرد. امّا وقتى از او غرامت خواستند به طرف معاويه فرار كرد.
تأسّف از فرار مصقله
خدا روى مصقله را زشت گرداند، كار بزرگواران را انجام داد، امّا خود چونان بردگان فرار كرد، هنوز ثنا خوان به مدّاحى او برنخاسته بود كه او را ساكت كرد، هنوز سخن ستايشگر او به پايان نرسيده بود كه آنها را به زحمت انداخت. امّا اگر مردانه ايستاده بود همان مقدار كه داشت از او مى پذيرفتيم و تا هنگام قدرت و توانايى به او مهلت مى داديم.
خطبه44
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ ویژگی های حاکم در نهج البلاغه
[چهارشنبه 1398-12-07] [ 12:13:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
امام علی چرا با معاویه جنگید؟ |
... |
وقتى نماينده خود جرير بن عبد اللّه را در سال 36 هجرى به طرف معاويه فرستاد و معاويه پاسخى روشن نمى داد. ياران امام گفتند، وسائل جنگ را مهيّا كن، فرمود:
1. واقع نگرى در برخورد با دشمن
مهيّا شدن من براى جنگ با شاميان، در حالى است كه «جرير» را به رسالت به طرف آنان فرستاده ام، بستن راه صلح و باز داشتن شاميان از راه خير است، اگر آن را انتخاب كنند. من مدّت اقامت «جرير» را در شام معيّن كردم، كه اگر تأخير كند، يا فريبش دادند و يا از اطاعت من سرباز زده است. عقيده من اين است كه صبر نموده با آنها مدارا كنيد، گرچه مانع آن نيستم كه خود را براى پيكار آماده سازيد.
2. ضرورت جهاد با شاميان
من بارها جنگ با معاويه را برّرسى كرده ام، و پشت و روى آن را سنجيده، ديدم راهى جز پيكار، يا كافر شدن نسبت به آن چه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آورده باقى نمانده است، زيرا در گذشته كسى [عثمان] بر مردم حكومت مى كرد كه اعمال او حوادثى آفريد و باعث گفتگو و سر و صداهاى فراوان شد، مردم آنگاه اعتراض كردند و تغييرش دادند.
خطبه43
نهح البلاغه
.
.موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ معاویه(لعنه الله علیه) و ویژگی حکومت ظالمانه در نهج البلاغه, ◀جنگ صفین در نهج البلاغه, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀ جهاد در نهج البلاغه
[ 12:03:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
امام علی، مردم را از دو چیز منع کردند |
... |
پس از پايان جنگ جمل در 12 رجب سال 36 هجرى امام وارد كوفه شد، مردم به استقبال آمدند. آن حضرت وارد مسجد جامع شد دو ركعت نماز خواند و سخنرانى طولانى ايراد كرد كه بخشى از آن اين خطبه است.
پرهيز از آرزوهاى طولانى و هوا پرستى
اى مردم همانا بر شما از دو چيز مى ترسم: هوا پرستى و آرزوهاى طولانى. امّا پيروى از خواهش نفس، انسان را از حق باز مى دارد، و آرزوهاى طولانى، آخرت را از ياد مى برد.
آگاه باشيد دنيا به سرعت پشت كرده و از آن جز باقى مانده اندكى از ظرف آبى كه آن را خالى كرده باشند، نمانده است. بهوش باشيد كه آخرت به سوى ما مى آيد، دنيا و آخرت، هر يك فرزندانى دارند. بكوشيد از فرزندان آخرت باشيد، نه دنيا، زيرا در روز قيامت، هر فرزندى به پدر و مادر خويش باز مى گردد. امروز هنگام عمل است نه حسابرسى، و فردا روز حسابرسى است نه عمل. (سید رضی مى گويد: «حذّاء» به معناى شتابان و «جذّاء» به معناى بريده از نيك و بد، كه برخى نقل كردند).
خطبه42
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه
[سه شنبه 1398-12-06] [ 10:54:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
تدبیر و حیله و نیرنگ |
... |
پس از جنگ صفّين در سال 37 هجرى در كوفه ايراد فرمود:
پرهيز از حيله و نيرنگ
اى مردم وفا همراه راستى است، كه سپرى محكم تر و نگهدارنده تر از آن سراغ ندارم. آن كس كه از بازگشت خود به قيامت آگاه باشد خيانت و نيرنگ ندارد. امّا امروز در محيط و زمانه اى زندگى مى كنيم كه بيشتر مردم حيله و نيرنگ را، زيركى مى پندارند، و افراد جاهل آنان را اهل تدبير مى خوانند. چگونه فكر مى كنند، خدا بكشد آنها را. چه بسا شخصى تمام پيش آمدهاى آينده را مى داند، و راه هاى مكر و حيله را مى شناسد ولى امر و نهى پروردگار مانع اوست، و با اينكه قدرت انجام آن را دارد آن را به روشنى رها مى سازد، امّا آن كس كه از گناه و مخالفت با دين پروا ندارد از فرصت ها براى نيرنگ بازى، استفاده مى كند.
خطبه41
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ تقوا در نهج البلاغه
[ 10:48:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
ضرورت حکومت |
... |
آنگاه كه شعار خوارج را شنيد كه مى گويند، لا حكم الا للّه در سال 38 هجرى در مسجد كوفه فرمود؛
ضرورت حكومت سخن حقّى است، كه از آن اراده باطل شد.
آرى درست است، فرمانى جز فرمان خدا نيست، ولى اينها مى گويند زمامدارى جز براى خدا نيست، در حالى كه مردم به زمامدارى نيك يا بد، نيازمندند، تا مؤمنان در سايه حكومت، به كار خود مشغول و كافران هم بهرمند شوند، و مردم در استقرار حكومت، زندگى كنند، به وسيله حكومت بيت المال جمع آورى مى گردد و به كمك آن با دشمنان مى توان مبارزه كرد.
جادّه ها أمن جو امان، و حقّ ضعيفان از نيرومندان گرفته مى شود، نيكوكاران در رفاه و از دست بدكاران، در امان مى باشند.
در روايت ديگرى آمده، چون سخن آنان را در باره حكميّت شنيد فرمود: منتظر حكم خدا درباره شما هستم. [و نيز فرمود:] امّا در حكومت پاكان، پرهيزكار به خوبى انجام وظيفه مى كند ولى در حكومت بدكاران، ناپاك از آن بهرمند مى شود تا مدّتش سر آيد و مرگ فرا رسد.
خطبه40
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ✔آیات آرام بخش, ◀خطبه ها
[یکشنبه 1398-12-04] [ 09:20:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
علی از زبان علی |
... |
 |
پس از شنيدن تهاجم يكى از افسران معاويه، نعمان بن بشير به عين التّمر، سرزمين آباد قسمت غربى فرات، و كوتاهى كوفيان در سال 39 هجرى در كوفه فرمود:
1. نكوهش كوفيان گرفتار كسانى شده ام كه چون امر مى كنم فرمان نمى برند، و چون آنها را فرا مى خوانم اجابت نمى كنند. اى مردم بى اصل و ريشه، در يارى پروردگارتان براى چه در انتظاريد؟ آيا دينى نداريد كه شما را گرد آورد و يا غيرتى كه شما را به خشم وا دارد؟
2. علل شكست و نابودى كوفيان: در ميان شما به پاخاسته فرياد مى كشم، و عاجزانه از شما يارى مى خواهم، امّا به سخنان من گوش نمى سپاريد، و فرمان مرا اطاعت نمى كنيد، تا آن را كه پيامدهاى ناگوار آشكار شد، نه با شما مى توان انتقام خونى را گرفت، و نه با كمك شما مى توان به هدف رسيد.
شما را به يارى برادرانتان مى خوانم، مانند شترى كه از درد بنالد، ناله و فرياد سر مى دهيد، و يا همانند حيوانى كه پشت آن زخم باشد، حركتى نمى كنيد. تنها گروه اندكى به سوى من آمدند كه آنها نيز ناتوان و مضطرب بودند، «گويا آنها را به سوى مرگ مى كشانند، و مرگ را با چشمانشان مى نگرند».
(سید رضی مى گويد: «متذائب» يعنى مضطرب، از «تذاءبت الرّيح» يعنى وزش باد گوناگون و مضطرب گشت، و ذئب (گرگ) را ذئب ناميدند چون در رفتن اضطراب دارد).
خطبه39
نهج البلاغه
.
.
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه
[ 09:13:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
موقعیت مومنان و کافران در برخورد با شبهات |
... |
در سال 37 هجرى پس از جنگ صفّين و ماجراى حكميّت در تعريف «شبهه» فرمود، (برخى خطبه 38 و 41 را يك خطبه مى دانند. )
ضرورت شناخت شبهات شبهه را براى اين شبهه ناميدند كه به حق شباهت دارد. امّا نور هدايت كننده دوستان خدا، در شبهات يقين است، و راهنماى آنان مسير هدايت الهى است، امّا دشمنان خدا، دعوت کننده شان در شبهات گمراهى است، و راهنماى آنان كورى است. آن كس كه از مرگ بترسد نجات نمى يابد، و آن كس كه زنده ماندن را دوست دارد براى هميشه در دنيا نخواهد ماند.
خطبه38
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ✔آیات آرام بخش, ◀خطبه ها, ◀برخورد با شبهات و فتنه ها
[شنبه 1398-11-26] [ 10:11:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
علی از زبان علی |
... |
 |
پس از فرونشاندن شورش نهروان در سال 38 هجرى در كوفه ايراد فرمود كه شبيه يك سخنرانى است.
1. ويژگى ها و فضائل امام على (عليه السّلام)
آن گاه كه همه از ترس سست شده، كنار كشيدند، من قيام كردم، و آن هنگام كه همه خود را پنهان كردند من آشكارا به ميدان آمدم، و آن زمان كه همه لب فرو بستند، من سخن گفتم، و آن وقت كه همه باز ايستادند من با راهنمايى نور خدا به راه افتادم.
در مقام حرف و شعار صدايم از همه آهسته تر بود امّا در عمل برتر و پيشتاز بودم، زمام امور را به دست گرفتم، و جلوتر از همه پرواز كردم، و پاداش سبقت در فضيلت ها را بردم. همانند كوهى كه تند بادها آن را به حركت در نمى آورد، و طوفانها آن را از جاى بر نمى كند، كسى نمى توانست عيبى در من بيابد، و سخن چينى جاى عيب جويى در من نمى يافت. خوارترين افراد نزد من عزيز است تا حق او را باز گردانم، و نيرومند در نظر من پست و ناتوان است تا حق را از او باز ستانم. در برابر خواسته هاى خدا راضى و تسليم فرمان او هستم.
2. علّت سكوت و كناره گيرى از خلافت
آيا مى پنداريد من به رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) دروغى روا دارم؟ به خدا سوگند، من نخستين كسى هستم كه او را تصديق كردم، و هرگز اوّل كسى نخواهم بود كه او را تكذيب كنم. در كار خود انديشيدم، ديدم پيش از بيعت، پيمان اطاعت و پيروى از سفارش رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) را بر عهده دارم، كه از من براى ديگرى پيمان گرفت. (پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) فرمود؛ اگر در امر حكومت كار به جدال و خونريزى كشانده شود، سكوت كن).
خطبه37
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه
[ 09:56:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
تلاش برای هدایت دشمنان |
... |
(براى هشدار و نصيحت خوارج نهروان و تذكّر اشتباهات آنان در ماه صفر سال 38 هجرى فرمود.
تلاش در هدايت دشمن
شما را از آن مى ترسانم مبادا صبح كنيد در حالى كه جنازه هاى شما در اطراف رود نهروان و زمين هاى پست و بلند آن افتاده باشد، بدون آن كه برهان روشنى از پروردگار، و حجّت و دليل قاطعى داشته باشيد. از خانه ها آواره گشته و به دام قضا گرفتار شده باشيد.
علی از زبان علی
من شما را از اين حكميّت نهى كردم ولى با سر سختى مخالفت كرديد، تا به دلخواه شما كشانده شدم. شما اى بى خردان، و بى خردان، اى ناكسان و بى پدران، من كه اين فاجعه را به بار نياوردم و هرگز زيان شما را نخواستم.
خطبه36
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀خوارج در نهج البلاغه, ◀جنگ نهروان در نهج البلاغه
[ 09:42:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
نص بر امامت امام هادی علیه السلام |
... |
اسماعیل بن مهران گوید: حضرت ابی جعفر (امام محمد تقی) علیه السلام دو مرتبه از مدینه به بغداد رفت، هنگام رفتن نخستین به حضرت عرض کردم: قربانت گردم من در این راه بر شما نگرانم، امر امامت پس از شما با کیست؟
حضرت با لبی خندان به من متوجه شد و فرمود: آن غیبتی که گمان می کنی، در این سال نیست.
چون نوبت دوم، آن حضرت را به سوی معتصم می بردند، نزدش رفتم و عرض کردم : قربانت گردم، شما بیرون می روید ، امر امامت پس از شما با کیست؟
حضرت به قدری گریست که ریشش تر شد. سپس به من متوجه شد و فرمود: در این سفر باید بر من نگران بود، امر امامت پس از من با پسرم علی است .
شرح: نوبت اول مامون عباسی امام جواد علیه السلام را از مدینه به بغداد طلبید و دخترش ام الفضل را به او تزویج کرد. حضرت همراه ام الفضل به مدینه بازگشت و پس از چندی مامون درگذشت و برادرش محمد معتصم جانشین شد. او حضرت را از مدینه طلب کرد و بدست زوجه اش ام الفضل مسمومش نمود.
اصول کافی، ج2
مصطفوی
.
.
موضوعات: ◀جلد2, ◀نص بر امامت امام هادی علیه السلام
[پنجشنبه 1398-11-24] [ 01:45:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
نص بر امامت امام حسن عسگری علیه السلام |
... |
 |
نص بر امامت امام حسن عسگری (علیه السلام)؛
ابوهاشم جعفری گوید: بعد از مردن ابوجعفر (پسر بزرگتر امام هادی علیه السلام) خدمت آن حضرت بودم و با خود فکر می کردم و می خواستم به زبان آورم که : قصه ابوجفعفر. و ابو محمد (پسران امام هادی علیه السلام) مانند قصه ابوالحسن موسی بن جعفر واسماعیل پسران جعفر بن محمد علیهم السلام است؛ زیرا بعد از ابوجعفر، امامت ابومحمد علیه السلام انتظار می رفت (چنانچه بعد از وفات اسماعیل هم موسی بن جعفر علیه السلام شد.)
ولی پیش از آنکه من چیزی به زبان آورم امام هادی علیه السلام به من متوجه شد و فرمود: آری، ای اباهاشم! خدا را درباره ابومحمد علیه السلام بعد از ابوجعفر “بدا” حاصل شد نسبت یه انری که برای او شناخته نبود، چنانچه برای او بدا حاصل شد درباره موسی علیه السلام بعد از وفات اسماعیل نسبت به امری که به سبب آن حال او مکشوف گشت. و این مطلب چنان است که در خاطر تو گذشت. اگر چه اهل باطل بدشان آید.
پسرم ابومحمد پس از من جانشین من است، هرچه مردم احتیاج دارند علمش نزد او و ابزار امامت همراه اوست.
شرح: مقصود از “بدا” برای خدا این است که مردم از نظر ظاهر گمان نمی کردند با وجود ابی جعفر پسر بزرگتر امام هادی، امامت به حضرت عسگری علیه السلام رسد که برادر کوچکتر است. ولی خدا در علم مخصوص خود، امامت را برای او قرار داده بود و پس از وفات ابی جعفر مکشوف شد و همه فهمیدند که جانشین امام هادی ، امام حسن عسگری علیهما السلام است.
اصول کافی، ج2
مصطفوی
.
.
موضوعات: ✔آیات آرام بخش, ◀احادیث برگزیده اصول کافی, ◀جلد2, ◀نص بر امامت امام حسن عسگری علیه السلام
[ 01:06:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
علل شکست در جهاد |
... |
 |
پس از اطّلاع از ماجراى حكميّت و نيرنگ عمرو عاص كه ابو موسى اشعری را فريب داد، و طبق شروطى كه براى حكميّت قبول كردند عملى نشد، امام اين خطبه را در سال 38 هجرى ايراد كرد.
1. ضرورت ستايش پروردگار: خدا را سپاس هر چند كه روزگار دشوارى هاى فراوان و حوادثى بزرگ پديد آورد. شهادت مى دهم جز خداى يگانه و بى مانند خدايى نباشد و جز او معبودى نيست، و گواهى مى دهم محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنده و فرستاده اوست.
2. علل شكست در جهاد پس از حمد و ستايش خدا، بدانيد كه نافرمانى از دستور نصيحت كننده مهربان دانا و با تجربه، مايه حسرت و سرگردانى و سرانجامش پشيمانى است. من رأى و فرمان خود را نسبت به حكميّت به شما گفتم، و نظر خالص خود را در اختيار شما گذاردم. (اى كاش كه از قصير پسر سعد اطاعت مى شد) ولى شما همانند مخالفانى ستمكار، و پيمان شكنانى نافرمان، از پذيرش آن سرباز زديد، تا آنجا كه نصيحت كننده در پند دادن به ترديد افتاد، و از پند دادن خوددارى كرد. داستان من و شما چنان است كه برادر هوازنى سروده است: «در سرزمين منعرج، دستور لازم را دادم امّا نپذيرفتند، كه فردا سزاى سركشى خود را چشيدند.»
خطبه35
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ✔آیات آرام بخش, ◀خطبه ها, ◀جنگ صفین در نهج البلاغه, ◀ جهاد در نهج البلاغه, ◀ابوموسی اشعری در نهج البلاغه, ◀خداشناسی در نهج البلاغه
[ 08:19:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
علت سستی در جهاد |
... |
 |
اين خطبه را پس از شكست شورشيان خوارج، در سال 38 هجرى براى بسيج كردن مردم جهت مبارزه با شاميان در «نخيله كوفه» ايراد فرمود.
علت سستی در جهاد
نفرين بر شما كوفيان كه از فراوانى سرزنش شما خسته شدم.
آيا به جاى زندگى جاويدان قيامت به زندگى زود گذر دنيا رضايت داديد و بجاى عزّت و سر بلندى، بدبختى و ذلّت را انتخاب كرديد؟
هر گاه شما را به جهاد با دشمنتان دعوت مى كنم، چشمانتان از ترس در كاسه مى گردد، گويا ترس از مرگ عقل شما را ربوده و چون انسان هاى مست از خود بيگانه شده، حيران و سرگردانيد. گويا عقل هاى خود را از دست داده و درك نمى كنيد. من ديگر هيچ گاه به شما اطمينان ندارم، و شما را پشتوانه خود نمى پندارم، شما ياران شرافتمندى نيستيد كه كسى به سوى شما دست دراز كند. به شتران بى ساربان مى مانيد كه هر گاه از يك طرف جمع آورى گرديد، از سوى ديگر پراكنده مى شويد.
به خدا سوگند، شما بد وسيله اى براى افروختن آتش جنگ هستيد، شما را فريب مى دهند امّا فريب دادن نمى دانيد، سرزمين شما را پياپى مى گيرند و شما پروا نداريد، چشم دشمن براى حمله شما خواب ندارد ولى شما در غفلت به سر مى بريد.
بخدا سوگند، شكست براى كسانى است كه دست از يارى يكديگر مى كشند.
سوگند بخدا، اگر جنگ سخت درگير شود و حرارت و سوزش مرگ شما را در برگيرد، از اطراف فرزند ابو طالب، همانند جدا شدن سر از تن، جدا و پراكنده مى شويد.
به خدا سوگند آن كه دشمن را بر جان خويش مسلط گرداند تا گوشتش را بخورد، و استخوانش را بشكند، و پوستش را جدا سازد، عجز و ناتوانى اش بسيار بزرگ و قلب او بسيار كوچك و ضعيف است.
علی از زبان علی
تو اگر مى خواهى اينگونه باش، امّا من، به خدا سوگند از پاى ننشينم و قبل از آن كه دشمن فرصت يابد با شمشير آبديده چنان ضربه اى بر پيكر او وارد سازم كه ريزه هاى استخوان سرش را بپراكند، و بازوها و قدم هايش جدا گردد و از آن پس خدا هر چه خواهد انجام دهد.
حقوق متقابل مردم و رهبرى
اى مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقّى واجب شده است، حق شما بر من، آن كه از خير خواهى شما دريغ نورزم و بيت المال را ميان شما عادلانه تقسيم كنم، و شما را آموزش دهم تا بى سواد و نادان نباشيد، و شما را تربيت كنم تا راه و رسم زندگى را بدانيد. و اما حق من بر شما اين است كه به بيعت با من وفادار باشيد، و در آشكار و نهان برايم خير خواهى كنيد، هر گاه شما را فرا خواندم اجابت نماييد و فرمان دادم اطاعت كنيد.
خطبه34
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ ویژگی های حاکم در نهج البلاغه, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀ جهاد در نهج البلاغه
[سه شنبه 1398-11-22] [ 09:46:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
احادیث برگزیده از امام رضا |
... |
احادیث برگزیده از امام رضا علیه السلام
1_ما خاندانی هستیم که خرداسالانمان مو به مو از بزرگسالان ارث می برند.
2_به خدا که شب و روز نگذرد جز اینکه خدا به من پسری عنایت کند که به سبب او میان حق و باطل را فیصل دهد.
3_ابن قیامای واسطی: خدمت علی بن موسی (ع)رسیدم و عرض کردم: ممکن است دو امام وجود داشته باشد؟(در یک زمان)
فرمود: مگر اینکه یکی از آنها ساکت باشد.
4_[امام جواد (ع)] همان مولودی است که مولودی پر برکت تر از او نسبت به شیعیان ما متولد نشده است.
اصول کافی، ج2
مصطفوی ادامه »
موضوعات: ◀احادیث برگزیده از امام رضا (علیه السلام)
[ 03:05:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
نص بر امامت امام جواد علیه السلام |
... |
پدر خیرانی گوید:
من در خراسان خدمت امام رضا (ع) بودم، که مردی به آن حضرت گفت: آقای من! اگر پیش آمدی کند، به که بگرویم؟
فرمود: به پسرم ابی جعفر.
امام رضا (ع) فرمود: همانا خدای تبارک تعالی عیسی بن مریم را به رسالت برگزید و صاحب شریعت تازه اش ساخت در سنی کمتر از ابی جعفر علیه السلام.
شرح: ظاهر آن است که حضرت عیسی (ع) در سه سالگی به رسالت مبعوث شده است، چنانچه سخن گفتن او پس از ولادت و زمانی که در گهواره بوده، صریح آیه قرآن کریم است. نبوت او در سن 7 سالگی بیان شده است.
اصول کافی، ج2
مصطفوی
موضوعات: ◀احادیث برگزیده اصول کافی, ◀جلد2, ◀نص بر امامت امام جواد علیه السلام
[ 02:43:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
علی از زبان علی |
... |
 |
در سال 36 هجرى به هنگام عزيمت به شهر بصره، جهت جنگ با ناكثين در سرزمين ذى قار، فرمود.
1. علی از زبان علی ابن عباس مى گويد در سرزمين «ذى قار»، خدمت امام رفتم كه داشت كفش خود را پينه مى زد، تا مرا ديد، فرمود: قيمت اين كفش چقدر است؟ گفتم بهايى ندارد. فرمود: به خدا سوگند، همين كفش بى ارزش نزد من از حكومت بر شما محبوب تر است مگر اينكه حقّى را با آن به پا دارم، يا باطلى را دفع نمايم.
2.پیامبر از زبان علی
آنگاه از خيمه بيرون آمد و براى مردم چنين خطبه خواند؛ همانا خداوند هنگامى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را مبعوث فرمود كه هيچ كس از عرب، كتاب آسمانى نداشت، و ادّعاى پيامبرى نمى كرد. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مردم جاهلى را تا به جايگاه كرامت انسانى پيش برد و به رستگارى رساند، كه سر نيزه هايشان كندى نپذيرفت و پيروز شدند و جامعه آنان استحكام گرفت.
3. علی از زبان علی
به خدا سوگند من از پيشتازان لشكر اسلام بودم تا آنجا كه صفوف كفر و شرك تار و مار شد. هرگز ناتوان نشدم و نترسيدم، هم اكنون نيز همان راه را مى روم، پرده باطل را مى شكافم تا حق را از پهلوى آن بيرون آورم.
مرا با قريش چه كار. به خدا سوگند، آن روز كه كافر بودند با آنها جنگيدم، و هم اكنون كه فريب خورده اند، با آنها مبارزه مى كنم. ديروز با آنها زندگى مى كردم و امروز نيز گرفتار آنها مى باشم. به خدا سوگند قريش از ما انتقام نمى گيرد جز به آن علّت كه خداوند ما را از ميان آنان برگزيد و گرامى داشت. ما هم آنان را در زندگى خود پذيرفتيم، پس چنان بودند كه شاعر گفته است: «به جان خودم سوگند، هر صبح از شير صاف نوشيدى. و سر شير و خرماى بى هسته خوردى. ما اين مقام و عظمت را به تو بخشيديم در حالى كه بلند مرتبت نبودى. و در اطراف تو با سواران خود تا صبح نگهبانى داديم و تو را حفظ كرديم».
خطبه33
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀ پیامبر از زبان حضرت علی در نهج البلاغه
[دوشنبه 1398-11-21] [ 11:04:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
روانشناسی اجتماعی مسلمین حضرت علی |
... |
 |
در سال 37 هجرى در مسجد كوفه در شناخت مردم و روزگاران پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايراد كرد.
1. سير ارتجاعى امّت اسلامى اى مردم، در روزگارى كينه توز، و پر از ناسپاسى و كفران نعمت ها، صبح كرده ايم، كه نيكوكار، بدكار به شمار مى آيد، و ستمگر بر تجاوز و سركشى خود مى افزايد. نه از آن چه مى دانيم بهره مى گيريم و نه از آن چه نمى دانيم، مى پرسيم، و نه از حادثه مهمّى تا بر ما فرود نيايد، مى ترسيم.
2. اقسام مردم (روانشناسى اجتماعى مسلمين، پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) در اين روزگاران، مردم چهار گروه اند: - گروهى اگر دست به فساد نمى زنند، براى اين است كه، روحشان ناتوان، و شمشيرشان كند، و امكانات مالى در اختيار ندارند.
- گروه ديگر، آنان كه شمشير كشيده، و شرّ و فسادشان را آشكار كرده اند، لشكرهاى پياده و سواره خود را گرد آورده، و خود آماده كشتار ديگرانند. دين را براى به دست آوردن مال دنيا تباه كردند كه يا رييس و فرمانده گروهى شوند، يا به منبرى فرا رفته، خطبه بخوانند. چه بد تجارتى، كه دنيا را بهاى جان خود بدانى، و با آنچه كه در نزد خداست معاوضه نمايى.
- گروهى ديگر، با اعمال آخرت، دنيا را مى طلبند، و با اعمال دنيا در پى كسب مقام هاى معنوى آخرت نيستند، خود را كوچك و متواضع جلوه مى دهند. گام ها را رياكارانه و كوتاه بر مى دارند، دامن خود را جمع كرده، خود را همانند مؤمنان واقعى مى آرايند، و پوشش الهى را وسيله نفاق و دو رويى و دنيا طلبى خود قرار مى دهند.
- و برخى ديگر، با پستى و ذلّت و فقدان امكانات، از به دست آوردن قدرت محروم مانده اند، كه خود را به زيور قناعت آراسته، و لباس زاهدان را پوشيده اند. اينان هرگز، در هيچ زمانى از شب و روز، از زاهدان راستين نبوده اند.
3. وصف پاكان در جامعه مسخ شده در اين ميان گروه اندكى باقى مانده اند كه ياد قيامت، چشم هايشان را بر همه چيز فرو بسته، و ترس رستاخيز، اشك هايشان را جارى ساخته است، برخى از آنها از جامعه رانده شده، و تنها زندگى مى كنند، و برخى ديگر ترسان و سركوب شده يا لب فرو بسته و سكوت اختيار كرده اند.
بعضى مخلصانه همچنان مردم را به سوى خدا دعوت مى كنند، و بعضى ديگر گريان و دردناكند كه تقيّه و خويشتن دارى، آنان را از چشم مردم انداخته است، و ناتوانى وجودشان را فرا گرفته گويا در درياى نمك فرو رفته اند، دهن هايشان بسته، و قلب هايشان مجروح است، آنقدر نصيحت كردند كه خسته شدند، از بس سركوب شدند، ناتوانند و چندان كه كشته دادند، انگشت شمارند.
4. روش برخورد با دنيا اى مردم بايد دنياى حرام در چشمانتان از پر كاه خشكيده، و تفاله هاى قيچى شده دام داران، بى ارزش تر باشد، از پيشينيان خود پند گيريد، پيش از آن كه آيندگان از شما پند گيرند، اين دنياى فاسد نكوهش شده را رها كنيد، زيرا مشتاقان شيفته تر از شما را رها كرد.
(سید رضی مى گويد: بعضى از نادانان اين خطبه را به معاويه نسبت داده اند، ولى بدون ترديد اين خطبه از سخنان امير مؤمنان عليه السّلام است. «طلا كجا و خاك كجا آب گوارا و شيرين كجا و آب نمك كجا»؟ دليل بر اين مطلب سخن «عمرو بن بحر، جاحظ» است كه ماهر در ادب و نقّاد بصير سخن مى باشد، او اين خطبه را در كتاب «البيان و التبيين» آورده و گفته است: آن را به معاويه نسبت داده اند. سپس اضافه كرده كه اين خطبه به سخن امام عليه السّلام و به روش او در تقسيم مردم شبيه تر است. و اوست كه به بين حال مردم، از غلبه، ذلّت، تقيّه، و ترس واردتر است، سپس مى گويد: «تا كنون چه موقع ديده ايم كه معاويه در يكى از سخنانش مسير زهد پيش گيرد و راه و رسم بندگان خدا را انتخاب كند»).
خطبه32
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀احادیث برگزیده از امام جعفر (علیه السلام), ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, اقسام مسلمانان در جامعه اسلامی
[ 10:41:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
روانشناسی طلحه و زبیر |
... |
در آغاز جنگ جمل در سال 36 هجرى، ابن عباس را براى پند دادن به سوى زبير فرستاد و فرمود :
روانشناسى طلحه و زبير
با طلحه، ديدار مكن، زيرا در برخورد با طلحه، او را چون گاو وحشى مى يابى كه شاخش را تابيده و آماده نبرد است، سوار بر مركب سركش مى شود و مى گويد، رام است. بلكه با زبير ديدار كن كه نرم تر است. به او بگو، پسر دايى تو مى گويد: در حجاز مرا شناختى، و در عراق مرا نمى شناسى؟ چه شد كه از پيمان خود باز گشتى؟
(سید رضی می گوید: جمله كوتاه «فما عدا ممّا بدا» براى نخستين بار از امام على عليه السّلام شنيده شده و پيش از امام از كسى نقل نگرديد)
خطبه31
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت ادامه »
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀طلحه و زبیر در نهج البلاغه, ◀جنگ جمل در نهج البلاغه
[یکشنبه 1398-11-20] [ 08:59:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
علت کشته شدن عثمان از زبان امام علی |
... |
پس از پخش شايعات دخالت امام در قتل عثمان در سال 35 هجرى اين خطبه افشاگرانه را ايراد كرد.
علت کشته شدن عثمان
اگر به كشتن او (عثمان) فرمان داده بودم، قاتل بودم، و اگر از آن باز مى داشتم از ياوران او به شمار مى آمدم، با اين همه، كسى كه او را يارى كرد، نمى تواند بگويد كه از كسانى كه دست از يارى اش برداشتند بهترم، و كسانى كه دست از يارى اش برداشتند نمى توانند بگويند، ياورانش از ما بهترند. من جريان عثمان را برايتان خلاصه مى كنم: عثمان استبداد و خودكامگى پيشه كرد، و شما بى تابى كرديد و از حد گذرانديد، و خدا در خود كامگى و ستمكارى، و در بى تابى و تندروى، حكمى دارد كه تحقّق خواهد يافت.
خطبه30
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت ادامه »
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀عثمان در نهج البلاغه
[ 08:54:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
علل شکست در جنگ |
... |
 |
پس از آن كه ضحّاك بن قيس از طرف معاويه در سال 38 هجرى به كاروان حجّاج بيت اللّه، حمله كرد و اموال آنان را به غارت برد، فرمود.
علت شکست در جنگ
اى مردم كوفه بدن هاى شما در كنار هم، امّا افكار و خواسته هاى شما پراكنده است، سخنان ادّعايى شما، سنگ هاى سخت را مى شكند، ولى رفتار سست شما دشمنان را اميدوار مى سازد، در خانه هايتان كه نشسته ايد، ادّعاها و شعارهاى تند سر مى دهيد، امّا در روز نبرد، مى گوييد اى جنگ، از ما دور شو، و فرار مى كنيد.
آن كس كه از شما يارى خواهد، ذليل و خوار است، و قلب رها كننده شما آسايش ندارد. بهانه هاى نابخردانه مى آوريد، چون بدهكاران، خواهان مهلت، از من مهلت مى طلبيد و براى مبارزه سستى مى كنيد.
بدانيد كه افراد ضعيف و ناتوان هرگز نمى توانند ظلم و ستم را دور كنند، و حق جز با تلاش و كوشش به دست نمى آيد، شما كه از خانه خود دفاع نمى كنيد چگونه از خانه ديگران دفاع مى نماييد و با كدام امام پس از من به مبارزه خواهيد رفت.
به خدا سوگند فريب خورده، آن كس كه به گفتار شما مغرور شود، كسى كه به اميد شما به سوى پيروزى رود، با كندترين پيكان به ميدان آمده است، و كسى كه بخواهد دشمن را به وسيله شما هدف قرار دهد، با تيرى شكسته، تيراندازى كرده است.
به خدا سوگند صبح كردم در حالى كه گفتار شما را باور ندارم، و به يارى شما اميدوار نيستم، و دشمنان را به وسيله شما تهديد نمى كنم. راستى شما را چه مى شود، دارويتان چيست و روش درمانتان كدام است؟ مردم شام نيز همانند شمايند. آيا سزاوار است شعار دهيد و عمل نكنيد و فراموش كارى بدون پرهيزكارى داشته، به غير خدا اميدوار باشيد.
خطبه29
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ جهاد در نهج البلاغه
[شنبه 1398-11-19] [ 12:08:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
نحوه عمل کردن در دنیا و آخرت گرایی |
... |
 |
اين خطبه را در يكى از روزهاى عيد فطر ايراد فرمود.
دنيا شناسى و آخرت گرایی
پس از حمد و ستايش الهى، همانا دنيا روى گردانيده، و وداع خويش را اعلام داشته است، و آخرت به ما روى آورده، و پيشروان لشكرش نمايان شده.
آگاه باشيد امروز، روز تمرين و آمادگى، و فردا روز مسابقه است، پاداش برندگان، بهشت، و كيفر عقب ماندگان آتش است. آيا كسى هست كه پيش از مرگ، از اشتباهات خود، توبه كند؟ آيا كسى هست كه قبل از فرا رسيدن روز دشوار قيامت، اعمال نيكى انجام دهد.
آگاه باشيد هم اكنون در روزگار آرزوهاييد، كه مرگ را در پى دارد، پس هر كس در ايّام آرزوها، پيش از فرا رسيدن مرگ، عمل نيكو انجام دهد، بهرمند خواهد شد، و مرگ او را زيانى نمى رساند، و آن كس كه در روزهاى آرزوها، پيش از فرارسيدن مرگ كوتاهى كند، زيانكار و مرگ او زيانبار است.
(سید رضی مى گويد: اگر سخنى باشد كه مردم را به سوى زهد بكشاند و به عمل آخرت وادار سازد همين سخن است، كه مى تواند علاقه انسان را از آرزوها قطع كند، و نور بيدارى و تنفّر از اعمال زشت را در قلب ايجاد كند، و از شگفت آورترين جمله هاى مزبور اين جمله است كه فرمود: «الا و انّ اليوم المضمار و غدّا السّباق و السبقة الجنة و الغاية النار». «آگاه باشيد امروز روز تمرين و آمادگى، و فردا روز مسابقه است و جايزه برندگان بهشت، و سرانجام عقب ماندگى، آتش خواهد بود». زيرا با اينكه در اين كلام الفاظ بلند و معانى گران قدر و تمثيل صحيح، و تشبيه واقعى مى باشد سرّى عجيب و معنايى لطيف در آن نهفته شده است و آن جمله «و السبقة الجنة و الغاية النار» است، امام بين اين دو لفظ «السبقة» و «الغاية» بخاطر اختلاف معنا جدائى افكنده است، نگفته «السّبقة النار» چنانكه «السّبقة الجنّة» گفته است، زيرا سبقت جستن در مورد امرى دوست داشتنى است، و اين از صفات بهشت است و اين معنا در آتش «كه از آن بخدا پناه مى بريم» وجود ندارد، امام جائز ندانسته كه بگويد: «السبقة النار» بلكه فرموده است «الغاية النّار» زيرا مفهوم غايت (پايان) مفهوم وسيعى است كه در موضوعات مسرّت بخش و غير مسرّت بخش به كار مى رود و در حقيقت مرادف «مصير» و «مآل» است كه به معنى سر انجام مى آيد. چنانكه خداوند مى فرمايد: وَ جَعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً لِيُضِلُّوا عَنْ «به كافران بگو بهره بگيريد كه سرانجام شما به سوى آتش است». در اين خطبه دقّت كنيد كه باطنى شگفت آور و عمقى زياد دارد و چنين است ديگر سخنان امام عليه السّلام. و در بعضى نسخه هاى اين خطبه چنين آمده است «و السّبقة الجنة» (به ضم سين) به جائزه اى گفته مى شود كه به پيشتازان و برندگان مسابقه داده مى شود خواه وجه نقد باشد يا جنس ديگرى و معنى هر دو كلمه به هم نزديك است، زيرا پاداش را برابر كار نيك مى پردازند نه بد).
همانگونه كه به هنگام ترس و ناراحتى براى خدا عمل مى كنيد، در روزگار خوشى و كاميابى نيز عمل كنيد.
آگاه باشيد هرگز چيزى مانند بهشت نديدم كه خواستاران آن در خواب غفلت باشند، و نه چيزى مانند آتش جهنّم، كه فراريان آن چنين در خواب فرو رفته باشند. آگاه باشيد آن كس را كه حق منفعت نرساند، باطل به او زيان خواهد رساند، و آن كس كه هدايت راهنماى او نباشد، گمراهى او را به هلاكت خواهد افكند. آگاه باشيد به كوچ كردن فرمان يافتيد و براى جمع آورى توشه آخرت راهنمايى شديد. همانا، وحشتناك ترين چيزى كه بر شما مى ترسم، هواپرستى، و آرزوهاى دراز است. پس، از اين دنيا توشه برگيريد تا فردا خود را با آن حفظ نماييد.
خطبه28
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀ خودسازی در نهج البلاغه
[ 11:57:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
ملامت کوفیان در جهاد نکردن |
... |
 |
وقتى خبر تهاجم سربازان معاويه به شهر انبار در سال 38 هجرى، و سستى مردم به امام ابلاغ شد فرمود.
ارزش جهاد در راه خدا
پس از ستايش پروردگار، جهاد در راه خدا، درى از درهاى بهشت است، كه خدا آن را به روى دوستان مخصوص خود گشوده است. جهاد، لباس تقوا، و زره محكم، و سپر مطمئن خداوند است، كسى كه جهاد را ناخوشايند دانسته و ترك كند، خدا لباس ذلّت و خوارى بر او مى پوشاند، و دچار بلا و مصيبت مى شود و كوچك و ذليل مى گردد، دل او در پرده گمراهى مانده و حق از او روى مى گرداند، به جهت ترك جهاد، به خوارى محكوم و از عدالت محروم است.
آگاه باشيد من شب و روز، پنهان و آشكار، شما را به مبارزه با شاميان دعوت كردم .
گفتم پيش از آن كه آنها با شما بجنگند با آنان نبرد كنيد.به خدا سوگند! هر ملّتى كه درون خانه خود مورد هجوم قرار گيرد، ذليل خواهد شد.
امّا شما سستى به خرج داديد، و خوارى و ذلّت پذيرفتيد، تا آنجا كه دشمن پى در پى به شما حمله كرد و سر زمين هاى شما را تصرّف نمود. و اينك، فرمانده معاويه، (مرد غامدى) با لشكرش وارد شهر انبار شده و فرماندار من، «حسّان بن حسّان بكرى» را كشته و سربازان شما را از مواضع مرزى بيرون رانده است.
به من خبر رسيده كه مردى از لشكر شام به خانه زنى مسلمان و زنى غير مسلمان كه در پناه حكومت اسلام بوده وارد شده، و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره هاى آنها را به غارت برده، در حالى كه هيچ وسيله اى براى دفاع، جز گريه و التماس كردن، نداشته اند.
لشكريان شام با غنيمت فراوان رفتند بدون اين كه حتّى يك نفر آنان، زخمى بردارد، و يا قطره خونى از او ريخته شود، اگر براى اين حادثه تلخ، مسلمانى از روى تأسّف بميرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است.
شگفتا شگفتا، به خدا سوگند، اين واقعيّت قلب انسان را مى ميراند و دچار غم و اندوه مى كند كه شاميان در باطل خود وحدت دارند، و شما در حق خود متفرّقيد. زشت باد روى شما و از اندوه رهايى نيابيد كه آماج تير بلا شديد. به شما حمله مى كنند، شما حمله نمى كنيد. با شما مى جنگند، شما نمى جنگيد اين گونه معصيت خدا مى شود و شما رضايت مى دهيد.
وقتى در تابستان فرمان حركت به سوى دشمن مى دهم، مى گوييد هوا گرم است، مهلت ده تا سوز گرما بگذرد، و آنگاه كه در زمستان فرمان جنگ مى دهم، مى گوييد هوا خيلى سرد است بگذار سرما برود. همه اين بهانه ها براى فرار از سرما و گرما بود. وقتى شما از گرما و سرما فرار مى كنيد، به خدا سوگند كه از شمشير بيشتر گريزانيد.
علی از زبان علی
اى مرد نمايان نامرد اى كودك صفتان بى خرد كه عقل هاى شما به عروسان پرده نشين شباهت دارد. چقدر دوست داشتم كه شما را هرگز نمى ديدم و هرگز نمى شناختم. شناسايى شما -سوگند به خدا- كه جز پشيمانى حاصلى نداشت، و اندوهى غم بار سر انجام آن شد. خدا شما را بكشد كه دل من از دست شما پر خون، و سينه ام از خشم شما مالامال است. كاسه هاى غم و اندوه را، جرعه جرعه به من نوشانديد، و با نافرمانى و ذلّت پذيرى، رأى و تدبير مرا تباه كرديد، تا آنجا كه قريش در حق من گفت: «بى ترديد پسر ابى طالب مردى دلير است ولى دانش نظامى ندارد».
خدا پدرشان را مزد دهد، آيا يكى از آنها تجربه هاى جنگى سخت و دشوار مرا دارد، يا در پيكار توانست از من پيشى بگيرد؟ هنوز بيست سال نداشتم، كه در ميدان نبرد حاضر بودم، هم اكنون كه از شصت سال گذشته ام. امّا دريغ، آن كس كه فرمانش را اجرا نكنند، رأيى نخواهد داشت.
خطبه27
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀علی از زبان علی در کلام نهج البلاغه, ◀ جهاد در نهج البلاغه
[ 11:46:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
فرهنگ جاهلیت از زبان حضرت علی |
... |
فرهنگ جاهليّت از زبان حضرت علی
خداوند، پيامبر اسلام، حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را هشدار دهنده جهانيان مبعوث فرمود، تا امين و پاسدار وحى الهى باشد، آنگاه كه شما ملّت عرب، بدترين دين را داشته، و در بدترين خانه زندگى مى كرديد، ميان غارها، سنگهاى خشن و مارهاى سمّى خطرناك فاقد شنوايى، به سر مى برديد، آب هاى آلوده مى نوشيديد و غذاهاى ناگوار مى خورديد، خون يكديگر را به ناحق مى ريختيد، و پيوند خويشاوندى را مى برديد، بت ها ميان شما پرستش مى شد، و مفاسد و گناهان، شما را فرا گرفته بود.
خطبه26
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت ادامه »
موضوعات: ✔آیات آرام بخش, ◀خطبه ها, ◀عصر جاهلیت در نهج البلاغه
[چهارشنبه 1398-11-02] [ 09:32:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
رنج حضرت علی از خستگی یاران در حرکت |
... |
 |
اين خطبه را در سال 40 هجرى زمانى ايراد فرمود كه گزارش هاى پياپى از شكست ياران امام عليه السّلام به كوفه مى رسيد و عبيد اللّه بن عباس و سعيد بن نمران، فرمانداران امام در يمن از بسر بن ابى ارطاة، شكست خورده به كوفه برگشتند. امام براى سرزنش ياران جهت كندى و ركود در جهاد، و مخالفت از دستورهاى رهبرى، خطبه را ايراد فرمود كه آخرين سخنرانى امام است
1. علل شكست ملّت ها (علل شكست كوفيان، و پيروزى شاميان)
اكنون جز شهر كوفه در دست من باقى نمانده است، كه آن را بگشايم يا ببندم اى كوفه اگر فقط تو براى من باشى، آنهم برابر اين همه مصيبت ها و طوفان ها چهره ات زشت باد. آنگاه به گفته شاعر مثال آورد:
به جان پدرت سوگند اى عمرو، كه سهم اندكى از ظرف و پيمانه داشتم
سپس ادامه داد: به من خبر رسيده كه بُسر بن ارطاة بر يمن تسلّط يافته، سوگند به خدا مى دانستم كه مردم شام به زودى بر شما غلبه خواهند كرد. زيرا آنها در يارى كردن باطل خود، وحدت دارند، و شما در دفاع از حق متفرّقيد، شما امام خود را در حق نافرمانى كرده و آنها امام خود را در باطل فرمانبردارند.
آنها نسبت به رهبر خود امانت دار و شما خيانتكاريد، آنها در شهرهاى خود به اصلاح و آبادانى مشغولند و شما به فساد و خرابى، (آنقدر فرومايه ايد) اگر من كاسه چوبى آب را به يكى از شماها امانت دهم مى ترسم كه بند آن بدزدید.
2. نفرين به امّت خيانتكار
خدايا!
من اين مردم را با پند و تذكّرهاى مداوم خسته كردم و آنها نيز مرا خسته نمودند، آنها از من به ستوه آمده، و من از آنان به ستوه آمده، دل شكسته ام، به جاى آنان افرادى بهتر به من مرحمت فرما، و به جاى من بدتر از من بر آنها مسلّط كن.
خدايا!
دل هاى آنان را، آنچنان كه نمك در آب حل مى شود، آب كن. به خدا سوگند، دوست داشتم، به جاى شما كوفيان، هزار سوار از بنى فراس بن غنم مى داشتم كه: «اگر آنان را مى خواندى، سوارانى از ايشان نزد تو مى آمدند مبارز و تازنده چون ابر تابستانى». آنگاه امام از منبر فرود آمد.
(سید رضی مى گويد: «ارميه» جمع «رمىّ» به معناى ابر است، و «حميم» گرماى تابستان، كه شاعر ابر تابستانى را ياد كرده است از آن رو كه سبكبار و زود گذر است، و بارانى ندارد زيرا ابرهاى سنگين به جهت تراكم بخار و پر آب بودنشان به كندى حركت مى كنند كه چنين ابرهايى بيشتر در فصل زمستان يافت مى شود. در اينجا شاعر، سواران قبيله را به جهت شتاب آنان در پذيرفتن دعوت به هنگام فرياد رسى، به ابر تابستانى تشبيه كرده است كه گفت: «هنا لك لو دعوت، أتاك منهم».)
خطبه25
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ جهاد در نهج البلاغه
[ 09:11:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
برخورد حضرت علی با مخالفان حق |
... |
ضرورت جهاد
سوگند به جان خودم،
در مبارزه با مخالفان حق و آنان كه در گمراهى و فساد غوطه ورند، يك لحظه مدارا و سستى نمى كنم.
پس اى بندگان خدا!
از خدا بترسيد و از خدا، به سوى خدا فرار كنيد، و از راهى كه براى شما گشوده برويد، و وظايف و مقرّراتى كه براى شما تعيين كرده به پا داريد. اگر چنين باشيد، على ضامن پيروزى شما در آينده مى باشد، گرچه هم اكنون به دست نياوريد.
خطبه24
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ جهاد در نهج البلاغه
[سه شنبه 1398-11-01] [ 01:51:00 ب.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
نقش خویشاوندان در زندگی انسان |
... |
 |
نقش خويشاوندان در زندگی انسان
اى مردم، انسان هر مقدار كه ثروتمند باشد، باز از خويشاوندان خود بى نياز نيست كه از او با زبان و دست دفاع كنند. خويشاوندان انسان، بزرگ ترين گروهى هستند كه از او حمايت مى كنند و اضطراب و ناراحتى او را مى زدايند، و در هنگام مصيبت ها نسبت به او، پر عاطفه ترين مردم مى باشند. نام نيكى كه خدا از شخصى در ميان مردم رواج دهد بهتر از ميراثى است كه ديگرى بردارد.
آگاه باشيد!
مبادا از بستگان تهيدست خود رو برگردانيد و از آنان چيزى را دريغ داريد، كه نگاه داشتن مال دنيا، زيادى نياورد و از بين رفتنش كمبودى ايجاد نكند.
آن كس كه دست دهنده خود را از بستگانش باز دارد، تنها يك دست را از آنها گرفته امّا دست هاى فراوانى را از خويش دور كرده است، و كسى كه پر و بال محبّت را بگستراند، دوستى خويشاوندانش تداوم خواهد داشت.
(سید رضی مى گويد: و چه زيباست معنايى كه امام عليه السّلام از جمله «و من يقبض يده عن عشيرته» تا آخر كلام اراده فرمود، زيرا كسى كه خير و نيكى هاى خود را از خويشاوندان خود قطع كند، تنها سود يك تن را از آنها باز داشته، امّا به هنگام احتياج شديد، يارى تمام آنها را از خود دور كرده كه آنها به نداى او پاسخ نمى گويند در اين صورت خود را از سود فراوان خويشاوندان محروم ساخته و گروهى را از يارى خود باز داشته است).
خطبه 23
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ صله رحم و پیوند دوستی در نهج البلاغه
[جمعه 1398-10-27] [ 08:05:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
تناسب نعمت ها با استعدادهاى گوناگون |
... |
 |
تناسب نعمت ها با استعدادهاى گوناگون
پس از ستايش پروردگار؛
بدانيد كه تقديرهاى الهى چون قطرات باران از آسمان به سوى انسانها فرود مى آيد، و بهره هر كسى، كم يا زياد به او مى رسد. پس اگر يكى از شما براى برادر خود، برترى در مال و همسر و نيروى بدنى مشاهده كند، مبادا فريب خورد و حسادت كند، زيرا مسلمان (تا زمانى كه دست به عمل پستى نزده كه از آشكار شدنش شرمنده باشد و مورد سرزنش مردم پست قرار گيرد) به مسابقه دهنده اى مى ماند كه دوست دارد در همان آغاز مسابقه پيروز گردد تا سودى به دست آورد و ضررى متوجّه او نگردد.
هم چنين مسلمانى كه از خيانت پاك است انتظار دارد يكى از دو خوبى نصيب او گردد: يا دعوت حق را لبيك گفته عمر او پايان پذيرد «كه آنچه در نزد خداست براى او بهتر است»، و يا خداوند روزى فراوان به او دهد و صاحب همسر و فرزند و ثروت گردد، و هم چنان دين و شخصيّت خود را نگاه دارد.
دنیا
همانا ثروت و فرزندان، محصول دنيا و فانى شدنى، و عمل صالح زراعت آخرت است، گرچه گاهى خداوند، هر دوى آن را به ملّت هايى خواهد بخشيد.
از خدا در آن چه اعلام خطر كرده است بر حذر باشيد از خدا آنگونه بترسيد كه نيازى به عذر خواهى نداشته باشيد. عمل نيك انجام دهيد بدون آن كه به ريا و خود نمايى مبتلا شويد، زيرا هر كس، كارى براى غير خدا انجام دهد، خدا او را به همان غير واگذارد. از خدا، درجات شهيدان، و زندگى سعادتمندان، و هم نشينى با پيامبران را درخواست مى كنيم.
.
.
خطبه 23
نهج البلاغه
.
. موسسه اهل البیت
موضوعات: ✔آیات آرام بخش, ◀ وصف دنیا و آخرت در نهج البلاغه, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه
[ 07:55:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
ماهیت اصحاب جمل |
... |
 |
امام (عليه السّلام) و شناساندن ناكثين (اصحاب جمل)
آگاه باشيد، كه همانا شيطان حزب و يارانش را بسيج كرده و سپاه خود را از هر سو فراهم آورده است، تا بار ديگر ستم را به جاى خود نشاند و باطل به جايگاه خويش پايدار شود. سوگند به خدا ناكثين هيچ گناهى از من سراغ ندارند، و انصاف را بين من و خودشان رعايت نكردند.
خون خواهی عثمان:
آنها حقّى را مى طلبند كه خود ترك كردند، و انتقام خونى را مى خواهند كه خود ريختند. اگر شريك آنها بودم، پس آنها نيز در اين خونريزى سهم دارند، و اگر تنها خودشان خون عثمان را ريختند پس كيفر مخصوص آنهاست مهم ترين دليل آنها به زيان خودشان است. مى خواهند از سینه مادرى شير بدوشند كه خشكيده، بدعتى را زنده مى كنند كه مدّت ها است مرده، و چه دعوت كننده اى و چه اجابت كنندگانى.
همانا من به كتاب خدا و فرمانش در باره ناكثين خشنودم. امّا اگر از آن سرباز زدند با شمشير تيز پاسخ آنها را خواهم داد، كه براى درمان باطل و يارى دادن حق كافى است.
شگفتا !
از من خواستند به ميدان نبرد آيم و برابر نيزه هاى آنان قرار گيرم و ضربت هاى شمشير آنها را تحمّل كنم. گريه كنندگان بر آنها بگريند، تا كنون كسى مرا از جنگ نترسانده و از ضربت شمشير نهراسانده است، من به پروردگار خويش يقين داشته و در دين خود شك و ترديدى ندارم.
خطبه22
نهج البلاغه
.
.
موسسه اهل البیت
موضوعات: ◀عثمان در نهج البلاغه, ◀طلحه و زبیر در نهج البلاغه, ◀جنگ جمل در نهج البلاغه, ◀ عایشه در نهج البلاغه
[شنبه 1398-10-07] [ 08:02:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
راه رستگاری، سبکبار شوید |
... |
اين خطبه بخشى از خطبه 167 است كه در سال 35 هجرى در آغاز خلافت ايراد فرمود:
راه رستگارى:
قيامت پيش روى شما و مرگ در پشت سر، شما را مى راند. سبكبار شويد تا برسيد. همانا آنان كه رفتند در انتظار رسيدن شمايند.
(سید رضی مى گويد: اين سخن امام عليه السّلام پس از سخن خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با هر سخنى سنجيده شود بر آن برترى دارد و از آن پيشى مى گيرد و از جمله «سبكبار شويد تا برسيد» كلامى كوتاهتر و پر معنى تر از آن شنيده نشده، چه كلمه ژرف و بلندى چه جمله پر معنى و حكمت آميزى است كه تشنگى را با آب حكمت مى زدايد. ما عظمت و شرافت اين جمله را در كتاب خود به نام «الخصائص» بيان كرده ايم).
خطبه21
نهج البلاغه
.
.
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀مرگ در نهج البلاغه, ◀ خودسازی در نهج البلاغه, ◀ تقوا در نهج البلاغه
[ 07:52:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
علت مخفی ماندن اسرار پس از مرگ |
... |
علل پنهان بودن اسرار پس از مرگ:
آنچه را كه مردگان ديدند اگر شما مى ديديد، ناشكيبا بوديد و مى ترسيديد، و مى شنيديد و فرمان مى برديد. ولى آنچه آنها مشاهده كردند بر شما پوشيده است، و نزديك است كه پرده ها فروافتد.
اگر چه حقيقت را به شما نيز نشان دادند، اگر بدرستى بنگريد؛ و نداى حق را به شما شنواندند، اگر خوب بشنويد؛ و به راه راست هدايتتان كردند، اگر هدايت بپذيريد.
راست مى گويم، مطالب عبرت آموز اندرز دهنده را آشكارا ديديد، و از حرام الهى نهى شديد، و پس از فرشتگان آسمانى، هيچ كس جز انسان، فرمان خداوند را ابلاغ نمى كند.
خطبه20
نهج البلاغه
.
.
موضوعات: ◀مرگ در نهج البلاغه
[یکشنبه 1398-10-01] [ 07:58:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
خیانت به بستگان |
... |
 |
امام در مسجد كوفه در سال 38 هجرى سخنرانى مى كرد، اشعث بن قيس به يكى از مطالب آن اعتراض كرد و گفت اين سخن به زيان شما، نه به سود تو است، امام نگاه خود را به او دوخت و فرمود:
سوابق تاريخى نكوهيده أشعث بن قيس:
چه كسى تو را آگاهاند كه چه چيزى به سود، يا زيان من است. لعنت خدا و لعنت لعنت كنندگان، بر تو باد اى متكبّر متكبّر زاده، منافق پسر كافر.
سوگند به خدا!
تو يك بار در زمان كفر و بار ديگر در حكومت اسلام، اسير شدى، و مال و خويشاوندى تو، هر دو بار نتوانست به فريادت برسد. آن كس كه خويشان خود را به دم شمشير سپارد، و مرگ و نابودى را به سوى آنها كشاند، سزاوار است كه بستگان او بر وى خشم گيرند و بيگانگان به او اطمينان نداشته باشند.
(سید رضی مى گويد: منظور امام عليه السّلام اين است كه اشعث ابن قيس يك بار وقتى كه كافر بود اسير شد و بار ديگر آنگاه كه مسلمان شد و شمشيرها را به سوى قبيله اش راهنمايى كرد، مربوط به جريانى است كه اشعث قبيله خود را فريب داد تا خالد بن وليد، آنها را غافلگير كند و از دم شمشير بگذراند كه پس از آن خيانت او را با لقب «عرف النّار» (چيزى كه آتش را بپوشاند)، مى ناميدند و اين لقبى بود كه به نيرنگ باز مى دادند).
خطبه19
نهج البلاغه
.
.
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ صله رحم و پیوند دوستی در نهج البلاغه
[ 07:51:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
| |
مبانی وحدت امت اسلامی |
... |
 |
نكوهش از اختلاف رأى عالمان در احكام قطعى اسلام
دعوايى نسبت به يكى از احكام اجتماعى نزد عالمى مى برند كه با رأى خود حكمى صادر مى كند. پس همان دعوا را نزد ديگرى مى برند كه او درست بر خلاف رأى اوّلى حكم مى دهد. سپس همه قضات نزد رييس خود كه آنان را به قضاوت منصوب كرده، جمع مى گردند. او رأى همه را بر حق مى شمارد. در صورتى كه خدايشان يكى، پيغمبرشان يكى، و كتابشان يكى است. آيا خداى سبحان، آنها را به اختلاف، امر فرمود، كه اطاعت كردند يا آنها را از اختلاف پرهيز داد و معصيت خدا نمودند.
قرآن، مبانى وحدت امّت اسلامى
آيا خداى سبحان، دين ناقصی فرستاد و در تكميل آن از آنها استمداد كرده است؟ آيا آنها شركاء خدايند كه هر چه مى خواهند در احكام دين بگويند و خدا رضايت دهد. آيا خداى سبحان، دين كاملى فرستاد، پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ابلاغ آن كوتاهى ورزيد؟
خداى سبحان مى فرمايد: «ما در قرآن چيزى را فروگذار نكرديم». و فرمود: «در قرآن بيان هر چيزى است». و ياد آور شده كه: بعض قرآن گواه بعض ديگر است و اختلافى در آن نيست. پس خداى سبحان فرمود: «اگر قرآن از طرف غير خدا نازل مى شد اختلافات زيادى در آن مى يافتند». همانا قرآن داراى ظاهرى زيبا و باطنى ژرف و ناپيداست، مطالب شگفت آور آن تمام نمى شود، و اسرار نهفته آن پايان نمى پذيرد و تاريكى ها بدون قرآن بر طرف نخواهد شد.
خطبه18
نهج البلاغه
.
.
موضوعات: ◀خطبه ها, ◀ قرآن در نهج البلاغه, ◀علم و علماء در نهج البلاغه
[شنبه 1398-09-23] [ 07:40:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|
|